خانه انجمن اتفاق طنز هفته !
٨٧٨
٥٣
t_tooshle

اتفاق طنز هفته !

اتفاق طنز هفته !

خنده دار ترین اتفاقی که طی هفته ی گذشته واستون اتفاق افتاده ، چی بوده ؟

٩٤/٠٥/٣٠
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر تنها
دختر تنها
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
اولللللللللل
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
:|
دختر تنها
دختر تنها
٩٤/٠٥/٣٠
١
٠
خخخخ تو دانشگاه يه پسره داشت كتاب ميخوند همينطوري هم داشت از پله ها ميومد پايين بيچاره حواسش نبود زير پاش خالي شد با مغز افتاد زمين خخخخ
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
:)) ... اخی....
دختر تنها
دختر تنها
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
كل دانشگاهمون رفت رو هوا
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
داشتم چایی می خوردم و همزمان نظرهای بلاگم رو می خوندم و می خندیدم که قند تو گلوم پرید :) !
دختر تنها
دختر تنها
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
مال نظر رفيعه بوده نه ؟! خخخ
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
نه داشتن تبلیغ بلاګ خودشون میکردن :))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
خخخخخخ خخ! بله نزدیک بود دار فانی رو وداع بگم :)!
م-نص
م-نص
٩٤/٠٥/٣٠
٤
٠
شهید بهمنی...محل شهادت:نظرات وبلاگ..نحوه شهادت:عملیات تروریستی در حین خوردن چایی.پریدن قند به گلو:)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
کوجاش خنده دار بود عاخه؟!:|
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٥/٣٠
٣
٠
خنده دارترین اتفاق سوتی بود که دادم وتا عمر دارم یادم نخواهد رفت؛قول بدین کم بخندین بهم:دی...دو تا مرغ گرفته بودیم ومامانم میشستشون من میذاشتم تو فریزر!تو هر بسته دوتا رون مرغ بود،دو تا هم بسته بیشتر نبود...به مامانم گفتم پس کو بقیه پاهاش؟؟!؟چرا اینقد کمه؟!؟!مگه هر مرغ 4تا رون نداره؟؟!؟!؟حواسم نبود مرغ دوتا پا داره(0_0)
دختر تنها
دختر تنها
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
خخخخخخ
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
:) مرغ مثل آدما دو پاست !
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
مگه شتره که چهارتا پا داشته باشه (خخخ) :دی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٣١
١
٠
خیلی باحال بود :))))
Cold
Cold
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
:)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٥/٣٠
١
٠
همین چند وقت پیش تو مسافرت نماینده رهبری با ما بودن،داشتن حرف میزدن یهو یه عدسه دخترانه کردم.....یه لبخنده ملیح بهم زدن ،بعداز اینکه رفتن خنده همه رفت رو هوا
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
همیشه جو سنګین کمر ادمو میشکنه =) مخصوصا تو خنده خخخ
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
:) هه
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٥/٣٠
١
٠
همیشه من این اشتباهو میکنم! از بس تشنم بود در یخچالو باز کردم.یک شیشه آب برداشتم .وقتی خوب تشنګیم برطرف شد وشیشه رو ګذاشتم توی یخچال حس کردم یک مزه ای تو دهنمه به همه چیز شباهت داشت جز مزه آب ! شیشه با تعجب روشو خوندم دیدم نوشته بود عرق خارشتری :\ نمیدونم چشمم اون موقع کجا بود خخخ تازګی کور شدم و حس چشایمو هم از دست دادم =))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
خار شتر که خوبه ! :| یه شیشه عرق نعنا یا گلاب جا آب په نخوردین ! :|
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٣٠
١
٠
آیا اینکه ما خارهای شتر که حقشه، مالشه، سهمشه رو می ریم میکنیم و واسه خودمون عرق گیری میکنیم، تجاوز به حقوق شترها محسوب نمی شه؟! (خخخ)
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠٥/٣٠
١
٠
باز خدا رحم کرده عرق خار شتری بوده خخخخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
خخخخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
خدا رو شکر اسید نخوردین:)
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
فعلن همینا رو خوردم اګر در آینده عرق نعنا یا ګلاب خوردم خبر میکنم :)) هاااااااااچ خخخخخ خدا نکشت خیلی خندیدم =))))) خدا همیشه بهم رحم میکنه اولین بارم نیست خخخ.اسید که تو یخچال نمیذارن =))
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٥/٣٠
٣
٠
این هفته اتفاق خنده داری نداشتم ولی توی مدرسه سر صف صبحگاهی من عطسه کردم خیلی شدید خیلی شدید بی نهایت شدید صدام پیچید تو حیاط مدرسه همه بچه ها ساکت شدن منو نگاه کردن بعد یکی از برادران که داشت از کنار مدرسه ما در می شد صدای منو شنید از پشت دیوار داد زد نمیری بابا :-)
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
البته بنده خدا چیز دیگه گفت با سانسور میشه نمیری بابا خخخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
:)
م-نص
م-نص
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
هیچی
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٥/٣٠
٢
٠
داشتم از راه پله های خونمون میمد پایین و واسه خودم آواز (محله بنده نواز) رو میخوندم بعد رسیدم دم در، تا در رو باز کردم دیدم 2 تا خانوم جلوی درن! نگو مهمون های طبقه بالامون بودن! هیچی دیگه برای جلوگیری از ضایع شدن بیشتر با سلام و احوال پرسی سر و تهش رو هم آوردم :|
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
البته این مال قبل تر از یک هفتست
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٣٠
١
٠
منم یه بار داشتم با خودم حرف میزدم درو باز کردم برم بیرون دیدم همسایه پشت دره داره فقط نگاه می کنه 0_0 :| یعنی فقط نگاه می کرد بنده خدا! :))
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
عجب :))))
aaasaeid
aaasaeid
٩٤/٠٥/٣٠
٢
٠
روی دیوار جای میدون سعدی روی دیوار یه حدیث از امام رضا نوشته بود که"شکر باعث افزایش نعمت می شود" من شکر رو با قند و شکر اشتباه گرفتم و به خواهرم گفتم :نگا کن این همه حدیث خوب از امام رضا داریم بعد این شهرداری گشته یه حدیث که معلوم نیست یعنی چی رو، روی دیوار نوشته، آخه قند و شکر رو چه به افزایش نعمت. بعد خواهرم گفت : مهندس، شکر اون شکری نیست که شما فکر می کنی. خوب آخه یه اعرابی چیزی برای کلمات بگزارن بد نیستا
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٣٠
١
٠
خیر شکر باعث بالا رفتن قند خون می شود :دی
aassak13
aassak13
٩٤/٠٥/٣٠
١
٠
تو مغازه اومدم موبایل رو امتحان کنم ببینم درست شده یا نه یه زنگ زدم به مغازه، صاحب مغازه تندی دوید گوشی رو برداشت گفت الو الو ، من:-) صاحب مغازه:-/
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
خیلی وقته خنده نیومده رو لبم
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
خیلی از اتفاقات خنده دار تو لحظه جذابن و تعریف کردنشون برای بقیه واقعا لطفی نداره میخواستم چند تایی رو تعریف کنم دیدم چقدر از نظر شما ممکنه لوس باشه!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
مگه هر هفته برای ادم اتفاق خنده دار میفته ؟من که سالهاست هیچ اتفاق خنده داری ندیدم.
م-نص
م-نص
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
خالی نبند:)
b_pirani
b_pirani
٩٤/٠٥/٣١
٢
٠
پیشگوی اعظم شدم خیییییییییللللللللی خنده داربود
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
:-\
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
خیلی خندیدم این هفته ولی اتفاق منحصر به فردی نداشت
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
یه سوتی وحشتناک دادم اونم این بود که : پیش یکی بودم داشت از خونه شون میگفت ، گفت که کف خونه شون موکته ، یه چند باری گفت که کف خونه شون موکته ، بعد منم گفتم یعنی رو خاک موکت انداختین ؟! :/ بیچاره موند همینجوری ، نمیدونست بخنده یا سرشو بکوبه به دیوار :دی گفت : نه موزاییکه بعد رو موزاییک موکت انداختیم :| منم گفتم خب آخه انقد تاکید داشتی و میگفتی گفتم لابد رو خاک موکت انداختین :)))))) دیگه هیچی من از کادر خارج شدم اونم به دوربین زل زده بود نمیدونست چیکار کنه ، فقط هی میگفت آخه تو دیگه چرااااااااااااااا ؟! :))))
Anise
Anise
٩٤/٠٥/٣١
٠
٠
این هفته نحس ترین هفته عمرم بود!! هرچی اتفاق بد بود تو این هفته برام افتااد!
par!sa
par!sa
٩٤/٠٥/٣١
١
٠
یه سوتی یه بنده خدایی داد -________- اصن مجاز نیس گفتنش خخخ
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٦/٠١
١
٠
پ چرا گفدی؟؟
پریسا
پریسا
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
بخاطر اینکه وقتی کامنتمو تایید میکنه عذاب بکشه خخخخ(پاییییز👻👻👻)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٦/٠١
٠
٠
سلام ... يكي از دوستان ورشكست شد
h - razavi
h - razavi
٩٤/٠٦/١٠
٢
٠
گرفتن یه موبایل 900 و اندی تومنی توسط مادرم برای خودش! اونم مادری که همیشه تاکید میکنه: این سینی های گنده (منظور گوشی موبایله!) چیه دستتونه. چه خبره اینقدر پول خرج می کنین، آدم باید به یه گوشی 100 تومنی بسنده کنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!