خانه انجمن اگه یک ماژیک دستت بود ...
٧١٣
٧٣
S_maryami

اگه یک ماژیک دستت بود ...

اگه یک ماژیک دستت بود ...

یادم است در دوران مدرسه همیشه یکی از سرگرمی هایمان نوشتن یک جمله خنده دار پشت لباس دوستمان بود به طوری که خودش هم نفهمد.
اگه شما هم این کار را میکردید تعریف کنید و بگویید چه چیزهایی تا بحال نوشته اید؟

٩٢/٠٣/١٩
نظرات کاربران
کد امنیتی
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
نه همیشه از این عمل نفرت داشتم
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
مثل اینکه زخم خورده ی اینکاری!
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
اوی.................
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
من خیلی مثبت بودم از اینکارا نمیکردم
s.a
s.a
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
:| من شرمندم! :| "الاغ" :|
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
الاغ حیوون نجیبیه، طفلک :))
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
دایناسور چطوره ؟؟؟
firuze
firuze
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
چه جالب فکر میکردم اونی که نجیبه اسبه:))))))))
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
الاغ هم نجیبه :)) از فامیلاشه دیگه
باران
باران
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
دایناسور اره ما هم از این کارا میکردیم خدایا توبه خخخخ
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
همه ی حیوونا نجیبن..بدبختا..
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
نرچ ما از این کارا نمی کردیم.حالا تو بگو.
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
خوشبختانه تا حالا ازین کارا نکردم...
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
اتفاقا خیلی خوبه....باعث صمیمیت بین بچه ها میشه!فرهنگ به هم بخندیم نه با هم...هم تقویت میشه!
s.a
s.a
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
فکر کنم بی تلبیت جمع منم پس! :|
باران
باران
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
نه اینا بی تلبیتی نیس بچگیه دیگه خخخ
Paeez
Paeez
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
پشت لباس کسی که نه !پای تخته می نوشتیم!
باران
باران
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
شما دیگه خیلی تابلو بودین خخخ
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
حتما شعر مینوشتین پای تخته دیگه!!....به شما نمیاد حرف ناجور بنویسین!
Paeez
Paeez
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
شعردرسته:)
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
یادش به خیر یکی از بچه های ما همیشه در حال شعر نوشتن پای تخته بود..
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
روی یک بربگی می نوشتیم : اون اسم دیگه الاغ//// رینگ ورزشی//// بدون رنگ ///// تولید 73 یا 74 ///// شاسی خوابیده یا شاسی بلند(باتوجه به قد ) /////////// .........(دیگه ایناش رو نمیشه گفت ................ و در نهایت این برگه را روی پشت آن بنده خدا با چسب می چشباندیم ( در دوران دبیرستان ازین کاغذای زرد رنگ چسبی استفاده می کردیم )
firuze
firuze
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
برای آموزش برگه نویسی میتوانید در کلاس های آموزشی قلم چی با تدریس استاد پسر جهنمی فارغ التحصیل دکترای پشت نویسی ثبت نام کنید/ظرفیت محدود است.....کانون یعنی برنامه ریزی......
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
لایک
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
چ بچه های خوبی واقعا منم از اینکارا نکردم کلا خیلی با کسی رفیق نبودم که بخوام اینکارو بکنم...
wolf
wolf
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
من هم همینطور
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
این کارا باعث رفاقت میشه
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
جدی؟؟؟
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
آره البته در مورد پسرا در مورد دخترا نمی دونم
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
الان متوجه نشدیم....به من تیکه انداختی یا به دخترا؟
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
بستگی به شخصش داره..معمولا ناراحت نمیشن!
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
تیکه ننداختم حقیقی بودش
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
واقعا؟خخخخخخخخخخخ
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
الاغ مدل هفتاد و هشت..تمام رنگ..داغون..لگن!.........!!! یا یه بار پشت یکی از بچه ها چسبوندیم معتاد!کلا حال مته..البته از پارسال دیگه این کارو نکردم!
nika
nika
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
من تا حالا چیزی ننوشتم..
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
منم سپاس
firuze
firuze
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
من قربانی ام...........قربانی این عمل زشت........البته همکلاسیهام نه سال پایینی های بیتلبیت........
باران
باران
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
اخ اخ قربانی طفلی
من
من
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
من فقط یه بار روکاغذ نوشتم:قیمت:50 تومان!بعد زدم به یکی ازدوستام البته چون من دراین کارا مهارت ندارم زودفهمید بعدتلافی کرد
firuze
firuze
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
برید کلاسای پسر جهنمی.....البته بخاطر نوشته شما فک کنم کلاس خصوصی لازم دارید........
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
ازین کارا زیاد کردم :)) ولی با ماژیک نه با کاغذ پشت بنده خدا میچسبوندیم و مینوشتیم بیییییییب ... "نمیشه که بگم"
firuze
firuze
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
خب شما مثکه پیشکسوتید از شما دعوت به همکاری میشه.......
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
یه بار پشت یکی چسبوندم:من روانیم از من فاصله بگیرید/یا یه بار دیگه که البته این جمله اون موقع رو بورس بود و هرکیو گیر میووردیم اینکارو میکردیم: ژیان فروشی....جالب بود یه بارم سر خودم درنیومد
firuze
firuze
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
شما نبودید اخه پشت من همینونوشته بودند...........
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
میگم که رو بورس بوده دیگه...
نسل چهارم
نسل چهارم
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
هعی...جوونی کجایی!........بیشتر از کلمه ی زیبای "گوسفند فروشی" استفاده میکردم اما حالا بقیش بماند...
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
نه.هیچ وقت
g.h
g.h
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
تازه فهمیدم که من چه دختر خوب و ناز و جیجلی بودم!!!!!!!!!!!تاحالا ازین کارا نکردم!حتی ندیدم کسی ازاینکارا کنه!!
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
پس نصف عمرت بر فناس...!یه حالی میده!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
نه این کارو میکردم نه کسی اینکارو میکرد . سپاس
پگاه
پگاه
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
من خیلی نوشتم ... مثلا الاغم یا دزدم یا معتادم و خیلی چیزایه دیگه
R-Rad
R-Rad
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
اوه اوه یعنی نگین که من آدم با تجربه ایی تو این زمینه هستم هییییی یادش بخیر چه قدر میخندیدم آخه من برای معلهام هم این کار رو میکردم بعد گردن یکی دیگه مینداختم!
wolf
wolf
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
خوب مثل مرد روی کاری که کردی میموندی
R-Rad
R-Rad
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
کیفش بیشتر بود از بچه پر روها انتقام میگرفتم به شیوه ی باحالی!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
من دو ره راهنمای یه بچه ساده تو کلاسمون بود من همیشه اذیتش میکردم و رو پشتش از این چیزا مینوشتم و رو تخته سیاه هم چهرشو مسخره میکشیدم ! سالها گذشت بزرگتر که شدم گفتم وای احمق چیکار تو میکردی با این بشر خجالت نمیکشیدی .خلاصه خیلی عذاب وجدان گرفته بودم . و همیشه دعا میکردم ببینمش دباره.تا اینکه دست بر قضا سالها بعد تو خیابون دیدمش.روشو بوسیدم و با التماس ازش خواستم منو برای کارای که میکردم ببخشه.اونم بزرگواری کرد و خندید و گفت میبخشمت راحت باش آقای آتشروان...من دیگه خیلی خوشحال شدم و از اون به بعد کمی سبک شدم..ههععععععییی...همین دیگه...):
R-Rad
R-Rad
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
خوش به حالتون با این وجود من حتما تو جهنم باید برم
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
بچه های مدرسه مون خیلی این کارو می کردن / برای من واقعا ناراحت کننده بود. دی:
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
بچه های مدرسه مون خیلی این کارو می کردن / برای من واقعا ناراحت کننده بود. دی:
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
قیمت می زدیم روش خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ آرررررررررررررررررررررررره
morteza-d
morteza-d
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
ما هم بیشتر قیمت میزدیم حرفای بوق دارم زیاد مینوشتیم یه دفه سه نفری سه تا کلاس بیست نفری رو سر کار گذاشتیم از انسانیا تا ریاضیا و تجربیا بعدم انداختیم سر یه بچه مامانی ساده طفلک میخاس گریه کنه همه هم باور کرده بودن کار اونه غیر از بچه های کلاس خودمون که میدونستن این کارا ازش بر نمیاد
m157
m157
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
من خیلی بافرهنگ روی برگه نوشتم خر....چسبوندم پشتش...لباس مردم رو کثیف نکردم
wolf
wolf
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
چه با فرهنگ!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/١٩
٠
٠
اول من رو شطرنجی کنید ×! بعدش بگم که من اصلا یک مدتی بود سال 3-4 دبستان بودم اصلا عادت کرده بودم روی لباس جلویی تقاشی میکردم ! 2 -3 باری هم مجبور شدم برم لباساشون رو خودم تمیز کنم ... از کشیدن اشکال هندسی بگیرید تا یادگاری نوشتن!
wolf
wolf
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
لباس دوست یا دفتر نقاشی مسئله این است
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
دقیقا...مسئله اینست....
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
یه بار نوشتیم من خر هستم..چسبونیدم پشت یکی ازبچه ها ی دبیرستان طفلی نفهمید تمام حیاط و همین جوری رفت
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
:))))))))))))
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
اصلا از این کارا خوشم نمیاد و تا حالا هم نکردم...حتی یه بار بچه ها رو یه کاغذ نوشتن....،ازشون گرفتم برگه رو پاره کردم!
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
:|
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
من پشت یکی از دوستام چسبوندم:خروس فروشی با تضمین قوقولی قوقو در نصف شب!!!!بدبخت با همون رفت پای تخته و پشتش به ما بود...منفجر شدیم!
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
خخخخخ
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
اسمی که روش گذاشتیم مو مینوشتم