خانه انجمن محرّم به روایت نوستالژی ها !
٣٩٧
٣١
مریم سادات

محرّم به روایت نوستالژی ها !

محرّم به روایت نوستالژی ها !

سلام:)

قشنگ ترین نوستالژی ای که از ماه محرم دارین چی بوده؟

احساستون نسبت به اومدن ماه محرم چیه؟

٩٤/٠٧/٢٢
نظرات کاربران
کد امنیتی
Cold
Cold
٩٤/٠٧/٢٢
٦
١
محرمو خیلی دوست دارم...قلبا دوسش دارم...یه بار تو بچگی چند روز مونده به محرم از پله های خونه عموم میفتم پایین و بیهوش میشم...میبرنم بیمارستان و خلاصه مامانم میگه اگه حالش خوب بشه هر سال از اول محرم پیرهن مشکی تنش میکنم و .... منم زنده موندم...هنوزم روز قبل محرم پیرهن مشکیمو آماده میکنم :)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
بسیار عالی
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
چه کار قشنگی مامانتون کردن:))
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٢٣
١
٠
کی منفی داده؟چرادقیقا؟؟؟
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
یادمه چندسال پیش خیابان گنبد سبز شله میدادن خیل عظیمی از مردم هم جمع شدند و پشت در منتظر بودند تا اینکه بعد از دوساعت در را باز کردند و مردم هول میدادن تازودتر برسند ولی به خاطر ازدحام جمعیت چند نفر زیر دست و پا ماندند و امبولانس اومد:-( بعد نیم ساعت انتظار بلاخره شله بین باقی مردم پخش شد ولی عجب شله ای!خیلی خوشمزه بود اما بعد اون سال دیگه صاحب ان ملک شله نداد :-|
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
بنده خدا حق داته دیگه نده:دی:)نوش جان:)غذای امام حسین(ع)بی نظیره
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
یادمه در ان بحبوحه به مادرم گفتم بیا برگردیم خیلی شلوغ شده ولی مامانم گفت:دیگه نه راه پس داریم نه راه پیش تا این اندازه شلوغ بود ها
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
منم محرموخیلی دوسدارم...مامانم نذردارن صبح عاشورا شله زرد میدن،عصرتاسوعا دیگوبارمیذاریمو همه اقوام میان و....تاآخرشب ک تزئین میکنیمو صبح زودم میبریم میدیم همسایه هاهرسال یه خاطره ای میشه...
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
بح بح چه باصفا:)
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
جای شماخالی...
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
تنها نوستالژی من مسجد امیرالمومنین است، از وقتی یادم میاد میرفتم این مسجد.
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
:)
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
هیچ سالی نشده ک محرم مشهد باشم...هر سال میریم روستامون ک اطراف بیرجنده....و خیلی خوبه:))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
خیلی هم عالی:)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٢٧
٠
٠
خانوم عاطفه می تونم بپرسم اسم روستاتون چیه ؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
سال اولی که رفتم هیات بین هیات زنجیر زنی بودم که ملت داشتن زنجیر میزدن یکهو یه زنجیر محکم خورد تو صورتم.کلی از دماغم خون امد و برگشتم!بچه بودم خاطره مال 25 سال پیشه!
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
:)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
پدرم کامیون داشت و هیات هارو با وسایل عذاداریشون مثل طبل و سنج و علم جابجا میکرد/یه بار که باهاشون بودم همه رفتن و وسایل عذاداری تو کامیون مونده بود منم ضرب طبل رو برداشتم و حالا نزن کی بزن از این ورم سنج میزدم خلاصه تو بار کامیون سرو صدای به پا کرده بودم بیا ببین.سال 68
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
سال68 اووو خیلی وقته
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
یک سال توی بنی فاطمه:)) عالی بود یعنی عالی:) اندازه همه سالای عمرم اون سال تخلیه شدم:) کلی هم قول و قرار گذاشتم والهی شکر پاشون موندم:) اما از اون سال نمیدونم چیکار کردم که هرسال به یک بهانه قسمتم نمیشه :"(
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
اخی:(ایشالله میشه دوباره:)
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
من بنی فاطمه خیلی دوس دارم برم ولی تا حالام نرفتم :(! تو ابن سینا هم (سه راه ادبیات) یه خیمه خوبیه اقای زرین صحبت میکنند چقد خوب پای قول و قرارات موندی..:))
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
پارسال یه بارونی گرفت که مجبور شدیم یه ساعتی تو مسجد بمونیم بعد بریم دسته، لامصب سیل راه افتاده بود
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
حسینیه آ شیخ مرتضی عیدگاهی واقع در خیابان تهران! از اونجا خیلی خاطره دارم... محرم صفر خیلی میریم اونجا.اتفاقات عاشورا رو شبیه سازی میکنند مثلا اسب سفید میارن و از این شیه سازی ها .یدفه از فلج شدن حتمی نجات پیداکردم روز عاشورا ، ینی اسبه از میلی متریم رد شد ... صاحب اسبه که از هوش رفت!!! اخه اسبه بالای یه بلندی بود مثلا بالای 30 تا پله! گف کسی رد نشه تا اسب بیاد پایین!! منم خیلی شیک و مجلسی رد شدم و اسبه با سرعت مافوق صوت پشت سرم رسید! بنده خدا صاحبش !
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
چه وحشتناک:)شانست گرفته واقعا
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
نوستالژی خاصی ندارم. قبلنا خیلی هیئت و اینا میرفتم ولی چندساله که با پسر خاله هامو اینا ایستگاه میزنیم منم همونجام ذیگه هیئت نمیرم
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
ایستگاه ها هم عالیه:)
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
اصلا محرم رو دوست ندارم.چون ماهیه که غم وغصه اش زیاده وکسایی که دوستشون دارم تو این ماه به شهادت میرسن.نمیدونم چرا ولی نه غذای هیئت بهم میچسبه نه نذری های دیگه.میلم نمیکشه وقتی میبینم غذایی رو که میخورم به اسم امام حسینه ولی من سر سوزنی به ایشون نزدیک نیستم
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
برعکس من عاشقشم چون جنس غم وغصه هاش فرق داره!!غذای امام حسینم به نذر منم ی عطر دیگه داره:)ان شالله واقعا شرمندشون نشیم:(
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
مراسم خاصی که روز عاشورا توی روستامون هست :) عاااالیه از بچگی همیشه منتظرش بودم وهستم وخواهم بود...
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
التمماس دعا:)