خانه انجمن خاطرات لوازم تحریری
١١٨٠
٦٢
a-pooryousof

خاطرات لوازم تحریری

خاطرات لوازم تحریری

یکی از بهترین خاطرات دوران تحصیل خرید لوازم تحریر قبل مهر بود/ خاطراتتون رو از اون دوران بگین

٩٢/٠٦/٢٦
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
خاطره خاصی ندارم...چون به وسط سال نکشیده لوازم التحریرم گم میشه..:|
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
وا؟؟؟
م-نص
م-نص
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
جدا..................من به جز کتاب دفتر اکثر لوازمام رو گم می کردم
ghazale
ghazale
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
من خیلی هنر کنم کتابامو گم نکنم :))
zahra
zahra
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
چه بد
پری_شاهی
پری_شاهی
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
من کلا یک مداد بیشتر ندا شتم قناعت میکردم
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
آخییی....چه طفلی
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
زیاد چیزی میخریدم از همه رنگ واقعا کیف میکردم ولی متنفر بودم از اینکه یک نفر روز اول مدرسه ها کفشم رو له کنه دلم میخواست گلوش رو میجویدم
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
آخی....انقدر شور داشتم....کیف...جامدادی....خودکار همه رنگ.....همه چی میخریدم.....اصن یک وضعی..........از آخرم گم میشد تو مدرسه....کش میرفتن بچه ها
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
خودکار همه رنگ رو خوب اومدی...دختر باید رنگی رنگی بنویسه:)))
blue girl
blue girl
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
ابدا
ghazale
ghazale
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
امسال رفتم نمایشگااااه ! کل نمایشگاهو گشتیم دو تا دفتر خریدم :|
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
اره چقدر خوش میگذشت...انتخاب وسایل و لوازم و همه چی....کلی حال میداد..بین اون همه کیف و دفتر و قلم و جامدادی..نمی دونستی کدوم و انتخاب کنی...یکی ازیکی خوشگلتر...البته الان خیلی قشنگ ترن اززمان ما..کاش الانم میشد برم بخرم ..ولی به کارم نمیاد دیگه
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
بهترين خاطراتم اينه كه تا سال سوم راهنمايي بعد از خريد لوازم التحرير يني تا موقع شروع مدارس صدبار اينا رو از توي پلاستيك درمياوردم نگاه ميكردم و باز ميذاشتم توش،مخصوصا اينكه دايي ام هم مغازه لوازم التحرير داش هميشه همونجا پلاس بودم....
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
آره من همیشه ذوق و شوق داشتم برای خرید لوازم........وقتی هم که از خرید میومدم داداشو خواهرم میومدن با همدیگه مینشستیم لوازمو نیگا می کردیم
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
نگا کردنشون یه کیف خاصی داره....
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٦/٢٦
١
٠
خودکار اکلیلی و خط کش مدلیو پاک کن سیاهو مداد بیستو دفتر فانتزی..........آخیییییییییییی
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
پاک کن سیاه:)))
korosh
korosh
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
من که هنو تو همون دورانم :))))) اصلا هم حال نداره !!!
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
خیلیم کیف داره:))
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
یادش بخیر بچه بودیم یه مدادای دراز و انعطاف پذیری اومده بود...بهش میگفتن مداد جادویی...چقد باحال بودن :)
م-نص
م-نص
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
اره.....چه حالی می داد باهاش کتک کاری کردن:)
wolf
wolf
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
اره داداشم داشت بهم نمیداد:((((((( تا میومدی بنویسی میرفت تو چشت خخخخخخ
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
خخخخ...خیلی باحال بود...تو کلاس دوم یه بار یکی زد تو صورتم یه خط کامل رو صورتم قرمز شد :(((...
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
اصلا سر کردنشون عذاب بود....
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
پارسال رفتیم نمایشگاه،اینور اونور همه چی رو قیمت کن ....آخرش کلا یه ماژیک فسفری خریدم:|
م-نص
م-نص
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
:))نمایشگاه جنساش به درد نمی خوره
wolf
wolf
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
0-0 دخترو این قدر قانع؟
ghazale
ghazale
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
خخخ قااانع ! سخت گیر ! میره بعدا از بیرون میخره ! :))
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
خب بیرون بیتره...خودکارو دفتراش بهتره:))
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
نخیرم اصلاخاطره خوبی نداره لوازم التحریرخریدن.اه اه باز مدرسههههههههه هااااااااااا...........
m_sana
m_sana
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
وای که قشنگ ترینش کیف کلاس اولم بود اینقدر قشنگ بود که هنوز شکلش یادمه آخییییی
m_sana
m_sana
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
یه چیز دیگه هم یادم اومد جلد کردن کتابا وای چه کیفی میداد کلی ذوق داشتم ها با بابام دوتایی میشستیم و کتابامو جلد میکردیم
م-نص
م-نص
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
خاطره ندارم باوا...................جز اینکه خودم میرفتم می خریدم
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
یه بار ما کلی لوازم تحریر خریدم اومدیم خونه گداشتیم رو اپن بد من داشتم مدادامو تو جا مدادیم میچیدم یه دفه مدادم افتاد خم شدم بر دارم داشتم بلند میشدم گوووووم سرم خورد لبه اپن منه ببخ بخت منه بیچاله
wolf
wolf
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
اخ منم یه بار داشتم پشتک میزدم سرم خورد به اپن مردم رسما
wolf
wolf
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
من هیییییییییییییییعییییییییی هر چی از پارسال خواهر برادر مونده بود میریسید به ما:)
ghazale
ghazale
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
می موند چیزی از لوازم اتحریرشون ؟ من موقع امتحانای پایانترم میرم دوباره خودکار می خرم خخخ
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
چی بگم منو یه تیکه کاغذ و یه دونه زغال همین...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٦/٢٦
١
٠
یه تیکه سنگ و یه دونه میخ و یه چکش چطوره ؟ :)))
wolf
wolf
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
سنگ چیه غضاله سن بابابزرگ به این چیزا قد نمیده یه تیکه از دیوار غارو یه تیکه سنگ شبیه میخ:)
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
کی این بچه ها رو اینجا راه داده؟؟ ای بــــــــابــــــــا...
میلاد
میلاد
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
راس میگی....چه شوق زوقی داشتیم....البته فقط دوران ابتدایی:|
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
زوق = ذوق !!!!!!!
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
ما که هرسال سه تایی(به همراه دوتا داداشام) میرفتیم خرید.. یه شلوغ بازی در میاوردیم تو مغازه.. اصن یه وضی!!بعدم سه تایی تو خونه کتاب دفترارو پخش میکردیم می شستیم به جلد کردن!الان که سه تامون بزرگ شدیم دیگه از اون خریدا خبری نیست. امسال بابام رفتن مغازه.. کلأ سه سری برگه پاپکو خریدن واین شد تمام لوازم تحریر امسال ما!!!
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
چقد خوش میگذشته بهتون پس..
پری سا
پری سا
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
وااااااااااااای اره.......لوازم تحریر خریدن خیلی خوبه.........
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
به نام خدا ، خاطره ای ندارم در این مورد / البته یادم خیلی چیز میز میخریدم همو اولش داغ بودم نمیفهمیدم :خخخخخخخخخ
Vania
Vania
٩٢/٠٦/٢٦
٠
٠
چارتا دفتر و مداد خریدن خب مگه خاطره داره!!!!!!!!!!!
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
4تا؟؟؟نه واقعا 4تا؟؟؟خخخخ
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
یادمه سال چهارم دبستان من همش دنبال دفتر مرد عنکبوتی بودم پیدا نمی کردم ! مامانم هم رفتن یه تعاونی گرفتن ( البته به عیر از بقیه دفترام ) یه آدمک و یه عنکبوت روش کشیدن ... اصن خلاقیت در حد سر کار گذاشتن بجه ....
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
خخخخخخخخخخخ....ایول مامان:))
mahsa.a
mahsa.a
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
عاشق خریدن جامدادی بودمولی...
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
من وقتی بچه بودم خیلی دوس داشتم تو مغازه که میریم هی از فروشندهه بپرسم :این چنده؟خلاصه یه بار رفتیم لوازم تحریری ...ابتدایی بودم...یه جامدادی دیدم با اینکه جامدادی داشتم ولی میخواستم بپرسم چنده؟اغاهیچی پرسیدنمان همانا و صورتمان شبیه علامت سوال شدن همانا...اون زمان جامدادیه بود 12 هزارتومن...از مخم داش دود میزد بالا...
s.2
s.2
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
خواهرم با کلی ذوق رفته خودکار رنگیو اینا خریده برگه های بچه هارو با خودکار رنگی امضا کنه از کودکی همینجوری بود ولی من... هنو مدرسه ثبتنام نکردم
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٦/٢٧
٠
٠
همش مداد استدلر ميخريد بابام برامون....اصلا تنوع نميدادن...حالا ميفهمم همون از همه بهتر بود...جالب بود روزي كه كتابامو ميدادن سلفون ميكشيديم و اسممو رو برچسب مينوشتيم...يادش بخير
Paeez
Paeez
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
مداد رنگی 24 تایی :)شیرین ترین جایزه اولین روزای اول دبستانم..هدیه پدرم:)
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٩
٠
٠
شوق و ذوق در حد بو کردن لای دفترا و کتابای نو...خیلی بوشونو دوس میداشتم...من معمولا زیاد چیزی نمیخریدم.چون همون2سال اول ابتدایی مامانم انقد واسم دفتر مداد خرید که کل12 سالو جواب میداد.خخخخ
blue girl
blue girl
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
من از همون اول از مدرسه متنفر بودم مامان و بابام معلم بودن بعضی روزا میرفتم باهاشن
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٦/٣٠
٠
٠
خاطره :) زندگي همش خاطره ست، مخصوصا دوران تحصيل! منتهي قسمت لوازم تحريرش آمفوتر ترين بخشش هست! نميشه از زنگ تفرح ها و بچه مثبت بودن هامون تعريف كنيم ;)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٦/٣١
٠
٠
سلام كيف را براي روز اول ميخواستم بعد از آن كتابهايم را چهار بند ميكردم خيلي حال ميداد