خانه انجمن استاد خسته نباشید
٦٧٨
٣٨
sm-mousavi

استاد خسته نباشید

استاد خسته نباشید

تا حالا در دانشگاه یا مدرسه، استاد یا معلم خود را سرکار گذاشته اید؟ یا اذیت کرده اید؟ 

تعریف کنید تا کمی بخندیم.

٩١/١٢/٠١
نظرات کاربران
کد امنیتی
tanha
tanha
٩١/١٢/٠١
٠
٠
اول ...................................
tanha
tanha
٩١/١٢/٠١
١
٠
دل همتون بوسوزه من اول شدم.......میگم وختی بعد از دو روز میتونم اولی رو بگیرم...حتمن چن روز بعد هم میتونم ادمینی رو بگیرم، نه؟خخخخخخخ
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠١
١
٠
لیکن کچل شدنتون مبارک پس!
maryam
maryam
٩١/١٢/٠١
٠
٠
هعي نگو ديروز اين پسرا بي شخصيت سربه سر استاد گذاشتن استادم عصبي شد گفت وسطايه ترم برسه حالتونو ميگيرم منم اخلاقي دارم ترو خشك و پاي هم ميسوزونم يني اگه امكانش بود پسر رو با دستاي خودم خفش ميكرد...
tanha
tanha
٩١/١٢/٠١
٠
٠
یادمه سوم راهنمایی که بودیم بالای تخته کلاس یه ساعت بود....سر زنگ ادبیات همه بچه ها باهم هماهنگ میکردیم ثانیه شمار که میرفت روی 12 همه باهم یه کاری میکردیم....مثلن کل کلاس باهم میگفتیم هیسسسسسس بعد معلم پا میشد میگفت هیس، خفه شین بی شعورا..:))))....یا همه باهم میرفیم زیر نیمکتا...کفر معلممون در میومد داد میزد کدوم گوری رفتید ای[بـــــــوق].خخخخخخ........بدبختو خیلی اذیتش کردیم....ولی دلم خیلی واسه اون دورانا تنگ شده:((((((
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠١
١
٠
لیکن:دی
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٢/٠١
٠
٠
اگه استاد پایه باشه چرا ک نه.مثبت اون روز تا اومد کلاس و نشست گفتم استاد خسته نباشید خخخخخ
sahar.s
sahar.s
٩١/١٢/٠١
١
١
خُنُک!
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/٠١
١
٠
یه استاد ترم دوم داشتیم همیشه شلوارای خیلی چسبی میپوشید یه روز چندتا از بچه ها قرار گذاشتن همه کفشای چسبی پوشیدن وقتی استاد خم شد همه باهم چسب کفششونو باز کردن خخخخخخخ تا آخر کلاس بنده خدا از جاش بلند نشد ...
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩١/١٢/٠١
١
٠
خخخخخخخخخخخ مردم ازخنده.
مجید
مجید
٩١/١٢/٠١
٠
٠
آره.....
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/٠١
٠
٠
نه بابا مگه از پاس شدن بدم میاد....میخوای بندازتم؟؟...شانس که نداریم
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/٠١
٠
٠
یادش بخیر سوم راهنمایی بودم!نمیدونم چه درسی بود!یکی از بچه ها پای تخته بود و معلمم پشت به ما داشت سوال میپرسید ازش!منم صندلی آخر نشسته بودم!این معلممون هرچی سوال میپرسید ازش منم با اشاره دست و صورت و لب و دهن هرجور بود سعی میکردم بهش برسونم!بعد پرسیدن چنتا سوال معلممون برگشت گفت این حالیش نمیشه صفدری هرچیم تو خودتو بکشی!حالا خودت پاشو بیا پای تخته!نگو این معلمه چون عینکش فتوکروم بود منو داشته تو شیشه عینکش میدیده :)))
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠١
٠
٠
یه بار استاد4ساعت با یه استاد آلی داشتیم بعد ساعت کلاسو کشیدیم جلو!استاد ما کلا گوشی وساعت نداره سرکلاس!استاد بهحساب خودش ساعت 8 اومده !ما ساعت 10ونیم کلاسو تعطیل کردیم،جلسه بعد حالمونو گرفت البته!
من
من
٩١/١٢/٠١
١
٠
ما هم یه بارتوی کلاس زبان همینکارو کردیم ولی چون ساعت داشت فهمید
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠١
٠
٠
خدا ازمون بگذره!دبیر زبان سوم دبیرستانمون آقای جوونی بود تقریبا سی و خورده ای ساله!همیشه کت وشلوار می پوشید صابون و یه خرده روغن ریختیم جلوی کلاس و..........صندلیشو آن چنان گچی کرده بودیم که تا آخر سال کت نپوشید بنده خدا!
M.A.E.Y
M.A.E.Y
٩١/١٢/٠١
٠
٠
شوخی می کنیم با دبیرامون ولی یادم نمیاد تا حالا یکبار معلمو گذاشته باشیم سرکار یا اذیتش کرده باشیم.
D_masoud74
D_masoud74
٩١/١٢/٠١
٠
٠
امروز معلم دیفرانسیل رو تخته کلی نوشت..بعد رفت نزدیک پنجره واستاد...منم تخترو میدیدما...گفتم حاجی میشه بری کنار؟گفت واس چی؟گفتم میخوام بنویسم برفک کردی.... سوم راهنمایی هم یه معلمی داشتیم..بنده خدا خیلی اذیت شد.....وقتی میومد سرکلاس بچه ها پشت سر هم صلوات میفرستادیم........7-8تا....داغ میکرد آقا این....بعد با کسایی که لج داشت میزدشون و کتاباشونو از کلاس پرت میکرد بیرون...یبار یکی از بچه ها رو زد.....میخواست کتابشم بندازه بیرون.دید چیزی رو میزش نیست..کتاب خودش که دستش بودو انداخت بیرون.....بعد از نیم ساعت داشت دنبال کتابش میگشت
D_masoud74
D_masoud74
٩١/١٢/٠١
١
٠
یادم اومد....همین معلم سوم راهنمایی..اولی راهنمایی هم معلممون بود...روز معلم یه گل واسش آوردیم توش فلفل ریختیم....آقا این هنوز بو نکرده بود آنچنان عطسه ای زد که شیشه ها لرزید
mahshid
mahshid
٩١/١٢/٠١
١
١
زیاد ...یه دبیر داریم بهش دستکش میدیم دستش کنه دستاش گچی نشه شروع میکنه به جزوخ گفتن به ما بعد یهو دسکشو باد میکنه میترکونه یه صدایی میده ...وحشتناک .....باز دوباره جاهایی رو که پاره شده گره میزنه و دوباره همون اش و همون کاسه
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/٠١
١
٠
ههه!چه دبیر باحالی!:)))
mahshid
mahshid
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
خیلی باحاله با اینکه دبیر فیزیکه اما اصلا کلاسش خشک نیستو خیلی میخندیم یعنی 2 ساعت خنده ...اما خدا قمت نکنه عصبانی شه...خیلی هم خوب درس میده همم درو یاد میگیریم و امتحاناشو خوب میدیم
t.m
t.m
٩١/١٢/٠١
٠
٠
خخخخخخخخخخ این کار که فقط خوراک خودمه..
t.m
t.m
٩١/١٢/٠١
١
٠
قرار بود آمادگی دفاعی بپرسه دبیرمون، از اول کلاس من گیر دادم به اینکه چرا با اتوبوس میبرنمون راهیان گور! ینی کامل فکّـَم ساییده شدا.... آخر کلاس کلی مورد تحسین بچه ها قرار گرفتم، نپرسید دیگه....
من
من
٩١/١٢/٠١
١
٠
آفرین!
t.m
t.m
٩١/١٢/٠١
٠
٠
خوآئـیش...
t.m
t.m
٩١/١٢/٠١
٢
٠
یهبارم یادمه واسه کنسل شدن کلاس، به بهانه ی المپیاد رفتیم خوابگاه مدرسه، فیلم نیگا کردیم....
t.m
t.m
٩١/١٢/٠١
٢
٠
خخخخخخخخخخخخخ یه بار دبیر رایاضیمون که 6 ساعت باهاش داشتیم اونروز، اومد کلاس بعد گف من یکم کمرم درد میکنه...اُه اُه منم شروع کردم که خانم چرا دکتر نرفتین، یکی از اقوام اینجوری شد بعد مجبور شد عمل کنه! واااااااااااااای، فقط باید قیافه ی طرفو میدید! رنگش پرید کاملاً ! هیشی دیه، رف دکتر ما هم کلن بیکار شدیم...خخخخخخخخخخخخ
داداش S.a
داداش S.a
٩١/١٢/٠١
٠
٠
ای .......... خیلی دارم ، فور اگزمپل امروز با عصام استاد رو بر سر کار نهادم .
parisa
parisa
٩١/١٢/٠١
٠
٠
ما که همش در حال اذیت کردن معلماییم.........................................ولی زیاده حوصله ی تعریف ندارم........
maryam
maryam
٩١/١٢/٠١
٠
٠
كل حوصله نداري خخ
f_bi3daa
f_bi3daa
٩١/١٢/٠١
٠
٠
اوه نه!!! متاسفم كه چيزي برا خندوندنتون ندارم :)
bye
bye
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
D:
shaghayegh
shaghayegh
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
یعنی باید بگم دکترای اذیت کردن دارم یه سوالا میپرسم که استاد تا اخر ترم فکر میکنه من همون ماری کوری ام خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
ati200
ati200
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
اره به شدت////خصوصا استید رو ..چه قدر خوش میگذشت ....
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
خدا بخیر کنه ! اگه این کارایی رو که من سر کلاس میکردم ، دانش آموزام با من انجام بدن ، باید استعفا بدم از معلمی ...!!!!
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
يه بار سر كلاس زبان ميزدم به زير صندلي بنده خدا سه بار فكر كرد در ميزنن رفت ديد هيچكي دم در نيست بار چهارم دوستاي دوبرو برم خندشون گرفت فهميد گفت برو از كلاس بيرو ن و درسم حذف كن دو واحد رفت تو پاچمون
نسیم
نسیم
٩١/١٢/١٦
٠
٠
یادمه یک بار با یکی از دبیرامون لج کردم رفتم تو حیاط واسه پنچر کردن ماشینش، لاستیک اول رو پنچر کردم اومدم برم شیطون وسوسم کرد یکی دیگه رو هم پنچر کنم مشغول انجام عملیات بودم که مدیر از خدا بی خبرمون اومد مچم و گرفت و گفت روز بعدش با ولیت بیا!!! یک بارم با معلمه زبانمون لج بودم رو صندلیش آدامس چسبوندم بنده خدا کلی به عمه ی نداشتم فحش داد!!!خخخخخخخخخخخخخخخخخ