خانه انجمن شعور ذاتی است یا اکتسابی؟
٤٧٣
٤٨
محسن_قربانی

شعور ذاتی است یا اکتسابی؟

شعور ذاتی است یا اکتسابی؟

برای اینکه باشعور شویم باید تلاش کنیم و چیزهایی را کسب کنیم یا داشتن و نداشتن شعور یک امر ذاتی است و به تلاش شما بستگی ندارد؟

شعور را می شود مثل تحصیلات کسب کرد و یا مثل هوش در همان بدو تولد اندازه ی آن مشخص است و قابل افزایش نیست؟

مثال هایی از انواع بیشعوری هم بزنید.

٩٥/١٠/١٢
نظرات کاربران
کد امنیتی
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٢
٠
١
خودم به شخصه معتقدم شعور یک امر ذاتی است و به تلاش و کوشش فرد بستگی نداره. دقیقا شبیه ژن های آدمیزاد و اثر انگشت دست. آدم های باشعور ذاتا باشعور هستند و نیاز به رفتارهای تصنعی و شعورمآبانه ندارند برخلاف عده ی دیگری که همیشه در حال تظاهر و ریا هستند.
لیلی
لیلی
٩٥/١٠/١٢
٢
٠
بهرحال نمیشه تاثیر اجتماع بر ادمها را تکذیب کرد،شاید ادمی ذاتا از پدر و مادر با شعور و با فرهنگی باشه ولی چون درگیر جو دوستانه ای شده که رفتارهای ناهنجار را به نوعی در قالب تفریح کردن میبینه ، به تدریج برای لذت جو شدن و تجربه های جدید تبدیل به ادم بی شعوری بشه
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٢
٠
١
البته بیشتر حرف های نسجیده و رفتارهای نسنجیده است که باعث میشه شعور آدم زیر سوال بره
n_dahji
n_dahji
٩٥/١٠/١٣
١
٠
لیلی جان اونی که بخواد تحت تاثیر اجتماع و جو دوستانش بی شعور بشه,شما از ریشه به شعور نداشته اش شک کن.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
این همون رفتارهای تصنعی و شعورمآبانه است که در یک جایی ذات حقیقشو نشون میده
لیلی
لیلی
٩٥/١٠/١٣
١
٠
در جامعه ،حرف و رفتارهای نسنجیده بعضا در جمع های دوستانه در قالب شوخی و خنده دیده شده که خالی از شعور و فهم است
لیلی
لیلی
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
و در جواب دهجی عزیز باید بگم که اغفال شدن ، ادم را از ذات خودش تا حدی دور میکنه تا همرنگ جماعت شه
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
به نظرم بخشیش ذاتی و بخشیش اکتسابیه... ذاتی به این معنا که از طریق وراثت یا محیط حاصل میشه اما اکتسابی به این معناست که انسان با تلاش و تجربه و تفحص خودش اون رو به دست میاره که هردو مورد میتونه صدق کنه ... به طور کلی ما با یک سری ویژگی های فردی متولد میشیم و با گذشت زمان مدام این ویژگی ها تغییر می کنن یا تکمیل میشن... مثالی درمورد بیشعوری ندارم :)
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٢
٢
٠
مثال در مورد انواع بیشعوری میشه این و گفت که راز زمان دوستی را در زمان دشمنی برملا کنی. این یک اوج بیشعوری یک فرد رو میرسونه
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/١٠/١٢
٠
٠
خب باشه من الان یه مثبتی که بهم داده بودینو بهتون برمی گردونم خخخ
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٢
١
١
دست شما درد نکنه. چقد چسبید
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/١٠/١٢
٢
٠
اول بگید ک در جریان هستید شعور یعنی احساس؟ و بیشعوری ینی بی احساس و کسی که باشعوره ینی احساساتیه؟:) من خیلی باشعورم به شخصه:دی :)چون شاعرم و همه شاعرا با احساسن:)
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٢
٠
٢
شاعرا که گلن. شاعرا که ناز و دوست داشتنین. اون که شکی توش نیست :)) اونی هم که که ترانه های خوشگل میگه که دیگه نگو :)
لیلی
لیلی
٩٥/١٠/١٢
٤
١
برای باشعور بودن باید تلاش کرد، کتاب خوند و معاشرت کرد هرچند شعور تا حدی ذاتی هست اما برای تکمیل شدن شعور اجتماعی باید اگاه بود و خویشتن دار تا حرف در عین مودبانه بودن مفهومی شود و صرفا به ادا ختم نشه
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٢
٣
١
دقیقا درد منم همین رفتار های تصنعی و شعور مآبانه است که در نهایت به وقتش یک جایی ذات خودش و نشون میده
n_dahji
n_dahji
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
اینجاموافقم با حرفای لیلی خانوم,
علیرضا
علیرضا
٩٥/١٠/١٢
٢
٠
به نظر من بستگی داره شعور که میگیم منظورمون چه نوع شعوری باشه، چون به اندازه همه کارهای دنیا شعور داریم! هر کاری شعور خودش رو داره. اما اینکه ذاتی یا اکتسابی، بازم به نظر من مثل خود انجام دادن یک کار که بخشیش ذاتی و بخش بزرگترش معمولا اکتسابی هستش، این قضیه شعور هم به همین صورت و طرف باید بدونه شعور توی فلان کار یعنی چی تا بعد بتونِ شعورش رو بدست بیاره. از این نظر هم اکتسابی چون باید یک مقدارکی میل به با شعوری داشته باشه، وگرنه کلاهش پس معرکست :)
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٢
٠
١
به عنوان مثال این که بدونی چه حرفی رو باید بزنی و چه حرفی رو نباید بزنی مصداق بارز تشخیص شعور یک نفره. چه رفتاری رو در چه جمعی از خودت نشون بدی یا نشون ندی مصداق دیگه ای از تشخیص شعور آدم هاست. به شخصه خودم مصداق های بارز بیشعوری رو تو همین سایت جیم از یک فرد بخصوص زیاد دیدم که نسجیده هر حرفی که تو کلش میچرخه رو به زبون میاره. این افاراد با مطالعه و اصلاح درست نمیشن و ذاتشون همینه کاریشم نمیشه کرد.
خآنوم خآصــ
خآنوم خآصــ
٩٥/١٠/١٢
٠
١
به نظر من بخش بیشترش ذاتی و البته قسمتیش هم اکتسابی هستش کسی که ذاتا "بیشعور" هستش هرچقدم که کتاب بخونه و تو اجتماع باشه و شعور کسب کنه بلاخره یه جایی رگ" بیشعوریش" میزنه بالا! "بیشعوری" که خب زیاد میبینیم دوروبرمون! اجازه بدین مثال نزنم!
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٢
٠
١
دقیقا منم حرفم همینه نمیشه باشعور بودن را کسب کرد و باید تو ذاتت یک مایه ای از شعور داشته باشی. دقیقا مثل رگه های فیروزه و طلا در دل کوه که یا وجود داره و یا وجود نداره. نمیشه به دست خودت بوجود بیاریش چون بهرحال یک روزی رگ بیشعوریش میزنه بالا
n_dahji
n_dahji
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
به نظر من یک سومش ذاتی و دو سومش اکتسابیه,این که هر حرفی رو نباید هر جایی زد,هر کاری رو نباید انجام داد که از ارج و قرب منزلت ادم کم کنه,هر لباسی رو نباید پوشید نسبت به مکانش,هرجایی نباید رفت,هر چیزی(بنا به تعارف دوستان) رو نباید خورد,و خیلی چیزای دیگه.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٣
٠
١
درک موقعیت و انجام رفتار متناسب با آن موقعیت رو اگر تعریفی از شعور بدونیم، در مواقع حساس فقط همون یک سوم ذاتی که به چشم میاد و دو سوم دیگه کارایی خودش و از دست میده به عنوان مثال در لحظه بحرانی تصادف دو ماشین یک فرد متشخص و مثلا یک فرد عادی که ممکنه فرد متشخص رفتارهایی از خودش نشون بده که فرد عادی نشون نده و یا بحث و گفتگو در یک جمع دوستانه که در یک لحظه حساس و با داغ شدن بحث، بیشعوری افرادی که سعی می کنن باشعور خودشون نشون بدن (دو سوم اکتسابی) جو دوستانه رو خراب میکنه.
گل برگ :)
گل برگ :)
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
نرجسمان چطوره؟ کم پیدا؟ :) دلمون تنگ شد بابا:)
n_dahji
n_dahji
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
قربونت برم,ما بیشتر 😉دلتنگیم,امتحانات و درسا نمیزارن وگرنه خدمت میرسم.
n_dahji
n_dahji
٩٥/١٠/١٤
٠
٠
من نمیدونم چرا همه میگن تاثیر پذیری از دوستان,جو دوستانه!مگه وقتی فردی توی جمع دوستان قرار میگیره,عقلش رو تو خونه جا میزاره؟یا به شعورش میگه دارم میرم جایی,تو رو نمیبرم با خودم! این تاثیر پذیری رو قبول ندارم,اینا همش توجیه برای کارا و رفتار ناپسندشون.یه فرد با شعور قبل از این که از خونه خرج بشه,عقلشم تو سرش جا میده,وگرنه اون سر بی عقل رو تحفه و بار سنگین و اضافه با خودش راه میبره که چی بشه؟
گل برگ :)
گل برگ :)
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
یاد کتاب بیشعوری افتادم:)
Cold
Cold
٩٥/١٠/١٣
١
٠
بنظر من اکتسابیه...چون شعور یه نوع اخلاقه و اخلاق هم چیزیه آدم بدست میاره به مرور زمان...کسی بی شعور به دنیا نمیاد! اگه هم میبینی یه نفر الآن نمیتونه با شعور باشه ، به دلیل این نیست که ذاتا بی شعوره ، فقط بی شعوری توش نهادینه شده به هر دلیلی که مهم ترینش ترتبیت کودکیشه...مثلا اگه میبینی فلانی خودش بی شعور بوده حالا بچشم بی شعور شده ، دلیلش این نیست که بگی آره اینا بی شعوری تو ذاتشونه ، این ترتبیت اون بوده که بچشو هم مثل خودش بی شعور کرده!...اگه هم قرار باشه بخشیش ذاتی باشه ، خیلی کمه!
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٣
٠
٢
مارتین لوتر (اصلاح طلب مذهبی) میگه: کارهای خوب انسان و خوب نمیکنه بلکه این انسان های خوب هستند که کارهای خوب و انجام میدن و کارهای بد هم انسان بد نمیکنه بلکه انسان های بد هستند که کارهای بد رو انجام می دهند. ذات انسان تغییر ناپذیره. ماهیت آدم ها تغییر ناپذیره. جنس شعور از جنس ذاته
Cold
Cold
٩٥/١٠/١٣
١
٠
خیلی اشکال داره این طرز فکر....خوب این ذات از کجا سرچشمه میگیره؟ ارثیه؟ تصادفیه؟ چطوریه؟...اگه بگی ارثی و ژنتیکیه ، پس چرا بچه های یک خانواده از نظر سطح شعور باهم فرق میکنن؟ چرا تو یه خانواده یه بچه باشعوره و یکی بی شعور؟ مطمئنم شما هم نمونه اینطوری زیاد دیدی!...اگه هم بگیم تصادفیه ، که پس بی شعور ها رو باید خیلی آدمای مطلومی بدونیم دیگه ، واقعا در حقشون ظلم شده!...جدا از اینا اگه قرار باشه همه رفتارا رو مرتبط با ذات یک شخص بدونیم ، پس هیچ کسی حق نداره به بی شعورا خرده بگیره! به آدمای بد هم همینطور! اونا اینطوری به دنیا اومدن ، تو ذاتشونه و دست خودشون نیست! پس شما حق نداری به کسی بگی تو چرا بی شعوری یا چرا آدم بدی هستی! مثل یک معلول که معلول به دنیا اومده ، یه بی شعور هم بی شعور بی دنیا اومده و دست خودش نبوده!...به نظر من که اینطور نیست :)
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
اگر به عالم ذر و عهد و میثاق خدا با ذریه آدم قبل از ورود به دنیا اعتقاد داشته باشی تمام مسائل برات حل میشه. از جنسیت افراد تا سالم و معلول بودن افراد تا تولد در خانواده ثروتمند و فقیر و تولد در جغرافیای مختلف زمین و سیاه و سفید پوست بودن افراد و ... دیگه به حکت خدا ربط نمیدی و به انتخاب انسان ربط پیدا میکنه. دیگه برات این سوال پیش نمیاد چرا این بچه معلول متولد شده و این بچه دیگه سالم و سرزنده و با خودت نمیگی این بچه مگه چه گناهی کرده و حتی دیگه نمیگی حکت خدا این بوده یا اینکه بگی خدا خواسته. تمام اینها به اراده و انتخاب انسان قبل از ورود به دنیا ربط پیدا میکنه چون اینجوری دیگه حجت بر همه تموم میشه که اجباری در کار نبوده. حتی اگر بخوام جلوتر برم ممکنه من و به کفر متهم کنی که صلاحه همینجا نگهش میدارم.
Cold
Cold
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
نه اتفاقا من تو فاز کفر و اینجور داستانا نیستم....ولی بازم مشکل با این عالم ذر و عهد و میثاق حل شد! حتی اگه وجود داشته بوده قبلا همچین جریاناتی ، این منی که الآن روی این زمینم نقشی توش نداشتم! درکل میشه گفت اعتقادی ندارم به این ماجرا ها!...حجت آدم عقلشه ، و عقل من نمیتونه بپذیره که یک نفر قبل از به دنیا اومدنش به خدا گفته باشه لطفا من رو معلول و فقیر یا تو سومالی به دنیا بیار!! یا به خدا گفته باشه لطفا منو آدم بی شعور و کند ذهنی خلق کن! یا یک نفر گفته باشه من میخام جنایتکار بشم! ولی اگه گفته باشه هم بازم بی تقصیره ، چون مطمئنم کسی اون انتخابش یادش نمیاد! پس دست خودش نبوده!...در کل انقدر هم پیچیده نیست ، که شعور رو تا روز الست بخوایم عقب ببریم!...فک کنم مال من کفر آمیز شد حالا :))
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٣
٠
١
تو روایات ها داریم پیامبر اسلام اولین کسی بود که به وحدانیت خداوند ایمان آورد و لبیک گفت. همینطور که در حلیه المتقین داریم کوه عقیق اول کوهیست که به وحدانیت خدا و پیامبر اقرار کرده. آیا اون پیامبر در عالم ذر غیر از پیامبری است که بر روی زمین مبعوث شد؟ ماهیت انتخاب انسان ها در عالم ذر شبیه ماهیت گرگ و گوسفند در انتخاب گوشت یا علف است. ماهیت ها و ذات های متفاوت انتخاب های متفاوت به همراه داره.
خآنوم خآصــ
خآنوم خآصــ
٩٥/١٠/١٤
٠
١
خوب و بد ادما تو ذاتشونه اقای کلد:) محیط و خانواده نقش کمرنگ تری داره مثال واضح و جالبش قضیه پسر معاویه ست! بش میگن معاویه ثانی! از افتخارات باباش و خاندانشون حتما شنیدید که کوچکترینش قمار بازی و ... ایناس! مادر معاویه ثانی هم که هند جگر خوار هستش و فک نمیکنم احتیاجی به توصیف داشته باشه با این وضع خاندانی، وقتی اومدن وراثت و تخت پادشاهی رو دازن به معاویه ثانی، میدونید چی گف؟! برگشت گفت من تاج و تختی که با خون نوه پیامبر الوده شده باشه رو نمیخام!!!!!!!!!!!!!!!! اگه اخلاق و شعور اکتسابی بود مسلما همچین حرفی نمیزد اونم تو اون خاندان!! از این طرفم خیلی دیدید و دیدیم خانواده های مومن و معتقدی که بچشون ناخلفه!! و محیط و جامعه نقشی تو ذات اش نداشته مثال روشن ترش پسر ناخلف حضرت نوح این دیگه باباش پیامبر بوده :دیییی
Cold
Cold
٩٥/١٠/١٤
٠
٠
پس بیچاره آدم بدا ، که با ذات بد به دنیا اومدن...هرچقدر هم سعی کنن خوب باشن نمیتونن ، چون ذاتشون بده ، خدا با ذات بد آفریدشون!...پس از فردا به هیچ آدم بدی حق نداریم چیزی بگیم! چون دست خودش که نیست ، ذاتشه...منظورتون اینه دیگه؟؟
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٤
٠
٠
cold عزیز: بد بودن یا خوب بودن نسبیه و اصلا بدی یا خوبی مطلق وجود نداره. اون بیچاره آدم بدا رو که شما ازشون اسم می بری اصلا همچین احساسی نسبت به بد بودن خودشون ندارن که شما نسبت به اونا داری و خوب بودن برای اون ها مصداق بارز بد بودن برای ماست و بالاعکس. فکر نکن چون از دید من و شما آدم بدی به حساب میاد از دید خودش هم بد به حساب میاد. وجدان صدای خداست که توی همه ماها هست. به یک نسبت مساوی که حقی از کسی ضایع نشه. ولی ذات بد و یا خوب چیزی متفاوتیه و اون چیزی نیست که خدا به ما داده باشه. به عنوان مثال فکر میکنی تو خلقت مرغ که نمیتونه پرواز کنه کم لطفی شده و تو خلقت عقاب خدا خیلی بهش حال داده و پارتی بازی کرده مثلا؟ به هیچ وجه. ذات این دو موجود با هم متفاوته و یا انسانی که معلول و ناقص متولد میشه خدا در حقش کم لطفی کرده و انسانی که سالم و سرزنده است خدا خیلی بهش حال داده؟ به هیچ وجه. ذات و ماهیت این دو کاملا از هم متفاوته. ذات و ماهیت متفاوت خلقت های متفاوت. تفاوت هم نسبی است و تفاوت مطلق وجود نداره.
microprocedure
microprocedure
٩٥/١٠/١٤
٠
٠
اینایی که شما میگی حاشیس ، نسبی بودن خوب و بد یا فرق کردن معنی خوب و بد تو نظر آدما ، یا اینکه خدا به کی حال داده و به کی نداده ربطی به اصل موضوع نداره...شما میگی ذات ها متفاوته و خلقت ها متفاوته!...خلقت متفاوت یعنی چی؟ طبق همون مثالی که خودت زدی من میگم ، عقاب خیلی خوب پرواز میکنه و مرغ نمیتونه پرواز کنه! درسته ، اما کسی حق نداره به مرغ بگه چرا نمیتونی پرواز کنی!! خلقتش اینطوریه که نمیتونه پرواز کنه!!...یه نفر معلول به دنیا میاد و یه نفر سالم ، شما حق نداری به یه معلول بگی چرا نمیتونی بدویی ، خلقتش اینطوریه...حالا طبق گفته های شما یه نفر خوب به دنیا میاد و یه نفر بد! پس به آدم بد هم شما نمیتونی بگی چرا بدی!! خلقتش اینطوریه که بد باشه!! اصل گفته شما اینه در واقع :))
خآنوم خآصــ
خآنوم خآصــ
٩٥/١٠/١٤
٠
٠
نه منظورم این نبود! این بحث خیلی پیچیده ست اقای کلد:)) قسمت اعظمش برمیگرده به عالم ذر که اقای قربانی توضیح دادند اما بازم انسان دارای قدرت تفکر و اختیار + وجدان هستش اینا همه دست به دست همه میده تا تفکری به اسم خوب و بد به وجود بیاد :) خیلی پیچیده ست! منم گاهی گیج میشم اما به حرفایی که زدم تا الان ایمان دارم :)
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٤
٠
١
خانم خاص عزیز: مرسی از داستان جالبی که گفتی. پسر معاویه رو نمیدونستم برام جالب بود.
لیلی
لیلی
٩٥/١٠/١٤
٠
٠
اگه معاویه و خاندانش قمارباز بودن و مردم ازار، به خاطر ثروت هنگفتی بود که داشتن! یه قانون تو روانشناسی هست که میگه ادم با محدودیت رشد میکنه و ادمی که با منابع نامحدود روبه رو بشه( ثروت زیاد)معمولا نمیتونه ان را در جهت کمک کردن به بقیه و اعمال صالح خرج کنه چون همیشه ثواب کردن سخت تر از گناه کردن بوده (این نظریه هم اثبات فیزیکی داره و هم علمی) اابته منکر استثناعات دنیا نیستم چون در جامعه افراد ثروتمندی هستن که حامی مردم شناخته شدن، فقط میخوام بگم که این بحث خوب و بد بودن ذات را فقط به اسلام ربط ندین، چون نصف اسرار اسلام از همه ما پنهان شده و اگه در تاریخ ادمهای جنایتکار و گناه کار دیده شده فقط بخاطر عالم ذر و بدبودن ذات نیست،اگر امار قتل و جنایت از سده اول تاریخ تا به الان را دیده باشی متوجه خواهی شد اگر یک نفر همه چی داشته باشه حوصله فکر کردن نداشته باشه( حالا به هر دلیلی )به جرم یا همون گناه کشیده میشه
لیلی
لیلی
٩٥/١٠/١٤
٠
٠
اوایل که معاویه به تاج و تخت نرسیده بود نخلستان داشت یعنی زحمت میکشید و نخل میکاشت و خرماها را میفروخت، با گذشت زمان با کار کردن پول زیادی به دست اورد و کارگر استخدام کرد تا خودش استراحت کنه و بقیه براش پول دربیارن چون مسلما استراحت کردن از کار کردن اسونتره ، راحتی زیاد تنبلی میاره و تنبلی هم فکر و خیال! پس تصمیم گرفت مالیات ها را زیاد کنه مردم توان پرداخت این حجم زیاد از پول را نداشتن پس از آه و نفرین مردم ،معاویه گنه کار نشد، چون به بیماری روانی( اوهام و توهم )گرفتارشده بود، که بخشی از این بیماری بر اثر اشتباهی بود که در حق ولی معصوم خدا انجام داده بود هرچند باید این را هم در نظر گرفت که ذهن انسان فعاله و اگه مشکلی تو زندگی نداشته باشه قاعدتا برای خالی نبودن عریضه شروع میکنه به فکر کردن که اگه این فکر هدایت شده نباشه به جرم و جنایت ختم میشه
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/١٠/١٣
٠
٠
محسن جان فک میکنم هر دو تاثیر داره :)) هم ذاتی هست و هم اکتسابی و هم قابل تغییر :)
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٤
٠
٠
مرسی از نظرت عزیزم
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/١٠/١٤
٤
٠
انگاری شما میخواین حرف خودتون رو به کرسی بنشونید و در مقابل هر نظر مخالف خودتون ی جوابی دارین. من نظرمو برا خودم نگه میدارم قبل از اینکه زحمت هم نظر کردن من با خودتون رو به شما بدم. :)
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/١٠/١٤
٠
٢
قشنگ گفتی . مرسی :)) نه واقعا فقط قصد جواب دادن نیست و به کرسی نشوندن حرف خودم نیست. در واقع من از خودم حرف در نمیارم و بر اساس یک سری اطلاعات صحبت میکنم.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٥/١٠/١٤
٢
٥
سواد با شعور و فرهنگ فرق داره اونی که میری درس میخونی اسمش سواده نه شعور و فرهنگ/روی پالون خر یک من کتاب هم بزاری باز همون خره./خیلیا سوادشون زیاده ولی باز هم شعور و فرهنگ ندارن و همچنین برعکسش.
f.farzad
f.farzad
٩٥/١٠/١٤
٣
٤
خیلیا سوادشون زیاده ولی شعور و فرهنگ ندارن/// یعنی این جمله رو باید با آب طلا قاب گرفت و تو معابر عمومی به نمایش گذاشت تا همگان ببینند... به عینه تو دور و بریام دارم می بینم!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٥/١٠/١٥
١
٣
برین داستان اون دانشجوی پسری که تحصیلات بالا هم داشته و عاشق هم کلاسیش میشه و چون جواب رد میشنوه روی صورت دختره اسید میپاشه و نه تنها دختره صورتش داغون میشه بلکه کور هم میشه رو بخونین/ بعد بیاین منفی بدین و بگین تحصیلات شعور و فرهنگ میاره/اونم تحصیلات داشت ولی یک آدمو بدبخت و کور کرد با بی خردیش