خانه انجمن تازه جیمی شدن
٣٨٨
٢٦
H_Daliryan

تازه جیمی شدن

تازه جیمی شدن

اولین هفته ای که جیمی شدید رو یادتون هست؟ چیکار کردید؟ مطلب نوشتید؟ انجمن رفتید؟ تخته سیاه؟ یا ....

از حال و هوای اون دوران هم برامون بگید

٩٥/٠٣/٠٣
نظرات کاربران
کد امنیتی
z_amini
z_amini
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
اولین جایی کە نوشتە هامو گذاشتم تا دیگران بخونن توی جیم بود.داستان نامادری رو فرستادم و هرروز سرمیزدم ببینم درج شده یانه؟ نمیدونستم قبل انتشار ایمیل میاد :) کلی استرس داشتم که نکنه تایید نشه :( وقتی تایید شد خیلی خوشحال شدم.اعتراف میکنم ذوقی که برا اون داشتم دیگه تکرار نشد
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
: )
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
فکر کنم مطلب گذاشتم اونم تو انجمن خخخ
Cold
Cold
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
اولین کار نشستم مطالب صفحه اولو خوندم ، شانسم خیلی هم خوب بود نوشته ها...تا یه مدت هم فقط مطالب رو میخوندم و نظر میدادم و کم کم خودمم نوشتم...عجیبه که انجمنا رو تقریبا یه ماه بعد پیدا کردم!...تخته هم اون زمان نمیرفتم (چون مثل الآن نبود! 20 نفر همزمان داشتن حرف میزدن ، یهو همه کامنتا باهم تایید می شد اصلا نمیفهمیدی کی داره چی میگه! ناشناخته هم که بودی اصلا دیده نمی شدی)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
ها دقیقا(در مورد تخته عرض کردم)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
ها دقیقا :) ( در مورد انجمن البته!) منم مدتها بیخبر بودم انجمنم هس!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
ها دقیقا (در مورد هوا گفتم ، چقدر خوبه این روزا ) :))
سخی
سخی
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
اولین هفته، اول یه مطلب که خبر بود در مورد مصرف آب، کپی کردم و گذاشتم توی سایت. خیلی با استقبال رو به رو شد و همه بهم خوشامد گفتن. همون روز اول تخته سیاه رو کشف کردم و هم صحبت شدم با بچه ها. جمع خیلی صمیمی و خوب بود. برای همین کلا جذب شدم.انجمن ها هم متاسفانه اصلا سر نمیزدم.
زێینەب ئەمینی
زێینەب ئەمینی
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
من تخته سیاه رو بعد چهار ماه پیدا کردم.انجمن رو هم بعد پنج ماه .خیلی جمع خوبیه.یه حسی بهم میگه جاهای دیگه ای هم هست که اهالی جیم فعالیت مکنن ولی مو بی خبرم :/
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
یره مو بعد چندماه تازه آمدوم تخته سیاه!!
سخی
سخی
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
مجتبی، مو یک عادتی درم هر سایت که مرم همه جاش سرک مکشم سریع.
Atefe_K
Atefe_K
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
یادم نیس
ali_sh
ali_sh
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
یادش بخیررررر
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
خوب چی بود که یادش بخیر؟؟
ali_sh
ali_sh
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
:)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
من اولین بار که عضو شدم یه مطلب از وبلاگم رو گذاشتم. بعد رفتم حدود 6ماه بعد برگشتم دیدم وای چقدر بازدید و نظر داشته مطلبم خخخخخ. تخته سیاه رو دو ماه بعد این قضیه رفتم دیدم خیلی شلوغه گفتم ماشالله مثل بازار شامه! بعد رفتم چندماه بعد پای ثابت تخته شدم. انجمن هم گذاشتم برای بازی شهرآورد بود اونجاهم اصلا نرفتم کامنت بچه هارو ببینم خخخخ
زێینەب ئەمینی
زێینەب ئەمینی
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
ازهمین جا بهتان خستە نباشید مگم :)
مریم سادات
مریم سادات
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
رفتم تخته با چه شور و حالی^_^اون موقع ها تخته خیلی شلوغ بود رفتم زرت گفتم:من دوست خانم بهزاد فر هستم خخخخ حالا فاطمه خودش1هفته قبل عضو شده بو ولی ی جوری گفتم انگار ده قرنه اینجا عضو شده بود= ))یادمه اقای صفدری گفتن خوش اومدین:دی ولی خیلی باحال بود اون موقع ها تخته می رفتم مدرسه به این امید که ظهر برگردم برم تخته:دیییی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٥/٠٣/٠٣
١
١
اولین کاری کـکردم مهر محکمی زدم بر پرسپولیسی بودنم با انتشار یه مطلب جنجالی!! در واقع اولین مطلبم😃😃😍
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
درود بر شرفتون!
ali_sh
ali_sh
٩٥/٠٣/٠٣
٠
٠
چقدر من پسر بدی بودم اون اوایل خخخخخ. بنده خدا اقای وکیلی از دست من ادمینی رو رها کردن خخخخ
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
همون اول رفتم و کلی انتقاد کردم به جیم توی تخته و بنده خدا خانوم ادمینچه جواب دادن ... بعد کلی با مدیریت نامه نگاری کردم .... به بنده خدا میگفتم مدیر جون دختری یا پسر؟ ......... :))
zakhar
zakhar
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
حمید یادته اون روز بهت چی گفتم تو تخته؟! :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
چی گفتی زاخار؟
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
حدودا قبل ماه رمضون بود . با مریم که یک ماه بیشتر از من عضو بود (و من رو با جیم آشنا کرده بود) رفتم تخته سیاه. خیلی میخندیدم. اونجا بحث عکاسی از سوسک مرده بود فک کنم که گفتم خب عکسش کجاست که ببینم و آقای صفدری یک لینک دادند که وقتی رفتم توش فهمیدم وبلاگ خود آقای صفدریه (البته بعد ها اینو فهمیدم :|) و اینکه هنوز که هنوزه موندم اون عکسه کجاست -_- خخخخ انجمن هم چند روز بعد ترش که مریم گفت چرا به انجمن ها سر نمیزنی سر زدم و چند روز بعدش مصادف بود با انجمن صندلی داغ آقای حکاک و خانم خنداندل(فک کنم 6 تیر) که فقط اوایل انجمن رو بودم بعدش هم رفتیم افطاری خونه یکی از اقوام و من تا دقایق آخر از پی سی جدا نمیشدم خخخ حتی روبه روی کامپیوتر حاضر میشدم تا از انجمن عقب نیفتم خخخ
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠٣/٠٥
٠
٠
اصلا باهش آشنا نبودم، ثبت نام کردم و یک شعر فرستادم و چند روز بعد که به سایت سرزدم دیدم شعرم اومده رو سایت و خوشحال لینکشو برای چند نفری فرستادم:))))