خانه انجمن تیزر زندگیت رو بنویس
٩٢٧
١٤٨
fatemeh _t

تیزر زندگیت رو بنویس

تیزر زندگیت رو بنویس

فکر کنید زندگيتون یک فیلم سینمایی هستش و حالا برای اینکه مردم رو جذب کنید تیزر زندگيتون رو بنویسید. 

 

برای گفتگو ها میتونید یا اسم بنویسین یا اینکه اگر دوست ندارین اسم بنویسین از علامت استفاده کنید، به طور مثال هر جا که خودتون حرف میزنید رو علامت مثبت "+" قرار بدین و برای هر کسی یا یک علامت یا اسم بنویسین یا حتی اول اسمش رو بنویسین.

 

حتی میتونید فضاسازی هاش هم بنویسین، طوری که منه خواننده، نوشته رو مثل یک فیلم ببینم.

 

و برای اینکه راحت تر خونده بشه هر بخش رو با علامت " / " از هم جدا کنید. 

 

و از آخر هم برای این فیلم سینمایی تون یک اسم انتخاب کنید. 

 

{به تمام خاطرات خوب و ناراحت کننده تون میتونید سرک بکشین (هم گفتار هم چت) و یک تیزر خوب بنویسین }

٩٥/٠٧/١٩
نظرات کاربران
کد امنیتی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٥/٠٧/١٩
١٧
٢
تیزر نویسی بلد نیسم!:دیییی هنر کارگردانی هم ندارم! حالا تیزر های دوستان رو ببینم شاید نوشتم :) ممنون بانو
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/١٩
١
١
خب بیشتر رو بخش داستانش تمرکز کن تا بخش فضا سازی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٥/٠٧/١٩
١
١
خو مشکل اینجاست نویسنده هم نیستم !:دییییی!
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٩
١
١
شبیه نظرتون تو انجمن انشا بود
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٥/٠٧/٢٠
١
١
کلن خانم خاص زدن تو کار تخته کردن انجمنا خخخخخخ
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٥/٠٧/٢٠
١
١
:دی!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٧/١٩
٢٠
١
یه اتاق تاریک که نور یک مانیتور در منتهی الیه سمت چپ خودنمایی می کنه. دوربین کم کم به سمت مانیتور حرکت و صداهای متوهمی به گوش می رسه . تا اینکه دوربین مقابل مانیتور قرار می گیره و با این صفحه رو به رو میشید
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٧/١٩
١٦
٤
http://www.worldometers.info/fa/
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٧/١٩
١٢
٤
اول بخش متولدین امروز روش زوم میشه؛ دوربین روش باقی می مونه ؛ در همین حال صدای گریه یه نوزاد که متولد میشه؛ صدای مامان بابا که میگن بگو بابا بگو مامان ؛ بعد صدای مادر که میگه مامان پاشو باید بری مدرسه؛ بعد صدای همهمه بچه هایی که تو کوچه فوتبال بازی می کنن؛ بعد صدای داوطلبین محترم دفترچه های اختصاصی تون رو بردارید ؛ بعد صدای یه استاد که میگه دیر اومدی نیا سر کلاس ؛ بعد صدای عاقد که میگه آقا داماد وکیلم و بعد شولولو ! در آخر دوربین حرکت می کنه در همین حال صدای لا اله الا الله میاد و دوربین روی آمار مرگ و میر زوم می کنه!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٧/١٩
١٢
٥
آخرش هم مانیتور نویز میفته و روشن خاموش میشه چندلحظه بعدش هم کلا تاریک میشه. در آخر هم اسم فیلم میاد : این بود زندگی ...
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٧/١٩
١٨
٤
آقای آستانه قسمت تولد فرزند رو جا انداختین دی:
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١٩
١٧
١١
ناقلاها فکر همه جاشو کردنا، چه آماری دارن از همه جا 0_o
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٧/١٩
١٧
١٢
خبری از بچه نیست خانم چاکری خخخخ
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/١٩
١
٥
جالب بود، ممنون آقای آستانه (:
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٩
١
١٠
که اینطور
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/١٩
١
٦
آقای آستانه فضا سازس قشنگی داشتن...از ابتدا تا انتهای زندگی....
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١٩
١٦
١
ای کاش به جای گفتن نکات نگارشی، یکم تیزر رو تعریف می کردید
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/١٩
١
١
تیزر فیلم ها رو دیدین؟ یک چیزی مثل اون ولی بنویسین! یک جورایی مثلا انگار بعضی از قسمت های زندگيتون رو بنویسید، میتونید فضاسازی هم بکنید
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٩
١
١
مرتضی جان منم نمیدونستم چی بنویسم اخرش هم نمیدونم چی شد شبیه هیچی نبود ؛ به جای ضدحال خب یه چیز بنویس کسی نمیگه این چیه نوشتی خخخ
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١٩
٣٨
١
ضد حال نزدم به جان خودم.
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١٩
٣٩
١٢
باز یه نفر راه افتاده از دم داره به همه منفی میده، وظیفه ام میدونم که خنثی اش کنم.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٧/١٩
٣
١١
درود بر شرفت
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/١٩
٢
١
جهاد میکنید :دی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٩
٢
١
تنها روی تاب ٬ تو دل شب ساکت ٬ صبور و سربه زیر نشستم اهنگ مکس ریشتر طنین انداخته؛ لبخندی میزنم سرم رو پایین میندازم؛ سرم رو که بالا میارم موهام سپید شده و حسابی شکست خورده شدم و هنوز روی همان تاب نشستم و همون اهنگ پخش میشه ((فیلم اهلی))
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/١٩
١
١
چه خوب بود (: ممنون بابت حضورتون
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/١٩
١
١
ادامش آقای مهدی زاده: وبعد هی از پسرتان مپرسین این چیه(روی زمین یه گنجشک نشسته)،بعد اون میگه گنجشک.دوباره می پرسین اون چیه و بعد پسرتان دوباره میگه ،گنجشک پدر..این اتفاق بار ها وبار ها اتفاق میفته که در آخر پسرتان ناراحت میشه و مگه:پدر صد بار پرسیدین گفتم گنجشک... گن جشک....
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١٩
١
١
محمدرضا عالی بود، برا منم یه نسخه از رو همین خخخ
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٩
١
١
نه دیگه بچه ای در کار نیست همش انتظار خخخخ /// مرتضی فک نکنم انقدر اهلی بمونی الان یکی برات مینویسم که بیشتر به شما بیاد
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/١٩
٤
٢
فکر کنم واسه زندگی من یک تیزر دو دقیقه ای به این وجه کافیه ...... سقوط از ارتفاعات سیاه و ترسناک که هیچ وقت قرار نیست تموم بشه . همراه با فریاد های جان خراش -- و التماس
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/١٩
١
١
:(
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٩
٣
١
مرتضی تنها روی تاب ٬ تو دل شب ارام و سربه زیر نشسته اهنگ مکس ریشتر طنین انداخته؛ لبخندی میزند را سرش پایین می اندازد که ناگهان بانگی اورا میخواند ؛ _ مرتضی مرتضییی ساعته ۹ شده بیا برو آشغال ها رو بزار دم در اشغالی ببره بو میگیره ها؛ موهایش را از صورت اش جمع میکند و اه بلندی سر میدهد ....
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٩
١
١
این تیزر مرتضی ساده راضی ای مرتضی ؟
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٩
١
١
چه زندگی تر و تمیزی هم هست از این فیلم ها میشه که تو سینما خانواده ها میزارن
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١٩
١
١
به به، به به، دستت درد نکنه خخخ
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/١٩
١
١
:D
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٥/٠٧/٢٠
١
١
چه علاقه ای به تاب بازی داری! خخخخ
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٠
١
١
کیه که تاب رو دوست نداشته باشه! به شخصه تاب فلزی ببینم ذوق زده میشم :/
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/١٩
١
١
تیزر سازنده انجمن هم میشه از روی کامنت شون تو انجمن انشا تشخیص داد
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/١٩
١
١
(= هعیییییی =(
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١٩
١
١
فاصله پسرک تا پیرمرد یک نفر بود؛ روی نیمکتی چوبی؛ رو به روی یک آب نمای سنگی پیرمرد از پسر پرسید: + غمگینی؟ - نه + مطمئنی؟ - نه + چرا گریه می کنی؟ - دوستام منو دوست ندارن + چرا؟ - جون قشنگ نیستم + قبلا اینو به تو گفتن؟ - نه + ولی تو قشنگ ترین پسری هستی که من تا حالا دیدم - راست می گی؟! + از ته قلبم آره پسرک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید؛ شادِ شاد چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاش را پاک کرد؛ کیفش را باز کرد؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت ...
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/١٩
١
١
این تیزر بود یا داستانک؟ :دی
bahareh22
bahareh22
٩٥/٠٧/١٩
٠
١
:) یه خط ِ پیوسته ، شبیه نوار قلب که روی یه مانیتور هست و کنارش یه سالشماره و یه دختر کوچیک که تا وقتی عدد اون سالشمار به 65 برسه ، موج های P و QRS و T عه اون نوار رو طی میکنه و وقتی 65 سال راه رفتنش تموم شد ، دیگه موجی نیست که بخواد از قعرش بگذره به امید ِ رسیدن ِ قله ! و آخر تیزر هم از اون همه موج ، یه خط صاف باقی مونده ! ;)
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/١٩
٠
١
چه داستان غمگینی :(
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٥/٠٧/٢٠
٠
١
سبک فیلمش درام رومنس بنظر میرسه !
bahareh22
bahareh22
٩٥/٠٧/٢٢
٠
١
@ طییییی : نـــه ! نــــه =) اصلنم غم انگیز نیست. اونی که غم انگیز کرده فیلم رو ، گذر عمره :( ولی بنظرم خود ِ راه رفتن روی موج ِ زندگی ، باعث شادیه ! ^.^ حالا هر چقدر عمر زود بگذره. // @ دکتر : =)))) سبک خوبیه :پی قوه ی یاد گیری ِ ماندگار هم نعمت عست :O :پی
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/١٩
٠
١
چی شده؟
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٥/٠٧/٢٠
٠
١
خخخ. این روزا التماس دعا داداش نصرالله جان :)
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٠
١
٠
آقای میم نص جدی توضیح بدم؟ 0__o
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢١
١
١
دکتر جووون محتاجیم به دعا عشقم
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢١
٠
١
اگر امکان دارد بلی:)در حد دو کلمه خخ
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
تیزر بنویسین :|
bahareh22
bahareh22
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
طی دقیقا شد دو کلمه 0_0
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
خب دقیقا ميخواستم دو کلمه بنویسم :دی
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
من واقعا راهنمایی شدم..الان فهمیدم چی شده خخخ رفتم بنویسم ://
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٥/٠٧/٢٠
١
٠
هرچی میام بنونسم یجای کارش جوری میشه که نمیشه نوشتش برا بقیه خخخخخ این فیلم سانسوری داره نمیشه اکرانش کرد
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٥/٠٧/٢٠
١
١
ولی اولش چنتا بچه گربه رو نشون میده که دارن دنبال پروانه ها میکنن
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢٠
٠
١
دکتر اگه تاب نداره نمیخواد بنویسی خخخخ
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٠
٠
١
مطمئنید گربه هست؟ شیر کوچولو نیست؟ تا اونجایی که من ذهنم یاری میکنه یکی شیر شاه یکی بامبی دنبال پروانه میکردند:-? ،،،،، سانسور دار :دی :/
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٠
١
٠
آقای مهدیزاده ايشون کودک درونشان پیرتر از این حرفهاست که بخوان سوار تاب بشند :دی (؛
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
بچه شیر! خ! شاید بچه موش مثلن حتی! یا بچه رتیل / البته با این اوضاع الان -))) آره البته با این اوضاع یال و اینا هم بهم شیر میگن هم ببعی / نوچ، کودک درون دارم، کودک درونمم دختر هست، اسمشم صغری هست خخخ،
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢٢
٢
١
که اینطو. ؛ فک نمیکنم اسم بچه هاتون رو گذاشته باشن خودتون انتخاب کنید خخخ ؛ شایدم اون موقع که شما گذاشتین صغرا رو بورس بوده حخخ
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٥/٠٧/٢٢
٠
١
صغری خیلی قدمت داره =) اسم براش انتخاب کردیم آخه یه مدت با بقیه حرف میزد =) برا خودش اصن حقیقی شده بود، خود خانم طی هم میشناسنش حتی، خیلی وقتا کودک برون شده چه بسا
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
از دختر من که تو دستش شیرموز داشت قدمتش بیشتر نبود، صغری مرموز تر از این حرفهاست که بشه شناخت :|
bahareh22
bahareh22
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
اممممم صغری کی بود کی بود ؟ 0_0 آهان یادم اومد ! همون دخدر مو چربوکه که یسری صفات عجیب هم نسبت داده بودن بهچ در رسانه های بیگانه ! :D :P
__Mahdie__Fa__
__Mahdie__Fa__
٩٥/٠٧/٢٥
٠
١
دکتر اون گربه ها احتمالا دارن دنبال عسل میکنن :||| خخخ
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٧/٢٠
٣
١
این فیلم شامل صحنه هایی ست که ممکن است برای همه مناسب نباشد! = توقیف...
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢١
٠
١
که اینطور
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢١
١
٠
میگین برای همه مناسب نباشد :دی،، مثبت چند بزنیم؟ :دی.... ولی فکر کنم یکی از سکانس های تیزرتون در مورد دیوار عکسی باشه که تو اتاقتون دارین (:
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٧/٢١
١
١
هرچی بیشتر بهتر...! :) به قول خارجیا: می بی! اما در حد یه ثانیه.
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٣
٠
٠
یک سکانس تکان دهنده داره اخه:))سر این سکانس دلم می خواد بزنمش..از بس دوستش دارم..(اشاره به اون طناب کیسه بوکس :@ )
محبوبه
محبوبه
٩٥/٠٧/٢١
١
١
چه فیلمی شود اون فیلم خخخخ
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢١
٠
١
چطور مگه؟ 🙊
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
فیلم چینیه..بازیگرشم جکی چانه لابد خخ
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢١
١
٠
حالا که اینطور شد ؛تیزر منم زبون اصلی اش سی چهل خط بود اون که گذاشتم مرتضی شون اینا سانسور کردن خخخخخ
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢١
١
١
نوچ نوچ نوچ شما هم سانسور؟ :/
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢١
٠
١
عجبا چرا من همش به مجتبی استانه میگم مرتضی !!!!؟ بله وقتی سانسور کلاس داره چرا که نه خخخخ
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
با افتخار میگم فیلمم سانسور نداره -__- البته یکی دو سکانس اشکال نداره :| در این حد معصومم :/ :| :\
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
حالا سانسورم که نداره الکی مثل من بگین سانسور داره کلاس داره
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
٠
١
خب الکی نميتونم بگم، واقعا یکی دو سکانس سانسور داره :دی
151
151
٩٥/٠٧/٢٢
٠
٠
یه فضای خاکستری که یه چراغِ با نورِ سفید روش،روشن خاموش میشه و تاب میخوره.یه دریچه هم رو به بیرون داره که فضای بیرون خیلی شلوغ و پر سر و صداس و همه هم شاد و باحالن؛ولی این دریچه با میله بسته س! یهو از اون فضای بیرون دوربین میاد توی اون فضای خاکستری و این دیالوگ شروع میشه: +چند سالته؟ -نمیدنم! +مگه میشه ندونی؟هر فرده عاقلی میدونه چند سالشه و کی به دنیا اومده! -من ولی عاقل نیستم!من یه پسرِ دیوونه ی تنهام که ترجیح میده دیوونه باشه و تنها تو این اتاقِ خاکستری بنویسه و با تخیلاتش سیر کنه و همه بخاطر فکراش مسخره ش کنن،تا اینکه بره اون بیرون پیشِ یه مشت الکی خوش که نمیدونن دارن به چی میخندن و واسه چی خوشحالن!من نمیدونم چند سالمه،ولی خوب میدونم خیلی وقته این چراغِ روی سرم داره خاموش روشن میشه و امیدی ندارم عوضش کنم! +من هیچ وقت تو رو نشناختم و نفهمیدمت! -دیدی دیوونه ام؟کدوم آدمِ عاقلی رو دیدی که خودشو نشناسه و نفهمه؟ بعد دوربین از اون دریچه هه میاد بیرونه اتاق و همینجور که ازش دور میشه نورِ توی اتاق ضعیف و ضعیف تر میشه تا که خاموش میشه! «تنهاییِ خاکستری» +خاکستری نمادِ حقیقت و واقعیتِ!
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
من با این چیزی که شما کفتین امید به زندگی پیدا کردم..خیلی شاد و عالی بود:/
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
به دلم نشست (: ممنون بابت وقت گذاشتن و نوشتن تیزر
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
خیلی دوس داشتم لینک تیزر یک فیلم رو بذارم ولی خب احتمالا غیر قابل پخش باشه :)) ولی یه جایی اون وسطش عشق هست. یه جاییش درد و یا حتی مرگ هست. یه جاییش تولد. یه جاییش گریه و اشک. یه جاییش خنده و لبخند. یه جایی دویدن زیر بارون و پریدن توی کوه و جنگل. یه جایی جشن هولی تو هند. یه جایی پرواز. یه جایی سقوط و افتادن. یه جایی مراسم عاشورا. یه جایی حرم امام رضا. آخرش هم با باز کردن چشمام و اشک و لبخند با هم تموم میشه :))
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٢
٠
١
من که نفهمیدم چی شد:/
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
٠
٠
اوهوم، تیزر منم تو همین حدود هاست + دیالوگ هایی کوتاه
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٣
١
١
پس یکی شما رو هم نفهمیدم چیه خخخ
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
یه قنداقه صورتی که توی یک اتاق تنهاس، هیچ کس نیست فقط صدای مامانش از دور میاد که قربون صدقش میره:) بزرگ تر میشه ولی بازم تنهاست ولی سایه ی دوتا فرشته هم روی سرش هست، خودش بازی میکنه، فکر میکنه، نتیجه میگیره، گریه میکنه ، میخنده، بزرگ و بزرگ تر میشه (میفهمه همیشه تنهاس ولی میتونه کمک کنه بقیه تنها نباشن میتونه کمک کنه کسی احساس ناراحتی نکنه ، میتونه پای حرفای بقیه آدمای تنهای دور و برش بشینه ...) و سعی میکنه به هرکسی شده اندازه یه لبخند کمک کنه ولی خودش تا آخر خط تنهاس:)
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
بقول بعضیا تنها فقط خداستو ازین قبیل حرفای صد مَن ... =)) - قندونه واقعن تنهاس یا دلش میخاسته تنها باشه ؟ این قندونی که میتونه بقیه رو از تنهایی در بیاره! باهاشون باشه ولی خودش تنها باشه عجب قندون سحرامیزیه =) یعنی تنها نباشه و تنها باشه، لابد بهش دست بکشن از توش یه غول صروتی بیرون میاد
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٥/٠٧/٢٢
٠
٠
اول که قنداقه نه قندون خخخ دوم اینکه واقعنی تهنا بوده:) هیچ کس...:)آره به بقیه کمک میکنه(در حد توانش) ولی خودش با خودش تهناس:)
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
وای =)))))) ببخشین من چشام کوره =)))))))) تازه کلی هم به قندونه خندیدم :|
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٢
٠
١
خخخخ دکتر...تو مرا کشتی خخخ عوض ای کارا ی احوالی از ما بپرس:)
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
تنهایی چیه بابا...الکی به خودتان تلقین می کنید
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
٢
١
امیدوارم یک روزی یک روزی تهِ تهِ ته فیلم از تنهایی در بیاد (: @دکتر منتی :قندون! من دیگه حرفی واسه گفتن ندارم (:
bahareh22
bahareh22
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
اگه یه پاپیون گوشه ی قنداقش داشته باشه ، باهاش هم ذات پنداری میتونم ^.^ رنگی خیلی خوب بود :))))
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
الان که به عمقش فک میکنم همه دارن فیلم درام میسازن :| چرا هیچ کس کمدی نمیسازه؟ یعنی هیچ کس از زندگیش راضی نیس؟ یعنی یه مشت آدم افسرده دور هم جمع شدیم؟:|
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
مال من کمدیه که =)! فقط قابل نشر نی، کمدی هم خوب و بد داره خوب
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٥/٠٧/٢٢
٠
١
تازه تا همین 5 دقیقه پیش فکر میکردم مال شما کمدی بوده خخخ
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
مو حوصله نوشتن ندروم
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
ميتونه زندگی شون درام باشه با چند سکانس خنده
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
@دکتر منتی :به جان صغری اگه فیلم شما کمدی باشه یعنی من شما رو با دو سال سن جیمی هنوز نشناختم(؛
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢٢
٠
٠
تیزری که واسه مرتضی گذاشتم کمدی دیگه ؛ اون از روی زندگی واقعی اش نوشته شده خخ
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٣
٠
١
دکتر قلب منه..وقتی می خواین اسمشو تایپ کنید حتما قلبش دستتونو بشورین..نیت پاک هم باید بکنید...خط صورتی من دکتره(اشاره به خط قرمز)
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
دوربین از بالا میاد پایین.همه جاها قرمز هست.سنگ فرش خیابونا حتا!!خونه ها از بالا،قرمز دیده میشن!بعد همین طور که دوربین پایین میاد،یه شیِ قرمز،یه قورباغه رو می بلعه!دوربین میچرخه.الان دوربین توی یه خونست که آدماش ،هرکدوم،یه رنگی دارن!!ولی آدم نیستن!مثل بند انگشت میمونن..بعد دوربین میره تووی یه اتاقه تاریک،اون شی قرمز که گفتم،خودنمایی میکنه و تکون میخوره:| به واسطه اون شی،اتاق نورانی میشه و دوربین ،همون مسیری که از بالا اومد پایین،دوباره از پایین میره اول توو خیابونا و بعدم بالا!(سرعت حرکتش زیاده)دیگه از بالا اون شی قرمز دیده نمیشه:) و همه خونه ها و همه جای شهر،عادی به نظر میرسه... (ببقچ طی ژان دیر شد:| سرم شولوغ پولوغ بود این چن روز)
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٢
٠
١
چ شده؟؟؟شما به زبان کجایی این مقوا رو ساختید خخ
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
اثرات همون احضاره که دیشب دیدی :|
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
همین که اومدی خودش کلیه، مرسی (:
bahareh22
bahareh22
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
احضار ؟ 0_____0 // رفی :0
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
کسی متوجه شده منم روشن کنه ممنون میشم
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٧/٢٢
٠
٠
خخخخ @مستر م.نص:به زبان پارسی دری:| @نگو نگو نگو!هنو تن و بدنم میلرزه:| =)) ولی خا تو که دیه باس متوجه میشدی منظورم از متن چیه!!!:)) @بهاره:آقای 007شان گولم زدن بهاری😢 @مهدیزاده:خخخخ آی عم زبون دراز اند آی نو ایت:))))))
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
نه والا من نفهميدم -_- :دی
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٢
٠
٠
خانم رفیعه گمونم درش یکم قدیمیه باید روغن کاری بشه خخخ صدای قیژ قیژ میده
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
شرمنده ولی من اینبار هم متوجه نشدم چی نوشتین خسته نباشید
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٢٣
١
٠
وای چرا بیخیال فیلم احضار نمیشین اون از داداشم که مگه بیا نگا کن اینم از شوماها که از احضار می حرفین....دوستان مگن خیبی وحشتناکه😰😰
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٧/٢٣
١
١
@طی:باو:))) زبون بود رشد کرد بعدم مرد:| خخخخ @مستر م.نص:دره من قدیمیه!دره شما که قدیمی نی😑😂@مستر مهدیزاده:توضیحات تکمیلی رو دادم به طی ژان:))
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٣
١
١
از فیلم احضار می ترسین؟؟چی چی هست فیلمش؟؟من خودم قبلا جن و روح احضار کردم..کلی هم کیف داد...ترس ندره
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٣
١
٠
من بازم متوجه نشدم:)کلا نمی تونم چیزای قدیمی رو درک کنم خخخ:)
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٢٣
٠
١
آقای م-نص من ندیدم چون کلن به ایجور فیلما علاقه ای ندارم..اما از دوستان شنیدم که خیلی وحشتناکه ...تازه من موندم ملت از فیلم هایی با ژانر وحشت،،،میترسن اما بازم میرن شب میبینن...فقطم میگن شب کیف میده 😱😱
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٧/٢٣
٠
١
@مستر م.نص:فیلم احضار یه فیلمیه که اسمش احضار هست!:| خخخخ واقن؟؟!پ بگو یهو توو تخته ظاهر میشین ا کوجا نشات میگیره!:)) عاقا بیخیال:دی خودمم نفمیدم چی گفدم:/ @فرزانه:خخخخ واقن حال مده شب ببینی:)) الان مثلن من امشب مخام احضار 2 رو با بچه ها توو خابگا نیگا تونم!😍😶😱
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٢٣
٠
٠
واااااای بی خیال واقعن مخی ببینی؟؟؟؟پس به جای مویم چیپس و ماست موسیر بخوررررر خخخخخخ اووووف چی حال مده فیلمای سینمایی رو فقط به خاطر همیناش می بینم
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٣
٠
١
من میرم میبینم..اگر ترسناک نبود و نترسیدم همه شما را تنبیه می کنم
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
خوب الان حس نوشتن یکمی هست پس تیزر رو شروع می کنیم....صدای زوزه باد می اید...مردی با عینک دودی و پالتو به سمت دوربین می اید...ناگهان ساختمان های پشت سرش منفجر میشود و مرد از شدت ترس فرار می کند و زمین می خورد...مرد با ترس فریاد میزند چی بود...ناگهان م-نص می اید و می گوید چیزی نبود..داشتم با بچه های جیم شوخی میکردم اون ساختمونا هم دفتر جیم بود.....
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
٠
١
:| حیف اون حسی که واسه خوندنش به خرج دادم :|
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
کلا علاقه خاصی به سر کار گذاشتن و ازار دادن دارم خخخ مریض هم نیستم هر کی بگه خودشه
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٢٣
١
١
إ یادش بخیر به یکی می گفتین چقده طولانی ینی کسی اینارو می خونه؟ خخخخخ بازم موگوم:اوووووووووووووف چیقد طولانیییییییی :)
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٣
١
٠
نکنه دوست دارید تیزر رو تودو کلمه بنویسم :))
ساده
ساده
٩٥/٠٧/٢٣
٠
١
محمدحسن کارت درسته خخخ
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٣
٠
١
خخخ
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٢
١
٠
می خوام یکدونه جدی بنویسم...یک بچه دو سه ساله...با قاشق به دیوار سخت و سرد و نمناک ضربه میزند...تا راهی باز شود..دوربین کات می خورد..پسری 10 ساله کمی افسرده شذه اما هنوز به دیوار ضربه میزند..اما این بار محکم تر...دیوار کمی سوراخ شده....دوربین کات می خورد...پسری 18 ساله...کمی احساسی..شر و اراذل...بی اعتنا به همه چیز...شاید در ارزوهای محال و دور دست..به دیوار انقدر ضربه میزند تا دیوار بر رویش خراب می شود..شاید راه اشتباه است..تصمیم میگیرد..کمرش شکسته اما واقعا دنبال راه است..مسیر پر پیچ و خمی را شروع می کند حرفای مردم برایش بی اهمیت است شاید گاهی بشکند اما تسلیم نمی شود...تصویر کات می خورد...جوانی 21 ساله تمام دنیا بسیح شده اند تا کمرش را بشکنند امیدش خداست،هدفش مهم است توی سخت ترین شرایط به دیگران روحیه می دهد..یک سال بعد...دنیا دیگر دنیا نیست انقدر جنگ و مسیر سخت شده است که اولین موهای سفید در سرش پیدا می شود..وقتی یکی به او می گوید وای چرا موهایت سفید شده...نمی خواهد باور کند...موی سفید برایش شکست است..با خود می گوید هنوز برای جنگ ضعیفم ...اما..اما..اما نمی تواند تسلیم شود...جنگ است ..باید قوی تر بود...دوباره اراده میکند قوی تراز همیشه...اینبار کسی جلودارش نیست...در بدترین شرایط و روزها اولین پیروزی ها را کسب می کند...با کمی فکر راهی که بقیه می گفتند اشتباه است را رفت تا زمان بخرد و موفق میشود...همه چیز درست است جز چیز های بزرگ جزی..بی خیال ان چیز ها می شود...جنگ مهمتر است...تصویر کات می خورد...همین امروز..جوانی 24 ساله...سوار بر تانک به سوی دو خورشید بزرگ می رود که حکایت از دو هدف نزدیک و بزرگ در دو سال اینده دارد
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
٠
٠
خوب بود، امیدوارم تا دو سال دیگه به دو خورشیدش برسه.
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢٢
١
١
چه خلاصه ممنون
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٢٣
٠
٠
آقای مهدیزاده باید متشکر باشیم که تو یازده خط خلاصه کردن...واقعا خدا به صاب انجمن صبر بده :دی
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٣
١
١
میرسه انشاالله:)
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٣
١
١
کل حوادث مهم زندگیمو گفتم دیگه..از این فشرده تر نمیشه خو:)
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٣
١
١
خط یازدهم که کامل نشده...ده خط و خورده ای هستش خخخ
ساده
ساده
٩٥/٠٧/٢٣
١
٠
یاد برره افتادم، کیانوش با قاشق دیوار رو سوراخ میکرد خخخ
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٢٣
٠
١
نه تو رو خدا خجالت نکشینا که مدیون میشین ،برید دو کلمه دیگم اضافه کنید بشه ۱۱خط سر راست خخخخخ
م-نص
م-نص
٩٥/٠٧/٢٣
٠
١
باور کنید رویمان نمی شود خخخ
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٢٤
١
١
خو الحمدلله که بر ما رحم شده است نقطه خخخخ (متنتون جالب بود) :)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢٢
٠
٠
یکی از تیزر های من و خیلی از ما ها هم قطعا همینه که الان روایت میکنم: یه نفر که تو بیابون دنبال آب میگرده غافل از این که همه چی سرابه فقط سراب ...
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٢
٠
١
من فقط تو جاده قدم میزنم، حالا شاید کنار جاده دنبال آب بگردم
__Mahdie__Fa__
__Mahdie__Fa__
٩٥/٠٧/٢٥
١
٠
فاطمه :|| خیعیلی نیاز به تفکر داره انجمنت ایششش شرمندم خخ
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٧/٢٥
٠
١
اصلا همینکه تو با وضعیت متاهلی تونستی سر بزنی خودش کلیه :پی (=
__Mahdie__Fa__
__Mahdie__Fa__
٩٥/٠٧/٢٥
١
١
آ قربونت :))) فدات