خانه انجمن مرگ رو تعریف کن !
٨٢٩
٨١
Samira

مرگ رو تعریف کن !

مرگ رو تعریف کن !

معمولا هر وقت کسی می میره ، ذهن آدما درگیر مرگ و زندگی بعد از اون میفته ..

اگر بخواین تعبیر خودتون رو از مرگ برای کسی یادداشت بذارین ،چی می نویسید؟

٩٤/٠٤/٢١
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٤/٢١
٠
١
نمیدونم....ولی منکه خیلی به این دنیا وابسته ام. نه به این دنیا بیشتر به خونواده ام
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
شنیده بودیم هرچی آدم سنش بره بالاتر دل کندن از دنیا واسش سختتره ولی دیگه این مدلی که شما گفتی رو نشیده بودیم خخ سوال وابستگی و غیره نیست تعبیرتون از مرگ چیه ؟ مرگ و چه شکلی میبینی؟
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
با گناه هایی که کردم فکر کنم سخت باشه هووم؟
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
همینکه امید و آرزویی نداشته باشی مردی :)
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
خوب بود :) حالا مرگ و چه شکلی میبینی؟
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
مگه مرگ رو باید ببینی ؟ سمیرا جان عزیزم مرگ رو نمیبینن تجربه میکنن :)
aassak13
aassak13
٩٤/٠٤/٢١
٠
١
نمدنم،
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
شما که آماده جنگی همیشه دوست دارین شهید بشین (طبق گفته هاتون تو انجمنا) یعنی هیچ تعبیری از مرگ ندارین؟
aassak13
aassak13
٩٤/٠٤/٢١
٠
١
نه
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٤/٢١
١
١
به نظر وارد شدن به یک دنیای جدیده که فقط شاید نوع عبور برای بعضیا دردناک باشه :|
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
دنیای جدیدش که مسلما مهم نوع عبوره ، فکر میکنی نوع عبورت چه شکلیه؟
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٤/٢١
١
١
یه مرضی میگیرم بر اثر اون میمیرم. مثلا سرطان
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
رویا اینا رو ول کن بگو کی شیرنی میدی؟!!
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
رویا اینا رو ول کن بگو کی شیرنی میدی؟!!
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٤/٢١
٠
١
جمعه عقد میکنیم :| و هنوز هیچ حسی به این قضیه ندارم. :| طبیعیه به نظرتون؟!
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
وااای عزیزم! تبریک میگم انشالا خوشبخت بشی! لحظه ای که خطبه عقد جاری میشه میگن ارزو کنی براورده میشه! برا من خیلی دعا کن :) امیدوارم روز عقدن بهترین روز زندگیت باشه راستی بعدن بااااید بیای مفصل تعریف کنی از خاستگاری جواب و بعله و اقاتونو وعقد و...!طبیعیه نگران نباش کیف کن!
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢٢
١
٠
کجاش طبیعی خاص؟ اصلنم طبیعی نیست حداقل باید یه علاقه ای در تو بوجود اومده باشه یانه ؟؟؟ مگه اینکه هدفت فقط ازدواج و خارج شدن از کشور باشه ...
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
سمیرا حسش توام با استرس و اینا هست ولی علاقه کم کم شکل میگیره بعد از خطبه عقد یه احساس فوق العاده ای طرفین دارند خیلی از زن و شوهر ها هستن عاشق همن قصد مهاجرتم ندارن از قبلم هیچ رابطه ای بینشون نبوده... حرفت ممکن مطلق نیست :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٤/٢٣
٠
١
:| سمیرا :|
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
رویا جان همیشه نیمه پر لیوان نگاه کن ..نمیدونم حس طبیعی یا غیر طبیعی ..اما همین که ته ته دلت حتی به اندازه ی یه روزنه کوچیک رضایت بوده همین که قبولش کردی برات با بقیه فرق داشته ....اصلا اونقدر مهم بوده که قبولش کردی اینا مهمه! همه که اول کاری عاشق هم نیستن :)
z-taghipour
z-taghipour
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
نمیتونه چیز بدی باشه...یادمه یه جایی خوندم همه ی آدما هر جوری هم که باشند بازهم وقتی که میمیرن با خودشون میگن چه قدر خوب که مردیم .کاش زودتر از اینا میمردیم و زودتر وارد این دنیا میشدیم... . :)
ana_jan
ana_jan
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
وافعا جدی میگید؟؟؟؟
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
آره درسته هروقت بمیریم تازه می فهمیم که این دنیا چقدر گنجایشش واسه ما کم بوده اما سوال اینه شکل مرگ و چطور میبینی؟
z-taghipour
z-taghipour
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
شاید گناه زیاد کردم و سیاهم ولی مرگ رو سپید میبینم:)
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
مثل یک هاله سیاه میمونه ...
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
همون هاله سیاه که میپیچه دور گلوم و تو یه لحظه منو خفه میکنه :|
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
مفهوم مرگ انقد بدیهیه که هرچقد فکر میکنم نمیتونم تعریف شو بنویسم! مثه زندگی. سمیرا مرده این سوالای چالشی-فلسفی تم‎;)‎
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
زیاد فکرای سخت نکن یه تعبیر ساده بگو :)) شما سن جیمیت کمه وگرنه میدونستی من پرچم دار انجمنای مرگ و میرم خخخخ
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
عزیزم گفتم که بدیهیه، مثه زندگی! ساده تر از این؟ من به محض ورود آرشیو انجمنا رو زیر و رو کردم‎;)‎
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
خخخخخخخخخخخ راست میگه ...پرچم سمیرا همیشه بالاست
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
ارامش مطلق...چون دیگه لازم نی فکرمونو درگیر چیزی کنیم ببینیم چی درسته چی غلط یا چیکار باس کنیم یا تلاش کنیم و اینا. فقط امیدوارم حوصله سربر نباشه با این وجود خخخ
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
مرگ به نظرم یه رویاست که تو بیداری میبینی!!! یه سبک بالی، یه پرواز...!با اینکه شاید چیز خوبی تو اون دنیا در انتظارم نباشه، مرگ واسم از زندگی تو دنیا راحت تره!!!
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
مرگ چیزی بود که بشر نه فهمد چرا هست و برایه چه هست شاید برای این بود که بفهمونه که تو فقط یه بار شانس ادم بودنو خواهی داشت شاید یه بوسه تلخه بر رویه جسم سرد و گونه های سرد و سفید بشر نیلوفر غریب
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
از اونجا که دو سه بار تا پای مرگ رفتم و برگشتم.و یه بار هم که منو از مرگ برگردوندند به لطف خدا . تنها چیزی که مهمه اینه که الکی نمیرم.یعنی مثلا الکی پام سر نخوره بخورم زمین سرم بخوره لبه سنگ تموم کنم. دوس دارم مرگم افتخارم باشه و در راه عقیده و خط فکری که دارم. ببینیم خدا چی میخواد
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
مگه دست شماست :| چطور مردن؟
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
بله. مرگ دست خداست اما انسان میتونه کیفیت مرگشو تعیین کنه .مثل شهیدبرونسی.یا کسایی که رفتن جنگ یا الان دارن میجنگن یا کسایی که کارشون خطرناکه و بازی با مرگه اما به خاطر طرز فکرشون هیچوقت جا نمیزنن مثل مرزدار ها و آتش نشان ها و ...(انسانی که قراره کیفیت مرگشو تعیین کنه باید یه ویژگیهایی داشته باشه اینطور نیست که همه بتونن)
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
پس امیدوارم شما بتونی ...
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٤/٢١
١
٠
زندگی میکنم تا بمیرم و می میرم تا زندگی کنم.... :)
آتی
آتی
٩٤/٠٤/٢١
٤
٢
(حس زیبایی ست مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرگ وقتی تمام خستگی ها و پوچی هایت خاتمه میابد ) ..... ( ادما از پیری نمی میرنه ... ادما زمانی میمیرند که از همه چیز خسته میشن ) .... و شکلشم به نظرم مثه یه سایه میمونه
آتی
آتی
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
ای واااااااااا چرا منفی دادید دلیلش چیه نه واقعا چیه ؟؟؟
آتی
آتی
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
به قول انیس چیششششششششششششش
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
خیلی ازش میترسم!خیلی زیاد!ولی خب ی سفریه ک همه باید بریم و شکی توش نیس!ی تجربه ایه ک افرادی ک زندن،نمیتونن درکش کنن!همین سخدش کرده گمونم!همین چن وخت پیش یکی از عزیزانم رو ازدس دادم!نمیخام کسیو ناراحت کنم اما خیلی درد داره مرگ اطرافیانت رو ببینی!خدا همه در گذشتگان رو رحمت کنه:)
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
من عاشق مرگم^______^حالا اگه واسم لپتاب و ی سری فیلم جدید بخرن ی سال دیه بمیرم مشکلی نیس...تعبیری از مرگ ندارم بچه خوبیه^_^
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٢١
١
٠
مرگ آن نیست که درخاک سیاه دفن شوی....مرگ آن است که ازخاطره هامحوشوی!!!
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
لایک ...
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
دیدم نسبت به مرگ +!ولی ازش میترسم :| خود درگیری که میگن اینه!!!
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
چطوری پریا؟؟آیکون خباثت خخخ
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
وااااااااااااااااای اینو نگاه !!عزیز دلم چقدر بزرگ شده ! فاطمه خیلی عکس قشنگی گزاشتی ...عشقمه دیگه چیکار کنم از دیدنش ذوق کردم خخخخ
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
مدتی زدی تو کار انجمن های ترسناک واااااااااااااااااااااااااااااای! چ خبر سمیرا ؟؟؟( واسه عوض کردن جو خخخخ)
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
کدوم انجمن ترسناک ؟؟؟
aassak13
aassak13
٩٤/٠٤/٢١
١
١
به قول قرائتی مرگ چیز بدی نیست چون اگه بهشتی باشیم چه بهتر که زودتر بریم بهشت اگه هم جهنمی باشیم زودتر بریم جهنم بهتره تا اینکه گناه های بیشتری انجام ندادیم.
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٤/٢٢
١
٠
من خود به چشم خویشتن دیدم که جــــــــــــانم می رود... :(
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
فکر میکنم حس جالبی رو تجربه کردین ... شاید خیلیا تا آخر عمر همچین حسی رو تجربه نکنن... امثال شما قدر زندگی رو بهتر و بیشتر میدونن... :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٤/٢٢
١
٠
اگه کارهای نکرده م رو انجام داده باشم و حرفهای رسوب شده تو گلوم رو گفته باشم مرگ برام مثل آغوش مادر زیبا و پر آرامشِ،بدون هیچ تشویشی میپذیرم. اما اگه کار نکرده داشته باشم با حسرت خواهم مرد... هیچوقت از مرگ نترسیدک و تعریف وحشتناکی نداشتم ازش. همیشه حس میکنم مثل با آرامش خوابیدن تو یه روز زمستونی کنار شومینه هستش...
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
این تا زمانی هستش که به چیزی وابسته نباشید.
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
یه خورده خودتونو تکون بدین هم برین دنبال کارای عقب افتادتون هم یه یکم جرات داشته باشین حرفاتونو بزنین ناسلامتی مردین :| ( از دور معلومه امروز اعصابم خورده)
saleh
saleh
٩٤/٠٤/٢٢
٠
١
بعضی کارا عقب هم بیفته میشه انجامش داد. اما بعضی کارا تایم مشخصی داره انجام نشه میشه حسرت :( . اینروزا همه اعصاب ندارن.
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٤/٢٢
٠
١
مثلا خوردن کاکائو :/ شما اگه از بچه گی شروع به خوردن می کردی الان دیگه عادت کرده بودی ولی الان دیگه نمیشه خخخ حالا کجا هستین انقدر کم پیدا انقدر اعصاب خورد :)))))))
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٤/٢٢
٠
١
حالا بعضی کاراتون عقب بیوفته جبران داره اما اگه حرفاتونو نگین دیگه جبران نداره :))) شاید لازم باشه یکی هم بخوابونین دهن طرف خخخ پس تردید نکنین برین حرفاتونو بگین :) اتفاقا من اینروزا خیلی هم اعصاب دارم فقط ظهری یکم خسته بودم :))
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٤/٢٢
٠
١
مثلا خوردن کاکائو :/ شما اگه از بچه گی شروع به خوردن می کردی الان دیگه عادت کرده بودی ولی الان دیگه نمیشه خخخ حالا کجا هستین انقدر کم پیدا انقدر اعصاب خورد :)))))))
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
عههه خخخ اونجا نتم قطع شد دوبار اومده :)) خخ
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
همون 1باری هم که خوردم داستان داره.تو فکرمه یه مطلب واسش بنویسم. شاید گفتم... البته از احتیاط نیست نگفتنش از موانع زیاده. . . به قول خودتون هستم ولی خسته م خخخخخخ . امیدوارم همیشه ایام به کام باشه... :)
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٤/٢٥
٠
١
ایام به کام نیست اتفاقا همه چیز ریخته بهم یه روز خوبم یه روز بدم :) اما مهم اینه دیگه عادت کردم ... باهمه چی کنار میام ...
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
مرگ؟؟؟ خیلی راحت... خخخ..... همین دیروز صبح از درد شدید که اطراف قلبم (شاید هم خود قلب) بود بیدار شدم. از درد نفس کشیدن سخت بود واسم، همونجا اشهد خوندم و چشمامو بستم.... یادم نیست فکر کنم ولی از درد شدیدش خوابم برد..... خیلی بد بود، حس کردم میخوام بمیرم
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٢٢
٢
٠
باز شما از مرگ ومیر انجمن گذاشتی که (^_^) یکهو یه آواتار از عزرائیل عزیز هم انتخاب کن که هرجا شمارو دیدیم قشنگ یاد ریق رحمت بیافتیم دیگه :) ولی جدا مرسی گاهی لازمه زود به زود به این مسئله فک کنیم :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٢٢
١
٠
میگم مرگ یک عبوره...گاهی ساده به وسیله چشم برهم زدنی...گاهی سخت مثل گذر از یک سیاه چاله...
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٤/٠٤/٢٢
١
٠
مرگ یک جابجایی است...
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
موافقم اما این جا به جایی همچین راحتم نیست ... ( تو مخیله مم رتبه 4 ارشد نمیگنجه)
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
مشکل ما اینه که خیلی چیزای قابل دسترس تو مخیله مون نمیگنجه...مثل آزادی
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
برای رسیدن به بعضی چیزای قابل دسترس باید تاوان بدی اونم از نوع شاید سختش ... هر کسی مرد عمل نیست... در هر صورت کامنت اول منو به منزله تبریک بزارین :)
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٤/٠٤/٢٢
١
٠
اینم یه جمله از نیچه فیلسوف آلمانی:باید از گفتن اینکه زندگی مفهومی متضاد با مرگ دارد،خودداری کرد.زنده بودن گونه ای از مرگ است،گونه ای بسیار نایاب از آن.
Samira
Samira
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
لایک ...
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
مرگ نیستی هستی و آغازی بر یک پایان.مرگ می تواند پایان رنج ها و دردها باشد.
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
درسته ...
Cold
Cold
٩٤/٠٤/٢٢
١
١
مرگ زیادم بد نیست....میتونه واقعا کمک کنه!
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
بعضی جاها صد در صد جواب میده ...
n_gharib
n_gharib
٩٤/٠٤/٢٣
١
٠
مرگ قشنگ نیست یه حسه بده یه حس که گفتنش سخته مرگو میشه بوسه خاک به جسم سر یه موجود جان دار تشبیه کرد
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
بوسه خاک به جسم سر یه موجود جاندار؟؟؟ باید چندبار بخونمش...
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
بستگی داره تا الان اعمالم وکارام ودر اینده چطور باشه! ولی از وقتی که فلسفه سال سوم انسانی رو خوندم تصورم از مرگ عوض شده!الان دیگه تصورمنم مثه سقراط !اون میگفت که من از مرگ نمیترسم!اینکه از مرگ بترسم یعنی بهش علم دارم ,یعنی میدونم چیه وحتما یک چیز ترسناکه درصورتی که من نمیدونم مرگ چیه تاحالا تجربه اش نکردم نسبت به مر جاهلم پس از چیزی که نمیشناسم نمیترسم از کجا معلوم شاید مرگ برای من سعادت به همراه داشته باشه!
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
البته اینم بگم چون نمیخوام دروغ گفته باشم من نمیتونم مثه سقراط اینقدر مطمئن حرف بزنم چون خداییش از فرایند مرگ میترسم مثه دیدن ملکه موت!یا جدا شدن از خانوادم وترس از اینکه فراموشم کنن,از تنهایی توی قبر!از اینکه اونجا چه اتفاقی برام میوفته,از تاریکی قبر!از اینا وگرنه خود مرگ به تنهایی مشکلی نداره
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
منم میترسم ...