خانه انجمن در چه شرایطی حس نوشتنتان برانگیخته میشود؟
٩٤٦
٧٢
سحر نیکوعقیده

در چه شرایطی حس نوشتنتان برانگیخته میشود؟

در چه شرایطی حس نوشتنتان برانگیخته میشود؟

همه ی ما تا به حال زیاد دست به قلم شده ایم.

شما درچه محیط و شرایطی بیشتر حس نوشتنتون برانگیخته میشه؟

چه چیز بیشتر از همه به شما الهام میده؟

 

٩٢/٠١/١٩
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
من اصولا وقتی شعرای سهراب سپهری رو می خونم حسم برانگیخته میشه!
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
اوووووووووف
باران
باران
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
میترا جون من وقتی شعرای قیصرو میخونم نویسندگی که هیچی شاعر هم میشم خخخخخ
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
وقتی حسش بیاد!
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
کی میاد
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
وقتی توی خیابون ، خونه ، تلویزیون و .... یه سوژه میبینم .... ب شرایط هم هیچ ربطی نداره
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
هروقت دوست داشت!
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
از کجا میاد حالا؟ به کجا چنین شتابان؟
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
راست میگه از کجا میاد
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
همیشه حسش باهام هست . حتی تو اتوبوس تو مترو تو تاکسی ، محل کار . همه جا باهام هست . نوشتن با روحیم آمیخته شده نمیتونم ازش دل بکنم . الانم دارم دو تا رمان با هم مینویسم . سپاس
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
آفرین بر شما...
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
بابا نویسنده...................بابا چشمه مطالب........بابا اخر مطالب............بابا ویکتور هوگو:)))))
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
بابا مرسی . . . . . . باباانگیزه دادن . . . . . . اما ویکتورهوگو نیستم افسانم . افسانه . تکرار کنید که فراموش نکنید
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
بابا افسانه هوگو :))
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
بابا افسانه هوگو..................بابا نویسنده
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
گلاب به روتون نمیشه گفت....خخخخ
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
از شما ازین بیشتر انتظاری نمیره:)))))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
نمخاد بگی کجا! فقط بگو اونجا چجوری حسش میاد آخه؟ نع ... واقعا میخام بدونم!!
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
چشات روشن میشه..................کلا مخت از نو به کار میوفته..............خخخخخخخخخخ
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
عشق...خیانت...گذشت..مهربانی...آزادی
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
اولیشو تجربه نکردم/موقع دومیش دلم می خواد یکی رو خفه کنم/گذشت و مهربانی هم که با روحم عجین شده/در مورد آخری نظری ندارم!
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
نمیدونم .باید حسه بیاد
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
پس بهش میگم بیاد!
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
بگو
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
موقع خاصی نداره...بی خبر میاد...!
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
عه!پس همیشه یه کاغذ قلم همرات باشه!
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
بی خبر هم میره مراقبش باش:)
من
من
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
خودش نمیاد من میرم دنبالش
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
کار خوبی میکنی!
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
نرو بزار خودش بیاد اینطوری پروووووو میشه!
raaahil.m
raaahil.m
٩٢/٠١/١٩
٠
١
توی اتوبوس
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخ.........
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
پُش صندلی جلویی مینویسی!؟ خخ :))
mo_so
mo_so
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
همیشه و هر جا
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
عجب!
g.h
g.h
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
زمان و مکان نداده بهم! اگه داد حتما بهت میگم!
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
هر موقع قرار گذاشتی بگو بچه ها بیان بگیرنش
g.h
g.h
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
اوکی ...خبرت میکنم که تو به جای من بری سر قرار...لو لو لو لو لو وووووو به پای هم پیر شین...من همیشه دستم به کاره خیره!!!!!
mo_so
mo_so
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
ولی حسم را نمی توانم بیان کنم
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
!!!!!!!!!!!!!!!شما کلا خاصین
mhv
mhv
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
در زمانی که زور ادمین یا مستر فروزان بالای سرم باشد:))))))))))
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
همیشه باید زور لالا سرمون باشه!
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
شبا! وقتی بی خوابی به شرم می‌زنه!!
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
بسوزه بابای عشق
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
میگن عشق پدر مادر نداره!!! شاید هم اعتیاد بود! یادم نیس یکی از همین دو تا بود:)خخخخ
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
مگه معتادا دل ندارن؟!!! :)
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
همین الان دیر نیست واسه ترک. تو میتونی :)))
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
می‌خوام تو سه ماه تعطیلات ترک کنم!!!خخخخخخخخخخ
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
وقتی به شدت خوابم میاد یه سوژه یادم میاد ولی دیگه حوصله بیدار شدن ندارم از سرم می پره ..صبح هی چی فکر کنم یادم نمیاد چی بوده..
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
اخرش وقتی خواب میاد یا وفتی خوابی:))
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
یه حالتی بین خواب و بیداری که دیگه اگه بیدار شم خواب از کلم می پره ترجیح میدم مطلب بپره تا خواب...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
وقتی که حوصله هیشکی رو ندارم و دلم گرفتست...
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
به به................کلا متفاوتی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
اینم هس ..
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
بیشتر وقتا وقتی یاد گذشته میکنم وحسرت فرصت های از دست رفته رو میخورم
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
یه سوژه پیدابشه یه سر متن مینویسم تودفترچم بعد میرم یه جای اروم ادامشو مینویسم
باران
باران
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
من شرایط خاصی نداره یه هو پابرهنه میدوه میاد
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
خیلی بیتربیته
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
مرسی بخاطر سوال قشنگت ----وقتی دلــگیـر باشم ..وقتی جــای خــالــی یــه نـفـر رو بـیـشـتـر از هـمـیـشـه حـس کنم ...احساسم شروع میکنه به حرف زدن ...مینویسم ...
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
منم همین جاهایی که دوستان گفتن. یا مثلا گاهی وسط آشپزی. که مجبورم غذا رو ول کنم سوژه رو بچسبم که عاقبتش میدونید چی میشه دیگه :) موقع خواب هم که همه با هم سرازیر میشن مغزم هنگ میکنه. ولی در همه حال همه موضوعات مثل داستان تو ذهنم در حال عبوره. کلا مغزم درگیره تا بنویسمشون...
parisa
parisa
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
موقع خواب............یا وقتایی که خیلی خوشحالم یا خیلی ناراحتم.......
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
عجب!!!!!!!!!!!!!!!
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
تو دل طبیعت.. کوه و دشت و دمن.. مخصوصا ساحل دریا.. تجربه شو دارم.. خیلی خوفه..
م-نص
م-نص
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
:))
ههيييع...
ههيييع...
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
الآن ...........خب ساعت از 12 نيمه شب گذشته! پس توي نخستين لحظات از 21مين روز فروردين سال 92 هستيم! يعني 20 فروردين باتمام فرازونشيب هاش گذشت! روزي كه مهمترين اتفاقات در اون ميتونه : روز فناوري هسته اي بودنش ,باشه! يا زلزله 6.1ريشتري كاك بوشهر باشه! يا پرده برداري از 5راديو داروي جديد! يا به دنيا اومدن جنجالي دومين نوزاد6ماهه توي فاميل! يا برملا شدن راز محدثه 12انگشتي!! هرچيزي به غير از اينكه تو ,مرز21سالگي رو رد كردي! روزي كه از لحظه اي كه بيدار شدي , منتظري تاببيني اولين نفري كه تولد22سالگيت رو بهت تبريك ميگه كي هست! غافل از اينكه تا همين الان كه پاسي از شب گذشته كسي اين حرف رو نزده! يعني كارت به جايي ميرسه كه توي طول روز منتظر پيام تبريك اپراتور همراه اولت هم ميموني! ولي بعدش يادت مياد همراه اولت هم كه روز تولد دادشت رو تبريك ميگه!!!حتي صميميترين دوستت هم اين موضوع رو فراموش ميكنه!3بار زنگ ميزنه ميگه فلان كار روانجام بدي,بيسان كار رديف شد؟ سفارش يه هفته بعد رو هم ميگه , حتي تاريخ روز رو هم ازت ميپرسه اما نميگه فلاني راستي تولدت مبارك!!يا مثلا يه شماره ناشناس كه بهت زنگ ميزنه احتمال اينو ميدي كه هركسي ميتونه باشه,قصدشم تبريك گفتن سالروز تولدت هست, اما درنهايت با پيغام ضبط شده اي مواجه ميشي كه تاريخ اقساط اين ماهتو يادآوري ميكنه!! يا مثلا داداشت از هزاران كيلومتر دورتر زنگ ميزنه اونم 5بار , براي كاراي مختلف , بعد تو هربارش منتظر باشي , با خودت بگي : اا بلاخره يادش اومد الان ميگه!! اما داداش نامردت اون 10تومني رو كه3ماه پيش بهت قرض داده رو يادآوري ميكنه ,اما روز تولد تورو يادش نبوده! پدر مادرت!!!پدر مادرت هم از بين همه ي روزاي خدا , اد همين يه روز, صبح الطلوع شما رو كه ميبينن ياد قرض وقوله هاشون ميافتن واينكه شهريه اين ترم دانشگاهت رو چكار كنيم؟؟ با اين اوصاف وقتي خيري از اين دنيا وآدماش نديدي , با خودت ميگي يه سر بيام نت , شايد بچه هاي اين دنياي مجازي يادم كرده باشن! اما وقتي كامنتدوني خالي رو ميبيني ديگه اميدت نااميد ميشه! اونوقت مثل من دچار افسردگي حاد ميشي و ميشيني نيم ساعت تمام برنامه تاريخي معتضد رو نگاه ميكني!!!!!!!!!!!!ننننننيييييييييييم ساعت تمام..................بعد همينجوري هم به همه ميگي امسال , سال شانس توئه!! سالايي كه روز تولدت سه شنبه باشه , برات خوش شانسي مياره!!!! آه ....كسي ميدونه تكرار برنامه معتضد رو ساعت چند ميذارن؟؟؟؟؟
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
فکر کنم ساعتاشو تو تلتکس میزنه!!
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
آها فهمیدم ارتباط نوشتت با موضوع چیه! الان حس نویسندگیت برانگیخته شده. با این برانگیختگی که من در تو میبینم الان توانایی نوشتن یک رمان رو داری. راستی تا یادم نرفته تو دیگه بزرگ شدی 22 سالته. باید اینو درک کنی که گاهی دیگران اینقدر تو خودشون غرق میشن که دیگه موج و دریا یادشون میره. در ضمن خب زودتر خبر میدادی دیروز تبریک میگفتیم>>>>>>>> دوست ناشناس تولدت مبارک.
NINA
NINA
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
خیلی نوشتنو دوس ندارم...:دی مگه چی بشه که بنویسم..!!!
torobche
torobche
٩٢/٠٣/٢٢
٠
٠
اگه مجبور نباشم نمینویسم ....مجبورم باشم نمینویسم .....
کیوکو
کیوکو
٩٢/٠٥/٠٣
٠
٠
جایی که تنهام.ولی یه جایی هس خیلی حس نویسندگی بهم میده.گلاب به روتون....
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
وقتی اهنگای اروم وقشنگ و میگوشم و وقتی ناراحتم دوس دارم حرفای دلمو بنویسم...........