خانه انجمن او مای گاد ،آدم خارجی!
١٠٥١
٩٤
sjalal

او مای گاد ،آدم خارجی!

او مای گاد ،آدم خارجی!

تا به حال با خارجی برخورد داشتین تو ایران ؟ خب تعریف کنید که چی شد !

٩٤/٠٢/١٢
نظرات کاربران
کد امنیتی
C_RONALDO
C_RONALDO
٩٤/٠٢/١٢
١
٣
اولللللللللللل
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٤/٠٢/١٢
٣
٣
اینجا که مهم نیست، شما تلاش کنید تو زندگی اول باشید :|
mina_h
mina_h
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
مهرناز جملت کمرمو شکست دختر....خخخخ
C_RONALDO
C_RONALDO
٩٤/٠٢/١٢
٢
١
چی خونوک://
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/١٣
٠
١
باز کل کل اول گفتناتون شروع شد؟ :))
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٢/١٢
٢
٠
آره یک عرب بود جلوی من ودوستمو ګرفت ویک چیزایی میګفت که من اصن نمیفهمیدم که با یک بدبختی بهمون فهموند تلفن نیاز داره ومیخواد به شماره تو کارت زنګ بزنه.دوستم شماره رو ګرفت وداد به اون مرد.وسط های صحبت اون مرد قطع شد و من و دوستم میخواستیم بهش بفهمونیم قطع شده و دوباره شماره رو میګیریم که مونده بودیم چی بګیم که یهو من ګفتم حاج آقا القطع القطع !! =)) دوستم مرده بود از خنده برداشت ګفت حاج آقا فینیش :)) سر مرده بین ما دوتا در نوسان بود خخخ یعنی پیام رسانی خودم تا چند روز سوژه خنده دوستم شده بود =)
م-نص
م-نص
٩٤/٠٢/١٢
١
٠
:)))خخخ
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٢/١٢
٢
٠
خخخخخخخ چ با حال!
Samira
Samira
٩٤/٠٢/١٢
١
٠
خخخخ
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
اتفاق خاصی نیفتاد، فارسی یاد داشت، ما هم با هم حرف زدیم.دیگه... اومم رفتیم کربلا پوششم مثل عربا بود(چادر عربی +به خاطر اینکه آفتاب سوختگی نشم و صورتمو عربا نبینند پوشیه زده بودم که خیلی عذاب آور بود ) که این باعث شده بود هرجا که میرفتم با من عربی صحبت میکردند، من هم دیگه صداشو در نميآوردم میگفتم نعم نعم
م-نص
م-نص
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
خونمون که دور حرم بود پاکستانی ها و عربها خیلی زیاد جلومو گرفتن:)
Cold
Cold
٩٤/٠٢/١٢
١
٠
:)) آره...یه بار دمه مغازه که بودم یه دوچرخه سوار با لباس مخصوص و کلاه و اینا اومد تو....از قیافش معلوم بود ایرانی نیست چون خیلی سفید بود و موهاشم کامل طلایی بود...وقتی انگلیسی صحبت کرد فهمیدم خارجیه خیلی تحویلش گرفتم که وقتی برگشت کشورش حداقل بگه ایرانیا آدمای مشتی این =))..پرسیدم اهل کجایی گفت جرمنی..آلمانی بود طرف...هیچی دیگه یه آب معدنی و یه بیسکوییت و یه بسته سیگار خرید رفت :)
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٢/١٢
٢
٠
دوبله سوبله كه باهاش حساب نكردي؟؟؟؟؟؟؟
Cold
Cold
٩٤/٠٢/١٢
٤
٠
فک کردی وقتی میگم تحویلش گرفتم ینی چی؟؟...ماها هرکی رو بیشتر دوست داشته باشیم باهاش بیشتر حساب میکنیم =))
حسنک کجایی؟
حسنک کجایی؟
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
یادمه رفته بودیم مشهد اونجام عرب زیاد بود .... ی روز صب واسه نماز جماعت رفتیم حرم تو صف نماز نشستیم ی زن عربی بود وایستاده بود سرپا جلومم گرفته بود منم بهش گفتم السلام علیکم ...... اجلس الامراه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد برگشت گفت لالالالالالا .......... دوباره گفتم اجلس ؟؟؟؟؟ این دفعه شروع کرد برام تعریف دادن تند تند عربی حرف میزد منم که متو جه نمیشدم همش میگفتم نعم نعم ...... بعد گفت انت نعم ؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد گفتم لالالا بعد سرشو تکون داد دوباره حرف زد ... فک کنم داشت برام درد و دل میکرد ........ نمیدونم
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
خخخخخ اون خانومه که غش کرده بود بگووووووو ..انت فی قلبی خخخخخخخخخخخخ
حسنک کجایی؟
حسنک کجایی؟
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
خیلی ببخشید من اینجا این سوالو میپرسم اگه میشه راهنماییم کنید منم میخوام اسم کاربریم رو تغییر بدم ولی هرکاری میکنم نمیشه ......... میشه رهنماییم کنید دوستان ممنون میشم ...........
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
از همون قسمت آچاره تو پروفایل کاربری تون ، اسم کاربری تونو عوض کنید :)
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
خب چرا از پریا نمیپرسی؟؟؟
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
راست میگه بیا از خودم بپرس!! خخخخ
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
حالا تا قبل از این که عوض نکردی ، معنیش ینی چی؟!
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
شاید پریا نمیدونه :دی
Samira
Samira
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
خاص معنیش ینی اینکه حسنک کجایی؟ دیگه از ابن واضحتر خخخخ مگه میشه پری بلد نباشه فاطمه =| خخخ
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
نچ نچ سمیرا تو حیف شدی اینجا!!
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
خودم براش تغییرش دادم :) حسنک به احتمال زیاد اسم عشقش باشه خخخخخ درسته اجییی (ایکن نیشخند )
آتی
آتی
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
خب الان برات تغییرش دادم ..اتی :) دیگه نمیدونم چرا بقیه کامنت هات تغییر نکرد خخخخخ
آتی
آتی
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــری جون اول دمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت جیز دوم دســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت طلا .......... من که ی خواهر گل بیشتر ندارم ........ تک .مهربون ..باحال ......... عاشق آجیش مگه نه پری ؟؟؟؟؟؟ ( از طرف ستاد چوپان دروغ گو ) ههههههههه
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
نه
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٢/١٢
٢
٢
همین دو هفته پیش ،طبقه پایین خونه مادربزرگم رو سپرده بودیم برای مستاجر ، یه عربه اومده بود هیچی هم فارسی بلد نبود ، فقط بلدبود بگه "پول خوب میدم!" ، خلاصه بهش گفتیم اولاد؟؟؟؟ با دستش 6،7 تا بچشو اسم برد و قدشون رو با دست نشون داد ، نمیدونم تو این خونه یک خوابه چجوری میخاست جاشون کنه !!!!!!
Samira
Samira
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
خب وقتی هیچ خاطره ای ندارین تعریف کنین چرا حسودی میکنین منفی میدین اییشش ...
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٢/١٢
٢
١
همین هفته پیش تو مغازه بابام بایه یارو روبرو شدم ، فک ام افتاد ، یارو تبعه کره جنوبی بود! ، فارسی رو تقریبا سلیس صحبت میکرد ، اسمش رو به موسی تغییر داده بود "موسی کیم " گفتم اینجا چیکار میکنی ؟؟؟ گفت اومدم درس طلبه گی بخونم !!!!!!!! یکساله اومدم ، خونه بهم دادن ، یه زن پاکستانی هم بهم معرفی کردن ،باهاش ازدواج کردم !!!!
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٢/١٢
٦
١
وقتی رفت ،باخودم گفتم اخه ادم عاقل اومدی اینجا چیکار ؟؟؟؟ همه ارزوشونه بیان کشور تو ، تو انداختی اومدی اینجا !!!!!
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/١٣
٠
١
:|
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
خخخخخ ایول! چشماشم بادومی بود؟؟؟
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
این چه سوالیه ؟؟؟! نه نوع چشماش و موهاش و رنگ چشمش مثه اروپایی ها بود !!!
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
خب سواله دیگه ! نپرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است خخخ
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
پرسیدن عیب نیست ، ندانستن عیب است خخخ درستش اینه جوون * :)))))))))
faride
faride
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
10 ساله اینا بودم...شیراز زندگی میکردیم...اردو رفتیم اصفهان ... اونجام که توریست و اینا زیاده! یه زن و شوهری بودن فقط یادمه اروپایی بودن... ماها همه دورشون عین ندید پدیدا جمع شده بودیم!@__@ ... من اون جلو بودم دوستم صدام زد خانمه شنید گفت اسمت چیه؟!(فرسی یکم بلد بود) گفتم فریده! هی تکرار میکرد ...از آخرم نتونست درست بگه اسممو ... هیچی دیگه خوشحال بودم که یه خارجی اسم منو صدا زده!خخ
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
خخخخ خوب بود :) فارسی یا فرسی حالا ؟؟؟ فکر کنم خاطرات خارجی رو حرف زدنت تاثیر داشته ها خخ =))
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
خخخخخ چ طوری صدات میکرد ...؟؟
faride
faride
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
اوا ...راستی من فارسی بلد نیست! =))
یه آدم
یه آدم
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
حرم حضرت معصومه چن تا کره ای دیدم خانوماشون اینقدر بانمک چادر سر کرده بودن،موهاشون از جلو بیرون بود بعد با چادر رو لباشونو گرفته بودن:)))هیچی دیگه اتفاقه خاصی هم نیوفتاد
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
چرا هیچ کره ای به تور من نمیخوره ؟ :))))
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٤/٠٢/١٢
٢
٠
آره خیلی :) خیلی زیاد، اصن گاهی روزی هزار بار با همسیاگان افغانی برخورد دارم
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/١٢
١
٠
مایم همی طور :) یه همسایه افغانی داریم خیلی گلن :)
هاچ
هاچ
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
منم یک خونواده ی افغانی میشناسم نمیدونین چقدر اینا با شخصیت و مهربونن
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
بله یک مطلبتون در همین زمینه بود تقریبن :)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
چند سال پیش با مدرسه اردو قم کاشان رفته بودیم ، بعد تو کاشان توریست زیاد دیدیم ، منم فقط میرفتم ازشون میپرسیدم :where do you come from ? اونام میگفتن از کجا ، منم میرفتم سر کار خودم :))))
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
ب خاطر رشته خاهرم،روس زیاد میبینم.یکیشونو آورده بود خونه.بنده خدا سرما خورده بود،رفده بود دکدر.وختی برگشت،منو داداشم رفدیم استقبالش دم در.ی عالمه دارو واینا دستش بود،داش حرف میزد اما ما نمیفهمیدیم که!(خاهرم هنو نیومده بود بالا)بعد داداشم ب اینگیلیسی گف:تنکیو!!طفلی مونده بود چی بگه!......داداشم فک میکرد شربتی ک دستشه،کادوئه.فک میکرد اونو برا داداشم خریده!:|
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
=)))))))))))))))))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
ی بار ک با دوستام رفته بودیم پارک ملت رفتم قسمت شهربازی و اینا جای تونل وحشت دوسه تا عرب کت و شلواری با کلاس خخخ اومدن جلو من ی چیزااای میگفت یکیشون هی ب اون قسمت وسایل هم اشاره میکرد خخ منم چشااام گرررد شده بود خخخ بعد متصدی همون تونل وحشت اومد اون بلد بود باهاشون حرف زد خخ
mina_h
mina_h
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
نه......ولی دختر عمم قراره با ی پسر افریقایی ازدواج کنه ....اومدن ایران با پسره برخورد داشتم میام میگم....یکی دیگه از فامیلامونم خارجیه ی هر بار دیدمش ی هلو گفتم رفتم....در همین حد خخخخ
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٢
١
٠
با دوستان به بهانه کنکور ارشد رفته بودیم اصفهان و یزد گردش و تفریح.... خلاصه توی یزد یهو یه یارو سیاسوخته جلوی مارو گرفت و گفت کن یو اسپیک انگلیس.. ما هم که همه تو کف همچین سوژه ای بودیم و عشق با خارجیا صحبت کردن داشتیم گفتیم یس یس... وات یو وانت؟...اونم این کلماتو گفت: آی ام یور برادر... آی ام فرام پاکیستان ...برادر...شما...من برادر شما ... پاکستان... اینجا غریب .. بی کس... تنها... شما مسلمان...من مسلمان...لطفا کمک کنید...من پول ندارم...من گشنمه....نهار نخوردم........دیگه رسما داشت فارسی حرف میزد...من و دوستام که تازه فهمیدیم قضیه چیه و چه رودستی خوردیم....سریع راهمونو کشیدیم و رفتیم بعد فهمیدیم توی یزد از این مدل گداها زیاده....
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
:))))))))))))))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٢/١٢
٠
٠
http://jeem.ir/pagetwo.php?print=3&type=1&id=12048 خوب اینجا رو بخونید
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٢/١٢
١
٠
دو تا پسر آلماني بودن ازم ادرس سينما رو ميخواستن...!بعد از اينكه كلي به مغزم فشار آوردم و آدرس دادم و اونام رفتن پشيمون شدم كه چرا همراهيشون نكردم تا دم سينما....بنده خداها تو شهر غريب نكنه گم بشن...فقط . فقطم حس انسان دوستانه بود... همين :))
هاچ
هاچ
٩٤/٠٢/١٢
١
٠
ها داشتم! اینجا http://hajarak.blogfa.com/post/161 عرب بودن فقط :دی
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
پس رسمن "وبسایتم کجا بود تو این بی پولی!" رو تکذیب میکنید دیگه ؟ :))
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
اخه من موندم دانشگاه فردوسی مگه زنبورم پذیرش میکنه ؟؟؟!! بعدشم خداوکیلی اگه اون لاین دوچرخه از یک متر نشون داده شده تو عکس بزرگ تر بشه که میشه لاین ماشین رو دیگه !! احتیاج نیست بهش بگن لاین دوچرخه !!
هاچ
هاچ
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
نه تکذیب نمی کنم وبسایت ندارم آخه! :دی .. دانشگاه فردوسی رو خودم بنیان کردم پس چی فکر کردین :دی اون لاین دوچرخه منو عذاب میده از همه جهت :|
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
یه دامین 5 هزار تومنی بخرید ، بهش فوروارد کنین ، وبسایت دار هم میشید
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
عااااااااااره زیاد یه بار اصفهان وسط میدون نقش جهان! هیچی دیگ فرانسوی بود نشستیم یه دل سیر با هم صوبت کردیم البته با خواهرم یدفه نزدیکای حرم یه خانوم و اقای هلندی بودن فک کنم! اونجام یه 20 دقیقه ای اختلاط کردیم!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
ایولا ..... چرا واسه ما اتفاق نمیفته آخه ... ما هم آدمیم خب .... خارجی دوس داریم .....
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
اخه! خخخ اصفهان اینقد ریختننننن! مخصوصا میدون امام!
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
کامنت من کوووو؟
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
مث اینکه خوشمزه بوده خخ
صالح
صالح
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
دوم دبیرستان بودم با پدر و مادر یه روز تعطیل نهار رفته بودیم بیرون تو رستوران چندتا تخت دورتر از ما یه اقا و خانوم خارجی نشسته بودن منم جلوی والدین جو گیر شدم گفتم الان میرم باهاشون صحبت میکنم رفتم کنار تختشون و گفتم ور اریو فرام اونا هم فکر کنم انگلیسی بودن خلاصه کشورشون رو گفتن منم خوشحال 2.3 دقیقه نشستم نگاهشون کردم و ادمدم جای تخت خودمون .مادرم پرسید کجایی بودن منم گفتم انگلیسی.تازه ازدواج کردن. امدن ایران رو بگردن خیلی از ایران تعریف کردن گفتن حتی تصمیم داریم بیاییم ایران زندگی کنیم و خلاصه یه داستان طولانی از زندگی اون 2نفر واسه مادرم تعریف کردم خخخخخخ. بنده خدا تا مدتها واسه فامیلا از انگلیسی صحبت کردن من تعریف میکرد و در ادامه داستان زندگی اون زوج رو میگفت!!!! خخخخخخ .
Samira
Samira
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
یاد اون خاطرتون که خانومه تو مغازه گفته بود یکم قیمتش نرمالتر باشه شما گفتی اینا همه هار هستش افتادم خخخخخخخ
Samira
Samira
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
*هارد
صالح
صالح
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
ایکون عرق شرم بر جبین نشستن !!!! خخخخخخخخخ
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/١٣
٣
٠
از انگلیس بیان ایران زندگی کنن آخه ؟ مثه اینکه تو بگی از ایران میخای بری سومالی زندگی کنی. حداقل یکم نرمال تر چاخان میکردی :))
صالح
صالح
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
در اون سن بیشتر از این ازم بر نمیومد! خخخ .البته هدف من خود شیرینی بود که بهش رسیدم!!! .
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخ
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٤/٠٢/١٣
١
٠
آره، توی باغ فین کاشان یه عده توریست روس که همه هم پیرمرد و پیرزن بودند، هیچکدومشون انگلیسی بلد نبودن همه روسی حرف میزدند ،یه گروهشون از من خواستن عکس بگیرم، فقط همین. ولی خیلی دوست داشتنی بودن.
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
اره برخوردداشتم یک خورده درباره ایرانو کشورشون حرف زدیمممممممممممممم همیننننننننننن
z_zakhar
z_zakhar
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
آره بابا یه بار با رفیقام یه چشم بادومی دیدیم از رفتارش مشخص بود خارجیه ولی یکی از بچه ها میگفت نه بابا این بچه...... (یکی از محله های مشهد رو گفت که نمیگم)! هیچی دیگه شرط بستیم رفتیم جلو مشخص شد واقعا خارجیه... یه بارم تو خیابون امام رضا یه عربه پرید جلو ماشین گفت دربست منم سوارش کردم رسوندمش جایی که میخواست بره 4 برابر کرایه رو هم ازش گرفتم که دیگه دفعه بعد درست تاکسی بگیره و نپره جلو ماشین
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
اه منم میخواستم یه همچین انجمنی بذارم :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٢/١٣
١
٠
آخه یه بار با یه دونشون که برا تحصیل اومده بود ایران برخورد داشتیم...این تا تونست از ما سوال پرسید....ولی من هیچی به ذهنم نرسید که ازش بپرسم....اینجور وقتا من یکی فقط پاسخ دهندم اصلــــــــــن (-_-)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٢/١٣
١
٠
یه بارم که ناهار مهمان یک خانواده ژاپنی بودیم...مدل این چوچانگشون اینا ....از وضعیت بیمه و غذای های مختلفو این چیزا توی ژاپن وایران صوبت کردیم...خانومه بنده خدا سرطان داشت...تمام هزینه های معالجشو کشورش پرداخت کرده بود...کلی از خودشون راضی بودن....میز نهار خوریشون از این پایه کوتاها بودش مدل مال فیلما...خیلی خون گردم بودن کلی از همنشینی باهاشون لذت بردیم (^_^)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٢/١٣
١
٠
یهه بارم زمان دبیرستان یکی از دبیرامون دختر یکی از آشناهاشون که روسی بودو آورد سرکلاسمون...اون زمان اونقد از بنده خدا سوال کردیم سرسام شدش :)))))))) تا یه هفته تو کل مدرسه پز مهمون خارجیمونو میدادیم...اصلــــــــــــــــن یه وضـــــــــــی (^_^)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/١٣
٢
٠
زیاااااد. نماینده های شرکت های طرف قرارداد خارجیمون که میان همیشه بساطی داریم باهتشون :| اما خداییش چندتا از همکارام در حد یه انگلیش من واقعی میتونن باهاشون ارتباط برقرار کنن. خودمم میتونم منظورمو برسونم. لنگ نمیزنم.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٣
٣
٠
میشه مارو هم ببرین توی شرکتتون عقده های دلمون باز کنیم .... خدارو چه دیدی شاید بختمون هم باز شد ....
amin20
amin20
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
چند بار شده ولی یک بار کلاس ربان تو یه آمریکایی رو آورده بشنیم دیسکاشن کنیم با بچه ها بعد بحث در مورد غذا بود هرچی ما میگفتیم شله یارو نمیفهمید از آخر یکی از بچه ها رفت خرید داد بهش بخوره تازه فهمید چیه
آتی
آتی
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
سمیرا جون پریا واسه خودش ی پا اوساس ... بعععععععله .........په چی ...........
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
*:)) بله میدونم ...
م-نص
م-نص
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
تنسبسنیتب ستبیبت یابنی یساین (اونایی که خارجی ندیدین بیایین حرفای منو ترجمه کنین)
aban_y
aban_y
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
آره،باهش صحبت کردم البته خیلی خوب نه ولی همین که تونستم کمکش کنم کلی خوشحال شد!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
سلام ... آره بابام يك مدتي حدودا 3 سال مداوم ميدون فردوسي با هم سر گذر مي‌ايستاديم ببرنمون سر كار، تا خارجيها (افغانها) تمام نمي شدن ما رو نمي بردن سر كار
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
بیگ لایک .... :))
translator
translator
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
اره یه دختر خارجی تو شیراز . ازش خوشم اومد رفتم جلو خودمو معرفی کردم و رشته دانشگاهیمو گفتم و گفتم ای دیتو بده دوس داشتم باهش در ارتباط باشم برا تقویت زبان گفت ای دی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفت ندارم . بی ادب بود خخخخخخ
translator
translator
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
راستی یک بارم چن نفر عرب تو الماس شرق میخواستن چیزی بخرن فروشنده نه عربی بلد بود نه انگلیسی من رفتم واسط معامله شدم انگلیسی باهشون صحبت کردم .
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
یک بار تو آرامگاه فردوسی دو تا خارجی دیدم باهاشون صحبت نکردم فقط دنبالشون میرفتم بفهمم چی میگن.