خانه انجمن از نو زندگی کن !
٥٧٠
٥٤
n_gharib

از نو زندگی کن !

از نو زندگی کن !

اگر اجازه ی این را داشتید که زندگی خانواده تان و محل زندگی و اتفاقاتی که قرار بود برای تان بیفتد را انتخاب کنید چه چیز را انتخاب می کردید

داستان جدیدی برای زندگی تان بنویسید

 

٩٤/٠٩/٢١
نظرات کاربران
کد امنیتی
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
همون خونواده و همون محل و همون مشهد رو انتخاب میکردم بازم!ولی خودم رو ی طور دیه میخاسدم مثلن=))
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
کامل لطفن توضیح بدع چیششش
Samira
Samira
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
مثلن چطوری دخترم؟ برامون مثال بزن فریعه جان خخ
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
یاد شعر عمو پورنگ افتادم خخخ
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
واقعا ببخشید که منظور رو بد رسوتدم ........شما یک بار دیگه حق انتخاب دارید که یک زندگی دیگرو انتخاب کنید شما حق انتخاب دارید که سرنوشتتون رو روی یک برگه بنویسید و مثل یک بازیگر برید روی صحنه زندگی و اون سرنوشت رو اجرا کنید حالا داستان زندگی جدیدتون رو برام تعریف کنید مرسی
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٩/٢١
٢
٠
مثلمن نمیذاشتم با جیم آشنا بشم خیلی از این بابت ناراحتم که چرا اصن وارد دنیای مجازی شدم.دروغ چرا دنیای مجازی هیچ فایده ای نداره از من به شما نصیحت(مث مامان بزرګا خخخ). زندګی میکردم بازم با خنده هام وخوشی های بچګونم.بازم برنامه کودک میشد بهانه جدیدی واسه خنده هام وسرګرمی هام.صدبار نګاه کردن سیندلار .صحبت های خنده دارم با خدا وقول های خنده دار ترم.نمیخواستم بزرګ بشم.دلم واسه سوتی هام تنګ شده.میخوام برګردم عقب کاش میشد.اما عیبی نداره.واسه هر چیزی که تو زندګی ادم اتفاق میفته یک حکمتی هست.دلم زندګی جدید میخواد.محل زندګیم هم دوست داشتم همین ایران میبود.مامان وبابام دوست دارم زندګیمو دوست دارم.اما میخوام ی زندګی جدید ویک فاطمه جدیدباشم .نه مثل قدیم باشم ونه مثل الان....نمیذارم همه شریک خنده هام باشن فقط اونایی که ارزش دارن.خیلی دیګه جدی بود فکر کنم خخخخ سمیرا کجایی که ببینی فاطمه دیګه عاقل شده =)
Samira
Samira
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
:|
mahziar
mahziar
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
حاج اقا رو نگفتید ، تو زندگی جدید اوشون هم باشند یا نباشند ؟؟؟!!!!!!!!!
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
سمیرا فردا وپس فردا واست دعا میکنم.دوست دارم این روزا ببینمت کلی دلم هواتو کرده :)) آقا مهزیار حاج آقا کیه؟؟
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
ای شاالله که یه خوبش خواهد بود...
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
ان شاالله دوست جونم :)
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
يعني حاج اقا رو انكار ميكنيد ؟؟؟!
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
نع بابا حاج آقایی در کار نیست.اصن نیست که باز انکارش کنم
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٩/٢٢
١
٠
من نمیفهمم؟شما چه گیری دادید به فاطمه، مگه بقیه واسه بودو نبود مسائل شون باید بیان به شما جواب پس بدن؟ مگه بقیه در مورد مسائل شخصی شما میان سوال میپرسن؟ با این سن و سال فکر می کردم دغدغه های مهمتری داشته باشین.
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
ایشون وکیل لازم ندارند و خودشون میتونند حرفشون رو بزنند ! پس لطفا بلندگو نشید!!!!
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٩/٢٢
١
٠
همینه که هست ...
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
آشنایی با جیم همش ک بد نبوده.آشنایی با سمیرا یکی از مزایاش بوده:دی...سمیرا جونم خونسرد‍. در رویای دانستن...خخ
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
از موقعیت فعلی خودم راضیم. درسته اشتباهاتی انجام دادم ک دوس نداشتم اتفاق بیوفته درسته سختی هم تو زندگیمون داریم ولی خونواده خیلی خوبی دارم مخصوصا "مامانم" :)) همین زندگی رو انتخاب میکردم
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
البته برا مکان شاید مثلا تورنتو یا ونکوور کانادا رو انتخاب میکردم خخخ
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
هاهاهاهاهاهاها، خدا خیرت بده نصف شبی روحم شاد شد
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/٠٩/٢١
٠
٠
با اجازه تون تو دلم نوشتم.
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/٠٩/٢١
٠
١
ها لالالالالای ها لالالالالای ها لالالالالای ها لالالالالای تو این کوچه ،تو همین محل ، همین خیابون ، همین بغل خونمونه خونمونه خونمونه خونمونه زمین تمیز، پاکه آسمون ، پر از خونس تو محلمون دونه دونه دونه دونه شکر خدا همو داریم تو دلها شادی میاریم ، آسمون آبی داریم ، روی زمین گل می کاریم ***** الهی هیچ وقت تو دلامون غم نباشه به هر کی خوب نگاه کنیم خنده رو لباشه هم بچه ها کاسبا هم پهلوونا هم آدمای دیگه هم پیر و جوونا شکر خدا همو داریم تو دلها شادی میاریم ، آسمون آبی داریم ، روی زمین گل می کاریم شکر خدا همو داریم تو دلها شادی میاریم ، آسمون آبی داریم ، روی زمین گل می کاریم هی ***** ها لالالالالای ها لالالالالای ها لالالالالای تو این کوچه ،تو همین محل ، همین خیابون ، همین بغل خونمونه خونمونه خونمونه خونمونه زمین تمیز، پاکه آسمون ، پر از خونس تو محلمون دونه دونه دونه دونه شکر خدا همو داریم تو دلها شادی میاریم ، آسمون آبی داریم ، روی زمین گل می کاریم
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٩/٢١
١
٠
خوب دو نفر رو دوتا از اعضا خانوادم میزاشتم +همین اعضا......ترجیحا قم زندگی میکردیم....اتفاق خاص خوب بلاخره بعضی از موارد رو تغییر میدادم که قابل ذکر نمیدونمشون.
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٩/٢١
١
٠
کلا جواب نداره.چون اگه یه قسمت از سوال رو جواب بدی به قسمتای دیگه نمیتونی جواب منطقی بدی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
حالا یه کاریش بکن دیگه :)
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
نمیشه چون اگه یه کشور دیگه رو انتخاب کنی چون خانوادت با فرهنگ همون کشور رفتار میکنن پس در نتیجه تو هم دیگه شاید این خانواده جدید مطابق میلت نباشه.تازه در انتخابت باید لحاظ کنی که درآمد میخوای یا آزادی اجتماعی.چون درآمد تو ایرانه اما آزادی خوب معلومه اونوره.
Cold
Cold
٩٤/٠٩/٢١
١
٠
زندگیمو عوض نمیکردم چون من به همین زندگی وابستم...همین ** دو زدنا ، همین اعصاب خوردیا ، همین استرسا ، همین رفیقا ، همین خانواده ، همین مادر ، همین دلخوشیا ، همین احساسات و....ولی ترجیح میدادم ایران نباشه...دوست داشتم جایی باشم که معنی زندگی کردن رو خودم پیدا کنم نه مثل اینجا واسم تعیین شده باشه
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/٢٢
١
٠
کلا اصل موضوع رو بردی زیر سوال که؟ ... ایران نباشه که این چیزارو نداشتی ... اینا فقط نعمت های حضور در ایرانه
Cold
Cold
٩٤/٠٩/٢٣
٠
٠
حالا یه جوری تمام این اتفاقا یه جای دیگه می افتاد! :))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
کلا همین زندگی رو دوباره میخواستم اما با چهارتا انتخاب اضافه ... اول: تمام خاطرات دوران کودکیم رو مینوشتم و به قول معروف برای خودم دفتر خاطراتهای فراوانی درست میکردم که وقتی بزرگ شدم مثل الان بی خاطره نمونم .... دوم: توی دوران دانشگاهم ، همون یه ذره ای هم که درس خوندم رو نمیخوندم و خیلی بیشتر به تئاتر و تفریح و ورزش میرسیدم .... سوم: از اول میرفتم سراغ همون رشته ای که مورد علاقمه ... چهارم: احتمالا حداقل با سرنوشت 40 ، 50 تا دختر بازی میکردم
imanhkt
imanhkt
٩٤/٠٩/٢٢
١
٠
بیچاره اون 40 50 تا دختر :|
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
مورد دوم با مورد سوم در تناقضه!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
نه دیگه ، موارد متناقض نیست ، من رشته مورد علاقمو انتخاب میکردم و بعدش درس نمیخوندم و تفریح میکردم و آخرش یه لیسانس داشتم ولی از رشته مورد علاقم .......
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
نه ، زیادم بیچاره نیستن ، انتخاب خودشون بوده :))
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٩/٢٣
٠
٠
://///
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
اون دنیا هم با سرنوشت 40/50تا پسر که چنین تصمیماتی میگیرن بازی میشه بعد ما بهشون میخندیم:-):-)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
اولا دهن کجی کار خوبی نیست ،
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
ثانیا مگه اون دنیا هم وجود داره؟
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/٢٦
٠
٠
اخرت قبول ندارید ایا؟
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/٢٦
٠
٠
:)
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
اصن نمیبودم..:)
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
همین هایی که بودم رو انتخاب میکردم ولی با اندکی تغییر در بعضی مسائل
saleh
saleh
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
همینطوری خالی نمیشه به این چیزا فکر کرد!
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
سعی کنید شما الان کارگردان زندگیتون هستید البته فرض کنید که کارگردان زندگیتون هستید
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٩/٢٢
٠
١
من خودم صد در صد امریکارو برای زندگیم انتخاب میکردم یک خانواده پنج نفره یک خواهر و یک برادر پر از حاشیه های خانوادگی پر لز فراز و نشیب یک زندگی که حتما نخواد تا تهش حتما رففت خواهری که در تصادف میمیره پدری که خیانت میکنه مادره افسرده و .......هیلی چیزهای دیگه اما مهم اینه که من دوستانی داشتم که تا اخرش پشتم بودن من یک پسر بودم و خیلی چیزهای دیگه که اینجا جایه مناسبی برای گفتنش نیست اما دلم میخواست انقدر حافظم قوی بود که میتونستم با بیدار شدن در هر طلوع اون خواب رو با تمام جزیات روی کاغذ بنویسم
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/٢٦
٠
٠
من اسم شما را ان قریب میخوانم هر دفعه:-):-
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٩/٢٢
٠
٠
اگه قرار به ایران بود همی مشهد و اگه خارج صد در صد پاریس/ خانواده هم طبیعتا همینا ولی خوب خواهرم کوچکتر از خودم می بود و یه برادر کوچکتر هم داشتم! از بقیه زندگیم هم راضیم
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٩/٢٣
٠
٠
یکی از کشورای حوزه اسکاندیناوی رو برای زندگی انتخاب میکردم قطعا. خانواده هم همیناخوبن اما 3 تا خاهر و یه برادر دیگه هم میخاستم. عکاسی رو برای رشته دانشگاه انتخاب میکردم بعدشم عکاس مدلینگ میشدم هیچوقت هم ازدواج نمیکردم
f_jafarpour
f_jafarpour
٩٤/٠٩/٢٤
٠
٠
خب من همین ایران ولی شهر تهران.خانواده ام رو هنری انتخاب میکردم...یک خواهر هم دوست داشتم داشته باشم که دو سال ازم کوچیک تر باشه... چند تا رفیق با حال و پایه برای رفتن به تئاتر شهر و...هم داشته باشم بد نمیشه.
Mostafa
Mostafa
٩٤/٠٩/٢٥
١
٠
درسته که آرزو بر جوانان عیب نیست.. اما این آرزو دیگه از اون آرزوهاست.. حیف که نمیشه وگرنه.........
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
محل زندگی ام را لندن انتخاب میکردم /حال و هوای بارانی و بیگ بن را دوست دارم ،شهر فوق العاده ای است،یک تواضع و منش خاصی در فرهنگ انگلیسی ها خصوصا پایتخت نشینان وجود دارد به همین دلیل سران کشور در دخالت غیر مستقیم در سایر ملل موفق تر از همه عمل میکنند و چون یک ملکه کشو ر ر ا اداره میکنه /اساسا رژیم شاهنشاهی اگر باعث سربلندی و شادکامی مردم بشود را میپسندم و اگر از لحاظ دین هم برسی کنید لندن محله های مسلمان نشین زیادی داره و یکی از دوستان من در پاریس به دلیل شرایط بد کاری که داشته به خاطر محجبه بودن مجبور شده به لندن مسافرت کنه و مشغول به کار بشود عقیده ای که دارم اینه که سرنوشت چنین کشوری با بقیه جوامع فرق میکنه
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/٢٥
٠
٠
خانواده ام را تغیر نمیدادم فقط محل اقامت و خانه ای در محله دون شایر
رها
رها
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
کلا زندگیمو عوض میکردم دور از ادمای همیشگی و کاملا متفاوت یه ادم پولدار که همه حسرتشو بخورن