خانه انجمن نوستالژی های مدرسه ای تون رو بنویسید!
٥٢٦
٢٥
اکرم انتصاری

نوستالژی های مدرسه ای تون رو بنویسید!

نوستالژی های مدرسه ای تون رو بنویسید!

نوستالژی من از دوران مدرسه یک دفتر خاطراته که دوستام تو اون خاطره نوشتن و کارت پستال چسبوندن به صفحه هاش/ یه میل بافتنی از حرفه وفن و دفترچه لغت انگلیسی و چندتا سازه¬ی گچی که مال علوم بود یه مولاز هم داشتم گمش کردم نوستالژی هایتان را جیمی کنید همین الان...

٩١/١٠/٠٤
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid
mahshid
٩١/١٠/٠٤
١
٠
دفتر کتابای دوران دبستانم. ساختمون مدرسهم .
mahshid
mahshid
٩١/١٠/٠٤
١
٠
یادگاری های دوستام روی کتابام
h - razavi
h - razavi
٩١/١٠/٠٦
٠
٠
آخ گفتی ، دیشب داشتم بهشون نگا می کردمو بلند بلند می خندیدم . بیچاره مامیم فکر کرده بود دیوانه شدم .
bye
bye
٩١/١٠/٠٤
٢
١
من که مدرسه نرفتم چی کار کنم دوست عزیز ؟ D:
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/٠٧
٣
٠
شما شاید مدرسه نرفته باشین ولی وضعتون به نظر من بهتر از خیلی مدرسه رفته هاست.منظورم از جهت مالی نیست.
f.qabel
f.qabel
٩١/١٠/٠٤
٠
٠
نامه هایی که سرکلاس با دوستم و خواهرم رد و بدل می کردیم.چه کیفی می داد....
sahar
sahar
٩١/١٠/٠٥
٠
٠
یک بسته پر از نامه ها و حرف های یواشکی از من و دوستام سر کلاس...شعرهایی که با زبان کودکی در نکوهش درس ریاضی می گفتم..آها یک شعر هم در وصف (مسی )گفته بودم که از همه بیشتر دوسش دارم
2nyadideh
2nyadideh
٩١/١٠/٠٥
١
٠
دست خط دوستامو معلم هام؟!! آخيييي يادشون برام زنده شد!! دست خط هايي كه آخر همشون براي هم مينوشتيم : گل سرخ وسفيد لوله لوله / فراموشم نكنه فلاني كوتوله! چه بچه هايي بوديم! تو فكرم چندتاشونو بذارم رو وبم :)
shiezadeh
shiezadeh
٩١/١٠/٠٥
١
٠
یادگاری هایی ک برای هم می نوشتیم ... روی توپ والیبال و فوتبال و دفتر و کتاب و ...
h - razavi
h - razavi
٩١/١٠/٠٥
١
١
کاریکاتور معلمامو می کشیدم و اون عقب کلی می خندیدیم . مسخره کردن تمام مدرسه اعم از معلما و مدیر و بچه ها و ناظم و ... هم که جز کارهای روزانم بود .
h - razavi
h - razavi
٩١/١٠/٠٦
١
١
الان به این نتیجه رسیدم که چقدر کار بدی می کردم ولی الان با وجود پشیمونی تو این کارا خبره شدم . یعنی عالم و آدم شدن سوژه خنده ی من حتی خودمم مسخره می کنم . فکر کنم دکر لازم شدم .
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/٠٦
١
٠
فرغون سواری!
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١٠/٠٦
١
٠
فرغون سواری ؟!
h - razavi
h - razavi
٩١/١٠/٠٦
١
٠
وا ، شما زیاد آتش بسو دیدی ؟ فرغون از کجا گیر میاوردی ؟
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/٠٧
١
٠
از کنار خانه سرایدار محترم مدرسه برمی داشتیم.یک حالی میداد.البته نوبتی و دور از چشم عوامل مدرسه.البته من خودم سوار نمی شدم.فقط نظاره گر بودم.
bye
bye
٩١/١٠/٠٨
٢
٠
آش نخورده و دهن سوخته !!! آخه دوست عزیز شما فقط در دو کلمه نوشتین فرغون سواری فکر آدم هم میره به جاهای دیگه !!! نگو که شما فقط نظاره گر بودین
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/٠٨
٢
٠
خب من از کجا میدونستم اسب خیال شماها اینقدر سرکشه؟!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/٠٨
٢
٠
اونجاهایی بیشتر کیف میکردیم که راننده فرغون کم میاورد و کسی که سوار بود با مخ میرفت تو زمین!من به خاطر شخصیتم و البته ترس از زمین خوردن هیچوقت سوار نشدم.یاد دبیرستان بخیر
kafshdozak
kafshdozak
٩١/١٠/٠٦
١
٠
دفتر خاطراتم !!! دوستام جرات نداشتن تو کتابای من چیزی بنویسن...:D: و همچنین تمام برگه های امتحانیم که هرکدوم خراب میشد توش بدوبیراه مینوشتم واسه خودم تا ادب شم بیشتر بدرسم.هه و همچنین عکسایی که با دوستان گرامی دارم...
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١٠/٠٦
١
٠
جیم شدن !!!!!
h - razavi
h - razavi
٩١/١٠/٠٦
١
٠
جیم شدن تو مدرسه خیلی فاز می ده ولی امان از اینکه زنگ ریاضی جیم شی و معلمتم دیده باشت . دیگه حسابت با کِرامُ لاکاتبینه .
مستانه
مستانه
٩١/١٠/٠٧
٠
٠
تو دبیرستان : محیط dos و برنامه پاسکال ..روپوش سفید و دمپایی که زنگای تفریح تو کارگاهمون جلوی دوربین مدار بسته باهاش فوتبال بازی میکردیم
bye
bye
٩١/١٠/٠٨
١
٠
خوبه دوست عزیز با دمپایی فوتبال بازی کردن !!! من که تا حالا امتحان کردم ! ولی به نظرم طرح جالب و کم خرجیه
bye
bye
٩١/١٠/٠٨
٣
٠
من تا اینجاش فهمیدم پسرای محترم فقط از خرابکاری کردن و شیطونی کردن مینویسن !!! و دختران محترم از شعر و کتاب و عکس .... چقدر جالب و واقعا هم همینطور می باشد
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
یه دوست صمیمی دارم که الان بعد دوسال که دیدمش می گه من با همه ی دوستام همونقدری راحتم که با تو!فک کن!کلا دوستای ناباب داره هرچی هم بهش می گم تو بغلش گریه می کنم میگم با از ابتدایی باهم بودیم.حیفه!میگه نیکتا من عوض شدم.هیچی دیگه.الان تنهام.باید بشینم پشت کامپیوتر نفهمم چندساعت گذشته.نیمه ی گمشدم رو پیدا کردم امروز.زهرا.حالتهای صورتش خیلی شبیه مال منه.هعیییییییییییییی!