خانه انجمن عکس رو ببین، حستو بنویس!
١٠٣٤
١٠٤
mina_h

عکس رو ببین، حستو بنویس!

عکس رو ببین، حستو بنویس!

دوستان فرض کنید یه همچین موجودی الان رفته تو آستین شما !حستونو بنویسید

  من دیگه حرفی ندارم!

٩٣/١١/٢٢
نظرات کاربران
کد امنیتی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
واااااااااااااااای ایشششششششششششش چندشششش! یه بار رف تو اسینم اینقد جیغ زدم صدام گرفت هیچ کارم نمیکردم بالا پایین میپریدم فقط از بقیه هم توقع داشتم بفهمن چیه! خخ
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
آخه مادر این چه کاریه؟
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
خیلی حس بدی بود مادرر!
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/١١/٢٢
٠
٢
از بچگی دوست داشتم آکواریوم حشرات داشته باشم.
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/١١/٢٢
٠
١
من دوس دارم سوسکو..واقعا ازش خوشم میاد و هیچ اتفاقی هم نمیفته اگه بره تو استینم...:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
مثل همیشه یک نگاهِ متفاوت و البته کاملا صادقانه. مرسی.
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
:دی
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
من این کامنتو ندیدم :))) صمیمانه تبریک میگم بشما :)) زنده باذ
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
دکتر منتی ممنون:دی
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
جییییییییییییییییییییییییییییییییغ!!!بالا رفتن ضربان قلب!!!!تاچند روز هرجای بدنم بخاره فک میکنم سوسک تو جونمه!!!تصورشم وحشتناکه!!!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
خفتش میکنم، با همین دستام میکشتمش....بعدشم احتمالا دیگه اون لباسمو نپوشم ....ایـــــــــــــــــــی :/
Mohammad-E
Mohammad-E
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
دستاتونم بشورین بعدش هخخخ
mr_khas
mr_khas
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
کمر بند انفجاری می بندم خودمو منفجر می کنم ... مطمئنم ارزششو داره خخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
آره آره! حمایتتون میکنم!
م-نص
م-نص
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
مصطفی مصطفی حمایتت میکنیم:))
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
:/..../:
p_golpari
p_golpari
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
حسی ندارم ...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
ایشون هم به شما حسی ندارن!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
من که خوردمش! توی یک انجمن مفصل توضیح دادمش! البته سیاه بود و کمی چشماش عسلی بود و قد و بالاش رعناتر! کسی هست که بخواد من دوباره توضیح بدم آیا؟
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
وااااااای نه لطفا!
s_sali
s_sali
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
عجبا... قد و بالای اون رعنای اون چشم عسلی رو بنازم!!! متاسفانه من نبودم اون انجمن رو و مگه تو دنیا چند نفر پیدا میشن که صادقانه همچین خاطره ایی بگن؟ !!! من که جالب شد واسم بدونم یا حداقل بدونم کدوم انجمن بوده.
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
انجمن "خاطره کثیف"...ولی یه بار دیگه با جزئیات بیشتر اگه زحمتی نیست تعریف کنین،دوستانی که نخوندن فیـــــــــض ببرن...(^_^)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
هر دفعه تعریف مجدد میکنم، اول از همه خودم 5 کیلو وزن کم میکنم! :))
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
...من اگه خورده بودمش رفتارمو سوسکی میکردم......
s_sali
s_sali
٩٣/١١/٢٣
١
٠
پس راضی نیستم تعریف کنید. چون ما دوست نداریم 1تار مو از سرتون کم بشه چه برسه به 5کیلو وزن کم کردن. اقای شمشیری شما اینقدر بزرگوارید که بدون اغراق میگم اگه به من بگن 3تا از نکات مثبتی که جیم واسم داشته رو بگم یکیش آشنایی با انسان با معرفت. باسواد و منطقی مثل شما هستش. به همون انجمن مراجعه میکنم.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٤
٠
٠
ممنونم آقا صالح... خیلی خیلی لطف دارید و البته اغراق میکنید! کوچیکِ شمام. من کیف میکنم بین این دوستانِ شاداب و سرزنده هستم. باور کنید همین "جیم"سرمنشا تحولات بزرگی شد برام توی زندگیم.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/٢٤
٠
٠
مثلا چه تحولاتی آقای شمشیری؟
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٤
٠
٠
ببینید خانوم قاسمی، قبل از عضویت رسمی در سایت جیم؛ مثل یک خط تولیدِ متن فقط می نوشتم و ایمیل میکردم و دستمزدم رو میگرفتم. و خیلی کم(مثلا ده روز یکبار) برای دل خودم می نوشتم(برای جشنواره ای چیزی). اما محیطِ رنگارنگِ اینجا(ادبی، عکس، فیلم،پیش بینی، مسابقه،...) برام یک "تغییر روحیه" خوب بهمراه داشت و این برای من خیلی خیلی خوبه. امید صباغ نو میگه: دیوانگی ها گرچه دائم دردسر دارند/ دیوانـه ها از حال هــم امّا خبر دارند/ آیینه بانـــو! تجربه این را نشان داده:/ وقتی دعاها واقعی باشند اثر دارند.../// میدونید چیه..، از اون حالتِ یکنواختی خارج شدم... بقول جلیل صفربیگی نازنین: عاشق آهویی هستم / که پالتو اش از پوست ببر است، / کیف دستی‌اش از چرم سوسمار! / بیچاره پلنگی که منم! و در پایان هم توجه شما رو به این قطعه جلب میکنم: شرط می بندم این بار/ مقصر، خداوند است / که تکلیف آوارگی های من مشخص نیست! / ... و همینطور این قطعه ادامه داره تا جاییکه در انتها شاعر میگه: مگر من مرده باشم / که این بار بگذارم / کارِ / - حتی کار یک تار - / به دست نااهل بیفتد... /// یک سوال کوتاه پرسیدید و منِ پیرمرد رو وادار به چه جوابِ مفصلی کردید! ببخشید پرحرفی شد. عذرخواهم.
s_sali
s_sali
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
ممنون جنای شمشیری. ولی من اغراق نکردم واقعیت رو گفتم...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
سلام جناب شمشیری عزیز: اگر برای پاکنویس مطالب میرزا بنویس لازم بود خبری بدهید.شدیدا دنبال کارم. ذلتون شاد.
Mohammad-E
Mohammad-E
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
از شاخکاش میگیرم و پرتش میکنم ، بعدم با کفش لهش میکنم قشنگ دل و رودش در بیاد خخخخ
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
قاتل
مدافع حقوق سوسکیجات
مدافع حقوق سوسکیجات
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
محمد جان واقعن چرا آخه :)) But Why!! آیکن نگاه خسته!!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
آفرین.
Mohammad-E
Mohammad-E
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
چیکارش کنم پس دکدر ، نازش کنم؟ خخخ
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
حالم بهم خورد اییییی ببخشید البته.
م-نص
م-نص
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
بعد با کاردک ورداری بندازیش تویه ماهی تابه سرخش منی بوخوریش:))خخخ به به
e_najm
e_najm
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
بجون خودم اگه همین سوسک صورتی بود اون خانومایی ک میگن چندشه و بدم میاد از سوسک میگرفتنش خشکش میکردن میزاشتن لای دفتر خاطراتشون:هارهارهارهارهار این حقیقت محض:)
faride
faride
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
=)
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/١١/٢٢
٠
٠
یک بار جوراب که پوشیدم فهمیدم توش سوسکه،ایییی بلندی گفتم بعدش جورابمو انداختم دور،پامم شستم.
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
قربون دست و پای بلوریش :))
Mohammad-E
Mohammad-E
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
ناخون نداره چرا ؟ خخخخ
م-نص
م-نص
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
:)))خخخخ
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
خخخخ حالا که همه گفتن این موضوع رو منم بگم (ولی حسم این نبود) یبار یه دونه از این نارَس هاش (اینا که هنوز بال نداره اصطلاح علمی بهش میگن نمف یا پوره) رفت توی شلوارم :))) یه حس خنکی در بدنم بوجود اومد :)) ولی غافلگیر شده بودم :)) هرجا که میرفت مشت میزدم همونجا آخرم زنده موند :)) آزاد شدش در دامن طبیعت
faride
faride
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
مامااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان...من دیگه پامو اینجا نمیذارم! @___________@
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
ایشششششششششش
م-نص
م-نص
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
:)))دکتر:))سوسکا هم دوستت دارن
s_sali
s_sali
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
حححححس میکنم اصلا دوسش ندارم/ حححححس میکنم زیادیه وجودش . . .
سمیرام
سمیرام
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
رو حححححستون تاکید دارینا خخخ
s_sali
s_sali
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
میخواستم یادآوریه یه آهنگی بشه . . .!
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
فقط جيغ ميكشم:/
e_najm
e_najm
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
موجود ب این نازی.......
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٢٨
٠
٠
:|
faride
faride
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
دیشب در حالی که داشتم شیر نسکافه میخوردم این عکسو دیدم اصن یه وضعی شد@___@ ...حالم بد شده بود نظر ندادم حالا میگم: مینا همایونی گزارشگر ایشالا یه بار که شیر نسکافه میخوری یه سوسک بیوفته تو لیوانت حالت جا بیاد! خخ...تا صبح خواب اینارو میدیدم! :((...اصن شوکه شدم دیشب!:(...اههههههه...از شیرنسکافه هم بدم اومد! :/
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
والا دقیقن من هم نسکافه میخوردم موقع نظر نوشتن :)) ولی هیچ مشکلی نبود :/ فقط تا صبح نتونستم بخوابم بخاطر غلظتش :))
faride
faride
٩٣/١١/٢٤
٠
٠
من شوکه شدم واقعا!انتظار همچین عکسیو نداشتم!:/
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
غشششش!!!!!!یا خدا !رویاااااا باز تو دوستاتو فرستادی تو آستین من؟خخخ (یک جیغ بنفش)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
این فاطمه بود://///// خجالت بکش. سوسکا دوست خودتن.
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
خخخ الان شما ک هستین ایشون کی هستن :))) خانم جعفر پور خودشون نیستن!!؟؟
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
خخخخخ نه فاطمه خودش یک هو میاد و گرنه هر دوی ما جعفرپوریم.
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/١١/٢٣
٠
١
یاد اون موقعی میوفتم که پامو میذارم روش و میگه قرییییییچ خخخ
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
:)) زیر دندون هم میتونه اون صدارو بده
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
نه دکتر! زیر دندون صداش شبیهِ خرد شدنِ ساقه کاهوست! تجربه اش رو دارم! قریچ نیس! مطمئنم.. وایسا فکر کنم..... آره خرد شدنِ ساقه ی کاهو.
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
آقای شمشیری :)) یاد فیلم پاپیون افتادم :)) ولی بنظرم صداش حیلی در نظر نیاد مشکل اصلی مزش هست :)))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
تنها عاملی که در اون لحظاتِ پر شورِ بعد از بلعِ سوسک؛ منو وادار کرد به زندگی برگردم؛ همذات پنداری با همون شخصیتِ شاهکارِ فیلمِ پاپیون بود... . اشاره بجایی داشتید دکتر جان، باید جامعه پزشکی و جامعه سینمایی به شما افتخار کنن، که قطعا افتخار میکنن. اشک تو چشام جمع شد... منو ببخشید دیگه نمیتونم ادامه بدم...
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
باهاش دوست میشم موجود به این نازنینی از مار تو آستین پرورش دادن که بهتره :))) والا! خخخخخ
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
اه حالم بد شد .....دستم خورد روش یه جوری شدم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١١/٢٣
١
٢
سلام ... كاش ميشود بخورمش
م-نص
م-نص
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
من ادم دلرحمی هستم...حاجی بیا برات سوسک شکار کردم:))خخخخخ
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
دوسش میدارم و دلم نمیاد بکشمش ولی خب در عین حال نمیتونم بذارم رو دستم راحت راه بره برا خودش..چون از بچگی میترسیدم و با این که طرز فکرم عوض شده ولی اون ترسه برام مونده هنوز..اگرم ترس نباشه چون به هرحال نمیخورتم که ولی به هرحال یه حسیه که نمیذاره باهاش کامل ریفیق شم که به همون قدیم برمیگرده..هووم .. فکر کنم انقد آستینمو تکون میدم تا بیوفته..اگر نشد دیگه از سر ناچاری خانواده ی محترم رو صدا میکنم تا بیان ورش دارن و تاکید میکنم که نکشیدش ولی خب خانواده ی محترم هیچوقت گوش نمیدن :| دستمم بعدش میشورم در هر دو حالت :دی
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
اول که این انجمن رو دیدم می خواستم کامنت بذارم و بگم آدم چه حسی می تونه داشته باشه جز نفرت و چندش؟ اینم سواله؟ که بعد با خوندن کامنتا متوجه شدم بعضی از دوستان علاقه هم دارن به این موجود:/ علاقه تون مستدام:/ اییییییییییییش
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
بله واقعن بکجا داریم میریم ما :))
h_looshi
h_looshi
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
سلام به اهالی انجمن - جیغ ! - خدافظ اهالی انجمن :)
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٣/١١/٢٣
٠
٠
حس نمیمونه!!درجا سکته !!! این حشره اینقد طرفدار داشته و من نمیدونستم!!
saiideh70
saiideh70
٩٣/١١/٢٤
٠
٠
یره پاهاشه میبینم خارشام میگیره :)))
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/١١/٢٤
٠
٠
دوستان ولی جدا از مسئله چندشناکیش (!) دانشمندان کشف کردن که همین سوسک و مگس فایده های بسیاری برای بعضی بیماری ها دارن مخصوصا بیماری هایی ک درمان خاصی ندارن تو بدنشون انتی بیوتیک های بسیار قوی وجود داره ک کمک زیادی به درمان بعضی از بیماری های عفونی میکنه
faride
faride
٩٣/١١/٢٤
٠
٠
سوسک واسه ماسک صورتم خیلی خوبه!:/
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٤
٠
٢
به جای گوشت قلقلی؛ وسطِ فسنجون هم کیف میده!
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/١١/٢٥
١
٠
اقاااااااااااااااااااااااای شمشیرییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی (جیغ بنفششششششششششش)
e_frozen
e_frozen
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
اااااااهههههههههههه یه لحظه فک کردم مسابقه ی سوسک خوریه الان بعضی بچه ها دارن تلاش میکنن سوسک زنده بخورن بعضی بچه هاهم دارن تشویقشون میکنن !: بخور بخور بخور هی هی!
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١١/٢٤
٠
٠
وایییییییییییی ........... من که ازش میترسم بدجور احتمالا سکته !!!!!!!!!! ایی..... چندش
huna_aghighi
huna_aghighi
٩٣/١١/٢٤
٠
٠
واااااای نهههههه، اینقدر دستمو تکون می دم تابیفته البته باچاشنی جیغ.....وقتی تصورش می کنی وحشتناکه....جالب بود ممنون
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/١١/٢٥
١
٠
جیغ سیاااااااااااااه میکشم شاید بعضی از بچه ها یادشون باشه که ی شب ت تختا گفتم س ی سوسک جلومه خخخخخ چقد خندیدن و دستم انداختن .ی عالمه پیشنهادم دادن واسه برخورد
فاطيما
فاطيما
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
بدترين حس اينه كه يه سوسك تو اتاقت پيدا شه...ولي بدتر از اون اينه كه يه سوسك زنده تو اتاقت گم شه!!!! :|||
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
خخخ معمولن هم میرن زیر تخت
فاطيما
فاطيما
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
آره....بعد وقتي ميري رو تخت مث جت از زير تخت ميان بيرون و فرار ميكنن!بعضياشونم اينقد پر روان كه صاف تو چشات زل ميزنن و از جاشون جم نميخودن :/
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
وقتی دیدم که آقای شمشیری گفتن تجربه کردین هوردنش رو خیلــــی تعجب کردم :)) بعد یع خاطره از قدیم یادم اومد :دی من یکبار در مشهد داخل غذایی که میخوردم بچه سوسک نصفه ای پیدا شد :)) یه رستوران نامدار هم بود گمانم :) اردوی مدرسه بودیم خخ ولی توفیق نشد بخورمش اما بدون شک به اون برنجی که نیمیش رو خورده بودم طعم خودش رو داده بود :)))
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
:|
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
:دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
درک میکنم دکتر... درک میکنم. حتی اگر هیچکس شما رو درک نکنه من درک میکنم. سرتون رو بذارید روی شونه هام با هم گریه کنیم... .
م-نص
م-نص
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
چقدر ویتامین میل فرمودی...میدونی؟؟نمیدونی دیگه:))
so_karimi
so_karimi
٩٣/١١/٢٥
٠
٠
بی شک میرم سراغ حشره کش و تا زمانیکه از مرگش و یا نزدیک به مرگ بودنش مطمئن نشدم آروم نمیگیرم
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/٢٦
١
٠
حس رقص بندري / تكون تكون ميخورم
م-نص
م-نص
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
هااااااااااااااا.................چرا دری میرقصی..چرا دری میرقصی:))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
سلام: حسم اینه که اگه جلوی پام بود فورا پا را آرام روش میگذاشتم وبیخیال به راه ادامه میدادم. مممنون
م-نص
م-نص
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
الان تو استینتونه ها..الان چ جسی دارین؟؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
سلام:درحال فرارازخودم آستین لباسهاراباسرعت صوت میکنم.شادباشید
م-نص
م-نص
٩٣/١١/٢٦
٠
٠
خخخخخ...............نکن....کصصصصاااااافططططط.....خخخخخخخخخ...دره قلقلکوم مده سوسکه>>>خخخخخ...بیا بیرون
F-jafari
F-jafari
٩٣/١١/٢٧
٠
٠
اول یه جیغ درست و حسابی بعدش سکته...
e_frozen
e_frozen
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
واییییییییییییی این واسه من اتفاق افتاده یکی از شبای سرد زمستون رفته بودیم خونه ی مامان بزرگم شب در پنجره رو باز گذاشتن اون شب خوابم نمیبرد تا صبح تا اینکه چشام گرم شد دیدم ی چیزی داره تو ی آستین لباسم وول به خودم اومدم دیدم ی سوسکه انقد جیغ زدم داشت قلب خودم وای میساد همه وحشت زده از خواب پریدن نزدیک بود مامانبزرگم سکته کن خدای نکرده من کارم از جیغای بنفش گذشته جیغای قرمز میزنم : دی
e_frozen
e_frozen
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
ببخشید شب گرم تابستون