خانه انجمن تا به حال بروسلی شدی ؟!
١٠٣٠
١٧٩
ali_sh

تا به حال بروسلی شدی ؟!

تا به حال بروسلی شدی ؟!

خشم ناک ترین کاری که تابحال انجام دادین چی بوده و به خاطر چی بوده؟

واکنش طرف مقابلتون چی بود وعاقبت کار چی شد؟

 

٩٤/٠١/٢٢
نظرات کاربران
کد امنیتی
Samira
Samira
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
کشتن سوسک بوده برای نجات دوستان و خانواده ، واکنش طرف مقابلمم مدام فرار کردن بود ولی عاقبت کار با لنگه دمپایی له میشد :))
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
البته بروسلی با ضربات پا و دست همه رو نابود میکرد و شما با زبان به جنگ بقیه میرید و همیشه هم پیروز بیرون میاید خخخخخخخخخخخخخخخخخخ
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
یاده دبیرستان خودم افتادم که روی دیوار سوسک بود روی میز نشستم با پام زدم وسط فرق سوسکه خخخ انقده همه ازم تشکر کردن وبعدم فوشم دادن که بدبختو بنر روی دیوار کردم خخخ
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خیلی بی مزه این ... :(
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خانم بابایی با شما بودن .
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
باهم دوست باشین!
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
نخیرم با خود شما بودم >:((
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
ایول ایول کاریست بس شجاعانه :دی
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
چی شده؟؟ :))
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
هیشی نشده :)) سوء تفاهم بود تو تخته حل شد :))
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
:/
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
یک سری سر کلاس یک سوسک اومد دخترای کلاس چنان جیغی کشیدن که نگو:)ماها که کف زمین ولو شده بودیم از خنده:) اخه شماها چرا این طوری هستین
C_RONALDO
C_RONALDO
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خخخ.بروسلی؟؟من؟؟خخخ.نع
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خخخ پس انجمن رو ترک بنمایید
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
برو خونه...بدو:)
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
هیچی دیگه!اون طرفو نگاه کردم اونم منو نگاه کرد!
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
بعدش؟؟؟؟؟ (آیکون تخمه خوردن وزل زدن به شما دوتا )
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
بچه هاااااا بعدش خیلی هیجانیه :\ بیاین تماشا =))
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
اره خیلی جالب بود!هموجور دو سه ساعت همو نگا کردیم!
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
قرنیه چشت در نیومد؟
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
چیقد ترسناک =))
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
هنوز که به جاهای ترسناکش نرسیده که! اخرش جالب بود!
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
آخرش چیه؟؟؟خوب خوب :))
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
هیچی دیگه!یه لخند ژکوند زدم و رد شدم!
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
خخخخخخخخخخخ وای خدا دلم =))))))) خیلی خندیدم :))))))))))))))))
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
:/ من دهنم مثله سکته ای ها شد الان:/
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
یعنی میگین برخوردم خیلی بد بوده؟؟؟
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
بخابونم دهنش بچه ها؟
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
خیلی خشن بوده برخوردتون:/
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
بابا من که کاری نکردم!چرا اینقد خشونت اخه؟؟؟؟
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
یه دونه کامنت دیگه اینجا بزارین کتک میخورین اگه فیلم سینمایی هم پخش میکردن انقدر طولانی نمیشد خخخخ
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
اینا ادامش دادن وگرنه داستان همونی بود ک اول گفتم!
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
:/
faride
faride
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
=) مو دیر رسیدوم!
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٥
٠
٠
همون اولشم خشن بوده:)بله
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خو اگه بگم آبروم میره که :/
C_RONALDO
C_RONALDO
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
شما بگید ماقول میدیم به کسی نگیم:))
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
باشه پس بین خودمون و بچه های سایت و هزاران چراغ خاموش می مونه دیگه ؟! خیالم راحت باشه ؟ :))))))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
حالا شما بگیدددد خخ منم که میدونید بچه خوبیم :دی
C_RONALDO
C_RONALDO
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خیالتون راحت راحت...:))
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
نمیګی حرف آخرته؟؟:))
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
من که ب کسی نمیگم:)
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
خشمناک ترینشو یادم نیست ولی دستم به کتک زدن خیلی بازه وخوب تاجایی که نتونم جواب کسیو بدم حتما با مشت میکوبم به بازوش :) نامحرم باشه خیلی دیګه حرصمو دربیاره و واقعا نتونم جواب بدم با پام یک ضربه میزنم که حداقل حرصم خالی بشه:) اګرم دیدم جایز نیست که چیزی دم دستم باشه ونشکن باشه ودرد نداشته باشه پرت میکنم به سمتش مث بالشت:))
C_RONALDO
C_RONALDO
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
یاخدا:9کنترل کنین خودتون رو.خدا نصیب نکنه
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
اره خدا نصیب کسی نکنه!!!!خخخ...شنیده شده با زانو زدین تو شیکم طرف!!!خخخ
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
ببین..همزادم..یبار دیه ادای منو در بیاری ن من ن تو..خخخ
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
دانشجو عکاسی باید روحیش خوب باشه هااا این چ وعضشه آخه خخخ
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
نه دیګه الان چند وقته نصیب نکرده :)) من خیلی دختر خوبی شدم و بزرګم شدم تازشم:) دیګه طرف خودی باشه وبشناسمش میزنمش به مردم کاری ندارم :)) اون مال زمانی بود که جاهل بودم !!!=) همزادم =)) آقا علی ګفتم من الان خیلییییییی خوب شدم ولی بازم دست به زن دارم ترکش نکردم :\
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
الان اگه ما شناس محسوب میشیم که اون دور و برا افتابی نشیم!!!!!
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
دور واطراف آفتابی نشین =))
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خاطره لگد زدن تو شکم مردمو بگین:))خخخ میرن تو خیابون مردمو کتک میزنن..تفریحشونه:)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خوبه واز ما با شما غریبه ایماااا خخخ خدایا شکرت
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
نعخیرم بچه خوبی شدم :\
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
دست بزنم خیلی خوبه..مثه همزادم......نمیگم ولی کلن با خاهرم خیلی زیاااااد دعوا داشتیم
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
مثه من :)))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
میزدین یا میخوردین؟:دی
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
می تو :))) نمیدونم چه ربطی داشت ولی همیجوری اومد ګفتم خخخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
:/ کتک میخوردن دیگه
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
هردوش ...البته بیشتر میخوردم..چون من ب میزبانم ب چشم خاهر نگاه میکردم و خاهرم ب من ب چشم ی دشمن خونی...:دیییییییی
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
چقد طفلکی این شما خخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
خواهر دیگه:)
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
خیلیم خوب بود...اونکارایی ک خاهرم با من کرد باعث شد جنگم قوی شه:دی...مستر نص خاهرررررررر
aaasaeid
aaasaeid
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
یه بار بچه بودم از شدت خشم موهای خواهرم رو آتیش زدم البته شانس آوردم مامانم بود و سریع اتفا حریق کرد
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
شما دیگه از بروسلی گذشتین :/
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
هییییییع یا خدااااااا .... منو ببخش باور کن من کچلم مو ندارم :|
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
یااااااا خدااااا!!!
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
من به جای مامانتون بودم خودتون اتیش میزدم :\ :))
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٢
٠
سلام ابوبکر بغدادی جون:))خخخ
پسر ساده
پسر ساده
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
سلام. وقتی بچه تر بودم با طبق معمول با برادر کوچکترم دعوا می کردم و معمولا با گلد می زدمش، یک روز مادرم بهم گفت پسر جان همینطوری لگد می پرونی اگه یک کاری دستش بدی تا آخر عمر خودت رو نمی بخشی، مثل آدمیزاد دعوا کنین. منم گفتم چشم ( چقد پسر خوبیم). یکبار دیگه بابرادرم دعوا می کردم دو سر کوچه وایستاده بودیم و به هم سنگ می زدیم ، یکی از سنگها از دستم دیر در رفت و دقیقا خورد زیر چشم بچه!! همسایه( چه همسایه ای) از اونجا به بعد عم سنگ پرونی رو ترک کردم. الان دیگه سالم سالمم .
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خداروشکر که ترک کردید وگرنه الان مجبور بودیم انجمن رو ترک کنیم :دی
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
دوبار تو خیابون آدم زدم :| دوبارم ماشین له کردم (((:
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
احتمالا تو خواب نبوده؟؟؟؟؟
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
:/
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
دمت گرم مهزیار:)
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
نه در کمال بیداری و بهت همگان ((:
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
نهههههههههههههههههههههههههههه
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/٢٢
٢
٠
یه بار بچه بودم کله پسر دوست بابام رو گاز گرفتم ، چون خیلی لوس بود کچل بود و هی ادای ایکیوسان درمیاورد :))) یه بار با برادرم سر دوچرخه دعوام شد دوچرخه رو به من نمیداد وقتی داشت از یه سرازیری رد می شد کمین کردم یه چوب گذاشتم جلوش با سرعت اومد و .....دیگه کلا نابود شد!!
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
کله شو چطوری گاز گرفتی ؟! :)))) این چه کاری بود آخه ؟! :/
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
کچل بود آخه :)))) خیلی بی نمک و لوس بوده :))))
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
واویلا!!!کلشو گاز گرفتین؟؟
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
اه اه اه کله پراز شپش
mina_h
mina_h
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
اوه اوه تا دلتون بخاد....منو داداشم ی دعواهایی میکردیم بروسلی جلومون کم می اورد...یادمه یدفعه از با لا اپن با ی ژست باحال پریدم رو شکم داداشم....خیلی دعوا میکیردیم بچه بودیم هم با داداشم هم پسر عمه هام...خیلی خوب بود...حال میداد...هممون داغون میشدیم خخخخخخخخ
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
از بالای اپن پریدی تو شیکمش ؟ O_o طحالش سالم موند ؟ :)))))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
پس خوب شداااا....خخخ
mina_h
mina_h
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
بعله خیلی خوب شد
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
عصبانی شدم...با میز میخواستم بزنم تو سرش:)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خخخخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
یه سه چار سریم تو خیابون میخواستن با چاقو بزنن منه مظلومه:)یک موردم با شیشه در میخواستن منو بزنن
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
هوووک همینطور یهویی؟بدون دلیل؟
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
نه دیگه دعوا شد:)
مرتضی هنرمند راد
مرتضی هنرمند راد
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
اره خب تو تو دوره ی راهنمایی که غرور کاذبی داشتم خیلی دعوا کردم,هم زدم هم خوردمم به میزان مساوی.اخرین باری که دعوا کردم برمیگرده به سال اول دبیرستانم که به قول بچه ها دعوای اماری بود بین بچه های کلاس ما و یک مدرسه ی دیگه,منم با روحیه ورزشکاری عجیبی دنبال اراذل کلاسمون راه افتادم که برم دعوا!.....چشمتون روز بد نبینه نزدیک محل دعوا که شدیم دیدم 16~17غول تشن با صورتای افتاب سوخته و کاپشن چرم نشستن کنار دیوار,ما هم دیدیم اوضاع ناجورِ از نقشه ی دوم بازی کردیم و مثل یه عابر پیاده ساده از جلوشون عبور کردیم!هنوز که هنوزِ می ترسم!
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خخخ از شما بعیده هااا روحیه هنرمندی و...خخخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
دو مورد جیمز باندی داشتم:)از اینا که با موتور میوفتن دنبال ماشین
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
برای هشدار برای کبرا 11 چی ؟ تو این زمینه هم کار کردین آیا ؟ :))))
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
تو بلوار رضوی بودش...پرایده میخواست یک کار زشتی بکنه یهویی گرفت رو من...منم با موتور بودم...بعد من بوقو گرفتم رفتم...بعد سر چهار راه اومد کنارم یک نگاه بدی کرد..منم عصبی شدم با موتور رفتم جلوش..تا میومد از راست سبقت بگیره میرفتم راست..تا میومد سمت چپ..منم میرفتم سمت چپ..هی بوق میزد من بی توجهی میکردم و راه نمیدادم..اونم با ماشین کوبید ته موتورم..راه ندادم...دوباره زد بهم راه ندادم..دفه سوم محکم زد..گازو گرفتم بعد رفت سمت راست زدم رو ترمز افتادم پشت سرش...نزدیک سلمان با لگد یکی گذاشتم تو چراغ عقبش...یکیم تو اینه بغلش...بهش گفتم بیاد پایین نیومد....دور میدون از ترس میچرخید دوباره رفتم یک لگد زدم به درش..رفت سمت پیروزی 20...تا اومدم از کنار خیابون سنگی چیزی بردارم بزنم به شیشش در رفت...این بود سری اولش
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
اون کار بدش چی بوده ماشینه؟
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٣
٢
٠
مزاحمت برای نوامیس مردم
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
یا خوده خدااااااااا:/
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
اورا مواشی :)) هیچی طرفم نصف شد........ قرار بود من این حرکتو، نمایشی به بچه ها نشون بدم... بهشم گفته بودم ضرباتم کنترل شدس...فقط با کف پام آروم میزنم پس کله ش...اما طرفم ترسید کشید عقب که نتیجش این بود که پاشنه ی پام دقیقا بین دیسک چهارومو پنجم کمرش نشست...... تا یه هفته دست به کمر راه میرفتو هی روح پرفتوح اینجانبمان را مستفیض مینمود :)))))))))))))
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
با من مهربون باش خب ؟ :)))))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
اجازه میدید من برم خونمووون؟
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
یک بارم کوچیکیام دسگیره درو که از قضا آهنی م بوده کندم کوبیدم تو کمر داداشم...منکه یادم نمیاد ولی شاهدان عینی میگن همش به خاطر یه دونه پفک بوده ('^_^) طرفمم واکنش چندانی نشون نداده ولی خب الان بگم پ یه چی توز موتوری کف دستامه :)))))))))
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
اصن تمام چی توز موتوری های نخورده م واسه تو :)))))))))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
یا خوده خدای بزرگ
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
سعی میکنم حیوونا رو نکشم یا کشتنشونو به یکی دیگه واگذار کنم ولی یه جاهایی باید بکشم مثه قورباغه ! که راه در رو ندارم! دوستامم که عمل و عکس العمله!خخخ
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
مگه خونتون کجاست که قورباغه داره ؟ :دی ما نهایتش ملخ میاد طرفمون که اونم می دیم مامانم بکشه :))))))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
در خونتون قورباغه داره؟
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
نه دوستان طرفای ما قط مورچه داره با دیووید!( اسم یک گربه عادتی!) قورباغه رو واسه تشریح دانشگاه گفتم اونجا باید زجر کشش کنیم قلبشو در بیاریم :/ :دی
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
مگه ایشون گفتن تو خونشون قورباغه کشتن؟!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
یه بارم که بایکی از فامیلای دور مادر بزرگمینا دعوام شد...پسره ی بدبخت از ترس من رفته بود رو درخت تا نیم ساعتم جرات نداشت بیاد پایین....یه خرده حسابیم از قبل باهم داشتیم...این بود که تا مامانش یه فص کتکش نزد من رضایت ندادم.....هنوزم یادم میاد خندم میگیره ...موقع پایین اومدن از درخت لباسش گیر کرد به یکی از شاخه ها یه آستینش رو درخت جاموند... واسه خاطر همون لباسشم یه فص دیگه کتک خورد....عاقبت اون برخورد ها هم این شد که یاد گرفت دیگه با من شوخی نکنه....یادش بخیر چقدر پز تهرونی بودنش رو به ما میداد...یعنی هروقت یاد صحنه ی کتک خوردنش میافتم جیگرم خنک میشه (^_^)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
من چیزی ندارم بگممم
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
بقیشم اجازه بدین تعریف نکنم دیگه ('^_^)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
بگو خب تازه داره جالب میشه ، احیانا جایی رو آتیش نزدی ؟ دیواری چیزی خراب نکردی رو سر کسی ؟ :)))))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
بیاین یه مبارزه بکنیم ببینیم کی میاد اینجا خاطرشو تعریف میکنه من یا شما خخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٣٠
٠
٠
پیر شدم دیگه...از من گذشته :))
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خشمناکی که تو ذاتمه یه دفعه دخترخالم سروصدا میکرد منم کنترل تلویزیونو پرت کردم طرفش
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
چندسالشه؟
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
دوم ابتداییه
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سیگارمو تو دست دشمنم خاموش کردم/سیگار سوزش کردم!
Cold
Cold
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
آخ که چقد جواب میده :))
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
مثله واکینگ دد(البته دریل تو دست خودش خاموش کرد:(..)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
وااااقعاااا؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
واقعا
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
:| تابستون پارسال پشت چراغ قرمز چهارراه فرامرز تو ترافیک گیر کرده بودم. پشت سرمم یه آقای جوون تو ماشینش بود که مدام چراغ میداد و بوق میزد که براش راه باز کنم. منم اون روز کلا بی اعصاب بودم پریدم پایین یه مشت خابوندم زیر چونش :| بماند که اگه مردم نبودن حتما لهم میکرد اما دلم خنک شد. :| یه بارم در کودکی ها داداشمو یه جوری زدم که از مدرسش زنگ زدن به مامانم که برن دنبالش. دستش شکسته بود :|
Cold
Cold
٩٤/٠١/٢٣
٣
٠
O.o مشت میزنی تو دهن مردا؟؟ بابا تو دیگه خیلی کارت درسته مامان =))
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
وای چقد باحال :))))) منم خیلی دوست دارم یه همچین حرکتی بکنم :)))))
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
یا خدا
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
اخ اخ...خیلی بد بووود
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
بررررید هزاران بار در درگاه خداوند وقت خود را به شکرگزاری بگذارید که اگر مردم نبودند.............خخخ
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
مردک بوقق روانیم کرد خب. تو اون ترافیک انتظار داشت پرواز کنم :|
faride
faride
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
رویا رویا رویا! =)))
Cold
Cold
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
آمار مشتایی که زدم و خوردم از دستم در رفته...وحشی ای بودیم واسه خودمون...ولی اون صحنه که جلو همه htc عزیم رفت تو دوار و خورد شد از همه بدتر بود...آدم نبودم قبلا کلا الآن اوضام خیلی بهتره :))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
وازم خدایا شکرت همه رو عین این آدم کن خخخخ
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
کلاادم خشمگینی نیستم دراکثرموارد سعی میکنم خشممو کنترل کنم اگرم نتونم فوق فوقش یک داد همینننننننننننننننننننننننن
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
و اینک مدال اروم ترین جیمی رو به شما میدیم خخخ
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
من تا حالا فکر میکردم پسرا وقتی داداش بزرگن خواهراشونو خیلی اذیت میگنن ، اما اینطور که ملت تعریف کردن و زدن دست و پای داداشای بزرگ و کوچیکشون رو شکوندن ، کلا نظرم عوض شد :دی :))))))))) منتهی بعدش به این نتیجه رسیدم که صد درصد داداشه یه کاری کرده که باعث شده خواهره همچین کاری بکنه و به نظریه ی قبلم برگشتم =)))))))))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
یوووهووویی همچین نتایجی دست یافتید ؟:دی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
امممممم تا حالا پیش نیومده درگیری فیزیکی داشته باشم باکسی هر چقدر هم از طرف کفری باشم دلم میاد بزنمش!ولی دعوای لفظی تا دلتون بخواد!یه بار وحشتناک ترینش سوم راهنماییم بود!فک کنم یه بار دیگه هم توی یه انجمن دیگه هم تعریف کرده بودم!خوب پس دیگه نمیگم فقط اخرش ناظممون اومد و حق رو به من داد و دعوا ختم به خیر شد:)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
دخترا تو مدرسه دعوا هم میکنن؟واقعااا؟
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
در کودکیم خیلی دعوا کردم حالا چه دختر چه پسر....با برادرم فیلم های اکشن میدیدم و وقتهایی که تو خونه تنها میشدم حرکات فیلم ها رو انجام میدادم خخ چند بار هم نزدیک بود ظرف های مامانمو بشکونم خخ.... اصلا همین فیلم ها باعث میشد که من میرفتم دعوا خخ البته الکی دعوا نمیکردم وقتی یکی خیلی رو مخم رژه میرفت...
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
آقا میگم این فیلمارو جلو بچه ها نزاریدااا خو ببین اگه الان مارم بزنن چی؟ :دی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
اهان چرا چرا الان که فک میکنم یه نفرو زدم!اینو گفتم که دیگه نگین دوروغ گفتم:/ولی خب اینم دیگه خیلی رو اعصابم بود!داستان از اونجایی شروع شد که من کلا بچه ارومی بودم نه اینکه بخوام تعریف کنم نه ولی خب همه میگن بعد مامانم اینا با یه خانواده ای اشنا شدن که بچشون کلا عکس اخلاقیات منو داشت بعد اینجور که بقیه میگن اون هی منو میزده منم خوب هیچ واکنشی نشون نمیدادم چون مامانم اجازه نمیدادن که بزنمش بعد هیچی یه بار مامانم نبودن منم اینو تاسرحد مرگ زده بودم خخخخ میگن بخ بخ له له بوده وقتی مامانش اینا اومدن خخخاز اون ماجرا دیگه دور وبر من نمیاد ولازم به ذکر عسد که من اون موقع دوم دبستان بودم واز اون به بعد هیچ دعوایی نداشتم وچندین ساله که پاک پاکم:دی
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
خدااااااااااااااااااااااایااااا شکرت که ایشون پاکن .... وگرنه مام الان دیگه دوروبررشون نبودیم خخ
S_SOHA
S_SOHA
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
با مشت زدم تو دهن رفیقم... دندونش شکست... دلیلش این بود که میخاستم بزنم رو شونه اش تا سرمو ول کنه... اما کاملا اتفاقی خابید تو دهنش
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
با مشت میخواستی بزنی تو شونش؟ بالاخره فرقی نداره تو شونش میخورد میپکید خخخ
aban_y
aban_y
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
من و خشونت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من و کار خطرناک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
من رسمااا میگم ایشون دروغ میگن و کاملاااا خشمناکن دوروبرشون نپلکید کلاااا خخخ
aban_y
aban_y
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
:/
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٥
٠
٠
من رسما تایید میکنم..همه شاهدن ایشون شمشیر کشی میکنن:)
aban_y
aban_y
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
من ؟ :|
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
پ ن پ من:/
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
اصلا دست بزنم خوب نیست....مثلا بچه خواهرم میاد منو میزنه ،منم بهش فقط ی اخم میکنم...اما نمیتونم بزنمش...میرم میشینم ی گوشه
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
طفلکی چ مظلومید شما خخخ
faride
faride
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
خو مگه باید بچه رو بزنی؟! ^_^
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٥
٠
٠
گریه هم میکنید:)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
نه دیگه گریه نمیکنم...
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
همی امروز..دو تا پسره فحش دادن..هر چی داد زدم واستن فرار کردن....میومدن پایین کشته بودمشون
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
یره تو خیلی خطرناکی هااا برو دوروبر من نباش خخخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٥
٠
٠
من رو سه تا چیز خیلی حساسم..فحش...ضربه تو صورتم...بوق زیادی
e_najm
e_najm
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
یادمه ی دعوایی بین منو پسرخالم دقیقا 4سال یش اتفاق افتاد ک اون زمان زمانی ک پسرخالم روی زمین دراز بود و من همینطور مشت نصار سروصورتش میکردم سرش شیکسته بود و بردنش بیمارستان:))اینقدر حال داد:)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
عباااااس یره من دیگه کاشمر نمیام خخخ
faride
faride
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
@____________________________________@
Narges_V
Narges_V
٩٤/٠١/٢٥
٠
٠
بابا شهرمون خيلي خوبه خدايي:)
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٥
٠
٠
دستات اوف نشد:))خخ
e_najm
e_najm
٩٤/٠١/٢٣
٠
١
یکی دیگه............دقیقا همین چهار روز پیش ی سری از دانش آموزان کلاس اولمون خیلی خودشونو میگرفتن ک چنان زدیم لت و پارشون کردیم ک تا2روز دم دفتر مدرسه ایستاده بودیم:))بعدشم باتعهد امدیم سرکلاس...........البته صرف نظراز همه بنده فقط نیگاه میکردم وراهنمیایی میکردم و درتنها جایی ک ی حرکتی نشون دادم از خودم بیچاره همچین دکراسیون صورتش امد پایی...لبش..دماغش...روی لپش...دچار خون ریزی شد:)بعدشم ک در رفتم:)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
من کلا حرفی ندارم فقط سعی میکنم کاشمر نیام خخخ
Narges_V
Narges_V
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
بابا شهرمون خوبه خدايي:)
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٥
٠
٠
هی یاد دوران جاهلبت دبیرستان بخیر:)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
واقعا یاده دوران جاهلیت بخیر
mr.mohammad amin
mr.mohammad amin
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
من تعریف نمیکنم شب خوابشو میبینید=))) البته الان خیلی بهتر شدم...خودمو کنترل میکنم از کسی عصبانی نشم...شدمم ک فوقش ی صندلی طرفش پرت میکنم=))) ولی تا قبل دوره دبیرستانم خیلی خشونت ناک بودم:دی
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٥
٠
٠
نکنه گاز میگرفتی:))خخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
نه نشدم! بچه آرومی بودم! :-)
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٥
٠
٠
ترک سقف:))خخ
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
همی وسط یک دعوا مشت زدم به یه دختره جونوم مرگ اویم گیریف موره زد :دی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
بیشتر از راه قانونی و منطقی کسی رو له کردم..نه از راه خشونت.
Narges_V
Narges_V
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
دوستم حرف مفت ميزد يه سيلي زدم بهش:)حالش گرفته شد:|