خانه انجمن آزادباش!
٩٢٣
١٣٨
niloufar_abi

آزادباش!

آزادباش!

آخرین باری که آزادانه کاری را که میخواستین انجام دادین چه زمانی بوده و چی؟

٩٤/٠١/١٠
نظرات کاربران
کد امنیتی
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
یادم نمیاد الان..بعدا میام میگم...این نظر صرفا جهت اول بودن خخخخ
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خوش اومدی وانیاجان :) منتظرتم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
واقعا یادم نمیاد.... و چقدر بده که یادم نمیاد... یعنی مدتهاست کاری رو که دلم میخواد نمی تونم آزادانه انجام بدم!
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خب یه کم فکر کنین آقای شمشیری! :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
هر چی فکر میکنم ... :دی بگذریم!
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
نه! اتفاقا اینجاس که نباید بگذرین! بیشتر فکر کنین! این خیلی مهمه ... خیلی تعیین کننده س که ما کجاییم و به کجا داریم میریم؟
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
ولی عجب انجمن خطرناکی گذاشتین ها! چه شود امروز.... مرسی :-))
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خطرناک؟ خخخخ
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
تقریبا هرگز ....
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
واقعا؟ این خیلی بده هااا. بازم فکر کن!
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خخخخ الان که فکر میکنم می بینم شاید یادم نمی آد :دی
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
آره فکر کن شاید به خیلی قبل برگرده. میخواستم از این انجمن به نتایج خوب شخصی برسیم و ببینیم چقدر از خودمون دور افتادیم و چرا؟
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
منم یادم نمیاد
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
فکر کن زهراجون. فکر کن شاید در کودکی ...
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠١/١٠
٢
٤
کار آزادانه؟ اینجا؟ تو ایران؟ هیچی :| کارای آزادانه زیاد انجام دادم اما اینجا نبوده که :|
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
یعنی هیچی؟ باور کنم؟ هیچی؟ فقط به خاطر کشور؟
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠١/١٠
١
٢
نه فقط بخاطر کشور ! بخاطر ترس از گونی و سطل سوسک و ون گشت ارشاد!!!!!
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
مگه کار آزادانه از نظر شما چیه؟ آزادانه با آزادی فرق داره. من آزادانه رو منظورم بود.
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
منم همونو گفتم.
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠١/١٠
١
٤
شما فک کن هرکاری ، مثال : من میخام آزادانه فریاد بکشم (دوراه وجود داره ، تیمارستان و زندان) من میخام آزادانه آب بازی کنم (این فقط یه راه داره ؛ دادگاه و محکوم شدن بجرم زیر پا گذاشتن هنجار ها)من میخام ............
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
اینا رو می فهمم. محدودیتها رو هم می فهمم و حرفتونو قبول دارم اما یعنی هیچ کاری رو دیگه نمیشه نام برد که جدا از محدودیتهای سیاسی و اجتماعی، بدون دغدغه و فارغ البال انجام داده باشید؟ حتی در کودکی؟
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١٠
٧
٠
شما هر کشوری تشریف ببرین حتی کانادا ، اگه تو خیابونا فریاد بکشین و موجب آزار بقیه بشین می برنتون زندان
Cold
Cold
٩٤/٠١/١٠
٢
٠
مهم نیست کجا...همین که خیلی کار آزادانه انجام دادی مهمه مادر :)
همتا
همتا
٩٤/٠١/١١
٠
٠
و اسراف آب تو هر کشوری محکومیت داره :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠١/١١
١
٣
دقیقا. یه بار که گذرت به کلانتری و اون مامورای بی ادب و بی فرهنگ بیفته میفهمی چی میگم
h_looshi
h_looshi
٩٤/٠١/١٠
٠
١
هیچی اصلا آزادی چی هس؟!!!
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
آزادی یا آزادنه کاری رو انجام دادن فرق داره! آزادانه انجام دادن به شخص و نگاهش بستگی داره و آزادی به سیاستها و هنجارهای اجتماعی!
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
من همیییشهه ازاد بودم. البته فقط توی خرید اقلام مورد علاقه خخ دلیلشم اینه که از هم اول دستم تو جیب خودم بوده :)
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
اینم خوبه! :)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خودتون چطور؟شما ک اینقدر اصرار دارید ک فکر کنند شاید ب دنبال نتیجه گیری خواصی هستید؟هوممم؟؟
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
اصرار خاصی ندارم. فقط میخوام جهت انجمن رو مشخص کنم و ببینم که کیا قادرن آخرین کارایی که آزادنه و فارغ البال انجام دادن رو بشمارن؟ و آیا اصلا یادشون میاد؟ میخوام ببینیم چقدر با خودمون دوستانه رفتار کردیم؟ من هم در آخر نظرم رو خواهم گفت. عجله نکنید :)
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠١/١٠
١
١
آخرین باری که خواستیم یه کم آزادانه تفریح کنیم ،سال 86 بود که بجرم رعب و وحشت عمومی گرفتار شدیم ، فقط خداپدر اون قاضی(البته برخلاف این آخری) رو بیارمرزه که کار ما رو مصداق جرم گفته شده ندونست و تبرئه شدیم ، فقط چند روزی با چند تا از دوستام راهی دادسرا بودیم ایضا !!!!!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
پس بازم نتونستین "آزادانه" انجامش بدین؟! و به جز تفریح چی؟ یا هرچیزی که شخصا و بدون نگرانی از قضاوت دیگران انجام داده باشید؟
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
ازادانه؟یعنی بقیه هم موافق باشن؟اگه اینطوره که نه..ولی اگه مخالفت دیگران و حتی عقل خودمو حساب کنیم الانه تقریبا هرروز دارم ازادانه چیزایی رو با همه ی سرزنش های اطرافیان انجام میدم..مثلا درس نخوندن برا کنکور و مدرسه و به جاش وقت گذاشتن برای جیم و نوشتن ..اقا من تو کار گشت ارشاد نیستم :| ..اینا ازادی نمیشه ب نظرم اخه..این ازادانه ک میگم کارایی هس ک بعضی وقتا عقلم و بعضی وقتا وجدانمو بعضی وقتام نمیدونم کدوم قسمت درونم میگه ک انجام میدم..مثلا وجدانمالان میگه برو دیدن نوه ی عمت ک الانم حالش بده و گناه داره..عقلمم میگه برو چون خیلی بم گفتن برو همه و الانه فکر میکنن خودمو گرفتم اخه...هم مامانم اینا هم خودشون..ولی اون چیزی ک نمیدونم چیه نمیذاره برم و میگه بذار هر وقت واقعا از ته دل خواستی برو..الان دلت بیشتر جیم و نوشتنو میخواد پس نرو..و من ناراحتی و حرفای بد مامانم اینا رو راجع به بی اهمیت بودن و بی عاطفه بودنم شنیدم و دلم گرفت ولی نرفتم..افتخار نمیکنم به خودم چون دل بعضیا شکسته حتما این وسط..ولی ..نمیدونم..فک کنم راضیم از اینکه صرفا ب خاطر وجدان درد نرفتم
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
یعنی اصلا نظر بقیه برات مهم نباشه! یعنی خود خود خودت باشی و فارغ البال! دقیقا به منظور من خیلی نزدیک شدی فوفانوی عزیز :) منم میخوام بگم که گاهی ما از خودمون دور میشیم و حواسمون نیست! ولی تو حواست هست هم به خودت و هم به دیگران و این خیلی قشنگه. و البته منظور من کارای خطرناک یا هنجارشکنی نیست. منظورم بازگشت به خوده و اینکه بعدش چقدر از خودت رضایت داشتی؟
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
یبا خودم قرار گذاشتم سرمو زخم نکنم..پوست لبمو نکنم و حتی یه داستانم راجع بهش نوشتم ک باید حقوق سرمو رعایت کنم...خخخخخخ..ولی وقتی عصبیم یا تو فکر و اینا نمیتونم جلو خودمو بگیرم و در کمال بدجنسی از این کار خوشمم میاد
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
برا این مامان بابامم دعوام میکنن..ولی چون خودم سرمو دوس دارم نمیخوام انجامش بدم ک خب یه وقتایی نمیشه و لذت میبرم همونجور ک گفتم :دی
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
البته منظورم از آزادانه رفتار کردن کاراییه که باهاش حس خوب و راحتی داری. :)
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٤/٠١/١٠
١
٠
دیروز،اصلا کارای آزاد من نهایتش درس نخوندنه!:دی آخه کار دیگه ای پیدا نمیکنم!شما اگه پیشنهادی دارین،به من کمک کنید!
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
یعنی چه کاری بوده که بدون فکر به چگونگی قضاوت دیگران و در نهایت راحتی انجامش دادی؟ مثل بچه ها
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
منو داداشم کامپیوترمون مشترکه..من در کمال پررویی بیشتر از اون میشینم همیشه و به دعوا و سرزنش های خانواده هم زیاد اهمیت نمیدم ک میگن عدالتو رعایت کن ..البته دلم نمیخواد اینجور باشم ولی چون اون همش به نظرم کارای بیخود میکنه ولی من هروقت میشینم دنبال یاد گرفتن یه چیز تازه ام نمیتونم بش حق بدم..حیف نشد اینو بلند بگم..اخه دیگه موضوع مرگ و زندگی بود برا همین نتونستم بلند بگم :دی
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
مراقب باش کسی اون اطراف نباشه فوفانو :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
مامانم میگه موهاتو شونه کنک ادم رغبت کنه نگاهت کنه ولی من گوش نمیدم چون به نظرم موهام بدون شونه و فر قشنگ تره..میگه چون تو یه خونه ایم باید فکر بقیه هم باشی و خلاصه..بعد بچه ها بهم میگن ابروتو بردار میگم نمیخوام چون حس میکنم اگه برش دارم دیگه خودم نیستم..بعد میگه بعدا نظرت برمیگرده چون این زمونه اینجوریه و اینا منم میگم نههههههه...چرا باید به معیار زیبایی سنجی دیگران ادم زندگی کنه خب؟به درک ک شوهر گیرم نمیاد اصن :|
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
:)))
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
شوهرررر؟؟؟ خدایا از دست توووو خندوندی منو خخخخ
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خخخخ ینی ابروتو برداری شوهر گیرت میاد چ حرفا خخخخ
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خب من از نظر بقیه خوشگل نیستم..ابروهامم پره..برا همین مشخصا به قول معروف باید ب خودمون برسم ک بیشتر ب چشم بیام ها؟ولی من دوس ندارم..من همینجور ک هستمو دوس دارم..اگرم روزی قرار باشه ازدواج کنم نمیخوام ابرومو بردارم برا همین دوستم میگف اینجوری نمیشه و باید برداری ک خوشگلتر شی :|
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
بازم بگم یا بسه؟:دی
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
هرچه می خواهد دل تنگت بگو :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
بازم بگم یا بسه؟:دی
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
کار آزادانه خیلی یادم نمیاد.... من اگر بخوام برم بیرون باید بگم مثلا کی میام خونه چون نگران میشند.... حتی مثلا اگه بخوام برم خونه دوستم باید بهشون بگم حتی ممکنه اجازه ندند چون دوستم باید مورد تاییدشون باشه
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
واسه خودت و دل خودت چی؟ همه چی که محدودیت نداره! داره؟
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٤/٠١/١١
٠
٠
واسه دل خودم که خیلی کارهای آزادانه انجام دادم...
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
یه چیز الان یادم اومد! دیشب شام دعوت بودیم خونه خاله..شامو کهخ وردیم و سفره رو داشتیم جمع میکردیم اینجانب یه ظرف سالادو که هنوز سالاد داشت روشم کلی سس بود.برداشتم.درحین بردن بادست یه گوجه برداشتم به سمت دهان مبارک بردم.بعدشم انگشتامو که سسی شده بود لیس زدم تمیز بشه..لازم به ذکر است تمام اینها در حضور مامان و بابا و شوهرخاله و پسرخاله ها و بقیه انجام شد!خخخخ
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
اییییینهههههههههههه :))
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
یه بارم فک کنم راهنمایی بودم رفتیم مدرسه بادر بسته مواجه شدیم..هنوز مدیر و ناظم نیومده بودن درو وا کنن..منم دیدم زشته خب تو کوچه بمونیم رفتم بالای در از رو در رفتم تو ازونور درو بازکردم
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
عالی! :) بهت امیدوارم وانیاجون خیلی :)
par!sa
par!sa
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
هیچوخت آزادانه ی ازادانه نبوده! همیشه یه محدودیتایی توش بوده -__-
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
یعنی هیچی؟
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٢
٠
خب بگم؟خونه ی ما خیلی کوچیکه خب؟بعد من مث اسب یورتمه میرم توش و میدوم از اینور به اونور..بعد کلی هم سرزنش میشم چون خونمون طبقه دومه و قدیمی ولی نمیتونم جلو خودمو بگیرم چون کیف میده..بین خودمونم باشه وزنم هفتاد و خرده ایه..واسه نریختن خونمون رو سرمون دعا کنین ..خخخخخ
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
عالیه! همینکه وزن و یا خیلی از ویژگیهای طبیعیتو برای خودت به عنوان محدودیت تلقی نمی کنی خیلی خوبه :)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
یس شده دوست داشتم غذایی درست کنم و کردم.دوست داشتم لباسی که دوس دارمو بدوزم و دوختم و نظر کسیو نپرسیدم.دوست داشتم برم جایی و رفتم در حالی که میگفتن نرو یا بعدا برو یا زود بیا ولی من رفتم اون وقتیم که دلم خواسته برگشتم.ی لباس واسه نرگسم خریدم که همه گفتن ی جوریه اما توی تنش فرشته شده بود و نظر اونا دل منو چرک نکرد.برعکس همیشه که نظرات اینو اون واسم مهم بود تازگیا نظر کسی واسم مهم نیس و خودم تصمیم گیرنده ی خودمم اینم بگم که از کسی مشورت خواستن با دخالت دیگران بدون اینکه نظرشونو بخوایم فرق داره
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
اومممم جالبه! :) حس خیلی خوبی داره میفهمم :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
سر به هوا تو پیاده رو راه میرم و اکثرا چشمم به درختا و گیاها و اسمونه و هندزفری هم تو گوشم..اینه ک همش سرزنش میشم و کسی هم باهام نمیاد ک بریم بیرون..تنها هم نمیذارن برم :دی..بعضی وقتا میبرنم بیرون البته ک همونم خوبه :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
گویا کارای من همش مخل ارامش بقیه اس..ینی خوب نیستن اینا هدی؟با اینکه دوس دارم؟
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
:)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
همه ش که نه! ولی خب مثلا همیشه توی خونه دویدن میتونه آرامش بقیه رو بهم بزنه اما مهم اینه که گاهی در لحظه ای که حس می کنی یه کار هرچند کوچیک میخواد بهت انرژی بده، از خودت دریغش نکنی!
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
به خاطر همینا بود که اوندفعه هم بهت گفتم..که من دوس دارم ولی چون مخل ارامش خانواده اس گذاشتتم بین دوراهی..اخرشم نفهمیدم چ کنم...مثلا من حتی وقتی اسب کوچولومو میذارم تو سبزه های عید که واسه خودش نفس بکشه اونجا داداشم برش میداره پرتش میکنه اونور :(..از هیچکدوم از کارهای من خوششون نمیاد اصن..اگه بخوام از خودم دریغ نکنم اونا ناراحت میشن..اگه اینا رو از خودم دریغ کنم خودم ناراحت میشم..نمیدونم چه کنم..
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
دریغ نکن ولی افراط در هیچ چیزی زیاد خوب نیس :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
گویا کارای من همش مخل ارامش بقیه اس..ینی خوب نیستن اینا هدی؟با اینکه دوس دارم؟
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
چندشب پیش توی یک نمایشگاه، کودک درونمو ول کردم که از در و دیوار آویزون شد ، نگار کسی اونجا نبود.
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خودمو سانسور نکردم از ترس نگاه دیگران. بدون فکر هیجان هامو شیطنت هامو قهقهه هامو مسخره بازیامو ول کردم...
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
چقدر خوب :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
(: ^___^ :)
Mohammad-E
Mohammad-E
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
کار آزادانه که زیاد انجام دادم ، اما آخریش یه کاری بو د که برام گرون تموم شد ، همش با خودم میگم کاش با یکی مشورت میکردم راجع بهش /
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
جدی؟ چی بود مگه؟
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
بفرما..الانم داشتم تو خونه قدم میزدم باز بهم گیر دادن -___- ..میگه برو یه گوشه بشین .میگم .خب دلم نمیخواد دوس دارم راه برم..میگه ناراحتم میکنی.عجب گیری افتادیما ..فکر میکنن روانی شدم فکر کنم..الان باش داشتم حرف میزدم حس کردم..میگم مگه راه رفتن من چیکار شما داره..میگه خب راه برو..میگم پس چرا گیر میدی ..میگه اخه یه جوری راه میری..عروسک بغلت میگیری یا نمیدونم هندزفری میذاری و یه جوری هستی..ترسیدن از من فکر کنم -___-
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
١
٠
عزیزمممم سخت نگیر. همه که مثل همدیگه فکر نمی کنن. :)
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
اکثرا انتخابامو آزادانه انجام میدم، مثل انتخاب رشته دبیرستان و دانشگاه و ... نمیدونم آخریش چی بود، ولی مهمترینش، انتخاب همسرم بود :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
انتخابها که خیلی خوبه آزادانه انجام بشن ولی منظور من آخرین کاری که بی دغدغه و رها انجام دادی بود. کاری که برات مهم نباشه نگاه دیگران چیه ...
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خب سرانجام انتخابام کاری بوده که انجام شده! :)
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
کار آزادانه؟ خوب شب عید گرفتم خابیدم لحظه سال تحویل ))) سابقه نداشت از این آزادی ها بخرج داده باشه کسی در خونه )))) ولی خوب خستگی آزادی میاره
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٠
١
٠
جدددا خسته نباشید دکتر :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خستگی آزادی میاره... چه فلسفی... مرسی دکتر! این جمله رو حتما یه جایی بکار می برم، خوشم اومد... :-))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
ها وقتی ادم خسته باشه دیگه براش ناراحتی بقیه هم مهم نیس..من برم داستان بنویسم باش :دی
faride
faride
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
منم برم باش یه برنامه بنویسم =)
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
:دی
Cold
Cold
٩٤/٠١/١٠
١
٠
:)) دقیقا همین امروز صبح...چیز مهمی نیست ولی کاری که دلم میخواست رو کردم...قرار بود خانوادگی با چندتا از خانواده های فامیل بریم بیرون...ولی رفیقم صبحی زنگ زد پاشو بیا اینجا منم پاشدم رفتم اونجا =))...فرشتم (مامانم) ناراحت شد ولی خوب چیکار کنم دیگه :))
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خیلیم عالی! :)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
.......
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
چرا آخه؟
عاطی هستم
عاطی هستم
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
هوووم..شده و بعدش با دعتای درست و حسابی پدر و مادر زوبرو شدم..شخصا کارای ازادانم مثه ادم نیس..خخخ
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
چطور؟!
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠١/١١
٠
٠
نیس دیه....ینی کاری نیس ک درست باشه..خودمم مید ونم درست نیس ولی قبول ندارم ک نمیتونم اینکارو انجام بدم:دی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
یعنی کارای آزادانه الزاما نادرستن عاطفه جونی؟
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠١/١٢
٠
٠
نع..کارای من نادرسته:دی
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
والا حقیقتش متوجه منظورتون نشدم.ینی چی آزادانه کاری رو انجام بدیم؟خب همه آزادیم که هر کاری که عقلانی باشه رو انجام بدیم.
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
عقلانی نه! عقل آدمو از یه سری آزادانگی ها منع میکنه. عقل قاضی کله و سرزنش میکنه. آزادانه و بی فکر حضور دیگران کاری رو انجام دادن ... مثل بچه ها ... این منظورمه.
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٤/٠١/١١
٠
٠
آها اینه منظور.نمیدونم والا یادم نمیاد.ینی خیلی کارا بوده که میخواستم انجام بدم اما نمیشده انجام بدم.تا حدی که برام شاید طبیعی شده که یادم نمیاد.نمیدونم.
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
کلا جوری زندگی نمیکنم که حالتبردگی باشه به زور و اجبار کس دیگ باشه هر جور که عشقم بکشه زندگی میکنم! خخ :دی
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
هرجور؟ واقعا؟
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/١٠
٣
٠
عاره هرجور! ولی عشقم تربیت شده است! ینی میدونه باید به کدوم سمت بره و اگرم طرف خط قرمزا بره زیاد محلش نمیدم پشیمون میشه بر میگرده پیش خودم! :دی به همین راحتی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠١/١٠
١
٠
خیلی وقتا بوده! کلا کودک درونم خیلی بازیگوشه! کارایی که کودک درونم انجام میده ازادانه س! کاری به کارش ندارم. :))
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
مثالم می تونی بزنی محدثه جان؟
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠١/١١
١
٠
اره. مثلا هر وقت دلم بخواد شروع می کنم به دویدن. یا سوار تاب و وسایل بچگانه میشم. یا ... خلاصه زیاده. ؛)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
چقدر خوب :)
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠١/١٠
١
٠
خیلی کارا بوده !ولی از همه با حال تر و چیزی که خودم دوست داشتم این بوده : من همیشه دوست داشتم پسر باشم کلا دلم میخواست یه بار تیپ پسرونه بزنم ! شمال بودیم هوا هم تغریبا سرد بود ....یه تیپی زدم خفن عالییییییی !کلاه سرم گزاشتم یه شالم دور دهنم .. !مو هامم کوتاه کوتاه بود قشنگ پوشیده !خخخخ اصلا معلوم نبود ..انقدر کیف داد ..هیچکسم نفهمید ..البته زیاد نتونستم جای دور برم ..همون اطراف بودم....!! واقعا الانا خیلی کمتر کار آزادانه انجام دادم..ولی قبلنا نه ! آزاد
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠١/١١
٢
٠
جلال جلال محسن ، لطفا اون ون گشت ارشاد رو زودتر بفرستید به موقعیت ،یه مورد منکراتی داریم !!!!!!!!!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١١
١
٠
چقدر خوب :) و ای کاش بتونیم کارهای آزادانه مون رو بیشتر بکنیم ...
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١١
١
٠
گشت ارشاد؟ طفلک گلپری! :(
حسنک کجایی؟
حسنک کجایی؟
٩٤/٠١/١١
٠
٠
کلا من عاشق کارایه آزادنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ام ................ آخرین کار آزادانم همین چند وقت پیش بود ......... برای خودم قلیون دمار کردم ..... یک حالی داد که نگو .......... خدایی حرف نداشت .....
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
خیلیا عاشق کارای آزادنه ن ... و کاش بشه انجامشون داد. یعنی خیلی وقتام هست که اگه سخت نگیریم میشه هااا فقط باید بیشتر فکر کنیم روش :) البته قلیون رو من شخصا مخالفم :)
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/١١
٠
٠
الان منظور از ازادی چیه؟؟؟مگه ما دچار جبر شدیم؟؟همه کار ما ازادانست..باید یک تعریف از کار ازادانه ارائه میدادید....
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
آقای نص این انجمن، با یکی از مطالب ما به نام "ما در رویای دوزخ زندگی میکنیم" که لینکشو همینجا دادم (یادداشت نیمه فلسفی) کاملا مرتبطه. اگه اون مطلب رو بخونین، خصوصا در سطرهای وسط تا آخر متوجه منظورم میشین. :)
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/١١
٠
٠
نمره انجمن8.25
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
:|
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
١
٠
خخخخ شما هنوز متوجه نشدین قرار نیس با نمره کاربرا گروه ها برنده شن ؟!!واقعا پشتکارتونو تحسین میکنم خخخخخخ
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
:)
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
آقای نص کاش زودتر میومدید. از صبح منتظرتون بودیم :( مرسی که خودتونو رسوندید به هرحال :) و اما لینک مطالب ما http://www.jeem.ir/pagetwo.php?type=10&print=2&id=19400 این لینک وبگردیمون بود.
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/١١
٠
٠
سپاس گذارم:)نبودم از صبحش ساعت 2 شب اومدم سایت:)
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
لینک یادداشت طنزمون http://www.jeem.ir/pagetwo.php?type=7&print=2&id=19406
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
لینک یادداشت نیمه فلسفی http://www.jeem.ir/pagetwo.php?type=10&print=2&id=19409
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
لینک مستندنوشته http://www.jeem.ir/pagetwo.php?type=8&print=2&id=19410
niloufar_abi
niloufar_abi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
لینک معرفی کتاب http://www.jeem.ir/pagetwo.php?type=9&print=2&id=19407
همتا
همتا
٩٤/٠١/١١
٠
٠
مممم کار آزادانه ! خب بوده ولی قابل گفتن نیست :دی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
ااا آخه چراااا؟؟؟
aban_y
aban_y
٩٤/٠١/١١
٠
٠
من کلا چون بچه آرومیم نمیذارن آزادانه کاری رو که میخوام انجام بدم! خخخخخخخخخخخخخ
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
جدی؟ البته خب تا چه باشد!! از آروما معمولا باید ترسید :دی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١١
١
٠
آخرین کار آزادانه خود من برمیگرده به جمعه 7 فروردین 94 که آزادانه و فارغ البال رفتم گردش :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١١
٠
٠
:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/١٢
١
٠
بستگی داره خب آزادی رو تو چی ببینی...من وقتایی رو که میرم کوه آزادانه بالا پایین میپرم...فریاد میکشم...میدوم...سنگ پرت میکنم رو خیلی زیاد دوست دارم....توی سراشیبی دویدن رو که اصلن دیگه هیچـــــــــــــــی (^_^)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/١٢
١
٠
آب بازی...آب بازی دسته جمعی رو هم خیلی دوس دارم....امکان نداره تفریح بریم جایی آب باشه و ما شلوغ بازی نکنیم...البته حواسمون هس مزاحم کسی نشیم :))))
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/١٢
١
٠
کلا طبیعت گردی زیاد دوست دارم...و توی طبیعت احساس آزادی بی حدو اندازه ای رو دارم (^_^) غیر از اون توی خوردن پوشیدن....خوندن...گشتن....تو همه چی کلا احساس آزادی میکنم :))))