خانه انجمن بچه شیطونا کجان..؟!
٩٠٣
٩٨
(BOSHRA (janbarkaf

بچه شیطونا کجان..؟!

بچه شیطونا کجان..؟!

تا حالا شده کاری بکنی که خودت از خنده ریسه بری یا نه؛حتی کاری کنی که پیش خودت ضایع شی ؟یا نه کاری کنی که ازون شیطنت خودت کیف کنی؟

سوم دبیرستان امتحان جغرافیا داشتیم و من هیچی درس نخونده بودمبعد از امتحان تو شلوغی برگه امتحانمو گذاشتم توی کیفم،هفته ی بعد دبیرمون کلی عذرخواهی کرد که برگه تو گم کردم و هفته بعد پیدا می کنم بهت می دم؛دیگه هیچی دیگه ؛کلی حال کردم!

٩٣/٠٢/١٦
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
دقیقا کار شما رو امسال من سر امتحآن دینی کردم..جذابیتش این بود دبیرمون بهم 20 هم دآد...:دی..ولی از این کآرای شیطنتی خیلی کردم..یادش بخیر...:)
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
استاد ما یه بار داشت درباره مضرات نوشابه حرف میزد بعد من تو دلم گفتم یه بار گشنه باش با کیک بخور نظرت عوض میشه...
s-mahsa
s-mahsa
٩٣/٠٢/١٨
١
٠
ایول من بهش فک نکرده بودم کار باحالی باید باشه ..................حتما امتحان میکنم...
Z_M
Z_M
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
عاقا من بد بخت یه بار برگمو خود دبیر گم کرده بود اما گیر داده بود نه تو خودت برگتو ورداشتی
MILAD
MILAD
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
بهتون نمیخوره اهل این کارا باشین،نوچ نوچ نوچ خخخخ
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
همین که بهم نمیاد ولی اهلشم ( بدددددجووووررر) کیفشو بیشتر میکنه ....
MILAD
MILAD
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
این قسمت مربوط میشه به خانم بابایی،فک کنم خانم بابایی بیان اینجارو پر میکنند از نظر خخخخخخخخ
m_sepehri
m_sepehri
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
احسنت بر شما...بله بنده ازین کارا زیاد کردم.برخلاف قیافه مظلومم شیطنت زیاد داشتم...همین شنبه یه نفر خیلی کاراش رو اعصابم بود.یه جوری حالشو گرفتم که نفهمید از کجا خورده!
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
دو بار این اتفاق برا منم افتاده ....خخخخ ...تجربه داشتی میدونی چقد کیف میده ....
m_sepehri
m_sepehri
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
آره اصلا کیفش حد و مرز نداره:)
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٢/٢٠
٠
٠
شما که کلا تو حالگیری مهارت دارید!
u_razavi
u_razavi
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
اینکاری که شما کردی خوبه امابعضی از شیطنت هارو نمیشه گفت اگه بگم اینجا سانسور میشه.............کلا فکر کنم همه پسرا این طورن........!!!!!!
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
همه پسراااا؟؟ ولی من دخترم ....خخخخخ ...کسی هم ( از جنوس ذکور ) در این زمینه به گرد پام نرسیده .... خخخخ
u_razavi
u_razavi
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
میدونم شما دخترید.........منظورم اینه معمولا شیطنت های همه پسرا قابل گفتن نیست.................
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
اره من ک اگه بعضی هاشو بگم از مملکت پرتم میکنن بیرون!!
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
برای درد بازوم دکتر بودم.دکتر گفت که دستم رو ببرم بالا که منم بردم اما کامل نتونستم.بعد وانمود کردم که اصلا مشکل ندارم که دیدم این دکتر باتجربه متوجه شد.آخرم که بهم چیزی نگفت تا اینکه با یه شیوه ای بازوم رو جا انداخت.منم به روی خودم نیاوردم که میخواستم به دکتر کلک بزنم اما به خانوادم گفتم :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/١٦
٢
٠
سلام:من یگبار یک دانش آموز را تنبیه (کلامی نه بدنی)کردم،بعداز دوروز فهمیدم که اشتباه از خودم بوده،رفتم عذرخواهی گردم تا راحت شدم.متشکرم
سایه
سایه
٩٣/٠٢/١٦
١
٠
يه بار دوستم ميخاست بره آرايشگاه موهاشو كوتاه كنه گفتم نميخاد برى من بلدم! بعدشم با اعتماد به سقف كامل يه بلايى سر موهاش آوردم كه مجبور شد بره آرايشگاه پسرونه كوتاه كنه!
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
خخخخخخخخخخخ ...منم موهای سر پسر عمهمو وقتی 4 سالش بود کوتاه کردم ...اگه بدونی چی شده بود .... به رو خودمم نیاوردم ... 1 بارم نه.... 2 بارم نه ....بااااااار ها .... بالاخره در این مورد ماهر شدم ....
bahareh22
bahareh22
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
بعله:)یه بار سر کلاس موشک درست کردیم از این ور کلاس به اونور کلاس خخخ معلممون پشتش به ما بود بعد یهو برگشت دید یه چیزی رف اونور اینقد عصبانی شد خخخ یا مثلا با شیشه ساعت که توی نور آفتاب قرار میگیره سایه شو روی تخته مینداختیم خخ
Elahe.n
Elahe.n
٩٣/٠٢/١٦
٢
٠
سال سوم دبیرستان دبیر شیمیم رفت بیرون از کلاس...گوشیشو بداشتم اسمساشو بلند واسه بچه ها خوندم خندیدیم:|
ghazale
ghazale
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
ینی عاشقتم الهه خخخ
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
تو دیگه اِندشی دختر .... خوشم میاد اینجا همه پایه ان ....
Elahe.n
Elahe.n
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
:D
u_razavi
u_razavi
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
الهه بانو.لازم نیست دبیر بره بیرون............ما دبیر سر کلاس بود.کتش رو جالباسی بود.....با همکاری یکی از دوستان گوشیشو از جیب کتش برداشتیم........یه چندتایی واسش اس ام اس و عکس و کلیپ فرستادیم بعد رفتیم گذاشتیم سرجاش.........!!!!!!بنده خدا فهمید گوشیشو برداشتیم یک لبخند ملیح زد!!!!!ااخر همون سال رفت تایلند....الان تایلند داره تدریس میکنه....یادش بخیر.................
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
منکه پارسال سال سوم راهنماییم تو مدرسه معروف بودم برا ی فضولی
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
سر کلاس هر چی از استاد می پرسیدیم می خندید!!!! منم یهو گفتم : مِخِندی؟؟؟؟؟ مث که خیلی بلند گفته بودم چون یهو همه دخترا ترکیدن از خنده خخخخ
Negariiii
Negariiii
٩٣/٠٢/١٦
١
٠
ما كه با دوستامون صندلي معلمو پر از گچ ميكنيم بعد شكل قلب پشت مانتوش گچي ميشه!!!اتقد حال ميده بعد زنگ تفريح تو سالن راه ميرن با اعتماااااد. به نفس
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
بنده خدا گناه داره :)
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
از مدرسه شروع میکنم…سال ٢دبیرستان دبیر ریاضی مون ادم ب شدت ساده ای بود اصلا روش نمیشد ب بچه ها چیزی بگه …ی بار سر کلاسش اهنگ گذاشتم بلند شدم شروع کردم ب رقصیدم بنده خدا هاچ و واج نیگام میکردبچه هام شروع کردن ب دست زدن جاتون خالی یه پارتی درست شد…:-)
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
از مدرسه شروع میکنم!!سال٢دبیرستان دبیر ریاضی مون خیلی ادم ساده ای بود اصلا روش نمیشد ب بچه ها چیزی بگه منم ی بار سر کلاس اهنگ گذاشتم بلند شدم شروعکردم ب رقصیدم معلمم هاچ و واچ منو نیگاه میکرد بچه هام شروع کردن ب دست زدن ی پارتی شده بود اصلا:-)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
هاچ که منم... واچ کیه دیگه!
u_razavi
u_razavi
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
خانم هاچ..............خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ.............
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
واچ همون معلممون بود دیگه خخخخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
دست شووومام درد نکنه میخوای دیگه برو خنتون ها
maede
maede
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
نه تا حالا نشده!
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
ی همسایه داشتیم این اقا خیلی با بچه ها لج بود اصلا نیذاشت بازی کنیم ی بار ک داشت ماشینش رو میشست تو کوچه ب من گفت بیا کمکم کن و شلنگ اب رو داد دست من خانومش صداش مرد رفت تو خونه منم سریع شلنگ ابو کردم تو باکه ماشینش وپر ابش کردم…بعدم د فرار
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
ی بارم امتحان فلسفه داشتیم منم هیچ نخونده بودم…بغل دستیم عادت داشت اسمشو اخر مینوشت روی برگه منم گذاشتم خوب ک جواب همه سوال ها رو داد یهو برگه رو از زیر دستش چنگ زدم و اسم خودمو نوشتم و برگه خودمو دادم و گفتم خوب اینجا بنویس دوباره……دمش گرم رفیقم بچه باحالی بود هیچی نگفت :-))))))))
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
بسه یا بازم بگم؟!؟! خاطره زیاده ها………:-)
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
این موردو به صورتی دیگر منم تجربه داشتم .... دقیقا سر امتحان فلسفه بچه های کلاس هیییییچی نخونده بودن ( امتحان ترم یک) عملا میز یکی مونده به آخر نشستم همه ی سوالارو یکی یکی به همه رسوندم یعنی بچه بود که از سروکولم بالا میرفت خلاصه همه شدیم 19 ، 20 ، 18 .... گم تر نداشتیم .... یعنی کیف کردماااااا ....خخخخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
من چندماه آخر خدمت شدم ارشد منشی گروهان.روز 4 شنبه بود فرمانده گروهان اومد تو دفتر منشی گفت صفدری برای فردام یه مرخصی یک روزه بنویس برو بده فرمانده گردان.پنجشنبه هایی که فرمانده گروهان نبود خیلی خوش میگذشت.بخاطر همین بعد از اینکه فرمانده گروهان از دفتر منشی رفت بیرون من بلند شدم شروع کردم بشکن زدن و دوتا منشی دیگه هم شروع کردن به قر دادن که یهو فرمانده گروهان برگشت گفت برای هر کدومتون 3 روز اضافه خدمت بنویس بیار امضا کنم مرخصی هم نمیرم خخخخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
یبارم تو خدمت موهای یکی از بچه هارو با تیغ زدم ولی فک کنم خیلی بد زده بودم چون بعد از اینکه موهاش در اومد یه تیکه های کوچیکی تو سرش کچلی گرفته بود موهاش در نمیومد خخخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
سوم دبیرستان بودیم از طبقه سوم دسته یه صندلی رو انداختیم تو حیاط.الان که فکر میکنم میبینم خداروشکر نخورد تو سر کسی اگه نه مطمئنا سرش ترکیده بود خخخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
تو خدمت شبا که بچه ها میخوابیدن بلند میشدیم لای انگشتای پاشون پنبه میذاشتیم آتیش میزدیم خخخ
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
این کارو دائیم انجام داده ...آخخخخخ چه کیفی میده .....خخخخخخخ
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
به نظرم میومد مظلوم باشید اما انگار از این شیطونا بودید :)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
باقی زندگیمم که بووووووووووووووقققققققققققققق.کلا زندگی منشوری بوده
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
الان ما کاملا فهمیدیم شوما چقد شیطون بودی میخوای دیگه نظر نذار ها
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/١٧
٢
٠
من کلا خیلی بچه آرومی هستم !فقط یکی دوبار توسالن خوابگاه فوتبال بازی کردیم!یه چند بار تخته خوابو چپه کردیم تنیس بازی کردیم!...یه بارم میخواستیم بادوستم شوخی کنیم یه سوسک دادیم دستش که بترسه ولی یه دفعه یکی دیگه از دوستام گفت خرماست بخورش!!اونم نیگا نکرد خوردش!!!!! دیگه چشتون روز بد نبینه!!!!!!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
از این به بعد به جای واژه ناماءنوس ارام بوگویید محسن
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
چقد شما آرومی ...به خودم امیدوار شدم .... ولی خب اینا که چیزی نیست .... ما خلاف کوچیکمون درآوردن زبان گربه و ترسوندن گربه بدبخت تا حدی که 1و نیم متر به طور افقی پرید بالا ( درمحیط دانشگاه و خوابگاه ) اممممم ...بذار فک کنم ...آهاااااان ....کلاغارو نگفتم ...آقا یه روز رفتیم تو فضای باز دانشگاه نشستیم با گوشی از پیش صدای کلاغی که بچهش گیر افتاده بود رو ضیط کرده داشتم ... هیچی دیگه به محض پخش شدن صدا با وولوم باااالاااا بالغ بر 200 کلاغ بر فراز سرمان به پرواز دراومدن و همشون با همون صدا هم نوا شدن .... حیف که اون صدائه پاک شد ....خخخخ
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
بابا من که استعفا داده بودم قبلا!!!!!!!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
من بچه که بودم تو حیاط شیطونی میکردم مامان بزرگم دعوام کرد منم ترسیدم سری رفتم یه گوشه بشینم نشستم رو گلدون کاکتوسا تا شب گریه میکردم
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ ....جیگرمان حال آمد!!!!!!!!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخ نا مروت
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
واااای خدای من ....آخیییی ...نه خداییش نیگا کن سمیرا ...میگن جیگرم حال اومد .... عجبااااا ...تا همین دیروز ادعا احسااااساااتی بودن داشتن .... خخخخخ ...ولی خیلی باحال بود ....
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
و ای انسان !اگاه باش که جزای شایعه پراکنان همین است!!!!!!خخخ
s-mahsa
s-mahsa
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخ بمیرم برات جانم خخخخخخخخخخخخخخ
MILAD
MILAD
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
مگه الان بزرگ شدین ؟؟؟ خخخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٢٠
٠
٠
الان خیلی رو هم حساب کنین از 9 سال بالاتر نمیام شما اون موقع رو رو 5 سال بگیر
MILAD
MILAD
٩٣/٠٢/٢٠
٠
٠
از اواتارتون مشخصه خخخخ
Z_M
Z_M
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
این که میگن چوب خدا صدا نداره همینه ها!!!!!!!خخخخخخ
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
امتحان داشتیم در دفترو رو معلما قفل کردیم.... عاقبتشو نمیگم!.......یه بارم همه با هم سر کلاس با گوشیامون داشتیم از معلم هندسه بدبخ پای تخته بود عکس میگرفتیم...عکساشو رسانه ای کردیم!.... بعدش معلم ک از کلاس بیرون رف پالتو و شال و کفشاشو( رفته بود نماز بخونه) تنمون کردیم کیفشم رو دوشمون ...گوشیشم دستمون ..کلی مسخره بازی در آوردیم!
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٢/١٩
٠
٠
خخخخخخخخخ
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
من از اون بچه شیطونای روزگارم خدا نصیب نکنه! جالب ترینش ترقه انداختن تو ماشین معلممون بود ای خندیدیم! البته خودش خندید البته بعد اب و قند این حرفا!
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخ ...الآمن چی بگم ...سکوت اختیار میکنم .....
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١٩
٠
٠
پریا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تو که میگفتی اعتماد به نفس ندارم!این بود اعتماد به نفست!
تیام اَستم!:)
تیام اَستم!:)
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
اوهوم:) خعلی زیآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآد همین امتحان تتاریخ ترم امروز؛ خیلی قشنگ جواب سوالا رو به بچه ها میگفتم؛ بدونه اینکه دبیر بفهمه:))))) هیجانش ,عالیه ینی :)
تیام اَستم!:)
تیام اَستم!:)
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
بگذریم از اون روزی که تو شمال نصفه شب یکی از بچه ها رو ترسوندیم:|زبونش بند اومده بود نمیتونست صوبت کنه:| خدای من, کلی آب زدیم به سروصورتش تا به حال اومد:|
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
سلام...خب من اگه بخوام بگم که اینجا جا نمیشه...تازه خیلی هاشم قیچی میشه...یه بار تو امتحان حقوق از یکی از دخترای کلاس تقلب می گرفتم بعد نوبت من که شد بهش برسونم همه جوابا رو بهش غلط میگفتم طفلی اون درس رو افتاد...استادا رو هم که دیگه نگم بهتره...یه خانم تو فروشگاه کار میکنه که اونم طفلی از دست من عاصی شده...یه بارم جلو سلف تو زمستون هوای بسی ناجوان مردانه سرد جلوی شونصدتا دختر و پسر خوردم زمین خودم ترکیدم از خنده چه برسه به اونا...یه گوشی خرکار داشتم باهاش تو دانشگاه فوتبال بازی میکردیم...دیگه کلا سادیسم بازی های من نصیب هم شده...سرکار هم که هیچی دیگه...ولی وقتی میخواستم برم حج تا از همه حلالیت گرفتم دهنم آسفالت شد...خخخخخخخخخخخخخ
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ ....خییییلی باحال بود ....مخصوصا اون افتادنتون .... اصن ریسه رفتم .... دستامن و سرباز ولایتو از پشت بستین شما.... خخخخخخخ
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
چرا غلط؟خب درست میگفتید شاید بازم برای امتحان ازش کمک میخواستید :)
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
خخخخخخخخخ نامردی؟؟؟؟؟؟؟نوچ تومرام ما نی!!!!!!!!!!ولی بقیشو هستم:)))))))))
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
آآآآآآآآآآآآآآآ.چه خفننننننننننننننننننن
A_K
A_K
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
من یبار تو کلاسمون نبور بود اصن حواسم نبود ک علم مررررررد سرکلاسه کفشمو درآوردمو دنبال زنبوره کردم..هیچی دیه وقتی زنبوره از کلاس بیرون رف تازه معلمرو دیدم ک با قیافه ی متعجب و عصبانی بهم نیگا میکنه..تا ی ساعت داشتم میخندیدم:|
E_H_H
E_H_H
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
من تو کار قطع کردن برقای مدرسم. برقارو از فیوز قطع میکردمو ب قیافه دبیران محترم ک با تعجب از کلاس خارج میشدن با عرض معذرت! میخندیدم! خیلی حال میداد
E_H_H
E_H_H
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
ی چن بارم مدیرو از میکروفنه اتاقه خودش صدا کردم! وقتایی ک از اتاقش میرف بیرون با کله میرفتم تو.چن بارم برگه امتحانامو ازتو دفتر دبیرا برداشتم درس کردم گذاشتم سر جاش!
Z_M
Z_M
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
خوش به حالت والا تو دفتر ماکه همیشه خدا یه نفر هست
s-mahsa
s-mahsa
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
اوففففففففففففف ................سه روز پیش رفتم پشت معلم ریاضی واسش شاخ بذارم بعد اومدم با دوتا دست بذارم دستم خورد ب سرش فهمید برگشت نیگا کرد از اون موقه هرکی میره طرفش خودشو میچسبونه به دیوار نتونن براش شاخ بذارن...........خخخخخخخخ(لطفن سانسور نکنین دیه)
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
خخخخخخخخخخخ................چه خنده دار
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٢/٢٠
١
٠
نچ نچ نچ زمانای ما رومون نمیشد تو روی معلممون نگاه کنیم :)
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
ینی همه بچه های جیم ی پا شیطونن....
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
نتیجه انجمن .....خخخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
اي اي اي ايييييييييي ;)
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٢/١٩
١
٠
خخخخخخ پشت این کلمه ها چه خاطراتی که پنهانه
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
شيطنت؟؟؟ اصلا به من نمياد؟؟؟ سربه زير آروووم...هركي هرچي ميخواد بگه من همه چيزو به شدت تكذيب ميكنم (^_^)
Z_M
Z_M
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
اصلا معلومه ها!!!!!!!!جای شک به هیچ وجه نیست(؟)
ati
ati
٩٣/٠٢/١٩
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخ اره
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١٩
٠
٠
من شیطونم؟شایدددددددددددددددددددد
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٢/١٩
٠
٠
مــَـــن ؟! شیطنت ؟! اصلن چی هست ؟! *:)
E_H_H
E_H_H
٩٣/٠٢/٢٠
٠
٠
ی بارم کفشای مدیرمونو وقتی رفته بود نماز خونه تو سطل آشغال حیاط مدرسه انداختیم...! بنده خدا با دمپایی پلاستیکی رف خونشون!! فقط شانس اورد ماشین داش
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٢/٢٠
٠
٠
آی آی آی نگو که امروز در خفا یه کاری کردم که خودم از خنده مرده بودم.یادم میاد چهارم پنجم ابتدایی سر یکی از معلما یه بلایی آوردم که الان یادم میاد خودم خجالت می کشم ، من موندم منکه تو بچگی جزء شاگرد ممتازا بودمو عجیب مثبت چطوری تونستم اون کارو بکنم .
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٢٠
١
٠
حالا میگفتید چیکار کردید حس کنجکاوی ما گل کرده
neda_f
neda_f
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
منو شیطونی؟!!!!!!!!!!!!!!!! چه حرفا:)
Z_M
Z_M
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
ما یه معلم داریم بنده خدا ازوناییه که کلا نه به جو کلاس کار داره نه به داش اموزا کلا ادم ارومیه میاد درس میده بعم با ارامش میره پیش خودمون باشه یکمم ترسویه ما واسه روز معلم پرده هارو کشیدیم برقارو خاموش کردیم کلاس تاریک شد بعد همه با هم رفتیم بیرونتو اتاق بغلی دو نفرمونم تو کلاس توی یه بریدگی کوچیک کلاس که دید نداره قایم شدن و یه سری صدای باد و اینا ایجاد کردن معلممون اومد کلاس داشت با تعجب نگاه می کرد که دو نفرمون درو از پشت بست بعد چند دقیقه 30نفری ریختیم سرش جیغ دست معلممونم هاج و واج واستاده بود نمی دونست چیکار کنه بد بخت
Z_M
Z_M
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
ما سوم راهنمایی رو کاپوت ماشین مدیرمون سوار می شدیم از درخت توت می چیدیم
Z_M
Z_M
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
عاقا من نمیدونم چرا سر امتحان به همه میرسونم سر سوزن نگرانی ندارما اما تا یکی می خواد 25صدم بهم برسونه اینقدر می ترسم که نگو
م-نص
م-نص
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
اصلا دراین موارد من ید طولایی دارم.................اما.................اما...............هاااااااا.........الان حسش نیست بگم..............پس برین موتاد بشین و سر به بیابون بذارین