13700
امتیاز  
364
تعداد نظرات  
108
مقالات نوشته شده  
1
مقالات در صف انتشار  
: نام کاربری
: سن جیمی
: رشته تحصیلی
: سن
i_banu69
2 سال و 2 ماه
فقه وحقوق
27 سال
یاد روزهای قبل از عاشق شدن
پسر آن دیگری
روزی که عاشقت شدم
چهارشنبه بیست اردیبهشت
حس دلتنگی
همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد
ته ریشت را بیشتر
موهایت را دوست دارم
کاش من هم رفته بودم
گلدان، لیوان
بی شرط دوستم داشته باش
مثل لاک گلبهی
صورت آشنا
آرزو دارم که باز آن روی زیبا را ببینم!
چطور می شود بی عشق زندگی کرد؟
من که میمیرم برای زندگی با تو
مرور خاطرات گذشته
کیف پول
دو خواهران
ابر رایانه من در راه است!
دلنوشت
جان کندن...
قاب آرزو
آدم‌های شکم سیر
تو را با عشق می‌بوسم
دلنوشت
یه عکس یادگاری که خودتم نداری!
شوخی با مرگ
«او»
انتخاب واحد آخر
پشت کوه‌ها شهری ست...
یه خاطره از فردا
مینی آنجل
هجوم فکرت، من و خیابون
باید زبان می‌خواندم
کاشکی می‌شد برویم سفر
فلانی
این روزها دوباره یاد تو می افتم
کنکور غم دارد
ای کاش...
تنهایی بانو
#داستان_عاشقانه #عشق_له_شده #میس_کال
وارونگی...
یک صبح سبز تابستانی
#درد_عاشقی #رفتن_تو
نفرین عشق...
دلنوشت
تسویه از جهنم...
دلنوشت
دلتنگیه دل تنگم
طناز و طاهره
ساده‌ی ساده‌ی ساده
#مرگ_وبلاگ‌_ها #دفن_خاطرات
درد عمیق
#ده_سال_بعد_از_حال_این_روزام
بوی سیب اردیبهشت
حال خوب من
#پایان#حس_تازه#گوشی_دکمه_ای
حس تازه پایان
#پنج_سال_بعد #من_به_یاد_تو_ام
خدا رو شکر خوشبختی...
#کاش_بودی #تنهام
پایان نامه
یه خاطره از فردا
مار یا پله؟
نیم بوت پاییزی
قاب قوسین
چسب زخم
تقدیم به روح پاک شهید محمود باجلان
پسر دایی،قنده چایی!
گفتی خداحافظ! گفتم دوستت دارم
تقدیم به شهدای امر به معروف و نهی از منکر
نسیم در بوته زار می‌پیچد
من و یک فرشته پادو!
اولین روزِ آخرین ترمِ همکلاسی بودن
صدای سخن عشق
یار مرا می‌کشد
در خواب مرده بودی
مرد خوب من!
وصال سه بعدی به تو
این دی ماه بدبو
باران که می‌بارد...
من عشق را با چشم تو احساس کردم
داستان اسباب بازی ها
برگشت ناپذیر
عصر یخبندان
ثانیه ثانیه صدات،حس آروم نفسات
تو حتما یک روز به من زنگ می‌زنی
اشیاء از آنچه شما می‌بینید سعادتمندترند!
پسرانه‌ها...
هر مسابقه، یک گریستن!
تمام ناتمام من با تو تمام می‌شود
من در تنهایی
همه رو برق می‌گیره ما رو چراغ نفتی!
دوباره می‌رسیم به هم
محرمی که دیگر نیستی
هم خانه
یک قلبِ گشاد شده
مهاجراً الی سبط رسول الله
خوابگاه دلتنگی
امروز درست یکسال و هشت ماه و سه هفته و دو روز و چهار ساعته که ندیدمت، ندیدمت، ندیدمت!
پارسال همین موقع همین روز
یه جایی توی این شهر نفس می‌کشی
گوی‌های فلزی هم عاشق می‌شوند
ای بی‌خبر از حال من، امروز کجایی...
پاییز، تنهایی
غریق
دو تاس، دو سکه
هفتمین ماهگرد رفتنت!
این پیامک‌های اشک آورِ لعنتی
خاطرات گذشته منو می کشه آسون!
کتابکده و حضور تلخ تو
دال=خال!
عشق،سر چار سوق
گلی که تو بودی
جبر در احتمال
مذاکره؛ مذاکره است!
درباره الی...
خلاصم کن...
چه چیزی توی وجودت هست که من دیوونه اونم؟!
استاد «ص»
مطمئنم یک روز دختردار می‌شوی
«پیراهن» و دیگر هیچ!
روزی که شیرینی عروسی‌ات را بیاوری
شاید برای تو اتفاق بیافتد
پسرک نامزد دارد!
هر شب تنهايى
دیوانه می‌کند مرا پیراهن تو
یک عاشقانه آرام
شهید پسرک من
این چهارشنبه‌های لعنتی
خیلی دیر آمدی...