خانه انجمن خاطره ی کی از همه ضایع تره؟
٧٥٧
٦٢
كيان

خاطره ی کی از همه ضایع تره؟

خاطره ی کی از همه ضایع تره؟

سلام، يكي از اتفاقاتي كه ممكنه تو زندگي ما اتفاق بيفته ، ضايع شدنه .

 آيا تا حالا ضايع شديد، تعریف کنید؟

٩٤/٠٨/٢٧
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
من در این انجمن کار نظارت بر کامنت ها رو بر عهده میگیرم :))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
:) ! منم انتظامات انجمن رو بر عهده می گیرم !
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
من هم کار شما دو نفر را چک میکنم حواستون جمع باشه!
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
کارگر نمیخوای؟؟
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٨/٢٨
٣
٠
نمیخواد شماها هیچکار کنید.پلیس فتا هست. بالاخره پلیس فتا پليسيه ک حواسش بدهم چی هست
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
:))) ... علی لایک ... دوست دارم اصن .... خخخ
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/٢٧
٥
٠
:) ضایع شدن یعنی احساس شرمندگی ! خب کدوم آدم عاقلی میاد یه موضوعی رو که قبلاً بخاطرش شرمنده شده رو دوباره تعریف کنه که باز مردم هم بهش بخندن و دوباره شرمنده بشه ؟ !
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
بگو دیگه بهمنی جان، مقاومت نکن!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
نه نمی گم !:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
بگو دیگهههههه! (با ناز بخون)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
سلام ... خواستم بنويسم ولي در قالب مطلب ارائه دادم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
ای بابا ، پس انجمن چی؟ راستای اهداف چی؟
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
چون من از همه خصوصا شما دو نفر صادق تر و شجاع تر هستم میگویم:-) یک بار ترقه گذاشتم رو صندلی معلممون و با ترفندی نمره انظباط یک بنده خدایی را کم کردم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٧
٢
١
این مثال شما جزو مصادیق ضایع شدن نمیباشد
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٢٨
٤
٠
یادش به خیر....یکی از بچه های کلاس چهارم تفریبا هم قد و قواره دبیرمان بود من هم یک روز قبل از اینکه وارد کلاس بشوم دبیر محترمه را به جای ایشان اشتیاه گرفتم و چون فکر کردم طرف دوستمه به شوخی یکی زدم تو سرش. ..وقتی بر گشت و من را دید انقدر عصبانی شد که چهار دور دور حیاط دنبالم دوید بلکه دستش بهم برسه هرچی داد زدم خانم به خدا اشتباه شده گوشش بدهکار نبود اخر سر هم نمره انظباطم را کم کرد;-)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
البته ماجرای اون ترقه هم از جهتی ضایع بود که یک نفر دگه روی صندلی نشست
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
مورد دوم هم جزو مصادیق نبود .... دقت کنید ، ما باید در طول خاطره به شما بخندیم ، نه معلمتان ... لطفا دقت کنید :))
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٢٩
٢
٠
اولا من به اندازه کافی دقیق هستم دوما میدونم چه خاطره ای تعریف کنم سوما شما چرا خودت تعریف نمیکنی؟
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
واضحه، خب نمیخوام کسی بهم بخنده!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٣٠
٠
٠
پس حرف از اهداف انجمن نزنید
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/٠١
٠
٠
میزنم
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
ترسو مثلا بهت بخندن چ میشه:-/
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
دوست ندارم ، خوب نیست آدم به یه مرد بخنده!
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٨/٢٧
٠
٠
یه باز یکی از فامیلا زنگ زد خونمون من گوشی رو برداشتم خواست منو اذیت کنه فوت کرد منم خیلی شیک و مجلسی هر چی فحش رکیک و نارکیک بلد بودم بهش گفتم خوب که تموم شد خودشو معرفی کرد.یعنی از خجالت آب شدم.کمرم شکست
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٩
١
٠
یه باز .......... خخخ :)) .... یه اسید ...... :))))
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
ندارم :/
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
خعلی دگه مودب:-)))
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٨/٢٨
٣
٠
ایا ضایع شدن با سوتی دادن یکی است؟؟
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٢٨
٤
٠
اگر سوتی مد نظر سبب ضایع شدن شود بلی،،:-)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
شما علی الحساب خاطره را تعریف بونومایید تا ببینیم ضایع میشوید یا خیر؟
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٨/٣٠
٠
٠
خخخ ممنون از راهنمایی دوستان! خب سوتی های من دسته بندی شده ست! یه دسته سوتی اتوبوسی دارم دسته دوم سوتی های خاستگاری دسته سوم خیابونی خلاصه در طرح ها و رنگ های مختلف موجوده!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٣٠
٠
٠
کاملا واضحه که سوتی های خواستگاری شما بسیار جذاب تر خواهد بود .... :))
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٩/٠١
٠
٠
خخخخ بیخیال! آیکون سوت زدن!
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٨/٢٨
٣
٠
آقا منکه شخصا حاضر نیستم بگم ( ی سری چيزا هست ک با مرور خاطراتشان اعصاب آدم بهم میریزه
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٩
٢
٠
اصن شما سعی کن توی فضای مجازی ، خاطراتتو انتشار ندی ، ممکنه یه وقتی بعضیا برن پخش کنن و مشهور بشن!
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٨/٢٩
١
٠
نه پلیس فتا حواسش به همه چی هست
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٨/٢٨
٠
٠
بعله چه جورشم شدیم. یه بار داشتم با سردبیرمون توی تلگرام حرف میزدم دستم خورد یه استیکر خاک برسری فرستادم و بعدشم رفتم تو افق و خلاص!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
خوب بود ، خوب بود :)) .... شما میتونی جایزه ضایع ترین خاطره رو بگیرین اگه یکم بیشتر تلاش کنین ، یکی دوتا خاطره دیگه رو کنین ببینیم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
تیتر انجمن خیلی بامزه ست: "خاطره کی از همه ضایع تره؟ من! من! من! من!"
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٨/٢٩
٠
٠
چون زیاد کسی مایل نیست از ضایع شدنش تعریف کنه من یه خاطره میگم فقط خواهشا بعدا به روم نیارید! تا حالا واسه هیچکس تعریفش نکردم،البته شاید واسه یاس گفته باشم...!
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٨/٢٩
٦
٢
ماه های اولی که واسه زندگی مشهد آمده بودم یکی از دوستانِ جان از شهرمون آمد مشهد.شب اول که واسه تفریح به عنوان میزبانش بردمش بیرون واسه شام گفتم بریم مرغ بریون بخوریم (توضیح واجب:تا اون موقع این مرغایی که تو دستگاه میچرخیدن به نظرم خیلی لذیذ و باحال میومد) خلاصه وارد یه مرغ بریونی شدیم که قبلا نزدیک 4راه معلم بود.جدیدا ندیدمش.فکر کنم جمع کرده.خلاصه رفتیم سر یه میز نشستیم و مسئولش که آمد من دقیقا پرسیدم مرغا چنده قربان؟ اونم گفت 5000ت. من تو دلم گفتم خدایا چقدر مفت!از 2تا ساندویچ هم ارزونتر! بهش گفتم یه مرغ لطفا! پرسید کوچیک باشه یا بزرگ؟ و باز هم بنده چون تو شوک قیمت بودم و طمع کرده بودم! گفتم هرچی بزرگتر بهتر... با سرویس کامل خخخخخ. خلاصه یه مرغ بریون بزرگ واسه ما 2نفر آوردن که ما نهایتا نصفش رو خوردیم. وقتی رفتم حساب کنم (از قبل 7.8ت آماده کرده بودم تو جیبم) طرف گفت میشه 35000ت! من با تعجب گفتم مگه مرغ 5000ت نبود؟ یعنی نوشابه،ماست،سالاد و... میشه 30000ت؟ گفت نخیر عزیز مرغ کیلویی 5000ت بوده و شما هم بزرگترینش رو سفارش دادی! اونجا بود که دوست جان رو صدا زدم و گفتم جیباتو خالی کن وگرنه باید ظرف بشوریم! با جمع کردن سکه ها و بلیطای اتوبوس پول رو جور کردیم و پیاده به سمت منزل راه افتادیم تا غذا هضم بشه :|
elnazi
elnazi
٩٤/٠٨/٢٩
٣
٣
خخخخخخخخخخ:)))))))))))))) واااااااای چقد خندیدم!!! :))))))))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/٢٩
٢
١
صالح جان خدا خیرت بده خیلی خندیدم :)!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٩
٢
٠
عالی آقا صالح ..... اصن تصور همچین صحنه ای آدمو از خجالت آب میکنه :))
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٩/٠٢
١
٠
هیچ کدوم از خاطرات ایشون به اون خاطره "هارد" شون نمی رسه خخخ
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٨/٢٩
٨
٥
جالب اینجاست که در حین خوردن غذا با خودم فکر میکردم از این به بعد به جای اینکه از قصابی مرغ بگیریم به خانواده بگم بیایم اینجا و یه مرغ آماده بخریم 5000ت :| . این خاطره مربوط به سال 85یا86 بود . یعنی خیلی ضایع شدم هم جلوی مدیر و کارکنای اونجا. هم مشتری هایی که نشسته بودن و هم دوست جان که برده بودمش مثلا تفریح.خخخخ. البته الان فقط با قهقهه ازش یاد میکنیم با دوستم.
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٨/٢٩
٣
٥
خخخخخ صالح يعني عالي ترين بودي !!!
saleh
saleh
٩٤/٠٨/٢٩
٤
٢
ماشالله چقدر منفی..
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٨/٢٩
٣
١
نگران نباش صالح جان ، من جاش برات مثبت زدم :)!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٢٩
٣
١
لیدیز اند جنتلمنز ......... با افتخار .......... جایزه ضایع ترین خاطره تقدیم میشود به .... جناب ... آقای .... ص ا ل ح ........ :)))))
saleh
saleh
٩٤/٠٨/٣٠
٢
١
دستت طلا مهندس. خدا خیرت بده. البته این منفی ها رو دشمنای علی دادن وگرنه من که دشمن ندارم!!!
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٨/٣٠
٢
١
والا کی دشمن داره؟
sara
sara
٩٤/٠٨/٣٠
٠
٣
ببخشید دختر خاص میشه یکی از اون خاطره(سوتی)رو بگی؟
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/٣٠
٠
١
خخخ :))
sara
sara
٩٤/٠٩/٠١
٠
٠
آقا حمید ببخشید ولی چرا می خندید؟
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/٠١
٠
٠
علاقه مندان به دانستن سوتی های دختر خاص خیلی زیادن :))
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
ایشان اخر هر پیامی میخندن سارا جان دلیل اش این است
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
اشکال داره آدم خنده رو باشه؟ ... پسر به این گلی ، :))
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/٠٥
٠
٠
میخواستم یک کامنت بگذارم گفتم فانتزی تون خراب میشود :-)
m_sepehri
m_sepehri
٩٤/٠٩/٠٢
٠
٠
دیگه هرکی ندون من تو چ زمینه ای ضایع میشم خیلی از قافله عقبه...اصولا به قول مستر م_نص در حیطه زمین خواری(زمین خوردن) تبحر خاصی دارم و هر وقت هم ک ضایع شدم یا پام لیز خورده یا رسما خوردم زمین.خوشبختانه چندیست که ضایع نشدیم:))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
:))
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/١١
٠
٠
خاطره ضايع?!?!?! ............................. جايزه رو بدين من حميدخان خاطره ام خيلي ضايع اس اةقد ك نميشه بكم