خانه انجمن بیاین داستان بنویسیم..!
٩٦٢
٦٣
2nyadideh

بیاین داستان بنویسیم..!

بیاین داستان بنویسیم..!

دوستان بیاین با هم یه داستان بنویسیم ؛ به این ترتیب که هرکسی فقط یک جمله کوتاه به قبلی اضافه کنه و بقیه شو نقطه چین بذاره تا نفر بعدی..
شروع:یکی بود؛ یکی نبود...

٩٢/٠٩/١٤
نظرات کاربران
کد امنیتی
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکی نبود......
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
يكي بود يكي مبود غير از خداي مهربون هيچ كس نبود . در يكي از سرزمين هاي خيلي دور......
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
اینجوری که نمیشه!!!!!!!! قاطی پاتی میشه!!!!!!!!!!!!! یعنی کامنتا دیر میاد
m_razmi
m_razmi
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
خسته نشید یه وقت اینقدر خلاقیت به خرج میدید.
ghazale
ghazale
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
یه روز یه تری نازاروس رکس توی جنگل تک و تنها بود خخ :)))))))))))))))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
(o_O)! :)))))))))))
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
:|
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
تو یه روزی که مه غلیظی بود تری نازاروس رکس یه جاندار وحشتناکی دید ! :دی
ghazale
ghazale
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
وحشتناک تر از تری نازاروس رکس ینی ؟:)))))))))))))
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
پ ن پ :دی
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
یه روز یه تری نازاروس رکس توی جنگل تک و تنها بود.تو یه روزی که مه غلیظی بود تری نازاروس رکس یه جاندار وحشتناکی دید. باباش گفت: نازاروسه بابا میدونی این کیه انقد وحشتناک ناکه ؟
ghazale
ghazale
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
خخخ :)))))))))))9
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
خخخخخخخ میذاشتین تا آخرش خودم مینوشتم :)))))))))))))))))
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
خخخخ...مستر خاص موفق میشین !
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
خخخخخخخ یاد بازی دکی سحر افتادم اون قدیما که فاتحشو خوندیم......اینطوری که نمیشه الان از ساعت 8هیچی کامنت نبوده همه قاطی میشه که(:
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
گفت: نه نمیدونم چیه فقط خیلی بامزه است
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
یه روز یه تری نازاروس رکس توی جنگل تک و تنها بود.تو یه روزی که مه غلیظی بود تری نازاروس رکس یه جاندار وحشتناکی دید. باباش گفت: نازاروسه بابا میدونی این کیه انقد وحشتناک ناکه ؟ تری نازاروکس نرم و نازک و کوچولو موچولو (!) گف : اخدا قظاله سایت جیم رو بذارهههه لای در! ک داستان رو این شکلی شروع کرد ...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
خخخ لای در چی دقیقا :))))) عاقا دیگه کلی خلاقیت ب خرج دادم :))))))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
:خخخخخخخ
ghazale
ghazale
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
گــفـــدم یــکم از خــلــاقـــیـــات تون استفااااااااااااده کنین ، شدم آدم بــــد ؟ :)))))))))))))
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
ایشالله لای همون در گیر بکنه ! خخخخ
mah_mahdizadeh
mah_mahdizadeh
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
این داستان واقعی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
آرررررررررررره
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
یه روز یه تری نازاروس رکس توی جنگل تک و تنها بود.تو یه روزی که مه غلیظی بود تری نازاروس رکس یه جاندار وحشتناکی دید. باباش گفت: نازاروسه بابا میدونی این کیه انقد وحشتناک ناکه ؟ تری نازاروکس نرم و نازک و کوچولو موچولو (!) گفت : اخدا قظاله سایت جیم رو بذارهههه لای در! که داستان رو این شکلی شروع کرد ،اما در همین حال از طرف جاندار وحشی ندا آمد: ای تری نازاروکس! تو را به غذاله سایت جیم چه ؟! ادامه داستان را بگو که ما بسی گرسنه ایم و ایضاً تشنه!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
این (...) ها رو یادم رفت بذارم.
ghazale
ghazale
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
خخ عاقا دیگه ! :)))))
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
قضاله معروف شدی ! خخخخ
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
بعدش باباش گفت :مگه تو هم سایت جیم میری؟؟؟....تری نازاروکس هم گفت :نه قط خودت میتونی بری سایت جیم...:)
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگذاریم یه روز یه تری نازاروس رکس توی جنگل تک و تنها بود.تو یه روزی که مه غلیظی بود تری نازاروس رکس یه جاندار وحشتناکی دید. باباش گفت: نازاروسه بابا میدونی این کیه انقد وحشتناک ناکه ؟ تری نازاروکس نرم و نازک و کوچولو موچولو (!) گفت : اخدا قظاله سایت جیم رو بذارهههه لای در! که داستان رو این شکلی شروع کرد ،اما در همین حال از طرف جاندار وحشی ندا آمد: ای تری نازاروکس! تو را به غذاله سایت جیم چه ؟!خودت ایده ی بهتری داشتی عایا؟خوب است الان کبابت کنم و ببلعمت ؟
admincheh
admincheh
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
یه روز یه تری نازاروس رکس توی جنگل تک و تنها بود.تو یه روزی که مه غلیظی بود تری نازاروس رکس یه جاندار وحشتناکی دید. باباش گفت: نازاروسه بابا میدونی این کیه انقد وحشتناک ناکه ؟ تری نازاروکس نرم و نازک و کوچولو موچولو (!) گفت : اخدا قظاله سایت جیم رو بذارهههه لای در! که داستان رو این شکلی شروع کرد ،اما در همین حال از طرف جاندار وحشی ندا آمد: ای تری نازاروکس! تو را به غذاله سایت جیم چه ؟!خودت ایده ی بهتری داشتی عایا؟خوب است الان کبابت کنم و ببلعمت ؟تری نازاروکس گفت با کباب پز پلین عایا و برنج آوازه ؟خخ
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
او نیز گفت با کباب پز پلین و برنج اوازه اری با این دو خوشمزه تر میشود...خخخخخخخخخ
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
بدشم تری نازاروس تصمیم گرفت نره سایت جیم... با این ایده های سخت سختشون....
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
قصه ی ما به سر سرید کلاغه به خونش نرسید *:) هار هاار هاااااار
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
خخخخخ :))))))
javad agha
javad agha
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
بالا رفتیم دوغ بود قصه ی ما دروغ بود خخخخ
Vania
Vania
٩٢/٠٩/١٥
١
٠
یه روز یه تری نازاروس رکس توی جنگل تک و تنها بود.تو یه روزی که مه غلیظی بود تری نازاروس رکس یه جاندار وحشتناکی دید. باباش گفت: نازاروسه بابا میدونی این کیه انقد وحشتناک ناکه ؟ تری نازاروکس نرم و نازک و کوچولو موچولو (!) گفت : اخدا قظاله سایت جیم رو بذارهههه لای در! که داستان رو این شکلی شروع کرد ،اما در همین حال از طرف جاندار وحشی ندا آمد: ای تری نازاروکس! تو را به غذاله سایت جیم چه ؟!خودت ایده ی بهتری داشتی عایا؟خوب است الان کبابت کنم و ببلعمت ؟تری نازاروکس گفت با کباب پز پلین عایا و برنج آوازه ؟او نیز گفت با کباب پز پلین و برنج اوازه اری با این دو خوشمزه تر میشود.بدشم تری نازاروس تصمیم گرفت نره سایت جیم... با این ایده های سخت سختشون.قصه ی ما به سر سرید کلاغه به خونش نرسید.بعد از بررسیهای یگان ویژه جیم مشخص شد کلاغه اصن خونه نداشته طفلکی..پس تصمیم گرفت بره طرح مسکن مهر ثبت نام کنه.یهو یادش میاد زن نداره...
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
ایبل وانیا:)))))))
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٥
٢
٠
.پس تصمیم گرفت بره طرح مسکن مهر ثبت نام کنه.یهو یادش میاد زن نداره..با اشکه تمساح که هنوز اون موقع اختراع نشده بود رفت پیشه باباش و گفت : بابا بابا بابا زن میخواهم زن میخواهم .. باباش گفت : چَشُم از میان دایناسورهای نجیب فامیل یکی را برایت به همسری بر میگزینم. فقط قول بده دایناسور خوبی باشی و دست تو دماغت نکنی، آتیشم الکی ازخودت ول نکنی. پدره مادرت در اومد انقد این درو دیوارارو با پاک کننده 8 آنزیم اتک پاک کرد و با نگاهی به شکمش به سمت تنتاک رفتندی تا حرکت دراز نشست از خودش ول کند !!!
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
اینی که خونه نداشت کلاغ بود البته نه دایناسور
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
آهان!!! نکته انحرافی داشت دیگه!!!!! این کلاغه خونه زندگی نداشته که !!! با این دایناسوره زندگی میکرده .. وقتی زن میخواد میره به دایناسوره میگه .. بهله . اینگونه است :))))
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٩/١٥
١
٠
..... و با نگاهی به شکمش به سمت تنتاک رفتندی تا حرکت دراز نشست از خودش ول کند! در همان لحظه نگاهش به سمت چای محسن رفت و تبلیغات تویوتایش... با خود گفت زن را بیخیال مسکن مهر را بیخیال ... شاید در قرعه کشی ماشینی برنده شدم و ....
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٩/١٥
١
١
و با خودش گفت این همه مجرد توی سایت جیم هست حالا حالا ها مونده تا نوبت من بشه پس
M_BARF
M_BARF
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
پس به این نتیجه میرسیم که اگه از اول بالا بالا داشت این همه مشکل براش پیش نمیومد خخخخخ
م-نص
م-نص
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
و با نگاهی به شکمش به سمت تنتاک رفتندی تا حرکت دراز نشست از خودش ول کند! در همان لحظه نگاهش به سمت چای محسن رفت و تبلیغات تویوتایش... با خود گفت زن را بیخیال مسکن مهر را بیخیال ... شاید در قرعه کشی ماشینی برنده شدم وبا خودش گفت این همه مجرد توی سایت جیم هست حالا حالا ها مونده تا نوبت من بشه پس با خودش گفت این همه مجرد توی سایت جیم هست حالا حالا ها مونده تا نوبت من بشه پس می شود نتیجه گرقت چه همه بیکار تو سایته،این نتایج رو ول کنین کجا شله مدن....
par!sa
par!sa
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
=))
م-نص
م-نص
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
خداوند فن کپی پست رو از مردم نگیره:))
M_BARF
M_BARF
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
بااااااااااااااااشههههههههههههههههه حالا دیگه قسمت منو حذف میکنید اقا نص؟؟؟؟؟؟؟؟
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
آخه قسمت شما نمیفهمه آم چه خبر شده : )
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
بالا بالا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ : M_BARF عزیز برای همه ی اعضای جیم می خری عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
یه روز یه تری نازاروس رکس توی جنگل تک و تنها بود.تو یه روزی که مه غلیظی بود تری نازاروس رکس یه جاندار وحشتناکی دید. باباش گفت: نازاروسه بابا میدونی این کیه انقد وحشتناک ناکه ؟ تری نازاروکس نرم و نازک و کوچولو موچولو (!) گفت :نه نمیدونم چیه فقط خیلی بامزه است اخدا قظاله سایت جیم رو بذارهههه لای در! که داستان رو این شکلی شروع کرد ،اما در همین حال از طرف جاندار وحشی ندا آمد: ای تری نازاروکس! تو را به غذاله سایت جیم چه ؟!خودت ایده ی بهتری داشتی عایا؟خوب است الان کبابت کنم و ببلعمت ؟تری نازاروکس گفت با کباب پز پلین عایا و برنج آوازه ؟او نیز گفت با کباب پز پلین و برنج اوازه اری با این دو خوشمزه تر میشود.بدشم تری نازاروس تصمیم گرفت نره سایت جیم... با این ایده های سخت سختشون.قصه ی ما به سر سرید کلاغه به خونش نرسید.بعد از بررسیهای یگان ویژه جیم مشخص شد کلاغه اصن خونه نداشته طفلکی..پس تصمیم گرفت بره طرح مسکن مهر ثبت نام کنه.یهو یادش میاد زن نداره.با اشکه تمساح که هنوز اون موقع اختراع نشده بود رفت پیشه باباش و گفت : بابا بابا بابا زن میخواهم زن میخواهم .. باباش گفت : چَشُم از میان دایناسورهای نجیب فامیل یکی را برایت به همسری بر میگزینم. فقط قول بده دایناسور خوبی باشی و دست تو دماغت نکنی، آتیشم الکی ازخودت ول نکنی. پدره مادرت در اومد انقد این درو دیوارارو با پاک کننده 8 آنزیم اتک پاک کرد و با نگاهی به شکمش به سمت تنتاک رفتندی تا حرکت دراز نشست از خودش ول کند !!!ر همان لحظه نگاهش به سمت چای محسن رفت و تبلیغات تویوتایش... با خود گفت زن را بیخیال مسکن مهر را بیخیال ... شاید در قرعه کشی ماشینی برنده شدم وبا خودش گفت این همه مجرد توی سایت جیم هست حالا حالا ها مونده تا نوبت من بشه پس به این نتیجه میرسیم که اگه از اول بالا بالا داشت این همه مشکل براش پیش نمیومد پس می شود نتیجه گرقت چه همه بیکار تو سایته،این نتایج رو ول کنین کجا شله مدن. رفت از مامانش سطل گرفت بره شله بگیره که دید چه جمعیتی اومدن واسه شله اما اصلا نگرانی به خودش راه نداد و رفت جلو ...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
سلام ... الان اين يك جمله است
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
نه کل ماجراست واسه یاد آوری
faeze
faeze
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
خخخخخخخخ:))چه قدر بامزه شد داستان:)
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
چه همه تبلیغ!!!!!!!!!!!!!!!!!سازمان بازرگانی اینو ببینه سایتو یا تخته می کنه یا پول همه اینا رو می گیره خخخخخخخ
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
ادامه داستان تا پایانش:....و رفت از مامانش سطل گرفت بره شله بگیره که دید چه جمعیتی اومدن واسه شله اما اصلا نگرانی به خودش راه نداد و رفت جلو .............ولی شله دیگه تموم شده بود و بهش نرسید او شکست بسیار بسیار بزرگری خورده بود اما تحمل این شکست را نداشت برای همین رفت و از بزرگترین دره خودشو پرت کرد پایین و خودکشی کرد!....این هم پایان داستان دایناسور داستان ما!!!
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
یا خداااااااااااااااا!!!! دایناسورا رادن منقرض میشن نکنید این کارو خوب!!!!!
Vania
Vania
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
و رفت از مامانش سطل گرفت بره شله بگیره که دید چه جمعیتی اومدن واسه شله اما اصلا نگرانی به خودش راه نداد و رفت جلو .............ولی شله دیگه تموم شده بود و بهش نرسید او شکست بسیار بسیار بزرگری خورده بود اما تحمل این شکست را نداشت برای همین رفت و از بزرگترین دره خودشو پرت کرد پایین و خودکشی کرد!از قضا در همون حین سیمرغی در آن حوالی در حال پرواز بود و از قضاتر او افتاد بر پشت سیمرغ.سیمرغ هم که بسیار تنها بود بسی مشعوف گشت از یافتن هم صحبتی.پس نگذاشت او خودکشی کند...
ati200
ati200
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
واینقدر مجذوب حرفهای سیمرغ شد که کلا ازشله فراموش کرد...و یادش رفت چرا می خواست خودکشی کند..پس به سمت خانه بازگشت...قبلا ازاینکه برگرد سیمرغ به او بسته ایی داد و گفت هروقتی رسیدی خونه بازش کن............
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
و گفت هروقتی رسیدی خونه بازش کن...... اونم بازش نکرد و خوابــــــید ... :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٧
١
٠
و گفت هروقتی رسیدی خونه بازش کن...... اونم بازش نکرد و خوابــــــید ... :) .. صبح که بیدار شد کباب پزه پلینو تو محیطه 1*1 آشپزخانه غارشون گذاشت و با خوش حالی شروع کرد به پخت کباب در حالی که هشت سیخ گردانه چخچخی داشت..و سپس با خوشحالی پختش برنجه هایلی .... سپس یادش آمد دیشب سیمرغ جون یه بسته ی باز داده .. رفت بازش کرد و از توووووووش ...... آن چه در آینده خواهید دید ( وای خدا !!! منو این همه خوشبختی محال است محال است .. تورا داشتن هماننده خواب و خیال است خیال است وای چقدر خوشحالم الان وای وای چقدر خوشبختم واییییی دارم منفجر میشم از خوشبختی .. اما من فقط شنبه و دوشنبه میتونم برم که !!!! ای بابا !!! ..) ( نه بقیشم خودم میگم ) ... آنچه گذشت ..... رفت بسترو باز کرد و توووووووش........ یک بلیط موجهای آبی بود که روز های شنبه دوشنبه و چهار شنبه مخصوص بانوان و او که تمام روزهای این هفته به جز شنبه و دوشنبه مشغول عمل کاشت گونه و دماغش است تصمیم گرفت ....
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
در ضمن من یک جملم به وقته گرنوویچ بود ببخشید دوستان :))))))))
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
تصمیم گرفت بی خیال موج های آبی شود و بیاید در سایت جیم عضو شود:)