خانه انجمن خدای بچگیّات چه شکلی بود؟
٥١٠
٦٠
naeeme-chakeri

خدای بچگیّات چه شکلی بود؟

خدای بچگیّات چه شکلی بود؟

ما همون وقتی بچه بودیم یه تصوری از خدا داشتیم،مثلا من فکر می کردم خدا مثل ماست منتها در ابعاد بزرگتر.

شما تو بچگیتون خدا رو چه جوری تصور می کردین؟

٩٢/٠٩/١٨
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_a
s_a
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
:)))))))))) من یادمه از داداشم پرسیدم خدا چه رنگیه؟ گفت هر رنگی تو دوس داری...... منم سرخوش گفتم پس صورتیه :))))))) //////////// واقعا وقتی بچه اینجور سوالی بپرسه باید چه جوابی بهش بدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :|
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
همون جوابی که داداشت دادن خیلی جواب خوبی بوده.........باید بذاریم بچه ها خدا رو دوست داشتنی چیز بدونن:)...........................مرسی که سر زدی:)
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
بلا تشبیه.............من فک میکردم خدا یه انسانه که تو اسمون روی یه صندلی مجلل نشسته و یه عصای جادویی داره!!!!!!!!!!!البته بلا تشبیه
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
عصای جادویی.................من همیشه دوست داشتم یه عصای جادویی داشته باشم:)
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
منم خیلی دوس داشتم!!!!!!!
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
خوب فکر میکردم خدا تو آسمونه !!!! یعنی اگه بشه بریم تو آسمون خدا اونجاست .. پشت ابرها !!! واسه همین هر وقت بازی میکردم میرفتم تو حیاط خدا ببینم مواظبم باشه خخخخخ.. یادش بخیر بچگی
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
خخخخخخ......پس اگه هواپیما سوار میشدین حتما خیلی دنبال خدا می گشتین؟؟؟؟؟؟؟
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
د ن د !!!!!!!!!! اون موقع هنوز هواپیما اختراع نشده بود !!!!!!!!!!!! خخخخخخخخ
م-نص
م-نص
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
چه سوالای سخت و عجیبی می پرسین.....................بچگی ها به چه چیزایی فکر می کردین ها؟؟؟
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
سخته؟؟؟؟عجیبه؟؟؟؟؟؟؟ینی شما بچه که بودین هیچ تصویر خاصی از خدا نداشتین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...............
م-نص
م-نص
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
من فکر می کردم خدا تو اسمونه و از اون بالا همه رو می بینه.......نگو پیش خودمون و خودمون حواسمون نیست
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
بچگی فکر میکرده شله چی جوری پخته میشه :)))))))))))))))))))
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
من حس میکردم خدا یک آدم با تجربو مهربونه... مثل این بابا بزرگ مهربونا که آدم عشق میکنه باهاشون حرف بزنه و آروم بشه..... اما الان میفهمم خدا از یه پدر بزرگ مهربونم مهربون ترو بزرگ ترو و به آدم نزدیک تره
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
آدم با تجربه؟؟؟؟؟؟خخخخ.....چه باحال..........این بابابزرگا که اصلا محشرن ولی خدا از اونام محشر تره :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١٨
١
٠
سلام ... خداي بچگي من خيلي ترسناك بود ولي حالا مي‌بينم ماها براي خدا ترستاك هستيم
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
چرا ترسناک؟؟؟؟؟..........
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
دهع!!!! ترسناک ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!! داریم واقعن ؟؟؟
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
من همیشه خدا رو یک مرد خیلی خوشکل..که یک تاج بزرگ رو سرش گذاشته و به همه مردم نگاه میکنه میدیدم...یادش بخیر
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
تاج بزرگ........................آره مث همونایی که تو کارتونا هست
Paeez
Paeez
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
من فکر می کردم روی یه تیکه ابر نشسته داره منو می بینه!همش بیرون می رفتم به آسمون نگاه می کردم !یادش به خیر
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
الهی....فکر کنم هممون فکر می کردیم خدا رو ابراست و داره ما رو نیگا میکنه:).....................راستی تولدت با تأخیر مبارک آبجی پاییز:)
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
من خدا رو یه ادم مهربون خیلی بزرگ تصور میکردم که به کل زمین احاطه داره و از اون بالا داره همه رو نگاه میکنه و قدرت خیلی زیادی داره وقتی کارش داشتم چشمامو میبستم و حرفامو بهش میزدم این جوری راحتتر تصورش میکردم ... خدایا بابت همه چی ممنونم ازت
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
من الانم وقتی باهاش صحبت میکنم چشامو می بندم......
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
یه آدم خیلی بزرگ و قد بلند :)
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
دقیقا...........
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
من بچه بودم.خدا رو یک پیرمرد ریش سفید و خیلی خیلی مهربون تصور می کردم...
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
شما تو بچگی بازم تصور قابل قبولی داشتین از خدا........من یکی رو می شناسم که تصور میکرده عروسکاش خدان:(
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
دقیق یادم نمیاد که درباره خدا چه ذهیتی داشتم ..اما یکی ازدوستام برام تعریف میکرد که تو یکی از سفراش بچشون از مامنش میپرسه که خدا چقدر خدا بزرگه و مامانش میگه خیلی؟بچه میگه یعنی چقدر که هم تو اسمون شهر ما جا میشه هم اینجا ....یعنی تو فکر این بچه بودیم تا مدتها و ذهنیتش نسبت به خداااااااااااا
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
خب تو بچگی آدم تا نوک بینیشو فقط می بینه:)
ghazale
ghazale
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
من بچگی خدا رو تصور می کردم از بالا داره جهانو شبیه ماکت نگا می کنه خخ :)) بعدا بزرگتر شدم شبیه نور تصور می کردم خدا رو ...
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
چه تصورات جالبی.........ما تا اول راهنمایی نمیدونستیم ماکت چیه:))))))
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
راستش من خدارو شبیه یه روحانی نورانی میدیدم که ریشای بلندو سفیدی داره و تو آسمونه و اون ریشاش مثل ابره(:.....عباشم تو کل آسمون رو سر ما پهنه....خیلی قشنگه.....گاهی وقتا بازم اونطوری تصور میکنم(:
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
اوه...اوه....شما چه فیلسوفایی بودینا
javad agha
javad agha
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
من فک می کردم مثل یک مه دود یا ابره
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
دود؟؟؟؟؟حالا چرا اونقدر تیرگی تو وجود خدا؟؟
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
یه خانم با پیرهن کمر چین داره سورمه ای که روسری سفید سرش کرده نشسته لبه یه حوض.همیشه تو ذهنم همینجوریه.حتی الان
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١٩
١
٠
ذهنیت زیبایی داشتین
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
آخیییییی..........فکر کنم شما تنها نفری هستین که خدا رو یه مرد تصور نمی کردین:)
ati200
ati200
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
فکر میکردم تو اسمونه من و می بینه ...همش سرم به اسمون بود ببینمش ..
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
دقیقا *:)
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
:)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
من بیشتر تو اسمون دنبالش میگشتم / یکی از ستاره های بزرگ اسمون شب
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
نور
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
چه بچه ی باهوشی *:)
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
ب بعد تو روز چی اونوقت؟؟؟؟؟
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
به نبوغ فکری رسیده بودینا:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
خدای بچگی های من ... کل لباس هاش نارنجی بود و همیشه هم دستش یه بستنی و آبنبات بزرگ بود و هر وقت بارون میومد میرفتم تو حیاط و به خدا میگفتم حتما چون بچه ی بدی بودی مامانت باهت دعوا کرده عیبی نداره *:) اما مامان من خییییییلی مهربونه ....
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
چقدر جالبو قشنگ!!!!
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
آخیییییی..........چه بچکی جالبی داشتین شما..........حالا چرا لباس نارنجی؟؟؟؟؟؟؟
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
چون من میمیرم برا ناااااااااارنجی *:)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
خدای بچگیهام...فک میکردم مثه یه ابره...همیشه هم بالاسرمه...ولی من هیچوقت نمیبینمش...
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
خخخخخخخخ....یاد اون قسمت پلنگ صورتی افتادم که یه ابره بالای سرش بود و فقط رو همون می بارید:)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
اوممم...فک می کردم خدا مثه هواس ! دیده نمیشه ولی همیشه هست...خخخخ.یادش بخیر یه بار با بادکنک حرف می زدم چون توش پر هوا بود فک میکردم این تو خدا جمع شده :)
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
با بادکنک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمیری فاطمه...مردم از خنده
faeze
faeze
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
من خدا رو مثل یه روحانی میدونستم البته با این تفاوت که خییییییلی قد بلنده و همه جای دنیا رو میتونه ببینه!
hoda
hoda
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
من همیشه فکر میکردم خدا شبیه اون مجریه هست آقای واحدی شبیه اونه
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
خخخخخخخ!!!!!!!!!!!!!!! واحـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدی !!!!!!! یا خدا !!!!!!!!!! خخخخخخخ
n_ashena
n_ashena
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
متاسفانه من تا6-7سالگی توی اقوام ستاره پرست قبل از حضرت ابراهیم مونده بودم چون شبا خدا رو لای ستاره ها میدونستم روزا هم فک میکردم باد که میاد یعنی خدا داره داره ادما و چیزای دیگشو میشمره وقتی طوفان بود فک میکردم ناراحته (البته اینا به خاطر توضیحات دختر خاله نادونم بود) خلاصه یه روز نظریات علمی ام را با پدر گرامی در میون گذاشتم مبهوتانه به من نگاه کرد و کلی درباره خدا توضیح داد که خدا نوره و از این حرفا البته خیلی هم خندید به من ولی دروغ چرا هنوزم وقتی باد میاد فک میکنم خدا اومده .
سهره
سهره
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
اون دیگه مربوط به تصورات قبلی تون هست
سهره
سهره
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
در روایات دستو داده شده که باید از فکر کردن در ذات حق اجتناب گردد که فکر و عقل را به ذات غیبی او راه نیست و جز تحیر و سرگردانی و یا انحراف و ضلال عایدی نخواهد داشت .)