خانه انجمن بلاهای دوستانه!
٦٢٧
٦٩
Cold

بلاهای دوستانه!

بلاهای دوستانه!

تا حالا شده یک بلای خیلی بد سر یکی از دوستاتون بیارین تا بخندین؟؟

مثلا: پارسال توی سالن امتحان 5،6 تا از رفیقا کنار هم بودیم..سر امتحان زبان فارسی یکیمون تقلب نوشته بود و گذاشته بود تو جیبش..وقتی امتحان شروع شد به مراقب گفتم آقا این احسان توی جیبش تقلب داره و همه باهم زدیم زیر خنده..مراقبم توی جیبشو نگاه کرد و تقلبارو دید و برگشو گرفت و شهریور رفت امتحان داد!

قیافه احسان : :|

قیافه بقیمون : :)))))))))

٩٣/٠٢/٢٣
نظرات کاربران
کد امنیتی
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/٢٣
٢
٠
عجب ادمایی هستین شما!!!!!!!!!!!!!!!! اخه اینم خنده داره؟؟؟؟؟؟؟؟نوچ نوچ نوچ!!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
باحاله ديگه....خاطره ميشه...خخ
گیسو
گیسو
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
با دشمن تون دیگه چکار میکنید !!!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
اتفاقا ما با دشمنامون خيلي خوبيم :)...
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
من یه بار دوستم من کارتش شارژ نداشت بعد بهم گفت واسم بزن منم گفتم نمیزنم تازه سوار که شدیم به راننده گفتم این اقا کارت نزده و همیشه مجانی سوار میشه راننده هم پیادش کرد
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
خخخ...ايول
neyosha
neyosha
٩٣/٠٢/٢٣
١
٠
خدا مرگم....چه کاااااااااااارایی:|
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
خوبه كه بابا...::))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
نچ نچ نچ.....مشابه كار شمارو دوستام سرمنه بدبخت آوردن....اتفاقا مام ميانترم ادبيات فارسي داشتيم....ترم يك بوديم... دير رسيديم سر جلسه... دوستان گفتن چه بهتر بريم عقب بشينيم تقلب كنيم....منم كه نعوذبالله.... خلاصه رفتيم رديف آخر نشستيم. برگه ها توزيع شد... من وسط بودم اون 2تا نارفيق هم هركدوم يه طرفم. كتاب باز كرده بودن... قبلش بهم گفته بودن اگه استاد اومد ما كتابو ميذاريم رو پاي تو چادري هستي يه جوري قايمشون كن... خلاصه وسط نوشتن خلاصه رزم رستم وسهراب بوديم استاده ناغافل اومد سمت ما... حالا اين 2تام هول شدن باهم كتاباشونو پرت كردن رو پاي من... منم كه غرق نوشتن حواسم نبود.. القصه 2تاكتاب با قطر آنچناني با يه صداي ناجور جلوي پاي من خوردن زمين.. همچين گيج سرمو آوردم بالا ديدم بعععله استاده زل زده به من.... يه لبخند از اون مدلاي شرمگين تحويلش دادم ايشون هم در نهايت تواضع يه سري از روي تاسف خم كردنو رفتن سر كلاس...منتهي يه تيكه تپل موقع پر كردن فرم نظر سنجيشون آخر جلسه به ما نداختن....گفتن اگه سوالات سخته دوستان ميتونين يه تفال به كتاب بزنن،بعدم خيلي شيك يه ابرو برا ما بالا انداخت... اصلن يه وضي.....
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
خداييشم يه وضعي...
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
خیااااااااااااااااااااانت؟؟؟؟؟ .... من نمیتونم بگم.. قابل گفتن نیست...
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
اوه اوه...
A_K
A_K
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
خیلی کارتون بد بودا..من شده بزنمشون و بعد بخندم ولی ن در این حد:)خخخخ
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
تازه من چيز عاديشو گفتم :))...خخخ
MILAD
MILAD
٩٣/٠٢/٢٣
٢
٠
یک بار که نه،چند بار به دوستام اس ام اس دادمو گفتم به این شماره.... یک پیام خالی بفرستین مکالمه رایگان میده بهتون،بدبخت ها هم به حرفم گوش میکردندو میفرستادن،اما پیام میومدم براشون که؛ مشترک گرامی 2000 تومان از شارژ شما کسر شد وبه حساب کودکان نیارمند واریز شد! منم سریع از دسترسشون خارج میشدم حخخخخخخخ
s-mahsa
s-mahsa
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
خخخخخخخخ توفیق اجباری
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
خخخخخ...اينم خوبه
u_razavi
u_razavi
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
متاسفانه بعضی هاشو نمیشه گفت.........اما یکبار کیف یکی از دوستان رو از شیشه اتوبوس انداختیم پایین.....بنده خدا مجبور شد ایستگاه بعدی پیاده بشه.......یکبار دیگه هم یکی از دوستان رو نذاشتیم جای خونشون پیاده بشه.......نگهش داشتیم تا وقتی که خودمون پیاده شدیم!!!!!!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
:)))...اون كيف انداختنو ماهم داشتيم....
korosh
korosh
٩٣/٠٢/٢٣
١
٠
خخخخخ ! آره ! مثلا یه بار دوستم کار داشت موبایلشو میخواست بده به من منم فاصلم ازش دور بود گفتم پرت کنه گوشیشو ! منم تا دیدم موقعیت مناسبیه یکی زدم زیر گوشیش ! گوشی بنده خدا 10 متر رف اسمون خورد به زمین تمام بند و بساطش پکید ! هیچی دیگه باهم قطع رابطه کردیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
faride
faride
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
آخر داستان منو تحت تاثیر قرار داد اصن!:|
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
منم چشمام پر از اشک رفت!
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
احساسات ازش فوران میکرد .....
N_kiarad
N_kiarad
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
:|
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
مرسي رابطه :|
maede
maede
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
نه تا حالا پیش نیومده!آخه خداییش واقع بینانه نگاه کنیم بعضی از این شوخیا رو نمیشه با "بعضی" از دخترا کرد چون ناراحت میشن!و گرنه منو خواهرم با دخترعمه ام که با همدیگه مثل3تا دوستیم کلی از این شوخیا داریم و سربه سر هم میذاریم!احتمالن دوستتون بعد از امتحان باهاتون تسویه حساب نکرد؟! D:
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
خخخخ...اونم يه بلايي سرم آورد كه حتي نميشه گفت...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
سلام: شوخی میکردیم ولی بلا آوردن سر کسی ،نه.متشکرم
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
من متشكرم...
morteza_t.kh
morteza_t.kh
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
خیلی نامردینا یعنی خیلی خیلی نامردین
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
حاجي اين آخره معرفته...باهم شهريور رفتيم ديگه....خخخ
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٢/٢٣
١
١
واقعا که! نظرم دربارتون عوض شد آقای کلد بوی!!!!!!!!! اون دوستتونم خیلی ناشی و ساده بوده که نرفته به معاونین و مراقب ها قضیه رو بگه و اون مراقبا هم خیلی گیج بودن که از فرق دست خط دوستتونو با اون برگه تقلبه نفهمیدن! فقط متاسفم براتون واقعا :|
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
:))))))))))))))....بابا بيخياااااال...ما روزي چند بار از اين كارا ميكنيم....خخخخخ
میم
میم
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
یه روز بعد از ظهر که از کلاس اومده بودیم خوابگاه،خستگی رو بهونه کردیم و یکی از بچه هارو فرستادیم واسمون چایی درست کنه....از طرفی قبلشم دوتا ملخ شکار کردیمو تو قوطی کبریت جاسازی نمودیم ....طفلک چنان جیغی کشید که خوابگاه رفت هوا ....خودمونو که رسوندیم به آشپزخونه دیدیم نشسته و سرشو گرفته و جیغ میکشه بنده خدا رنگش مث گچ سفید شده بود!!!!
میم
میم
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
یکی از هم اتاقیامون خیلی اهل کلاس گذاشتن بود خیلیم ولخرج بود .....واس عروسی دختر خالش یه لباس خریده بود به قیمت جون آدمیزاد....ماهم به بهانه والیبال کشیوندیمش تو حیاط و لباسشو دزدیدیم ...کلی گریست برای خودش ...چند هفته بعد هم بهش برگردوندیم و کلی فحش شنیدیم!
میم
میم
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
یه بار سال دوم دبیرستان کنار حوض واستاده بودیم تا برا ساعت زیست یه ماهی بگیریم ،یکی از بچه ها به سر یه چوب یه پارچه چسبونده بود که مثلا باهاش ماهی بگیره...ماهم هلش دادیم تو حوض و از ترس معاونا فرار کردیم ...نجات پیدا کرد البته ولی کلی آب ماهی قورت داده بود ...ساعت بعدشم نیومد سر کلاس کلی بهش خوش گذشت!
میم
میم
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
یکی از بچه ها بیرون اتاق بود برا گوشیش پیام اومد...خوندیمش...مخاطب خاصش بود...ماهم شروع کردیم به پیام دادن بهش که من ازت بدم میاد،خیلی بی فرهنگی ،تو منو دوست نداری...دیگه شمارتو رو گوشیم نبینم و ازین حرفا...خلاصه یه هفته باهم قهر بودن!!
neyosha
neyosha
٩٣/٠٢/٢٦
٠
٠
شما رو من ببینم فقطططططططططططططططططططططط...اینا سر منم بلا اوردن.....
میم
میم
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
یکی از هم کلاسیامون رفته بود تقلبامونو لو داده بود ماهم یه زنگ که آوانس داشتیم شیرش کردیم که از زیر در ترقه بندازه تو کلاس یکی از دبیرای مرد و بهش گفتیم که نمیگیم کی بوده ...اونم این کارو کردو ماهم رفتیم به معاونا گفتیم!
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
شمام زياد خاطره داشتينااا....خخخ
faride
faride
٩٣/٠٢/٢٣
٣
٠
بلای دوستانه؟؟؟!!!!!!!!!!نامردیه تمام بوده کارتون!!!!!:||||
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٢/٢٣
١
٠
بیگ لایک!!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
بابا نزنين مارو....چيزي نيست كه اينا :|...
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
خخخخخخخخخخخ...من هر روز تقریبا دارم از این قبیل کارا انجام میدم...بخوام بگم یه کتاب میشه...خخخخخخخخخخخخ
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
افرین آفرین .....به این همه نبوغ افتخار میکنم.....
neda_f
neda_f
٩٣/٠٢/٢٤
٠
٠
جییییییغ:)
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
من شیطنت زیاااااااااد ازم سر میزنه ولی مردم آزار نیستم که بخام تعریف کنم....
neda_f
neda_f
٩٣/٠٢/٢٤
٠
٠
منم کلا شیطونم ولی نامرد نیستم:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
بابا نامردي چيه؟؟؟‌:|...خيلي كار باحالي بود كه....
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
تمام بلا ها بر میگرده به دوران راهنمایی که شیطون بودم ! نگم بهتره !
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/٢٤
٠
٠
پری نا امید شدم ازت.......خخخخ
N_kiarad
N_kiarad
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
اخااااااا منم از اين عكسا موخوام!!:((
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
ممنون
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/٢٣
٠
٠
چه را نامردی کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
تعريف شما از نامردي چيه؟؟؟
mahdi-h
mahdi-h
٩٣/٠٢/٢٤
٠
٠
عجب شوخی شهرستانی خراابببببببببی خخخ ما هم زیاد بلا سر هم میاریم ولی درجه و نوع شوخیمون بستگی به فاز اون روزمون داره :)))
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
فازت چيه؟؟....ما فازمون خوشه هميشه...
FereShtehHh
FereShtehHh
٩٣/٠٢/٢٤
٠
٠
یادمه کلاهه یکی و برداشتم کـــلا که اونم آ بود با کلاه بود ‏.‏ ‏.‏ ‏
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
١
٠
اسمم لاي آكولاد...كه اگه يه صفحه از رو آب ننوشتم با اوليا زود صبح بيام مدرسه :)
FereShtehHh
FereShtehHh
٩٣/٠٢/٢٦
٠
٠
چقد شـــر کردیم دهن صوبی آ بسته شه ‏:‏)‏‏)‏
s-mahsa
s-mahsa
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
کتاب پرورشی ما کمی زیاد قطور است و پر است از جفنگیات شاعرانه......بعدش همین دو سه روز پیش بود امتحان داشتیم منم هیچی هیچی هیچی نخوندم گفتم این دبیر پرورشی نمی فهمه.کتاب باز میکنم......اخ چشمتون روز بد نبینه دبیر پرورشی گف واسه اینکه هر 3کلاس با هم امتحان بدن امتحانو زنگ اول میندازین و چی ما زنگ اول ورزش داشتیم و دبیر ورزشی سخت گیر بالا سرمون بود هی میرفت هی میومد........................کناریم مهتاب همه جاهای مهمو رو کاغذ نوشته بود گذاشته بود لای کتاب علوم ب بهانه ی کتاب ورقه های تقلبو نیگا می کرد.........قبل امتحان من بش گفتم هر سوالی بلد نبودم رو ی تیکه کاغذ مینویسم تو اون صفه رو بده من گف افری همی کارو کن.................هیچی ماهی رو کاغذ مینوشتیم سوال3،7،11،16هی میدیدیم مهتاب کله ش ب کار خودشه هی از اون زیر میگفتم مهتاب مهتاب بدو بدومیدیدیم نه مث اینکه گوشش بدهکار نیس بعدشم با کمال نا باوری ورداشت ورقه شو تحویل داد و من ماندم و خودم :| ینی اون لحظه حسی بهم دست داده بود ک میخواستم مهتابو خفه کنم ........... :|
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
:))))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
سلام...
يكبار با تفنگ بطرف يكي از دوستان شليك كردم بنده خدا مرد و زنده شد
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
هااااا...اين يكي خوبه...
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
اصلا کار خوبی نکردی داداش/ یادم میاد دوران ابتدایی امتحان املا داشتیم و منم همیشه بیست میشدم . آخر امتحان که شد رو برگه نفر عقبیم که خیلی هم تنبل بود و همیشه 5 و 6 میشد چند تا نقطه بالا و پایین حروفش گذاشتم تا کمتر بشه / الان که یادم میاد خیلی ناراحت میشم که چرا اینکارو کردم ، نمیدونم تو اون سن واسم حق الناس ثبت شده یا نه:(
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٢/٢٥
٠
٠
حق الناس؟...حق الدوسته اين كارا...خخخخ
Niva
Niva
٩٣/٠٢/٢٦
٠
٠
نه بابا من ..... اصن... نوچ نوچ نوچ