خانه انجمن تا حالا جو گیر شدید؟ اگه ممکنه خاطره هاتون رو بنویسید
٧٠٨
٣٠
a-pooryousof

تا حالا جو گیر شدید؟ اگه ممکنه خاطره هاتون رو بنویسید

تا حالا جو گیر شدید؟ اگه ممکنه خاطره هاتون رو بنویسید

هر کسی رو یه جا جو میگیره، یک بار جو منو گرفت رفتم به طرفداری از دوستم برای دعوا. جای شما خالی نباشه یه دل سیر کتک خوردیم! یا یک بارم دوستم رو جو گرفت 68 صفحه از کتابش رو قبل تدریس استاد خوند. استاد عوض شد کتابم عوض کرد.

شما رو کی جو گرفته؟!

٩١/٠٩/٢٧
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-nas
m-nas
٩١/٠٩/٢٧
٣
٠
یکی از دوستام تو کوههای اب و برق جوگیرشد.از بالا سنگ اول پرید،ازدومی و..... ی دفه با مغز اوفتاد پایین و سرش شکست. همین امشب رفیقم رو برف با ماشین ی دفعه گاز میداد و حرکت میزد منم جوگیر همون کار و با موتور کردم و نزدیک بود برم پیش اموات
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/٠٩/٢٨
٣
١
شما بگید من کی جوگیر نشدم؟!اصلا جوگیر شدن و شوک ناگهانی وارد کردن تو خون من است.درست مثل تولد امسالم،گفتن هدیه چی میخوای منم جو گیر شدم گفتم میخوام برم دفتر جیم!چه شوکی وارد کردما حیرت همگان برانگیخته شد.بهم گفتن راهش دوره،اصلا میخوای بری چیکار...؟یه چیز دیگه برات میخریم.پامو کردم تو یه کفش گفتم:نه کیک میخوام ونه هدیه میخوام برم دفتر جیم....یا یه شب از ساعت12تا6صبح درس خوندم فک میکنید آخرش چی شد...؟وخیلی لحظات دیگر.اصلا تمام لحظات شادی،غم وعصبانیت من ریشه در جوگیر شدنم دارد.البته بیشتر پشیمون میشم ولی کیه که عبرت بگیره؟به نظرتون ساعت 2ونیم نصف شب نظر دادن در جیم دلیلی غیر جوگیر بودن بنده دارد؟
ناشناس
ناشناس
٩١/٠٩/٢٨
٤
٢
شما دیگه شورشو در آوردی !
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/٠٩/٢٨
٢
٣
آخ ببخشید.باز جو گیر شدم؟!اصلا حواسم نبود،راستش نصف شبی آهنگ هم گوش میدادم،دیگه آخر جو.هرجور دوستان جیمی بخواهند،بیشتر دقت خواهم کرد.ممنون از تذکرتون:)))
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/٠٩/٢٨
٣
٠
عزیز شما با این که خیلی جو گیری بازم اگه تو خوابگاه ساعت 4 صبح تازه فکر درست کردن شام افتادین اونم از نوع ماکرونیش به ما خواهی رسید
A_mohammadi
A_mohammadi
٩١/٠٩/٢٩
١
٠
اگه اینجوره که شما میگی جنابa-pooryousofما از شما هم رد کردیم عجییییییب!این جوگیریا تو خوابگا فراوونه ;)
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/٠٩/٢٩
٠
٠
نمونشو میشه بگین؟
A_mohammadi
A_mohammadi
٩١/٠٩/٣٠
١
٠
مثلا ی روز یکی ازدوستای خوابگاهیم بم گف خوش ب حالت اصن نمی خوابی،اینجوری خیلی خوبه.منم جوگیر ساعت9صب که بیدار شده بودم تا ساعت11ظهر روز بعد نخوابیدم!!!! بعدش از شدت سردردو حالت تهوع راهی درمونگا شدم!!! یا مثلا برا اینکه ب بچه ها ثابت کنم که آدم تنبلی نیستم ازساعت 1.5شب تا5صب داشتم آش رشته درست می کردم!!!!!!!!! اینا نمونه ای از خل بازی وجوگیری های من بود.
m-nas
m-nas
٩١/٠٩/٢٨
٢
١
از قدیم گفتن ادم رو سگ بگیره ولی جونگیره
h - razavi
h - razavi
٩١/١٠/٠٦
٠
٠
اتفاقا جوگیری چیز بدی نیست . در بعضی مواقع خیلی هم خوبه .
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/٠٩/٢٨
١٠
٠
جوگیر اره تو جمع 20 نفره بودم فهمیدم دانشگا قبول شدم از دهنم در رفت شام مهمون من ینی همین ک : m-nas میگه آدمو سگ بگیرره ولی ...
h - razavi
h - razavi
٩١/١٠/٠٦
٠
٠
من این اتفاق چند ماه پیش برام افتادو همه رو شاندیز دعوت کردم . جالب بود همه رفته بودن غیر از من !!!!!
A_mohammadi
A_mohammadi
٩١/٠٩/٢٩
٢
٠
بنده ب شدت جوگیر بودم در دوران طفولیت البته!!یادمه 6یا7سالم بود که برام یه عینک آفتابی خریده بودن و منم کلی ذوق داشتم.بابام هروقت می خواست بره بیرون میگفت دخترم پاشو با هم بریم منم بهانه میوردمو نمی رفتم.بابام که میرفت من عینکمو میزدم و تعقیبش میکردم!فک میکردم چون عینک دارم دیگه منو نمیشناسه!!!!آخرشم ی روز پام رفت تو جوی آب کله پا شدم!!!این شد که دیگه من با ی عینک زپرتی اینجوری جوگیر شمو مارپل بازی در بیارم!!
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/٠٩/٢٩
١
١
خانوم محمدیان معلوم شد شما دستی بالای دست ما هستسن . ولی فکر نکنم موقع امتحان رانندگی باافسر وقتی بهتون گفت قبولی ماشینو نگه دار با استفاده از دستی این کارو کرده باشین؟ پس دست بالای دست بسیار است
A_mohammadi
A_mohammadi
٩١/٠٩/٣٠
١
١
منظورت از محمدیان کی بود الان؟!!
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/٠٩/٣٠
٠
٠
تگه اشتباه شد ببخشيد
A_mohammadi
A_mohammadi
٩١/١٠/٠١
٠
٠
خواهش میشه.من محمدی هستم!
anis
anis
٩١/٠٩/٢٩
١
٠
جو ما رو زیاد گرفته کلا!!! همین امروز معلممون خیلی شیک ورداشت گفت:خب کی درس خونده ازش میان ترم بگیریم؟! همه مث ماست همو نیگا کردن من گفتم:آقا ما! بعد بلند شدم ازم درس بپرسه هیچیم بلد نبودم! جو لحظه ای بود دیگه! و باز در تایید دوستان آدمو سگ بگیره....!
h - razavi
h - razavi
٩١/١٠/٠٦
٠
٠
من در این زمینه خوش شانسم . هر وقت اینطوری شده معلمم یک مثبت برام می ذاشتو تا آخر کلاس یکسره منو تو سره بچه ها می زد . چه کیفی داشت اون لحظه .
2nyadideh
2nyadideh
٩١/٠٩/٢٩
١
٢
همين ديروز ! كارفرمام زنگ زده فلاني , دستم به دامنت بيا اين دفتر دستك مارو جمع وجور كن , كه شتر با بارش اينجا گم ميشه , يه اومدم بگم مگه غلامه زر خريدتم من , آخه كي ساعت 5 تا 8 شب ميره سر كار كه من برم؟ اما گفتم اين حرفا چيه! الساعه خدمت ميرسم! ساعت 5 رفتم تا 9ونيم شب مشغول بوديم! بازم تموم نشد! اين وسط اين كارفرما ما هي ميگفت : كارت خوبه , كاش ميشد يه جوري نگهت دارم, حالا من با مسئول امور مالي صحبت ميكنم ببينم ميتوني به عنوان كار ورز بموني يانه! (هندونه ميداد ديگه) خلاصه داشتيم جمع ميكرديم بريم خونه كه گفت اين 2تا پروندم كه موند! آقا منم جو گير شدم , گفتم : ميخوايين من ببرم خونه انجام بدم بيارم براتون!(نيست نزديك شب يلدا بوديم , گفتم شايد اونجا هندونه كاسب نشيم , هندونه هاي اين بنده خداروقبول كردم) هيچي ديگه الان بعد 25 ساعت كار بي وقفه در منزل كار اين 2تا پرونده تموم نشد كه نشد! الان علاوه بر اين كه پشيمونم مثل چييييي! هي هم لعنت ميكنم اين دهني رو كه بي موقع باز ميشه!
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/٠٩/٣٠
١
٠
بعضی ها کلن احساس خود فان پنداری دارن خخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩١/١٠/٠١
٠
١
ahhh stop it !! you killing me
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/٠٣
١
١
ب افتخارش ک انگلیسی دستو پا و شکسته اونم ب کمک مترجم گوگل مینویسه یه دست مرتب
yasamin
yasamin
٩١/٠٩/٣٠
٠
٠
کلا خیلی خونسردم ولی جوگیر شدم احتمالا
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/١٠/٠٢
٣
١
با اين امار بازديد و تعداد نظرات معلوم ميشه دوستان هميشه به خود مسلط بوده و هيچ گاه جو گير نمي شوند
mahnaz
mahnaz
٩١/١٠/٠٤
٠
٠
جیم توی عمرم برای اولین بار جوگیر شدم سه ساعت توی اتوبوس بودم خسته شده بودم وقتی رسیدم خوابگاه بهد از نیم ساعت یکی از بچه هاگفت کی بامن میاد بریم خرید هیچ کس هیچی نگفت که من یک دفعه گفتم میام که یک ساعت منو راه برد امان از جوگیری!!!
h - razavi
h - razavi
٩١/١٠/٠٦
٠
٠
یکبار با بچه ها کل گذاشته بودم ، برا رو کم کنی پله برقی سه راه راهنمایی رو چپه رفتم . جهت پله برقی به سمت بالا بود و من بر خلاف اون پایین می رفتم . هم می ترسیدم هم حال می داد ولی اصلا به روم نیاوردم که یک کمی ترسیدم .
h - razavi
h - razavi
٩١/١٠/٠٦
١
٠
راستی یکبارم جلوی قنادی طوسی نشستمو گدایی کردم . بچه ها مرده بودن از خنده ولی من کماکان در حال گدایی بودم . پول خوبی هم جمع شد . یکدفعه مامانم که نمی دونم اونجا چکار داشت سر رسید . 200 تومن بهم داد و اصلا حواسش نبود من دخترشم . خلاصه یک دفعه چشمش بهم افتاد و بلندبلند خندید . منم که از رو نمی رم گفتم بهش که توقف بی جا مانع کسبه حتی شما مادر عزیز . مامانمم گفت باشه و رفت . ولی خداییش جوگیر می شم در حده بوندسلیگا .
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/١٠/١١
٠
٠
شما عضو گروه ما نميشي؟