خانه انجمن از آخر و عاقبت خنده های بی موقع بگو !
٧٦٨
٦٥
kianaz

از آخر و عاقبت خنده های بی موقع بگو !

از آخر و عاقبت خنده های بی موقع بگو !

سلام، تا حالا شده تو یه جاي خيلي رسمي و جدي خنده تون بگيره یا جاایی  كه اصلا نبايد بخندي ولي يهو خندت مي گيره،  شده !؟ بعدش چی کار کردی؟

٩٤/٠٥/١٠
نظرات کاربران
کد امنیتی
imanhkt
imanhkt
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
کلا من همش در حال خنده ام ...
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
وا... به چهرتون نمی اد؟
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
به آواتارشون نمیاد ولی به قیافه واقعی خودشون چرا خخخخ
Cold
Cold
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
از بس که گلی :D
L.milad
L.milad
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
/:
tanin
tanin
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
:|بشه که یک ذره تو سایت هم بخندین
م-نص
م-نص
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
ایره تو محلشان نمگن ایمان مگن خنده..تا ای حد:)
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
0_o آقا مهندس کله آبی و خنده؟؟؟ ولی یکم مهربون هستید (:
aban_y
aban_y
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
فقط یه بار و همون یه بار درس حسابی شده برام همش هم تقصیر یه دانشجو پسر بود که ردیف جلوی نشسته بود و همه رو بلند بلند مسخره می کرد خیلی بانمک تیکه می نداخت منم یهو بلند خندیدم موقعی که دست زدن تموم شده بود و حضار منتظر صحبت های اون طرف بودن من یهو خندیدم ولی بعدش رفتم تو صندلی تا اخر همایش بیرون نیومدم باور کنین خیلی خودم رو کنترل کردم ولی نشد خندم گرفت خخخخخ ، خدا منو ببخشه هعییییییییییییییییی
mard_s
mard_s
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
فقط گاهی لبخند می زنم.
م-نص
م-نص
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
اوج خشونت:)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
من خیلی ریز و بیصدا میخندم ولی درحد کبود شدن! منتها چون خنده هام از روی تمسخر نیس گاهی راحت به مخاطبم میگم که ببخشین این مورد برام بامزه بوده و باید چن دقیقه بخندم.
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
:-)
aassak13
aassak13
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
یه بار تو مسجد خنده ام گرفت ، شوهرعمه مادرم خدابیامرز چپ چپ نگام کرد
mard_s
mard_s
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
شما چیکار کردی؟ راس راس نیگاش کردی؟
aassak13
aassak13
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
مگه میشه مگه داریم
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٥/١٠
١
٠
من شوکه بشم میخندم :\ دیګه تصور کنید خندیدن زمانی که همه متعجبن ودارن حرص میخورن چیزی خراب شده چقدر افتضاحه. ی دفعه دوستم بله برونش طبقه بالا میخواستن مرد ها برن اونجا.کلید روی پشت در ګذاشت در خونه رو بست! حالا من خندم ګرفته بود میګفتم عیب نداره درست میشه رفتم پایین تا به مامانش بګم بیان درست کنن وسط تعریف کردن غش کرده بودم از خنده :\ جمع سکوت بدی افتاده بود تو خودشون بودن من از خنده روی زمین نشسته بودم :\
م-نص
م-نص
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
://
L.milad
L.milad
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
بعله شده مثلا تو جلسه کاری اداره هیچی دیگه باید خودتو یا گاز بگیری یا نیشگون یا هم بی خیال شی و بخندی
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
اولالا ازینورا ^___^
Cold
Cold
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
وسط داد و بیداد کردن سر این و اون خیلی شده خندم بگیره...کلا اینکاره نیستم!
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
دقیقا خخخخ طرف فکر میکنه یا ناراحتیت الکیه یا داری مسخرش میکنی خخخ
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
من عموما جدی ام و به سختی می خندم خصوصا در جمع رسمی و در جمع ناشناس ها
tanin
tanin
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
حس میکنم شما از اون دست ادمایی هستن که برای خندونتون باس تا حد مرگ رفت!!
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
نه در اون حد
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
توی دانشگاه آره پیش اومده ، ولی جای دیگه یادم نمیاد........
م-نص
م-نص
٩٤/٠٥/١٠
١
٠
تو مراسم ختم...هیچی دیگه سرمو انداختم پایین..دستمو گرفتم جلو صورتم..جور می خندیدم که فکر میکردن دارم گریه می کنم..یکی اومد دلداریم بده خخخخ
aassak13
aassak13
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
هاهاهاهاهاهاهاها
tanin
tanin
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخ=))
یه آدم
یه آدم
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
اصلا همیشه برعکسه جایی که نباید بخندی هی فرتو فرت خندت میگیره:////دبیر شیمی پارسالم خیلی جدی بود ی روز اومد سره کلاس گف مبحث امروز مهمه تیکه پرونی بانمکی و خنده ی الکی ممنوع هر کی بخنده بیرونه:/منم حالا سره همون کلاس قیافه ی دبیرو میدیدم خندم میگرفت الکی چن بار بهم تذکر داد بازم من میخندیدم بچه ها هم هی اذیت میکردن انداختم بیرون بی ادب:///
tanin
tanin
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
خخخخخ:منم این اتفاق برام افتاده ولی خدایی کارم تا بیرون انداختن نکشیده=))
tanin
tanin
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
من کلن خندم بگیره کنترل کردنش از اپولو هوا کردن برام سخت تره:)))
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
آره...محرم بود...دوست صمیمیم....شروع کرد به مداحی....تقلیدی....خوند....نمی دونم چرا خندم گرفت...شدید...قهقه....طوری که سرمو انداختم پایین ...دستمو گرفتم جلو صورتم...وانمود کردم که دارم گریه می کنم....چون نمیتونستم جلوی خندمو بگیرم..../////یبار هم سر کلاس قرون دوستم شروع کرد به قران خوندن....با صوت که خوند....خندم گرفت...آخه...به طرز وحشتناکی خنده دار خوند....اونروز معلممون.منو از کلاس بیرون انداخت...
م-نص
م-نص
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
من معلم قرانم از دستم سکته کرد بردنش بیمارستان:( دو هفته نبود:( خدا منو ببخشه
kianaz
kianaz
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
خخخخخخ
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
تو یه مراسم ختم واسه یکی از اقوام ایرانی بود ولی متعلق به منطقه ی به شدت فقیرنشین ، رسم و رسوماتشون و شدت خرافاتشون جوری بود که وحشتناک زدم زیر خنده :/ مامانم کله ام رو کرده بود زیر چادرش آبروریزی نشه :/
م-نص
م-نص
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
://
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
همیشه وسط دعوا خندم میگیره ^__^
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
وقتی میترسم خندم میگیره یا موقعیت های حساس عجیب خندم میگیره!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
پخخخخخخخخخخ!
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
آره شده، مثلا یکی میخواد در گوشم یواشکی حرفی بزنه که بقیه اصلا متوجه نشن ولی من قلقلکم میگیره و میخندم :/ یا مثلا وقتی یکی محکم بیفته زمین ناخودآگاه خندم میگیره :/ ولی در کل خیلی میخندم مخصوصا با دوستام که هستم
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
بله....تویه جلسه نشسته بودم....از آقایونه مدیر هم نشسته بودن و همه بزرگان تشریف داشتن...یهو دوستم چیزی گفت....واقعا خندم گرفت و به زور خودمو کنترل کردم،چون دقیقا همه هواسشون به ما بود....///یه بار هم با دوستام داخله آسانسوره کتابخونه بودیم یهو آسانسور طبقه آقایون ایستاد و دوتا پسر وارده آسانسور شدن....طوری حرف میزدن که ماتوجهمون بهشون جلب بشه و بخندیم....به زور جلو خودمو نگه داشتم تا اینها رفتن بیرون///یه بارم بچه داییم 22سالش بود و بسیار مغرور...بعد رفت از یخچال ماست بریزه کلا سطله ماست چپه شد توی آشپز خونه و همه لباساش ماستی شد.....مستقیم رفت حموم و دیگه هم ما ندیدیمش...خیلی جلو خودمو گرفتم که نخندم....
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
جاهای جدی خندم میگیره!جاهایی ک همه سوکوت میکنن و ب هم نیگا میکنن هم هم!
راتا
راتا
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
آخ آخ.....جاتون خالی توجمع عده ای ازمدیران محترم توی یه نمایشگاه بین المللی نفت وگازبه حرف یکی ازمدیران محترم خندیدم وبعدازخنده من کل جمع منفجرشدن....جریان این بودکه درصنعت پتروشیمی برای ساخت قطعات ازجنس پروپلی پیلن استفاده میشه که مخففش میشهpp پ پ.....بنده خدامیخواست اسم مختصرروبه انگلیسی بگه که ناگهان گفت پی پی .....خنده من وبعدخنده تمام حضار:)
راتا
راتا
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
جنس پلی پروپیلن که مخففش میشهpp
راتا
راتا
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
چندنمونه دیگه هم بوده که غیرقابل تعریف میباشد....ولی بایدبگم سریع میگیرم جنبه خنده دارصحبتهاروونمیتونم خودموکنترل کنم وخندم میگیره:)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٥/١١
١
٠
توی خیابون وقتی تنهایی خیلییی داغونه خنده ات بگیره خخخ معمولا این طور مواقع گوشیمو از توی کیفم درمیارمو میگیرم جلوی صورتم :| اونوخ زل می زنم به اون و به خنده ام ادامه میدم خخخخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
:| :/
kianaz
kianaz
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
خخخخ دمت گرم
چراغعلی
چراغعلی
٩٤/٠٥/١١
١
٠
خیلی آدم خشك و جدی هستم فقط دو بار معلم ها به خاطر خنده از كلاس بیرونم كردن یه بارم خواستگاری خواهرم به خاطر خندم به هم خورد راستی مجلس ختم هم نمیرم چون از دم در اصلا رام نمیدن توو خواهشا با من كسی شوخی نكنه كه دیگه هیچی...
kianaz
kianaz
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
خخخخخخخخ واي خداااا
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
من جاهای که معمولا مردم میخندنم نمیخندم چه برسه به..../این چیزا برای دخترا پیش میاد بیشتر
kianaz
kianaz
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
اوهو
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
جدی گفتم/اوهو نداره
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
اوهوم شده :) حالا جای رسمی رو که یادم نمیاد ولی یه بار با بچه های شرکتمون توی ساختمون گیر افتادیم...یعنی تا ما بیاییم از واحد خودمون خارج بشیم واحد پایینی رفته بودو در اصلی ساختمون رو هم قفل کرده بود...حالا ساعت 3 همموننم خسته وگرسنه...یکی از بچه ها که در حالت احتضار بود...انگار نه انگار که ماچندنفر دیگم اونجا بودیم..دیدی دره قفله رنگش مثل گچ شده بود...راستی راستی داشت جون میداد ها...حالا من خندم گرفته بود هیچ تازه کیفم میکردم....به بچه میگفتم چه باحال تا حالا جایی حبس نشده بودم.... بر اون دوستمون که مجبور شدیم آب قند درست کنیم...ولی منو چندتای دیگه از بچه ها کلی آرتیست بازی درآوردیمو خوش گزروندیم دیگه طرفای 5 بود که مالک اصلی ساختمونو از ناکجاآباد پیدا کردیم اومد درو برامون باز کرد ولی هیچ موقع تا اون روز جلوی بچه های شرکت اینقد نخندیده بودم :))))))
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
وسط یه مهمونی مههههم...نمیگم چرا خندم گرفت،شمام نپرسین، چون اصلن گفتن نداره... همین قدر بدونین برای اینکه تابلو نشه فرار کردم تو حیاط انقدر خندیدم که کم بود جونم درآد (^_^)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
خخخخ
kianaz
kianaz
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
خخخخ
kianaz
kianaz
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
من برگشتم اي اقا ردپاي قلم ( فكر كنم ) گفتن بيام اينجا جواب كامنت بدم انقدر هم اعصباني بودن خخخخ
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
آدم خوش خنده ای هستم اما قیافه ام خیلی جدیه در وهله اول کسی شوخی نمیکنه باهام!خخخ اما کنترل دارم خوشبختانه رو خندم و قسمت نشده در مواقع حساس بخندم:)
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
الان یادم اومد سره کلاس یکی دوبار خییییلی خندم گرفت از دست یکی از بچه های کلاس...هیچی دیه رفتیم بیرون یه کم خندیدیم بعدش دوباره برگشتیم...
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
:خخخ
h - razavi
h - razavi
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
من همیشه تو در بدترین مواقع خنده م می گیره. مخصوصا وقت هایی که همه به خاطر موضوعی عصبی و ناراحتن و کارد بزنی خونشون در نمیاد. من یهویی اونقدر تو اون مواقع خنده م میگیره که خدا می دونه. همه چپ چپ بهم نگاه می کنن و من دارم کماکان ریسه میرم از خنده. خنده هامم فوق العاده بلنده.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
سلام ... وقتي توي جلسه مديران چرند مي‌گويند ميخندم . زياد هم خنديده ام
S_khandandel
S_khandandel
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
سلام من یکی از دوستام یروز بهم یه چیزی داد منم خوردم بعد یکساعت الکی شروع کردم به خندیدم فک کردم دیوونه شدم..بعدش فهمیدم بهم معجون بیرجندی داده که اگ زیاد بخوری میخندیو توهم میزنی:-)) و من ا...توفیق