خانه انجمن خاطره اي از حرم امام رضا (ع)
٤٨٨
٢٠
v-qavam

خاطره اي از حرم امام رضا (ع)

خاطره اي از حرم امام رضا (ع)

معمولا چه موقع هايي حرم مي ريد؟

موقعي که دلتون گرفته؟

موقعي که خوشحاليد؟

بيشتر تنها ميريد يا با خانواده يا دوستان؟

شده براتون اتفاق جالبي افتاده باشه؟

خاطرات جالبتون رو بنويسيد...

٩١/١٠/٢٢
نظرات کاربران
کد امنیتی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩١/١٠/٢٢
١
٠
وقتایی که دلم میگیره بیشتر میرم یه حس و حال عجیبی داره که ادمو اروم میکنه انگار اونجا به خدا نزدیکتری . اتفاق که افتاده اما بعضی چیزارو نمیشه گفت و ارزش انها به نگفتنشونه
shiezadeh
shiezadeh
٩١/١٠/٢٢
٣
٠
ناراحت بودم . آنقدر که از زمین و زمان بیزار شدم . اطراف حرم بودم . خودم را به میدان شهدا رساندم و رو به حرم سلام دادم . بعد خنده تلخی کردم و با کنایه گفتم ممنون از لطفتون آقا ! راهم را گرفتم و رفتم . وقتی یادم می افتاد چقدر در همین حرم برای مشکلم دعا کردم و هیچ چیز حل نشد آتش می گرفتم . تا خانه اشکهایم بی اختیار می ریخت . وقتی خودم را تا این حد تنها می دیدم حتی دلم نمی خواست نفس بکشم . تمام دلخوشی ام همین حرم های یک هفته درمیان بود که حالا ... چند هفته بعد متوجه چیزی شدم که ای کاش دروغ بود . شوکه شده بودم . باورش برایم سخت بود . روی سخن گفتن با خدا را نداشتم . مانده بودم زیر خروارها فکر و خیال که اگر دعای آن روزم مستجاب می شد چه بر سرم می آمد . سرتا پا آب شدم . آرام زیر لب گفتم حکمتت را شکر . فردای آنروز عزم حرم را کردم . راه افتادم . تمام راه را پیاده رفتم تا مجال داشته باشم به این فکر کنم چگونه عذر خواهی کنم؟ با چه جمله ای؟ با چه رویی؟ گنبد و گلدسته ها را که از دور دیدم خواستم سلامی بدم اما سکوت کردم و سرم را به زیر انداختم و لرزان به سمت حرم رفتم . اذن دخول را که می خواندم اشک پهنای صورتم را پوشانده بود . هنوز هم داشتم با خودم کلنجار می رفتم که داخل شوم یا نه؟ وارد حرم شدم چه کنم؟ تفتیش را که پشت سر گذاشتم و پرده میان خود و صحن را کنار زدم و چشمم به گنبد افتاد قلبم ریخت . چند قدمی جلو رفتم و بعد ایستادم . می خواستم برگردم . هرچه با خودم کلنجار رفتم رویی برای گام برداشتن به جلو نداشتم . رویم را برگرداندم تا خارج شوم . خادمی صدایم زد . تا باز گشتم یک دسته گل به دستم داد و رفت . مانده بودم هاج و واج که این کار چه معنی دارد . ملتی را دیدم که به سمتم می آمد . فهمیدم این گلها گلهای بالای ضریح است . شاخه شاخه اش را به مردم دادم . یک شاخه نرگس ماند در دست خودم . گل را بوییدم و روی سینه گذاشتم و نجوا کنان گفتم ممنونم ... ( خیلی خیلی ببخشین طولانی شد ، تحویلتون گرفتم همچی ادبی نوشتم حالشو ببرین!! )
m-kian
m-kian
٩١/١٠/٢٢
٢
٠
دوست عزیز قدر خودتو خیلی بدون...من هر وقت میرم حرم و چشمم به گلای بالای ضریح میفته آرزوی داشتنشو دارم حتی یه گلبرگ...ولی بعد این همه سال...........)-:
m-nas
m-nas
٩١/١٠/٢٢
١
٤
امام رضا از من خوشش نمیاد این و بی تعارف میگم................ولی بازم میگم السلام علیک یا علی بن الموسی الرضا..................فقط این و می دونم جواب سلام واجبه.........
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/٢٢
١
٠
شما جواب سلامونمیشنوی.منم موقع کنکورم این احساس شما رو نسبت به همه ائمه داشتم.ما وقتی یه بار از عمق وجودم بهشون اعتماد کردم،جواب سلامو شنیدم.
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٢
٠
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگذاریم
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٢
٠
٠
میترا درست میگه لایک دوست من!
s_sabouri
s_sabouri
٩١/١٠/٢٢
٠
٠
یه شعر داره مولانا واسه شما : ترس و عشق تو کمند لطف ماست ///زیر هر یا رب تو لبیک هاست ......
shiezadeh
shiezadeh
٩١/١٠/٢٢
٠
٠
بی خیال ... بدبین!!
m-nas
m-nas
٩١/١٠/٢٣
٠
٠
دیشب خواب دیدم رفتم حرم
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٢
١
٠
من هر وقت بشه میرم حرم ،زمان ووقت خاصی هم نداره یه وقت دیدی از دانشگاه مسیرمو کج کردم سمت حرم،باید بخوای می بینی اونجایی من بهترین خاطره ام مال عقد دو تا از جوونای فامیلمون بود اون جای مخصوص اتمسفر خوبی داره عالیه! خودمم یه جای دنج دارم که مخصوص خودمه با دوستام بیشتر میرم گاهی هم تنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــها
m-kian
m-kian
٩١/١٠/٢٢
٢
٠
هر وقت قسمتم شه میرم آخه بنظر من اینطور جاها دست خودمون نیست...خیلی وقتا واقعا قصد داشتم برم اما یهو نشده ...بیشتر هم با خونواده میریم هر چند تنهایی رفتن حرم یه صفای دیگه داره
mahshid
mahshid
٩١/١٠/٢٢
٠
٠
هر وقت تونستم...........
kafshdozak
kafshdozak
٩١/١٠/٢٢
١
٠
امام رضا ؟! توروخدا امام رضا به این مامان من بگو بذاره بیام پیشت تنهایی ! خیلی باهات حرف دارم ! خیلییییییییییی ها ! دوستان واسم دعا کنین ! خاطره جالبی یادم نیست ! اما یادمه با عروس خالم رفته بودم حرم.همچی غرق خودم بودم که نمیدونستم کی دوروبرمه ! یکدفعه زد تو پرم گفت دختر غصه نخور یا خودش میاد یا نامش ! زدیم زیر خنده... اما خب دلم نمیخواست از اون گفتگو با خدای خودم و امامم دور شم !
s.a
s.a
٩١/١٠/٢٢
٠
٠
منم دوست دارم این جور جاها تنها برم....
m-roohangiz
m-roohangiz
٩١/١٠/٢٢
٠
٠
مشهد كه زندگي نمي كنيم...ولي هروقت ميام مشهد ميرم حرم.... يه بار باچند نفر از آشناها رفتيم حرم....دوساعتي حرم بوديم....خيلي لذت بردم....تو راه برگشت بارون شروغ كرد به باريدن...خيلي قشنگ بود....
shiezadeh
shiezadeh
٩١/١٠/٢٢
٠
٠
تو خیلی برام آشنایی .... محدثه تویی؟؟؟ منم دریا!! خخخخخخخخ :)) نه بی شوخی!! خودتی؟؟
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
بیاین رو به رو کنین!خخخخخخ!
m-roohangiz
m-roohangiz
٩١/١٠/٢٢
٠
٠
حالا گيريم كه باشم....امضا نميدم ها.....
shiezadeh
shiezadeh
٩١/١٠/٢٣
٠
٠
اووووووووف بابا امضا!! باشه کتابت ک چاپ شد اونو واسم امضا بزن