خانه انجمن پشت سر قدیمی های جیم غیبت کنیم!
٧٥٥
٨٦
بهمن بهمنی

پشت سر قدیمی های جیم غیبت کنیم!

پشت سر قدیمی های جیم غیبت کنیم!

موقع نماز شد ، تو تخته سیاه یاد یک نوستالژی افتادم که این بود : 

یک زمانی خانم پاییز اینجا ادمین بود ، اونقدر جو می گرفتش که فکر می کرد رئیس جمهوره ، موقع نماز اگه کسی میومد تخته سریع بلاکش می کرد ، انگاری بهش الهام شده بود باید کسی که سروقت نماز نمی خونه مجازات بشه :) ! از قدرت توسط مجتبی آستانه به پایین کشیده شد و رئیس اینجا تغییر کرد

---

از این دست خاطره ها و حرف هایی که قبلاً پشت سر هم می زدیم ، بنویسید ! 

از گروه بندی های قدیمی و اینکه کیا باهم دست به یکی می کردن که زیر آب تیم دیگه رو بزنن :) ! 

مثلاً همین مجتبی از همون روز های اول  دوست داشت جای آقای نادری باشه اونقدر تلاش کرد که موفق شد :)! حالا شما بنویسید ؟

٩٦/١٠/١٨
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
ضمن عرض احترام به تمامی کاربران، نویسندگان و ادمین‌های جیم، امیدوارم این انجمن باعث دلخوری هیچکس نشه :)
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
٢
باعث دلخوری من شد:)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
اولا که من جا خانم پاییز نیومدم! من جا محمدحسین وکیلی اومدم و خانم پاییز بعد از مدتی خودشون انصراف دادن و کلا جیم شد دست من و علیرضا که رئیس علیرضا بود؛ بعد از خداحافظی ایشون اینجانب حقیر جایگزین ایشون شدم و با همکاری شهاب عزیز جیم رو می چرخونیم. بعدشم من غلط بکنم جا آقای نادری بیام :)) آقای نادری جاش محفوظه
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
یاد خانم انتصاری و علیرضامان بخیر، چه روزایی بود:-)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/١٠/١٨
١
٠
البته بگم كه من جاي خانم پاييز اومده بودم! بعد نميدونم كي جاي من اومد! ياد اون بازيه افتادم كه پاهامون ميذاشتيم كنار هم! :/
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
دعوت به گناه کبیره :|
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/١٨
١
٠
سلام قدیما نبودم :|
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٠/١٨
٠
١
من سبزی میارم شما غیبت کنین :/
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٨
١
١
ها بعله اون قدیما که پائیز خانوم بودن خیلی شلوغ پلوغ بودن خاطرم هس من یکی دو بار اومدم سلام کردم از شدت شلوغی هیشکی سلاممو ندید منم قهر کردم رفتم اما خب خاطرم هست که تق اذانگاهی داشتیم که یادش گرامی باد! موقع اذون همه ملزم به ترک تخته بودن :) یه آقای خورسندی نامی هم بعدش بودن هر وخ میومدم تخته اوشون ادمین بودن روحم شاد میشد خیلی با شخصیت و پرستیژ بودن و اینا هی اوشونو میکوبیدم تو کله باقی ادامین...فرانک جانمم یه مدت ادمین بود اونم عالی بود.. مستر آستانه ام بدک نیستن :/ ولی از ادمینچه بزار بگم نگم برات :| اگه هر هزار سال نوری تو آسمون شهاب سنگ دیدین ما هم ادمینچه(مستر شهاب الدین تقوی) رو تو تخته میبینیم :|
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
مستر محو تو خاطراتتون نیستن؟
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
نع :/ ولی شما قبلا "ساده" بودید :)
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
پس مستر محو رو نمی شناسید، مستر وکیلی بیچاره هاهاهاهاهاها
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
الان منظورتون چیست دقیقا؟؟ :/ هاها؟؟؟
ali_sh
ali_sh
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
منکه قدیما نبودم :| قدیمی هم نیستم :| اصن من چیزی یادم نمیاد :||||
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١٠/١٨
١
٠
فکر نمی کردم دموکراسی اونقدر حاکم باشه که تایید کنی :) مجتبی! اون زمان خانم پاییز تیم خودش رو داشت ! یک گروه خاص بودن بیشترشونم دختر بودن ، بعد اینا فقط با بچه های خودشون حرف می زدن ، انجمن های خودشون رو تشکیل می دادن و خب بیشتر مطالب بچه های خودشون ستاره دار میشد :) و بعدم تو نشیریه چاپ می شد من ، وحید و محمد حسن نص ، سید هاشم صفدری ، یه چند نفر که الان نویسنده هستن ! دگ الان حضور ذهنم ندارم ، محمد ، علی یعقوبی ، آقای رئوف و ... :) خیلی ها بودیم !شاید بیست نفر شورش کردیم رفتیم دفتر جیم رو اشغال کردیم ! بعداً روایت داریم که به قیام بستنی منجر شد یعنی شروعش از یک اتفاق بود که شاید گفتنش یک سری ها راضی نباشن ! :)!
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
سلام قدیما چقدر باحال بوده... واقعاً حیفم اومد که چرا قدیمی نیستم......
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
یه نفر بود اسمش رو یادم رفته فکر کنم از شاهرود اومده بود ، به نظرم آقای تنها بود ، یادمه اولین نمایشگاه پر حاشیه جیم که برگذار شد ، یک دفه دیدم همه دورش جمع شدن که عهههههه شما از شاهرود اومدی اینجا ! بعدم رئیس جمهور سایت شد آقای تنها هم تو تیم ادمینچه اینا بودن ، اصلاً امپراتوری پاییز تو جیم حکم فرما بود که طی یک نقشه پیچیده که بعداً اسمش رو گذاشتیم انجمن های هدفدار امپراتوری رو نابود کردیم یعنی هر دفه اینا شب شعر می ذاشتن تو لاین ما دستور حمله می دادیم گروهی میومدیم جفنگ می بافتیم بعد هی ادمین دو نقطه صاف می داد :| اینجوری :)!وقتی هم که نظر های ما رو سانسور می کردن ما هم کم نمیوردیم و فحش می دادیم :) می دونستیم می خونن
ali_sh
ali_sh
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
یادمه یادمه 😂😂😂😂😂
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/١٠/١٨
٢
٠
يه آقاي بهمن بهمني هم بودن هي عاشق ميشدن هي فارغ ميشدن! تو متناشون مينوشتن! بعد ما نميدونستيم كي عاشق شدن كي فارغ شدن! ايشالا كه عاقبت به خير بشن! :دي
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١٠/١٨
٠
١
:) من تکذیب می کنم !
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١٠/١٨
٠
١
واقعیتش این هست که من نامزد دارم و خب تو همه ی متن هام هم نوشتم که بهاره بهاری ، تصویری از همسر فرضی من بود که دوست داشتم پیداش کنم و الحمدالله پیداش کردم و خب می دونم مهلا میاد جیم و این متن رو می خونه و از همینجا بهش سلام می کنم . البته همسر من همه ی یادداشت هام رو خونده و روزخواستگاری هم بهش گفتم که لیلاوداستان هایش همه خیال بود ، صفای واقعیت تو را عشق است . و خب امیدوارم همه ی مجرد ها بتونن متاهل بشن و کافی هست که بگردن :)
ali_sh
ali_sh
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
بهمننننن. بـــــیـشی کِلَک خخخخ
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
آخی!!!! مبارک باشهه جناب بهمنی!!!! شیرینی چی :/
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
اینم شیرینی خدمت شما : yon.ir/I6do9
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
مرسی راضی به زحمت نبودم یکی کافی بود :/ ضرر نبینین یِوَخ! :|
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
خخخخخ :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
جدي؟؟ آقا مبارك باشه بسي خوشحال شديم. ايشالا به پاي هم پير بشين و عشقتون هر روز بيشتر از روز قبل :) از همينجا به مهلا خانم هم سلام مي كنيم :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١٠/٢٤
٠
٠
ممنان :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
اوج بی شعوری فعالیت ما تا جایی ادامه داشت که همه زیر یک یادداشت دعوا کردن ، و مثل این شب نامه ها می رفتن تو وبلاگ هاشون می نوشتن که آره ما تیم نداریم ، گروه نداریم ، شما جیم رو از ما گرفتین و اینا ! و باز ما به وبلاگ هاشون حمله می کردیم و همیشه تو نظرهاشون منفی می دادیم :) ! این دستور ها همه تو یک گروه صادر می شد که بعداً اسمش به دوستان بی حاشیه تغییر نام پیدا کرد ! البته به نظر من باید اسمش رو می ذاشتن دوستان پر حاشیه !
ali_sh
ali_sh
٩٦/١٠/١٨
٣
٠
که بعد هم در عین بی حاشیه بودن و اینا طی یک اتفاق پوکیده شد :| میگن همیشه تغییر و پوکیدن از درون شروع میشه ها :|
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
ها خخخخخخخخخ
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
ولی خب تیم حریف خیلی چیز بود ! یعنی وقتی میومدی تو تخته می گفتی سلام همشون نظر نمی دادن الکی مثلاً قهر بودن بعد وقتی می رفتی اینا نظر می دادن :) ! بعد ما هم برنامه ریختیم کلاً همیشه میومدیم اونقدر تو تخته حرف می زدیم که اینا رو حذف کنیم :))))))))))))))))))))))
mahboobeh
mahboobeh
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
😕😕
چراغعلی
چراغعلی
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
پست اینستاتو دیدم فقط به عشق خودت اومدم منم اسمم باشه زیر انجمنی که گذاشتی ؛ واقعا چه روزایی بود محمد حسن نص که عاشفش بودم با اون متناش آقای خاص؛ خودت. همتون عشق بودین؛ بهترین روزای عمرم پای همین جیم سپری شدن.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
:))) ممنون رفیق ! یاد اون پیر مرد و عصاش بخیر یادبابابزرگم میوفتادم هر وقت اون عکس رو می دیدم ! شما هم خاص بودی با اون عکست
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
پست اینستاتون رو دیدم و اومدم. باورم نمیشه که سه سال و شش ماه پیش عضو جیم شدم. خاطره و غیبت که زیاده😅 ولی تو لاین غیبت میکردیم. که بعد ها منتقل شد به تلگرام. یادش بخیر خیلی خوب بود. فقط میتونم بگم بعد جیمی شدنم، همه چیز از نصب اینستام و فالو کردن فاعزه اعتمادی توسط مریم سادات شروع شد. باهاشون دوست شدم و رفتم تو گروه لاین و با خیلی های دیگه دوست شدم و غیبت و هماهنگ کردن😅
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
سلام ممنونم 😊 تازه فک کنید تو شرایطی که فرستادن ایمیل تو تخته ممنوع بود تحت تدابیر شدید امنیتی 😀😀😀
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
عُقده ای شدی ها خخخ
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٦/١٠/١٨
٠
٠
یک خانم دنیادیده ، خانم هدی قاسمی ، خانم شاهدخت بودند که مطالب زیبایی می نوشتند . یک آقایی بودند که یک کله آبی اخمو داشتند ، اقایی اصفهانی بودند که الان اسمشون یادم نمیاد که همیشه نوشته هاشون رو دوست داشتم . آقای شمشیری هم بودند که همیشه دلسوزانه پای همه مطالب بچه ها نقد می نوشتند.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١٠/١٩
١
١
...کله آبی :)! میرزای اصفهانی یادش بخیر ! ... با تیم درنانهنگ
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
١
اووووووو جیم واسه من پررررر ازززززز حااااشیه و خاطره بود..جیم سه دوره شد فسیلا دوره اول.. ما دوره دوم والان که هیشکی نیس گروه سوم:دی .. پس بذارین سر درد دلمو وا کنم:دی
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
1.اقایون حسین مداحی یاسین ناطقی و محمد0151 مثلث برمودا بودن که علاقه شدید به غرق کردن ماها در اشکامون داشتن که البته همیشه نا موفق بودن:دی
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
2. یه اقای اعظم خانومی داشتیم که خدا رحمتش کنه.. نمیدونم کیا فهمیدن ایشون کین ولی یه خاطره ای بودن یه تنه:دی
s_mohsen
s_mohsen
٩٦/١١/٠١
٠
٠
:/
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١١/٠٢
٠
٠
:| لو رف
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
یه اقای علیشی بود که ادعا میکرد از قدیمیا نیس(کامنتای بالاتر) با ایشون که الکی الکی فامیل شدیم خخخ
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
١
١
3.میرزای اصفهانی مون که اصا خود خاطره ان=) یه اسم گذاشتن روی من که الان تو دانشگاه هم منو به همون اسم میشناسن.. "شاعره بانو" ... کجایین از سمبوسه هام تعریف کنین بااز؟:دی
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
١
٣
4. ایییین خیییلی خاطره شد و کلی ناراحت شدم ولی دیگه فراموش کردم الان:) یه روز رفتم دفتر جیم اقای فروزان دعوام کردن:( بیرونم کردن درواقع .. اون اخرین باری بود که میرفتم دفتر جیم.. با چشمای گریون اومدم بیرون:(( اصا دلم شکست:(( میخواستم عید غدیر عیدی مو بگیرم از محبوبه خب:((
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٩
١
١
واه !! الهی :(
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
5. بهترین خاطره مم اونی بود که اقای مهدی زاده که دوست مستر مداحی بودن به خاطر اینکه شعرای منو بخونن اومدن عضو جیم شدن بعد موندگار شدن تو شعرم رو دست من بلند شدن:))) از همینجا سلام کنم بهشون باعث افتخار بود:))
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
6.یه بارم قرار گذاشتیم با یه سریا رفتیم پارک بانوان.. هیشکیو نمیشناختم:/ خخخ البته بد نگذش:))
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
7. ها راستی.. یه یادی هم کنیم از اقای زاخار که یه من کارت ازشون طلبکارم :دی چون تو مسابقه "خخخخ" در تمام مراحل بهشون رای دادم .. اگر صدامو دارین من هنوز یادمه ها یه جوری برسونین دستم:دی
zakhar
zakhar
٩٦/١١/١٠
٠
٠
محفوظه ولی بعید میدونم به دستتون برسه دیگه :))
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
١
١
8. و اتفاق خوب زندگیم دوس دختر گلم مرجان جان که اینجا مارو به هم رسوند:دی
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
١
١
راستییییییی از دوشنبه های لهجه مشهدی نگفتتتتتم ... یه زمانی باید فقط با لهجه مشدی حرف میزدیم تو تخته خخیییلی خووب بود دلم تنگ شششد:)))))))
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
چه جلب :)
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
یه رادیوویی بود یه زمانی که... =))) دلم براش تنگ شددد
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
١
ژلوفن میگفتن تو تخته بهم=)) دایی ناسر الان یاادم انداخخخت=)))))))))))) خاطراتم زیاد شد
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
یه روزم خاطرم نیس کی پیشنهاد داد(شایدم خودم بودم!:دی) عکس پروفایلا رو همه کاراکترای مختلف برنامه کلاه قرمزی رو گذاشتیم و مستر استانه شات گرفت بفرسته واسه نمدونم کی!:دیییی
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
خخخخ
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
من که نمی دونم کی بود خخخ
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
اقای تقی زاده مشکووک میزنیید0_0 شما که نبودید؟ بودید؟:دی
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
یک لیلی هم داشتیم که بش میگفتم دختر عمو ولی همش با هم دعوا میکردیم تو انجمنا خخخخ
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
لیلی رضایی؟
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
اره به خاطر تشابه فامیلی:))))))
لیلی
لیلی
٩٦/١٠/٢١
٠
٠
اون کامنت معذرت خواهی رو من ننوشتم یک ب....ر نامی از طرف من چرت و پرت ... داد فرستاد دیگه از اون روز با نت دانشگاه نرفتم جیم لذا خواستم از همین جا اعلام کنم اون من نبودم ☺چون ادرس انجمنو نداشتم و قدیمی هم شده بود دیگه اونجا جواب ندادم😁
لیلی
لیلی
٩٦/١٠/٢١
٠
٠
اون ب ر سانسور شده اسم و فامیل نیست یک صفت بود
خواننده تیتراژ میانی
خواننده تیتراژ میانی
٩٦/١٠/١٩
١
٠
خاطراتم همچو باران در گذار از کوهساران حاصل این بذر کشته عشق هر فرد سرشته ای دریغ از عمر رفته سوز و سودای گذشته ای دریغ از عمر رفته سوز و سودای گذشته میزند باران به شیشه مثل انگشت فرشته قطره قطره رشته رشته
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
:/
خآنوم خآصــ
خآنوم خآصــ
٩٦/١٠/١٩
٠
١
:) من ک فقط 18 سالمه چیزی از اون قدیما یادم نی :دی! جا داره یادی کنم از دکتر منتی :)) و پرهایی که شگفت انگیز سوزونده میشد و ایشون میومدن! سمیرای عزیزم ، رویا بانو، آنه! خزان! هاااچ! شادخت! همتا! فرانک ! تیام! بلوگرل و.... و اقایون هم جناب دکتر شاعر پدرام با شعرای فوق العاده شون! اقای سین صفدری! اقای خورسندی اقای تنها اقای وکیلی اقای زاخار اقای مهزیار اقای میرزای اصفهانی اقای شمشیری، اقای استانه ، اقای ش! اقای میم نص اقای بزرگواری اقای آتشروان و... یه پله جلوتر هم بیایم که عزیزانی همچون غزاله جانم فوفانوی مهربون محبوبه خانوم و... کلی اسم که همشون عزیزن خاطره ک خیلی زیاده! خب مهم ترینش و روتین ترینش سوال همه در رابطه با نام کاربریم :/!از اولین مطلبم که خیلیی سروصدا کرد! خخخخ از انجمنا و کامنت گذاشتنا ، حرص خوردن سر منفی ها! از بحثای داغی که ادامه اش در ایمیل دنبال میشد! از قرارایی ک میذاشتیم بی سرو صدا و من نمیرفتم :دییییی از دیدن بچه های قدیمی و لام تا کام حرف نزدن! از تخته و عضوای ثابتش! و تایمای خاصش! از مسابقاتی ک میذاشتن و ی بار شرکت کردم ک اقای مدیرکل بهم رای دادن:دی و... کلی خاطره خوب دیگه
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٦/١٠/٢٠
١
١
گوشوواره بلند و اویزون دوست میدارم من
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١٠/٢٠
١
٠
آقای آتشروان: سلام، فکر نمی کردم دیگه به جیم سر بزنید....یادمه شاید دو سه سال پیش یه بار مطلبتون تو جیم چاپ شده بود...خوندمش....خیلی خوشم اومد....اون موقع فکر نمی کردم اسمتون واقعاً اشکمهر آتشروان باشه چون تا حالا چنین اسمی نشنیده بودم جالب بود برام...........یه چیزای از اون مطلب توی ذهنمه..اما عنوانش نه.....
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
سلام خانوم حسن نژاد/بله لینک اون مطلب اینه http://jeem.ir/article/blog/13519 بعدشم من توی جیم هستم نرفتم فقط چون توی تخته ممنوع الورودم و اینکه فعال نیستم دیگه توی مطالب و انجمنها دیده نمیشم و گرنه هر روز به خبرها و مطلبهای جیم سر میزنم هر روز.ولی خب فعال نیستم و انجمنو مطالب دیگه چن ساله نمیفرستم//ممنون منو یادتون بوده موفق باشین (:
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٦/١٠/٢٠
٠
٠
اره پشت سر من غیبت کنین دوست دارم/خ/ بنده با داشتن بیشترین امتیاز بین کاربرانی که هستن هنوز یعنی بعد آقای بهمنی و م_نص سومین کاربر با بیشترین امتیاز کاربری هستم/و با 4 سال و 9 سال عضویت از قدیمیهام که هنوزم فعالم
Atefe_K
Atefe_K
٩٦/١٠/٢٣
٠
٠
انقد خاطره ها زیادن! من اکثرا عضو بی حاشیه و کناری بودم:دی..این جنجالا کاره خودشون بود:دی..شال اجری! سین چایی! گوجه سبز! وای خیلی ان...یادش بخیر..چقد خوب بود..تنها جایی ک ی ساعاتی در طول روز میخندیدم..دوستای زیادی داشتم..حالا ن خیلی صمیمی...دلم نیومد کامنت نزارم و مثه بقیه ی مطالب ساده رد شم...=) مچکر ک منو یاد ی سری خاطرات عالی انداختین^_^..دلم برا خیلیا تنگ شده=(
م-نص
م-نص
٩٦/١٠/٢٥
٠
٠
به نام خدا سلام:)سعی میکنم از اول اول جیم یادم بیارم:)اوایل که جیم با کلاس نبود.تخته هوشمند نبود رفرشی بود:)ادمینا همه از بچه های خود جیم بودن مانند سعید داوودی عزیز ،موسوی بزرگوار که اونقدربزرگوار بود که از در بزور رد میشد:)ادمین پدر:)اونقدر ادمین پدر گفتیم که عموخراسان ادمین پدر که اقای نادری بودنو دعوا کردن:)اقای نادری هم مارا:)چه روز غمباری بود روز تصویب ممنوعیت ادمین پدر گفتن:)محمد حسین وکیلی یادش بخیر:)معروف به اقای دشواری:)بسکه ما با هم دشواری داشتیم:)اخرشم نفهمیدم خره دره ماشینشو پیدا کرد یا نه:)خخخ یادش بخیر
م-نص
م-نص
٩٦/١٠/٢٥
٠
٠
اون زمانا که استانه اصلا وجود نداشت:)جیم یگان ویژه داشت:)اون اوایل منو بهمنی دشواری داشتیم:)اخه بهمن تازه اومده بود:)فکرمیکردم دشمنه:)خانم دکتری داشتیم به نام خانم دکتر سحری:)همه رو امفول میزدن و در دسته خانم شیعه زاده و خانم شیمی دان و خانم زمین خوار بودن:))خون زمانا ارشام بود وحید قوام بود هاشم صفدری بود:)یادش بخیر جلسه اول جیم قبل جلسه من تصادف کردم با موتور:)بعد جلسم با هاشم صفدری توخیابونا لات بازی در میاردم :) در ضمن بعد از اون جلسم بود که ادمین کمکیها اومدن:)اولین فرد معترضم به وجود فرد محبوب سایت در سمت ادمینی ایمان کله ابی بود که اقای موسوی به شدت با وی دعوا کردند و من فقط می خندیدم:)خخخ
م-نص
م-نص
٩٦/١٠/٢٥
٠
٠
اون قدیم مدیما لیگ فوتبال داشتیم:)همه پسرا توش بودن چند تا دخترم تیم داشتن:)از وجنات و بنده که مشخصه کارخونه دارم اسم تیمم پرورش افتابه بود خخخ سقفم کاریش نمیشه نگاه الکی نکنین:)
م-نص
م-نص
٩٦/١٠/٢٥
٠
٠
اولین زوجی که تو جیم ازدواج کردن با هم مسترخطیبی بودن با خانم مهدیس گمونم که ویالون میزدن:)یک دوستم داشتن به اسم سحر خانم که هر سه نفر ایشان به دیار باقی شتافتند و نیستند:)از مستر اشا(معروف به عدسا) یادی کنیم:)روز جشن جیم میگفتن تو بیا برو یک جای دیگه واستا برا پذیرایی وای نستا ابرو ماره مبری خخخ یاد جشنم بخیر منو مهدی سیب موز یخ زدیم:)) یک اعترافم بکنیم:)صبح زود که امدیم دیدیم زمینا یخ زدن..گفتیم احتمالا این ور افتاب زودتر در میاد میز پذیرایی اقایون اینجا باشه که ما زودتر گرم بشیم:))اما چشمتون روز بد نبینه تا اخر مراسم یک اپسیلون افتابم جای ما نیومد و خانم ها از ثانیه اول تو افتاب بودن خخخ
م-نص
م-نص
٩٦/١٠/٢٥
٠
٠
دوبار هم با بچه های جیم ورزشگاه رفتیم:)بار اول بازی سیاه جامگان پدیده:)که با بچه های خود جیم رفتیم و تو جیمم چاپ شد..بازی کلا بدون حاشیه بود و تنها حاشیه اش ماها بودیم...بار دومم بازی سیاه جامگان استقلال که یک بنده خدایی که بهش میگن نص با یگان ویژه دعواش شد خخخ
م-نص
م-نص
٩٦/١٠/٢٥
١
٠
اون اوایل همه جیمیا وبلاگ داشتن:) و فقط وبلاگ دو نفر فیلتر شد:) یکیش من بودم به خاطر مطالب سیاسی خخخ یکیشم گمونم خانم شیعه زاده بودن به خاطر گفتن کلمه گردالی سبزه خخخ پلیس فتا فکر کرده بود اینا طرفدار فتنه هستن که میگن سبز در صورتی ک منظورشون گوجه سبز بوده خخخ
م-نص
م-نص
٩٦/١٠/٢٥
٠
٠
یاد دکتر منتی بخیر:)چقدر خاطره دارم باهاش:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٦/١٠/٢٨
٠
٠
سلام برهمه جوانان جیم،بهترین خاطره ازجیم جشنی بودکه برگذارکردند.هرقدرتقاضاودرخواست والتماس شددیگه برگذارنشد.چرا؟؟😔😔😔😔
ali007
ali007
٩٦/١١/٠٢
٠
٠
غیبت رو که بیخیال ولی خب کلا یادش بخیر :) یاد باد آن روزگاران:دی
zakhar
zakhar
٩٦/١١/١٠
١
٠
رد میشدم ستم بود کامنت نذارم :) مخلص