خانه انجمن ضایع ترین سوتی که تا حالا داشتین
١٠٧١
١٨٧
درنانهنگ

ضایع ترین سوتی که تا حالا داشتین

ضایع ترین سوتی که تا حالا داشتین

خودمونیم تا حالا نشده سوتی نداده باشین

بیاین از سوتیامون بگیم

اگه سوتی جیمی باشه که چه بهتر

پی نوشت: سوتی به حرکتی گفته میشود که ضایع و نا به جا بوده و موجب خنده دیگران میشود:)

پی نوشت2: از اون سوتی های خیلی داغون نباشه

 

٩٤/٠١/٠٦
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
اوه اوه چه انجمنی بشه این یکی! خخخ! من که سلطان سوتی بوده و هستم!
Vania
Vania
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
و خواهید بود انشالله
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
... نه بابا دیگه امسال سال بزه، و ایشالا برام بی سوتی باشه. من هم متولد سال بز هستم آخه.(1358)
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
:))سوتی خوبه:))واسه سلامتی لازمه
مرتضی هنرمند راد
مرتضی هنرمند راد
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
من دست بر چشمانم گذاشته و صحنه رو ترک می کنم!!!
Vania
Vania
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
مثل اینکه خیلی داغون بوده
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
داداش عینک به چشمته:))عینکت کثیف میشه:))به ایکس 33 ربط نداره:))
مرتضی هنرمند راد
مرتضی هنرمند راد
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
البته بعدا میام میگم!
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
مال من بس که ضایع بود قابل گفتن نیس...هنوز که هنوزه هم تو چشمم میکنن اون سوتی رو :دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
اشکال نداره بابا! بگیدددددددددددددددددددددددددددد...:-)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
پی نوشت 2 رو نقض میکنه اگه بگم اخه وگرنه میگفتم :دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
اوه اوه! پس بگذریم...!
Vania
Vania
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
من یه سوتی وحشتناک نزدیک بود ه بار بِدم ولی خدا رحم کرد !
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خب چی بودش؟
Vania
Vania
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
نمیشه گفت! تا این حد ضایع بوده!
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
ینی چی میتونه باشه:)
Vania
Vania
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خب غیر از اون یکی که به وقوع نپیوست سوتی همچین خاصی یادم نمیاد
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
سوتی زیاده ...
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
اگه زیاده تعریف بفرمایید:)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٠٦
٠
١
نمیخواهم
Farzane_v
Farzane_v
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
سر امتحانات ترم شماره صندلیم 36 بود ، بعد به خیال خودم رفتم رو صندلی 36 نشستم، برای یه کاری بلند شدم بعد که برگشتم دیدم یکی از آقایون کلاس سر جای من نشستن؛ منم عصبانی رفتم نگاه کردم دیدم شماره اون هم کلاسی 39 هست و رفتم پیشش که اشتباهی نشستین و اینجا جای منه و این حرفا. بعد اون خیلی آروم برگشت و نشون داد که 36 اصلا یه جای دیگه است و من اشتباهی دیده بودم عددو. هنوز برام تعجبه که چجوری یه هم چین اشتباهی کردم خخخخ .... ولی قیافه حق به جانبم وقتی داشتم باهاش صحبت می کردم خنده دار بود خدایی خخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
الهــــــــــی :)))))))))))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
چقدر بده اینطوری.. منم چندبار برام اتفاق افتاده! نه یکبار! چندبار!
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
یکبار به اتفاق دخترها در تخته بودیم تایم ادمینی خزون هم بود کلن حضار تخته دخترها بودیم و یک بحث اساسی و مهم با چشم اندازی بلند پایه راجب پدیده مهم لاک میکردیم از قضا ادمین خانم تخته میرود و جایش ااقای نادری می اید و ما بدون اینکه متوجه تعویض ادمین بشیم بحث دخترانمون راجب لاکها و رنگهاشو اینکه چجوری بزنی یا به چه دستی بیشتر میاد ادامه میدادیم!یکم که گذشت آقای نادری گفتن یاالله اهم اهم خاستم اعلام حضور کنم!خخخخ دیگه تا دو هفته هیچ کدوممون از دو هزار کیلومتری سایت رد نشدیم خخخخ
mina_h
mina_h
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خخخخخ ایووول
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
:))))))) ای ای ای ایـــــــــــــــــــی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خیلی جالب بود... من اگه بودم که کلا فراموش میکردم جیمو!!!
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خخخخخخخخخ
Cold
Cold
٩٤/٠١/٠٦
٣
٠
علی007 همیشه آواتارش عکس باب اسفنجی بود...یه بار یه کاربر خانوم که عکس آواتارش باب اسفنجی بود اومد تو تخته سلام کرد...منم نوشتم "سلام گلم" :)) هیچی دیگه فهمیدم عذر خواهی کردم!!
mina_h
mina_h
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
خخخخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
خخخ! تقصیر شما نبوده، ایشون باید اعلام میکردن!!! خخ!
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
خخخخخخ
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
عاره عاره یادمه:))
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
من یه سوتی مشابه سوتی شما داشتم برعکسش!خخخخخ پایین نوشتم!
h_looshi
h_looshi
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
یکی صلوات بفرسته دیگه کامنت نذارین این زیر :|
Cold
Cold
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
:|
همتا
همتا
٩٤/٠١/٠٦
٤
٠
مممم سوتی ! دیشب گفتم ولی الانم می گم ! : چن وخ قبل سر کلاسمون استاد از یکی از خانما سوال پرسید بعد که جواب داد استاد رو به ما گف: آفرین... تکمیلش کنین! من اشتباهی شنیدم : آفرین ... تشویقش کنین ! بعدم بلند بلند تو سکوت کلاس شروع کردم با جدیت به دست زدن ! هیچی دیگه نامردا چنان قهقهه می زدن که اشکاشون می ریخت ازخنده :|
mina_h
mina_h
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
خخخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٢
٠
:)))))))))))))) خدا خیرت بده...یعنی ترکوندی ها :)))))))))))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
خخخخ! واقعا سوتیِ اصیلِ استخون دار به این میگن!!!
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
خخخخ این ینی کاملا محو درس میشی!
Farzane_v
Farzane_v
٩٤/٠١/٠٦
٢
٠
خخخخخخخخخخ....من جات بودم دیگه دانشگاه نمی رفتم:/
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
خخخخخخخ دیشب هی یادم میومد هی میخندیدممممم
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
واااای همتا.... صورتم سرخ شد از خنده =))خخخخخ
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٠٨
٠
٠
خخخخخخ خعلی باحال بود سوت زدی؟؟؟
mina_h
mina_h
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خخخخخ با عرض معذرت سوتی های من یا دخترانست یا منشوریه یا هم مطمئنم اگر بگم تا ی مدت سوژه میشم اخه سوتی نیست ک ماشاا... سوووووووووووووووووووووتیه خخخخخ...من ترجیچ میشم شترنجی بشم و تخته رو ترک کنم
mina_h
mina_h
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
*ترجیح میدم
Mohammad-E
Mohammad-E
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
تخته خونه بغلیه ، اینجا انجمنه خخخخخ
مینام
مینام
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خخخخ ببخشید اشتب شد....انجمنوترک کنم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
راحت باشید بگید... ما گوشامونو میگیریم!
Mohammad-E
Mohammad-E
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
سوتی که زیاد هست ، کی بنویسه خخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
شما بگید من براتون تایپ میکنم! :-))
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
آقا سوتی های من داغونه خوب :))) آدم یا سوتی نمیده یا داغون میده =))
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
شما سوتی مهتابی رو بگو:))بعد 18 سال اقا متوجه شده اتاقش لامپ مهتابی داره:))قبلش توجه نکرده بوده:))خخخ دکتر منو نکش
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
مرد باس سوتی بده! والا! بفرمایید دکتر... ما سراپا گوشیم..!
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خخخخ اقای میم نص!دکتر راحت باشین
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خخخخخخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
یک دونه ضایه هستش نمیشه گفت:)) البتخ حرفی که زدم بی منظور بود ولی کل ازمایشگاه رفت رو هوا:))خخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
اوه اوه... دیگه ادامه ندید! تا تهشو خوندم! :/
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
چی گفتم مگه:))خخخخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
سوتی که زیاده الان حسش نیست بگم:))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خواهششششششششششش!! بگید... بگید دیگه..!
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
نوموگوم:))خخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
جاااااااااااااان ما بگید..!
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
عه چرا قسم میدین استاد
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
:///////
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
اول از هم سالو نو رو تبریک عرض مینوماییم :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
من هم تبریک میگم... ایشالا سالی پربار باشه براتون... مرسی که اومدید :-))
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
من کار ندارم مجازه یا نه.... ولی صد سال به این سالا باد عید شما مبارک...حالا همگی بگین با آواز عید شما مبارک :))))))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
عید شمااا مبارککککککککک!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
سوتی هم...ای بگی نگی ('^_^) اصلن یکی از وحشتناک ترین سوتی های عمرمو من تو همین جیم دادم... یعنی داغون ها....بدبختی اینه که روم نمیشه بگم ورش دارن یه وخت کس دیگه ای نبینتش ...یعنی اونایی که افقو اختراع کردن عمرا فکرشم نمیکردن درختی مثل من با اونجا سبز شدن یه همچین حضور دائمی پیدا کنه :|
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
بگید خجالت نکشید! راحت باشید، غریبه اینجا نیس!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
یعنی بهش فکرم میگنم خجالت میکشم ....خدا منو بکشو با این گیج بازیام ('ه_ه)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
خب بهش فکر نکنید! فقط تند تند تایپ کنید تا همه بدونن! خوبه ها!! اونقده کیف میده همه به آدم بخندن!!! :-))
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
یعنی اصلن فکرشم نکنید (0_0)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
آقا سرعت تایید خوبه...راضییم ازتون :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خب خدا رو شکر که راضی هستید از ما! :-))
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
بهله.... الانم دارم بقیه بخشارو رصد میکنم ببینم چه کردید....حیف دیروزو از دست دادم :/
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
تا چند دقیقه دیگه عکس سلفی بچه های پرتلاش درنانهنگ هم منتشر میشه اون پایین توی گالری!
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
دیروز ضعیف بود:))عب ندره ناراحت نباشید:))8 ام رو هم فراموش نکنید
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
یه بار چند سال پیشا تو یه محفلی اومد یه شعر طنز بخونم...جاتون خالی یّک آبرویی ازم رفت... شعره درمورد زندان اوین و یکی از همونایی بود که اختلاس کرده بود.... الان اسمش یادم نیست...همونی که هی گرفتنش... هی فرار کرد...آخرشم نفهمیدیم چی شدش....آقا من تا اون روز اصلن اسم زندان اوین و هم نشنیده بودم...هیچی دیگه شعر ه رو باکلی اهن وتلپ و دبدبه وکبکبه خوندیم...هرجا هم " اوین" داشت میگفتیم "اویین(Ovvein)" ... آخرش تشویقمونم کردن منتهی یک بنده خدایی گفت دخدرم شعرت قشنگ بود ولی اون اوینه نه اووین؟؟!! هیچی دیگه من که باید رسما تبخیر میشدم ... ولی از رو نرفتم...گفتم میدونم. مثل اینکه شعر طنزه ها..برا اینکه وزنش جور دربیاد باید اینشکلی بخونیش ('^_^) اصلــــــــــن یه وضــــــی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٠٦
٢
٠
خخخخخخخخخ عافرین باریک خیلی خوشم اومد از جمع و جور کردنت!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
آهان! این شد یک سوتی انحصاری "دنیادیده ای"!! من بودم مُرده بودم! ختم کلام!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
هنوزم یادم میاد...خودمو به یه پس گردنی مهمون میکنم....این عواقب قلمبه شدن اعتماد بنفسه دیگه ('^_^)
Farzane_v
Farzane_v
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
خخخخخخخخخ چه باحال
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
شهرامو میگین:))خخخ شاگرد تنبله کلاس کلاهبرداریم بود:))خخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
آهان آفرین خودشه...همینو میگم :))))
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
من به شخصه زیاد اهل سوتی دادن نیسم ولی وقتی هم سوتی میدم اولا که اصن در حد لالیگاس دوما هم اینک یه 10 نفری باس بیان جمعش کنن!:دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خخخ! خوبه دیگه، خیلی هم شیک و مجلسی!
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
منکه عمراااااا سوتی بدم. میتونید از من سوتی بگیرید هار هار هار هار
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
باز من عکساتو رو کنم:))خخ
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
تو نماد سوتی هستی:))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
ب ر ب ب خخخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
شما که راست میگی!
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
١
لازم به ذکر است:8 ام فراموش نشود:))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
فراموش نمیشود و این محبت شما رو جبران میکنیم و حضور پرشور خواهیم داشت... مرسی جناب م.نص. :-))
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٧
١
١
وظیفه بوده استاد:))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
سلام ... بقول بعضي ها نخود توي دهنم نم نميكشد و اين باعث شده سوتي ندهم و چون خيلي سربسر ميگذارم خبر مرگ هم بدهم باور نميكنند
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
... عجب! چه جالب! از بس که سرکار میذارید بقیه رو لابد!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
والا بوخودا سوتی یادم نیست.حالا فکر میکنم اگه یادم اومد میام میگم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
فکر کنید، حتما یادتون میاد! من مطمئنم!
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
راستش من زیاد سوتی نمیدم یعنی اگه باشه فقط اشتباه گفتن یک کلمه س مثلا ولی یه بنده خدایی هست که فقط خدای سوتی یعنی یه چیز میگم یه چیز میشنویناخخخخخ حالا مثلا یک چشمشو میگم:طرف دوماه!یعنی دومااااااااه ازگار یه مانتو رو پوشیده ولی متوجه اون مارک 10سانتی+دکمه زاپاس روی دومین دکمه مانتوش نشده!!!طرف چندتا مهمونیم رفته!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
چه وحشتناک! البته منم یه بار با مارک دستکش رفتم برف بازی! با یه عالمه مهمون رودربایستی دار! هیچی دیگه؛ تا چند سال غیب کردم خودمو!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
مطمئن باشم...یادم میاد یه چیزایی از دانشگاه تعریف میکردی؟!! بیا دخدرم...بیا صداقت پیشه کن..راستشو بگو :)) ما خیلی با جنبه ایم قول میدیم زیاد نخندیم بعدنم به روت نیاریم ;)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
آره آره راس میگن!
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
من دانشگاه؟خخخخ سال دیگه که رفتم قول میدم بیام بگم:دی
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
:))))))))))))) میدونی چی شد با فاطمه بابائی اشتباه گرفدمت :)))))))))
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
دبیرستان که میرفتم یه روز یه کبریت سر راه پیدا کردم با خودم بردم مدرسه یکی از بچه های تخس ازم گرفت کبریتو رفت آگهی انتخاباتی یکی از کاندیداهای شورای دانش اموزی رو که به موکت دوخت شده بود اتیش داد هیچی دیگه موکت هم اتیش گرفت و .../ خلاصه زنگ تفریح بعدش داشتم تبلیغات توی راهرو رو میخوندم که یکی کتف هامو گرفت داشت فشار میداد فکر کردم یکی از همکلاسیامه به شوخی گفتم ول کن کتفمو بییییییییب بووووووووووق( ایناها فحشه ) خخخ بعد که برگشتم دیدم مدیر مدرسه است که کتفمو گرفته فهمیده بود کبریتو از من گرفتن با اون فحشا که دادم جرمم دو برابر شد خخخخخ
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
خخخخخخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
به این میگن یه سوتیِ رسمی! کاش همونجا تو اوج خداحافظی میکردید!! خخ!
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
من ای قدر از ای سوتیا که فحش میدن دادم که نگو:)))خخ
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خخخخخخ فوش بوقدارم بلدین؟ آقای قوام؟:دی
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠١/٠٧
١
٠
نه اونقدرا بوق دار نبوووود خخخخ بهش گفتم پدر (یه حیوون باوفا) خخخخ شرمنده دیگه
h_looshi
h_looshi
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ اخی پدر زمبه رو میگن
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
به این انجمن 4 از 10 میدم چون دو سه بار در طول عمر سایت این انجمن اومده
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خیلی کمه... خیلی....
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
تکراری بود حاجی:)
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
:) اره جناب شمشیری اتفاقا یکی 2تاش هم گرداننده اش من بودم! ولی جناب میم نص ایشون تفریبا جزء جدیدای ثایت محسوب میشن تقصیری ندارن و ماهم ارشیو انجمن نداریم!
aban_y
aban_y
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
یه بنده خدایی رو جلوی کلی دکتر و مهندس و متخصص ضایع کردم ولی باور کنید ناخواسته بود ،تو نمایشگاه بودیم،من رفتم غرفه ی استادم هم بفهمم چه وسیله ای آوردن و چه جوری کار میکنه هم به استادم یه سلامی کرده باشم،خلاصه رفتم آقایی میخواستن توضیح رو شروع کنن،من خودم رو رسوندم و گوش کردم،توضیحات خیلی ناواضح بود و یه کمی ناقص،بعدش ایشون با اعتماد به نفس پرسید: کسی سوالی نداره ؟،هر کسی سوالی داره پشت سر هم سوالاش رو بگه تا من جواب بدم!بعد من سوالام رو پرسیدم حدودا 7 تا از سوالام رو مطرح کردم،آقا چشمتون روز بد نبینه این بنده خدا رنگش پرید،به لکنت افتاد و بعد خواست اوضاع رو جمع و جور کنه جوابا رو سر هم کرد و یه چی گفت ،هر کی اون جا بود داشت این آقا رو چپ چپ نگاه می کرد و بعد استادم اومد و پرسید: کی برات دستگاه رو توضیح داده ،گفتم اونی که اون جا وایستاده ،استاد از شما بعیده ایشون کی هستن شما آوردید،ایشون نه اطلاعاتشون قوی هست،نه قدرت بیانشون خوبه،اصلا این کی هست استاد؟!،استادم با چهره ای بهت زده گفت: پسرم، قیافه من: :/،قیافه ی استادم: :| و پسرش :# خلاصه اگر افق بود هم من و هم پسر استادم درش محو می شدیم!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
ای وای... واقعا ناجور بودش...!!! حق داشتید والا!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
اوه اوه اوه :))))))))))))))
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
اوه اوه:/ اون ترم نیوفتادید
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
:|
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
بله؟ متوجه نشدم؟!! خخ!
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
چ سوتی خفنی:))
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
آدمی هستم که زیاااااااد سوتی میدم اما یادم نمی مونه..:/...کسی سوتی از من یادشه بیآد بگه !
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
نه والا...! کسی هم یادش باشه مگه جرات داره! :دی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
من اینقده آرومم...اینقده بی آزارم...بگین اگه یادتونه..:دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
نه بابا منظورم خودم نبود که! میگم یعنی از دوستاتون کسی جرات نداره بگه! چون از جونش سیر نشده که! :دی
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
دختر مشرقی دقیقا منم مثل تو .. یادم نمیمونه
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
یه سوتی خفن دادم که قبلا هم گفتم....می خواستم بگم من هنوز فیلم تشریح شکم که ترم بالایی ها گرفتن از جسد رو ندیدم ... سرکلاس گفتم من هنوز شکم ترم بالایی ها رو ندیدم !!! همه منفجر شدن خخخخخ خداییش سوتی بدی بود :| یه سوتی وحشتناک ترم چن وقت پیش دادم که همون یه بار گفتنش کافیه دیگه امکان نداره جایی بگم =))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
یعنی اگه من بودم کلا ترک تحصیل میکردم همونجا در اوج! خیلی ناجور بوده...! :دی
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خخخ کلاس عمومی هم باحال بود
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
:))خخخ
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
ع اقای شمشیری چه کاریه خو واسه همه پیش میاد از این اشتباه ها!
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خخخخخخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
شوخی کردم دختر خاص... ایشون اگه ترک تحصیل میکردن که الان جامعه پزشکی کشور قطعا یکی از بزرگترین اعضاش رو از دست میداد... صرفا برای شوخی بود خانوم! :-))
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
من شوخی کردم جناب شمشیری :)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
شادوخت =)))))))))))
faride
faride
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سوتی که زیاد داشتم ولی زیاد یادم نیست...یک بار یک مهمون رسمی داشتیم(از اون مهمون رسمیا خخ) شبش میخواستم برم راهیان مامانشون گفتن التماس دعا منم گفتم : مُلتاسیم به دعا! -__- ...یعنی آب شدم از خجالت! @__@...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
اشکال نداره... من که از این اشتباهات لغتی فراوون داشتم!
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
فریده : مهمون رسمی از اونا ؟خخخخخخ
faride
faride
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
منم زیاد داشتم اما جلو مهمون رسمی آخه؟؟!!-__- ...آره از همونا! :دی
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٧
١
٠
خدا خیرت بده :))))))))))))))))))) اشکم درومد :))))))))))
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
عاقای شمشیری این مهمون عادی نبوده از اون مهمونا بودا هااااااااااااا از اونااااااااااا :دی فریدع عزیزم:دیییییییییی خخخخ
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٠٨
٠
٠
اوخی دلم واست سوخت فریده خخخخخخخخخ
blue girl
blue girl
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
یک سوتی باحال و بسسیار بسیار بسیار ضایع پلللللللللللششششتتتت از یه ادمینی گرفتم شاتش رو هم دارم اما قابل انتشار نیس شاتش و منم ماخوذ به حیا!خخخخخخخخخخ فقد بدونین حسابی پلشته!
blue girl
blue girl
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
یه بار هم دمپایی پام کردم برم از تو ماشین که دم در خونه بود یه چیزی وردارم(لازم به ذکره دمپائیه حدود 3 سانت پاشنه داشت) اولین گام که رو که به بیرون نهاادم با موزاییکای دم در خونه یکی شدم:| کلی آدم هم تو کوچه بود:|
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
دمپایی پاشنه بلندم مگه داریم:))خخخ
blue girl
blue girl
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
نمدونم والا مال آبجیم بود:|میخان زمین هم نخورییم:| والا! با این دمپاییاشون:|
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
:دی این که اسمش فاجعه است! سوتی نیس دیگه! (منظورشون از اون صندل های مجلسیِ روفرشی هستش، از اونایی که مال پولدارهای مرفه بی درد هستش!)
blue girl
blue girl
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
پارسال یه مدیری داشتیم قدشم کوتاه بود یه روز لباس عین لباس فرم ما پوشیده بود منم فکر کردم دوستمه رفتم همچیی کل زورمو رو شونش خالی کردم و گفتم چطوری..تا خواستم بگمم خر فهمیدم مدیرمونه...اصن غیب شدم درر لحظه:"|
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
:))خخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
من بودم همونجا ترک تحصیل میکردم... والا! خخخ!
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خخخ من اگ جای تو بودم یه کف گرگی چیزی بش میزدم خودم میزدم به ندونسن!خخ:دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
من که یه بار بعد از تموم شدن یک جلسه مهم با کلی آدمِ رودربایستی دار؛ لحظه خداحافظی که دست دادم با یکیشون، بلند گفتم سلام! خوش اومدید! یعنی تا ناخن پام سرخ شدم از خجالت! تازه خیر سرم توی همون جلسه از لحن و بیان من تعریف کردش همون بنده خدا!!!
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٠٧
١
٠
خخخخخخ
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/٠٧
١
٠
:دییییییییییییییییییییییی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
یه بار تو تخته بودیم یادم نیس کیا بودن اونجا بعد اقای ماشا (m.a.sh.a) اومدن!خخخخ خندم میگیره یادم میاد! من تا حالا ایشونو ندیده بودم اواتارشون و اسمشون رو!خخخ بعد برگشتم زیر کامنتشون نوشتم مهسا جون اینی که گفتی ینی چی؟؟! خخخخخخخخخ فک کنم اون لحظه سقف تخته ترک خورد! اقای میم نص هم فک کنم بودن که ایشون رو به من معرفی کردن!خخ خودشونم گفتن بنده ماشا هستم! خودم خیلی خجالت کشیدم از همین جا حلالیت میگیرم ازشون! :دی
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خخخخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
من که شخصا شما رو مقصر نمیدونم... بعضی اسم کاربری ها خیلی دوپهلو هستند آخه... واقعا آدم نمیدونه خانم هستند یا آقا...
faride
faride
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
کلا همه اوایل ایشونو به همین اسم صدا میزدن!
s_sali
s_sali
٩٤/٠١/٠٧
١
٠
پنجم دبستان بودم که یه روز 2تا دختر خانوم آمدن مغازه مون. (پدر واسه خاطر اینکه تو کار حرفه ایی بشم گاهی میگفت خودم تنها جواب مشتری رو بدم /اهل سیستان هم نبودن چون به گویش ما حرف نمیزدن. فکر کنم دانشجو بودن) . بعد از اینکه قیمت یه پارچه ایی رو بهشون گفتم. جواب دادن که یکم قیمت نُرمالتر ندارین؟ (منم تازه کلاس زبان میرفتم و میخواستم به پدرم نشون بدم که ببین چقدر زبانم خوبه). گفتم اینا هم خیلی قیمتشون هارد نیست! اونا با خنده رفتن بیرون. پدر هم یواشکی خندید و من ترم بعد به عمق فاجعه پی بردم! :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خخخ! من دیگه حرفی ندارم! زبان انگلیسی رو کلا آباد کردید رفت پی کارش!
s_sali
s_sali
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
2.3روز اول عضویتم تو سایت استاد حسنی یه شعر مناسبتی منتشر کردن که با یه عده از بچه های سایت دسته جمعی سروده بودنش. (به خاطر آواتارِ اون زمانِ استاد من حس کردم ایشون هم سن و سال خودم هستن.) واسه شعرشون کامنت گذاشتم که ( حالا دسته جمعی هم اجراش کنید!!!!!) . و ایشون فکر کنم پاسخ دادن (سلام. خیلی ممنون) . البته فکر کنم 1نفر گفت شما رو هم حتما دعوت میکنم! خخخ. بعدها که با شخصیت استاد آشنا شدم به شدت شرمنده تر شدم. البته اصلا اهل همچین شوخیهایی نیستم اما واقعا نمیدونم چرا اون روز همچین کامنتی گذاشتم! بازم از ایشون عذر میخوام. سوتی تو جیم این یادم بود.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
اشکال نداره... این زیاد سوتی بزرگی نبود! حتما ایشونم فراموشش کردند... :-))
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سوتی فک نکنم شایدم یادم نمیاد ولی از دونفر با اجازه درنا هنگ میخوام عذرخواهی کنم.اول آقای حسنی که خیلی وقت پیش تو یک مطلبی کاملا سهوی حرفی زدم و باعث تعجب و ناراحتی ایشون شدم من معذرت میخوام امیدوارم این کامنتو ببینن و منو ببخشند.دومیش هاچ عزیزم که بازم در مطلبی جوابشو به تندی دادم هاچ جون ببخشید کلا از اونروز خیلی ناراحتم ولی موقعیت عذرخواهیش پیش نمیومد .امیدوارم شمام ببخشی:)))) مرسی از انجمنتون
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
چه خوب که شجاعت مواجهه با اشتباه رو دارید.. این خیلی عالیه... موفق باشید فاطمه خانوم... هر دو این دوستان از بزرگواران هستند و یقینا به دل نگرفتند... :-))
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
جای فاطمه بابایی خالی اینجا :خخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
چرا؟ نکنه سلطان سوتی سایت هستند؟ خخخ! هیچکی متوجه نشد! شما راحت باشید! :-))
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
آخخخخخخخخخ گفتی خخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
آهان آفرین خودشه...منم داشتم دنبال کامنتش میگشتم :))))))))))))))))
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
همسایمون اومد خونه،موقع رفتن گف:ببخشید دیگه،من انقد مزاحمتون میشم!منم گفدم:اختیار دارید.این همه ما مزاحمتون شدیم،ی بارم شما!!:|
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
:دی آره این مدلی توی تعارفات منم معمولا سوتی میدم!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
:)))))))))
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
ی سوتی فوق وحشتانکم سر کلاس اقای دکتر بصیری دادم ک...:|
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خب؟ داشتید میگفتید...
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
نع دیگه.خیلی ضایس!!وحشت ناکههههههه...:|
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
ی روز تو مدرسه بودیم ...از دره حیاط اومدم داخل ..دیدم ی نفر(زن) جلو کامپیوتر ایستاده و داره با کامپیوتر کار میکنه ....بنده هم گمان بردم ک یکی از دوستان قدیمی ما هستن با شدت بسیار بالا دویدم ب سمتشون و از پشت با کف دستهایم تند تند به پشت طرف زدم و با اهنگ گفتم: دیری دیری دیری ...... بعدش ایشون برگشتن و....چشتون ثانیه بعد رو نبینه....ایشون یکی از افراد اموزش و پرورش بودند ک تشرف فرما شده بودند ....همونجا سکته کردم و مستقیم رفتم تو دفتر(پاتوق بنده دفتر مدرسه) ...روبه مدیر گفتم:خانوم کاظمی این کیه پشته سیستم؟......خانوم مدیر:برای چیییییی؟چیکارش کردیییییی؟ زدیییییش؟....با خنده و لبخند :دی گفتم :بله زدمش ...
faride
faride
٩٤/٠١/٠٧
١
٠
وای خدا=))))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
١
٠
چه جالب! واقعا من اگه بودم فرار رو بر قرار ترجیح میدادم! خوب شجاعتی داشتید که با پای خودتون رفتید دفتر!
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
آقای شمشیری تازه اونها از بنده هم میترسن چون پیشه رئیس اموزش پرورش شهرمون الحمدالله سابقه خوبی دارم....حتی کادره دفترم جرعت اینکه چیزی بهم بگن ندارن،واقعا جرعت ندارن......حتی توی سرم بود ک چون خانوم فلانی اینو ب من گفتن و نشون دهنده نقص اخلاقیشون بوده ،و مدرسه علوم و معارف اسلامی هم باید بهترین معلم و دبیران رو داشته باشه ...این خانوم بهترین نیستن باید ی نفر دیگه بیان جای ایشون...
d_toktam
d_toktam
٩٤/٠١/٠٩
١
٠
از ماشین پیاده شدم به راننده گفتم سلام...:|
z_mohammadi
z_mohammadi
٩٤/٠١/٠٩
٠
٠
یه بار یه کلمه را اشتباهی تلفظ کردم ولی ب
z_mohammadi
z_mohammadi
٩٤/٠١/٠٩
٠
٠
یه بار کنار خیابان منتظر تاکسی بودم و همزمان با دوستم که کنار م بود در مورد سفر به همدان صحبت می کردیم که تاکسی جلوی پای ما ترمز زد من رو کردم به راننده گفتم : همدان....... راننده گفت: کجا حالت خوب نیس خانم.......... و من تازه فهمیدم چی گفتم و کلی خجالت کشیدم