خانه انجمن خطر ازبیخ گوشم ردشد!
٨١٧
٦٩
d_toktam

خطر ازبیخ گوشم ردشد!

خطر ازبیخ گوشم ردشد!

تا حالا شده خطر ازبیخ گوشتون بگذره؟ چه خطری بوده؟

٩٢/٠١/١٦
نظرات کاربران
کد امنیتی
mo_so
mo_so
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
بله.یک بار
mo_so
mo_so
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خطر تصادف بوده
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
من که به اندازه موهای سرم خطر تصادف تهدیدم میکنه
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
یه بار با ماشین تو بزرگراه امام علی ماشین ناخودآگاه یه پیچ کامل خورد،شانس آوردیم که ماشینی ما رو له نکرد...هنوز خاطره اش منو می ترسونه یه بارم از یه کوه بلند نزدیک بودم سقوط کنم،یه بار به خاطر زیاده روی داداشم تو دریا که هی منو هل می داد نزدیک بود غرق شم!کلا ته شانسم !
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
این همه خطر از بیخ گوشتون رد شده ، احیانا خدایی نکرده گوشتون خراشی چیزی بر نداشته؟؟؟؟؟
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
نوچ!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
یبارم که داشتین میومدین جیم پاتون رفته بود توی جوق آب:)))))
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
لیکن بله!چه قدر شهرداریو شاد کردم اون روز!
g.h
g.h
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
یه بار از کوه افتادم اما نمردم شانس آوردم و فقط سرم چند تا بخیه خورد.
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
مغزتون سالمه که انشاا...
g.h
g.h
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
یه بارم وقتی خیلی بچه بودیم من و داداشمو خواهرم رو سرو کول بابام سوار شدیم بعد بابام رفت تو دریا هی رفت ورفت ورفت تا اینکه آب تقریبا تا بالای سینش رسیده بودو ما فقط سرمون از آب بیرون بود و هی دست و پا میزدیم که بریم بالاتر .بعد یهو زیر پای بابام خای شد که یکم جیغ و داد کردیم اما از اونجایی که بابام یه سوپر من بزرگه خودشو جمع و جور کرد و هممون رو به سلامت به ساحل باز اورد .
g.h
g.h
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
دبیرستانی بودم رفته بودیم اردو کم مونده بود برم زیر مینی بوس مدرسه اگه بدونین مینی بوسه با چه سرعتی میومد!!اما جاخالی دادم وگرنه من الان در بین شما نبودم شانس با ما یار بود.
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خب خداروشکر!کمم شر نبودی هاااااااااااا:)))))
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
تا حالا چند بار شده که ماشين با سرعت زياد از کنارم رد شده...
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
يه بارم توي يه دعوا نزديک بود چاقو بخورم...همين چند ماه قبل...
من
من
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خوب اون وسط چیکارمیکردی؟به شما که نمیاد اهل اینکارا باشی یا اینکه دوستای اینطوری داشته باشی!
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خودم اهل دعوا نیستم...اما یکی از دوستام یه کار اشتباهی کرده بود که نزدیک بود اتیشش دامن من رو هم بگیره... اما خوشبختانه واسه هیشکدوممون مشکلی پیش نیومد...
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
دور میدون جام عسل با یک پیکانه دعوام شد طرف چاقو کشید..........منم با کلاه محکم زد تو سرش سریع در رفتم.......طرف بی هوش شد بنظرم از بس محکم زدم
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
ایول!دعوایی که توش چاقو باشه خعععععععلی هیجان داره!منم یدفه گیر کردم بین یه دعوایی که 30-40نفر ریخته بودن!منم اونجا فقط چشم بود چاقو نخورم و هی به خودم میگفتم عجب ..... هستم من دیگه:)))))))
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
بلهههههههه....یک بار داشتم دور میدون هاشمیه رد میشدم نیسانیه اومد پشت سرم اول زد به پام بهد بوق زد برو کنار........گفتم شما بزن بکش بعد یادت میاد من اینجام...خلاصه پام کبود شد........
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخ!!!!!!!!!!!!!!
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خخخخخخخخ.........
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٦
٢
٠
خدا سوسک کنه اون نیسانی بیتلبیتو:))))))
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
يه بارم با دوستم روي پله يه خونه اي نشسته بوديم.. بعد يه بچه حدودا 10 ساله که يکم شيرين ميزد اومد يه سنگ بزرگ برداشت محکم زد طرفمون... سنگ دقيقا از بين فاصله کم بين سر من و سر دوستم رد شد...
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
دقیق یادم نیس ولی فک کنم7..8ساله بودم داشتیم تو کوچه با خواهر و دخترعمه ام با ماشین شوهرعمه ام بازی میکردیم هی پیاده سوار میشدیم!خلاصه من پیاده شدم دستمو گذاشتم اونجایی که در بسته میشه نمیدونم خواهرم بود یا دخترعمه ام یکیشون درو محکم بست!قشنگ4تا انگشتم تا نصفه مونده بود لای در!!!حالا هیشکیم نمیتونس درو باز کنه!یعنی باز نمیشد!خلاصه خدا خیرش بده یکی از مهمونامون آقا بودن قدرتشونم زیاد بود اومد درو باز کردم.وقتی رفتیم دکتر از دستم عکس گرفتن دکتره گف اگه یکم پایین تر از بند انگشتام دستم اون لا مونده بود هر4تا انگشتمو باید قطع میکردن!!!!
sahar
sahar
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
چی وحشتناک!
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
آره واقعا اوضاعم خیلی بد بود..اطرافیانم واقعا ترسیده بودن..قشنگ یادمه خاله ام کلا غش کرد!!!
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
وای مامان..
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
چقدر جالب و زیبا بود........یو ها ها:))
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
ایییییییییییول!خعععععععلی قشنگ بود
maede_kashiyan
maede_kashiyan
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
چقدر دل رحمین شما دوتا!!!واقعا موندن 4تا انگشت من تا نصفه لای در!!!کجاش قشنگ و جالب هست؟؟!!!:))))))))
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
قشنگه دیگه
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خیلی...............یعنی خیلی کمه شب میام کانل براتون توضیح میدم
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
رو لبه دیوار راه میرفتم برق منو گرفت ولی کاریم نشد
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/١٦
١
٣
اره یه بار شب عروسی عموم تو ماشین بودیم.کامیون زد بهمون .البته فقط ماشین خراب شد.ینی داغون شد
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
کی جرات کرده به آرشام منفی بده ؟؟؟
sahar
sahar
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
نه...خدا رو شکر تا حالا واسم پش نیومده
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خطرا معمولا از بیخ گوش من رد نمیشن ... از تو شکمم رد میشن...
هرکی
هرکی
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
یادش بخیرسال سوم دبیرستان دو نفربودیم که فامیلامون یکی بود دبیر وقتی فامیلمونو برای پرسش صدامیزد دل هردو مون میریخت اما همین اولین حرف اسم یکیمونو میگفت خطر از بیخ اون یکی رد میشد!
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
اره یکی دوبار میخواستم تصادف کنم یه بارم از کوه افتادم پایین که شانس اوردم جلوی یه بوته خار بزرگ متوقف شدم
raaahil.m
raaahil.m
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
آره یه باروسط خیابون آشغال رف تو چشمم.تا اومدم درش بیارم ماشین ازبیخ گوشم ردشد.
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
آره یبار سوم دبیرستان بودم با بچه ها رفتیم اخلمد توی عیدی!با دمپایی خیرگی کردیم رفتیم بالا کوه!اون تیکه ای سمت راست جدامیشه و یه آبشار کوشولو داره!کنارش یه 5-6متر کوهه که صافه و باید مث این سنگ نوردا بری بالا!از اونجا رفتیم بالا فقط 2نفر دیگه بالا بودن!از اونجا دیگه خوردیم به کوه اصلی و از اونم رفتیم بالا!حالا بالا رفتن ما همان و شروع شدن بارون همانا!ما هم که با دمپایی!چند دقیقه ای همونجا وایسادیم دیدیم بارون بند نیومد آروم آروم میومدیم باپپن!از اون فاصله افتاده بودیم دیگه بو حلوامون بلند میشد!دیگه کم کم اومدیم پایین و خوشحال شدیم که یکی از بچه ها از فاصله 4-5متری سقوط کرد!!!اول خورد روی یه تخته سنگ بعدش افتاد پایین!بلند شد تا نزدیک یک دقیقا تو شوک بود!به هممون فحش میداد!مونده بودیم بخندیم یا نه!ولی خدایی موقع افتادنش من هنوز بالا بودم یا یکی دیگه!منکه گفتم مرد دیگه
من
من
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خخخخخخخخ
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
من یک دفعه جوگیر شدم از یک صخره رفتم بالا.....وسطای راه گیر کردم.....شروع کردم ذکر گفتن........با هزار بدبختی با کمک بقیه اومدم پایین
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
استاد خدا بهتون رحم کرده بوده ها!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
یبارم با پسرداییم سوار ماشین باباش بودیم اونموقع هنوز خیلی کوشولو بودیم و پسرداییم تازه میخواست گواهینامه بگیره!داشت تمرین میکرد منم کنارش نشته بودم!دیوانه از تو خیابون اصلی یهو میخواس بپیچه تو فرعی!یه ماشین از تو فرعی با سرعت داش میومد!ینی نزدیک بود بزنه به بغل ماشین!اون سمتی که من بودم!ینی زده بود فکر میکنم من الان باید از بهشت اینجا خاطرشو مینوشتم:)))))
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
من یک بار لاستیک جلوی موتور ترکید.......یعنی مث چی شانس اوردم پشت چراغ خطر وقتی واستادم ترکید.......جدا خدا بهم رحم کرد......حتما میدونین ترکیدن لاستیک جلوی موتور مخصوصا تو سرعتهای بالای 70 تا مرگ 100درصده
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خب ممد حسن سوار نشو موتور!مگه مجبوری!خودت میدونی خطرش چقدره دیگه لازم نیست من بگم!مشخصم هس از 80تا کمتر نمیری
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
از کجا فهمیدی
من
من
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
من خودمو یادم نیس ولی بابام میگه تو جنگ گاهی میخواسته که جان به جان آفرین تسلیم کنه خدارحم کرده وگرنه یا من الان وجود نداشتم یا دختر یه آدم دیگه بودم با یه اسو ونشون دیگه!
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
مگه تو دختری؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
من
من
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
مگه شمافکرکردی من پسرم؟!
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
نه بابا خطر به گوشم برخورد کرد...استاد فیزیو پرسید ازم...البته من یاد داشتما....
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
راستی یه بار من و خواهرم و بچه اش سوار ماشین بودیم یهو ماشین راه افتاد......تو سراشیبی.....منم یاد این تبلیغای تی وی افتادم در چند قدمی ماشینی که جلومون پارک شده بود دستی رو کشیدم...و نجات یافتیم!!!
parisa
parisa
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
اره بابا خیلی........از اونجایی که من خیلی دختر اروم و مظلومی هستم همش میوفتم تو دردسر......
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
اقا دیگه..............
parisa
parisa
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
بله اقا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
زیاد! آخریش همین چند ساعت پیش بود!! خطر رقص بندری !! (برق گرفتگی)
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
نه خداروشکر تا حالا پیش نیومده(:
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
ااااااااا چرااااااااا الان یادم اومد 8سالم بود از 10 تا پله ازین آهنیای قدیمی مثل توپ قل خوردم با سر اومدم پایین ولی یه خراشم برنداشتم(:....اینقد باحال بود شوکه شده بودم ((: باورم نمیشد سالمم
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
بلی.سه روز پیش درهمین سفر اخیر،ماشین عموم ساعت 3 نصف شب تو بر بیابون خراب شد!به چه بدبختی هلش دادیم تا راهدارخونه و مسجد که نزدیک بود.بعد اومدیم تو مسجد نماز صبح خوندیمو خوابیدیم.صبح ساعت 9 بابام قلبش کرفت و از شانس ما اورژانس و هلال احمر کنار مسجد بودن.عموم اومد بره خبرشون کنه که غش کرد یک بساطی بود که نگو و نپرس. عموم و بابام رو با اورژانس بردن بیمارستان سیرجان.خداروشکر تا عصر هردوشون مرخص شدن و ماشین عموم هم درست شد.خلاصه که خدارحم کرد.
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
واقعا خدا بهتون رحم کرده ها
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
جدا خدا بهتون رحم کرده
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
نی نی بودم زبونم پاره شده بود! کوچولو بودم دچار گاز گرفتگی شدم! تبزرگتر شدم و مسیر دانشگاه به لطف یک راننده‌ی بی شخصیت از اتوبوس پرت شدم پایین فقط خدا به دادم رسیده بود که لاین کناری ماشین نبود وگرنه پودر شده بودم!! یک بار هم داشتیم از خیابون رد می‌شدیم اصلا حواسم نبود اگر دوستم من رو نمی‌کشید عقب ماشین از روم رد شده بود!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
ایییییییییییییییووووووووووول شاگرد خودم:))))))))اون پرت شدن از ماشینش خعععععععععلی توپ بود:))))))اینا همه اثر شریه زیاده:))))))
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
مطمئنی که زنده هستی الان
بامعرفت
بامعرفت
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
یه دفعه با موتور داشتم میومدم . کلاسم دیر شده بود . کمی سرعت داشتم . صبح زود بود و خیابون خلوت . ناگهان دیدم یه دختر مدرسه ای پرید وسط خیابون . نزدیک بود بزنم بهش که دسته موتور جابجا شد و تونستم ردش کنم . چون قبلش داشتم دعایی می خوندم . مطمئن شدم کار خداست . بعدش هر چی فکر کردم . اگه می زدم به اون دختربچه . شاید بیشتر از اون ، من ناکار می شدم . چون پرت می شدم از روی موتور و سرعتم زیاد بود . بهرحال خدا خیلی بهم رحم کرد . البته همیشه از خودش خواستم اگه قراره تصادف کنم . مردم کاری شون نشه و من ناقص بشم . خدا رو شکر الان دیگه موتور سوار نمیشم ....
سهره
سهره
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
نشده تا به حال