خانه انجمن آخرین باری که خیلی ترسیدین!
٥٧٨
٤٩
sjalal

آخرین باری که خیلی ترسیدین!

آخرین باری که خیلی ترسیدین!

کسی تا حالا شما رو ترسونده؟چه جوری؟

بدترین باری که دوستانتون شما رو ترسوندن چه جوری بوده؟

٩٢/٠٩/١٢
نظرات کاربران
کد امنیتی
javad agha
javad agha
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
ترس..........من.................به هیچ عنوان
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
کسی منو نترسونده......شاید یک بار داداشم یکهو مثلا ترسونده باشم ولی بقیه نه...من بیشتر از ارتفاع میترسم تا ادما
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
من از سوسک در حد مرگ میترسم فقط اونه که منو میتر سونه :) آخرین بار یادم نیست اما یه بار یه سوسک بالدار پرید طرفم منم بعدش رو در خاطرم نیست وقتی به خودم اومدم که مامانم وشوهرم نگران بالاسرم بودن و آب قند بهم میدادن : ( از مارمولک و موش وملخ و از هیچی به اندازه سوسک نمیترسم
javad agha
javad agha
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
سوکس که ترس نداره یه دمپایی بخوره تو سرش تمومه آررررررررررررررررررررررررررررره
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
سوسک ترس داره تو خبر نداری آرررررررررررررررررررررررررررررررررررره
م-نص
م-نص
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
خخخخخخخ.................از سوسک میترسین:))خخخخخخخ
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
سلام ... سوسك حشره‌اي خوشمزه است من يك نوع آنرا خورده‌ام خيلي خيلي خوشمزه بود
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
کلا ترسوام.همین الانم از نتیجه آزمایش مامانم خیلی میترسم :(
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
یادم نیست که .....خواب دیشبم خیلی منو ترسوند فقط همین یادمه
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
:/ .... سه روز پیش وقتی باد اومد! یه سری ورق فرم خورده رو اسکلت سقف پنجم بچه ها گذاشته بودن، باد از اون بالا انداخته بود تو عابر پیاده! اگه کسی اون زیر می بود نصف می شد!:/
faeze
faeze
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
خدا رحم کرده!
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
آقا به نظرم اون که ورقو اونجا بی ایمنی ول کرده رو پیدا کنید عباسی بزنید بهش ...خدا رحم کرده!!!!!!!!!! انقد تو کارگاه ازین اتفاقا میوفته!!!!!! بندیل میلگرد وا شد یکیش صاف رفت تو سره کارگره !!!!!!! اه ه ه ه ه ه ه ه ه
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
:) ... من کارگرم داشت می رفت رو سقف،گفتم:نیگا برو یه آب بزن به صورتت خوابی؟طرف گفت:مو خودم 2 ساله ایکاره یم! هم رفت بالا با ورق آمد پایین! تا شب علافه بیمارستانش بودم خدا رحم کرد تازه داماد بود ، فقط دستش شکست!
Niva
Niva
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
زیر زمین خونمون ترسناک بود برام.. بعد اینکه تمیز و مرتبچ کردن رفتم توچ ولی بازم یکم ترسناک به نزر میرسید :)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
اره شده / یه چند بار میخواستم وارد اتاق بشم دوستان مورد لطف قرار دادنمون:)
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
من که کلا عاشق ریسک کردن و چیزای ترسناکم ... اخرین بار چند شب پیش خودم جوری خوف کردم که داشتم سکته رو میزدم ... رفته بودم تو یه سایت که یه عالمه چیزای ترسناک توش داشت ... رفتم قسمت بازیاش ساعت 2 شب بود یه بازی رو گرفتم ببینم چیه ... از اول بازی هیچی معلوم نبود که کجاش ترسناکه باید یه نقطه رو از یه طرف میبردم یه جای دیگه خیلی رفته بودم تو نخ بازی که یهو یه جا نقطه گیر کرد به دیوار و ... یه عکس زامبی بد قیافه اومد رو مانیتور به همراه صدایی خوفناک و بلند ( صدای اسپیکرا هم بلند بود فک کن دیگه چی شد ) ... عاغا منو بگی یه جوری پریدم هوا که اگه تو مسابقات به هوا پریدن شرکت میکردم مطمئنا اول میشدم ... البته بعدش از شدت خوفیدن سریعا از سایت مورد نظر خارج و کامپیوتر را خاموش و به زیر پتو پناه بردم خخخخخ ولی در کل عاشق تجربه کردن احساس ترسم اگه برنامه احضار جنی چیزی داشتین حتما خبرم کنین ...
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
خخخخخ... چی باحال.....
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
من که اخرین باری که ترسیدم سر همین طوفانه شد.... خخخخخخخخخ من اصولا خودم میترسونم...جاتون خالی چند روز پیش سحر اومد خونمون.... وقتی داشت از پارکینگ میومد طبقه سوم رفتم دم در آسانسور...خخخخخخ... وقتی رسید طبقه 3 قبل از ایکه درو وا کنه در آسانسورو با شدت باز کردم... یه دفه گفتم پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــخخخخخخخخخخخخ جاتون خالی این بدبخت مثل گچ سفید شده بود از ترس...:))) سحر جونم منو ببخش... تو که میدونی من همه کارام شوخیه:(((
م-نص
م-نص
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
چقدر ترسو:))
t.m
t.m
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
اصولن میترسونم :| :| :|
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
تی ام مثه خودمی :) منم میترسونم بقیه رو !
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
ترس؟ کسی نه ولی شاید تو خوب ترسیده باشم....!
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگذاریم
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
این دیگه چیه؟
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٩/١٢
٠
١
هیچی یک بار فقط اونم ساعت 3 نصف شب بود رفتم بیرون دست شویی که یکهو خواهرم .........................
م-نص
م-نص
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
بقیش چون ........ای شده معلومه که چه اتفاقی افتاده:))
zahra.bkht
zahra.bkht
٩٢/٠٩/١٣
١
٠
اه اه...بی ادب :|
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٩/١٣
٠
١
:)))
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
تو بچه گی زیاد میترسیدم...ولی الآن خیلی وقته که یه ترس واقعی تجربه نکردم :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
یادم نمیاد ولی خب چرا ترسوندن و
م-نص
م-نص
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
بذار یکم بترسونمت:)) از همین لحظه جلو در دانشگاهت چادر میزنم تا گیرت بیارم و ازت شیرینی بگیرم:))
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
منم هم!!!!!!!!!!!!!!!!!
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
آره بعضی موقع ها داداشم میترسونم پشت یه دیواریا دری قایم میشه و یه دفعه میترسونه البته منم همیشه جبران میکنم
maede
maede
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
از آخرین بار که چیز قابل توجه و خاصی یادم نمیاد ولی یه بار بچه که بودم شب تو حیاط خونه عمه ام اینا با دخترعمه ام سر یه سری موضوعات ترسناک میحرفیدیم بعد تو حیاطشون زیر زمین داشتن که تو شب تاریکی مطلق میشد!من پشت به زیرزمین وایساده بودم و دخترعمه ام روبه روم وایساده بود که یهو قیافشو جوری کرد که انگار پشت سر من چیز ترسناکی دیده!اون لحظه یادمه خیلی ترسیدم!ولی من خودم کسی رو نمیترسونم!شوخی خوبی نیست:|
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
من یه بار یه تصادف فجیع دیدم خیلی یه جوری شدم!!!!! ترسیدم آیا؟؟؟
م-نص
م-نص
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
نخیر حالت بد شده:((منم یه دفه قتل دیدم:((
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
قتتتتتتتتتتتتتتل کجا بوده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
م-نص
م-نص
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
یادم نمیاد رفیقام ترسونده باشنم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
سلام ... در مورد ترسيدن مطلبي دارم كه خواهم نوشت امام نميدانم چرا مطالبم به كندي منتشر مي‌شود و آدم دل سرد مي شود
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
تازه از خواب بیدار شده بودم .....منو پخخخخخخخخ کردن منم سکته کردم!!!!!!!!!خخخخخخخخ
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
آخی چه حسااااااااااس خخخخخ.
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٩/١٣
١
٠
ترسو نیستم! از هیچ جک و جانوری هم واهمه ندارم! کسی هم جرئت نکرده تا حالا از این شکرها بخوره و منو بترسونه! خخخخخخ / ولی خودم یه بار وقتی نوجوون و جاهل بودم!، برادرم رو تا سر حد مرگ ترسوندم! طوریکه به گریه افتاد!! خدا منو ببخشه! :)))
M_BARF
M_BARF
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
شاید باورتون نشه اقا جلال اما من از گربه میترسم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
من نیز هم *:) تنها چیزی که من رو می ترسونه جناب گربه است ...
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
من یه تصادف وحشتناک و فجیح دیدم حالم خیلی یه جوی شد. من الان ترسیدم ینی؟
M_BARF
M_BARF
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
Ham haa ham nee!
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
ها یا نه از عاخرش ؟
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٥
١
٠
خخخخخخخخخ کلا ترس تو وجود من نیست (غیر از تنها چیزی که من رو می ترسونه :گربه !) ولی چند روز پیش یه سوسک خییییییلی واقعی شکل بردم مدرسه و رو دست یکی از معلم هامون انداختم اون هم حالش بد شد و کارش به آب قند و اورژانس کشید ولی خییییییلی حال داد *:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٥
١
٠
هفته ی پیش حدود ساعت 2 بامداد بود ، با دخترخاله ها و پسرخاله هام و زن یکی از پسرخاله هام (ما اراضل اوباش *:)) و مامانم رفتیم قبرستون ... خییییییلی باحال بود کل قبرستون تاریک بود ، یه بادی هم میومد و لای برگ ها که میرفت صدای باحالی از خودش داشت دیگه هیچی من زودتر از همشون رفتم ، و بعد از پشتشون دور زدم و رفتم و پالتوی پسرخاله ام رو کشیدم و با صدای وحشتناکی گفتم : چرا رو قبرم واستادی ؟؟؟ یعنی پسرخاله ام جوری در رفت که همه باز از ترس اون ترسیدن ولی خییییییلی باحال بود *:)