8294
امتیاز  
968
تعداد نظرات  
51
مقالات نوشته شده  
0
مقالات در صف انتشار  
: نام کاربری
: سن جیمی
: رشته تحصیلی
: سن
خورشید
2 سال و 11 ماه
بی سوادی که خواندن و نوشتن میداند .
26 سال
صدایت همان اتفاقی‌ست که باید بیفتد
حوالی روزهایم
چای نخوردن ها بهانه است
تو بیا تو بمان
آدم خوش قولی هستم
گل فروش
حال دلم سکوت می خواهد
کمک کن واژه شویم
بیا باهم سرما بخوریم
حمله پارادوکس ها
لحظات خوب باهم بودن
عطر دست هایش
می آیند و می روند
به همان قانون همیشگی یک ثانیه ای
باید بشوی همان آدم سابق
آفرینش برای خوب بودن
برای پدر مهربانم
خورشید ِ گل فروش
دلنوشته
واژه های بی درد
به جراحی تن نداده ام
گمان کنم دلتنگ من شده باشد این درد جان...
خدا کند که بیوفتد
یک اتفاق خوب
دلنوشت
به همان اندازه که نمی دانم، میدانم
با همه خوب بودن هایم
یک جای کار می لنگد
پر از احساس و لبخند
خدایی که هوای دلتنگی هایم را دارد
آدم‌های خنثی
فریادهای کودک درون‌تان را جدی بگیرید
بازی ذهن و امین الدوله‌ها
دلنوشت
روزی باید بروم
انسان یک وجود بی‌تفاوت
تکرار یا عدم تکرار گذشته
برای داشتن بهترین‌ها بهترین باش
حوالی خنده‌هایم قدم بزن
جوینده سکوت
ببخش و آزاد شو
تصمیم بگیر خودت رو بشناسی
معجزه‌هایی در همین حوالی
من و تولد بیست و پنج سالگی ام
حس خوب شروع بیست و شش سالگی
مرضی سخت و هولناک به نام نفهمیسم
#تشریح_اندام #پزشکی #جنازه
بی‌کس‌های واقعی
هیچ کس جوابی برای سوالم ندارد
یک شبه هم می‌شود پیر شد
حرف‌های بی‌مخاطب بر وجودم سنگینی می‌کند
دلتنگی برای دوران طلایی*
بیایید امشب برای هم دعا کنیم
#دوست_داشتن#مهربانی
به سادگی نداشتن لیاقت
بعد از یکسال دوباره به جیم برگشتم
خورشید دوباره می تابد
چند بار مجبور بودید خودتان نباشید؟!
آسمان آبی نوستالژی میشود
کودکی گم شده من
بیایید وقایع حاشیه نشین زندگی را زیاد تحویل نگیریم
سلاخی واژه‌ها... / شعر
ارسالی برای مسابقه‌ای از جنس مجازی
لولوی اینترنت مهربان است!
جمعه‌هایی که بی‌ظهورتان شب می‌شود
نوستالژی کودکان جنگ...
انسانیت پنهان شده زیر جلد مردم شهر
چیزهایی که در مدرسه باید می‌آموختیم اما نیاموختیم
حال و هوای دوست داشتنی خانه ما به لطف اربعین
گنگ حرف نمی‌زنم؛ میان دلتنگی‌ها پرسه می‌زنم / شعر
هر پنجره ،یک قصه...
گورها علاقه شدیدی به پر شدن دارند!