خانه انجمن باز آمد بوی ماه مدرسه..
٧٦٧
٧٧
سارا

باز آمد بوی ماه مدرسه..

باز آمد بوی ماه مدرسه..

شیطنت های دوران مدرستون چی بوده اصلا بچه ی شیطونی بودین؟

٩٢/٠٥/٢٨
نظرات کاربران
کد امنیتی
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٨
١
٠
وای وای من برم این انجمن بی خیال شم آبروم میره بگو چی کارا نکردم! واااااااااااااااااااااااااااااای خدا
سارا
سارا
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
حالا بگو همه ازین کارا کردن:)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٢٨
١
٠
آبجی بگو یه کم شاد شیم....خواهرمونم بیتر بشناسیم
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
باچه میگم
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٨
١
٠
خب دو مورد کوتاه و خیلی رو سبک میگم!:خب مثلا من همیشه تخته پاک کن رو چسب میزدم و وقتی یکی از معلمهامون(به خصوص معلم هنرمون) میخواست تخته رو پاک کنه به دستش میچسبید خخخخخ لازمه بگم یادمه ایشون رو پوستشون خیلی حساس بودن!/خب من از مارمولک نمیترسم مثل خیلی از شما ها و یه بار دوست بابام یه مارمولک تو شیشه آورده بود خونه ی ما یه روز پیشمون امانت قرار بود باشه بعد از ظهر فرداش بیاد بگیرش!خو من چون دیدم علوم دارم به این بهانه یه جورایی مارمولک رو برداشتم ولی شیشه رو با کادو بستم! و رفتم! و بعدش وقتی به کلاس رسیدیم و معلممون اومد چون ایشون عادت داشت عینکش رو تمیز کنه و همیشه به یکی از بچه عسل های کلاس میداد!منم از این فرصت استفاده کردم و گفتم:خانم این مال شماست! خوب نمیدید وقتی کادو رو باز کرد و دید، مارمولک رفت رو مقنعه اش خب؟! بعد خواست یه واکنش نشون بده تا بلند شد برگشت با صورت رفت تو در بعدش پاش به پایه میز گیر کرد و رفت تو تخته! خب جون سالم به در برد! تا یه هفته باهش کلاس نداشتیم!/و... میخوام بگم ولی هر چی بیشتر میرم جلو بیشتر عذاب وجدان میگیرم! بی خیال! خب مثلا از عملیات تام کروزی در امتحانات نهایی و یا به هم ریختن کتابخونه مدرسه و یا یکی از خلافهای سبکم که منفجر کردن ازمایشگاه شیمی بود و....... نگم بهتره
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
بابا!!!ما فکر کردیم خودمون خیلی آدم رذلی تشریف داریم ف نه من فقط تو هر سال تحصیلی یک ماه کاملشو اخراج از کلاس بودم!!!
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
این که کیف نمیده من معلم ها رو معرفی میفرستادم مرخصی اجباری یه نمونه ساده اش رو گفتم که بقیش خوب نیس بگم دیگه!
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
الان اون کلمه معرفی اضافست اصن نمیدونم چرا نوشتمش! خخخخخخخخخخخخخخخخ
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
من و شیطونی ؟؟ خیلی دختر خوبی بودم فقط یادمه یه بار دوران دبیرستان سر کلاس ریاضی بادوستم قایق درست میکردیم درواقع کلاس اموزشی بود! سریع هم تعطیل کردیم نمیدونم حالا شیطنت محسوب میشه یا نه؟
سارا
سارا
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
؟!؟!؟!؟!
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٢٨
١
٠
پ ن پ...اینا خاطرات سوگلی بودن محسوب میشه
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
خدا نکشتی ........چه بچه شیطونی بودی!!!!!!!!
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٢٨
١
٠
میشه نگم؟؟؟خیلی زیاده خو....
سارا
سارا
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
زحمت کشیدی اینجا برا گفتنه دیه
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
نه من اجازه نمیدم باید بگی!!!
fahime.n
fahime.n
٩٢/٠٥/٢٨
١
٠
هه..........من بخوام بگم کل صفحه پر میشه................فقط یه چیز مهم............گروه 6 نفره ی ما ( من ، گل یاس، فاطمه ،فاطمه ،فاطمه ، زهره) شر ترین گروه مدرسه بودیم.........البته شربازی هامو ن بجای خودش اما وقتی یه نفر ناراحت بود همه دپرس بودیم....... یکیش این بود که ......... بعدا میگم.......
korosh
korosh
٩٢/٠٥/٢٨
١
٠
:| نیگا من چه پسر خوبیم همه رو گفتم :|
korosh
korosh
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی : من اینفد که مدیر های مدرسه رو ازیت میکردم شیطون خدا رو ازیت نمیکنه : مثلا یه بار اخر سال بود ترقه انداختم تو دستشویی های مدسه یَک صدایی کرد که بمب اتم نمیکنه !! یا یک بار تو فوتبال توپ رو از قصد زدم به معلم ورزشمون !! یا یک بار شیشه دفتر رو اوردم پایین ( البته از قصد نبود ) !!یا یک بار با بچه ها رفتیم از مدرسه بیرون یک چند تا نوشابه خربدبم خوردیم ( وقتی که اومدین کباب بمون کردن ) !! و 20000 تای دیگه که نمیشه بگم دیگه
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
باز ترقه؟؟؟؟:((((((((((((((
fahime.n
fahime.n
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
آقا مهدی............................فک میکردم اروم باشی...............منم یه بارمیخواستم ترقه بندازم...ترقه ه عمل نکرد:(((((( یه بار توپ بسکتبال از دستی پت کردم تو حیاط مدرسه ی امیر کبیر....... خورد توی سرمربی ورزش اونا....... خدا رو شکر کسی نفهمید:$
٩٢/٠٥/٢٨
١
٠
امسال یه دبیر عربی داشتیم تا میومد تو کلاس پشتشو میکرد به ما و رو به تخته وامیستاد. تا اخر کلاسم درس میداد و اصن مارو نمیدید.ماها هم که دیگه واویلا.یه بار یکی از بچه هامون یه عالمه نگین دندون اورده بود با چسبش .برا کل بچه های کلاس زد...یه بارم گوشیمو برده بودم مدرسه .همش دست دوستم بود.سر کلاس بهم گفت:هندزفری شو بده .منم دادم.اینم هندزفری رو کرده تو گوشش اما یادش رفته بود وصل کنه به گوشی.یه دفعه دیدیم صدای یه اهنگ زیاد داره ازپشت میاد من که مردمو زنده شدم تا تونستم دبیرمونو راضی کنم تا به مدیر مدرسه نگه... البته یه بارم سر کلاس ادبیات دوستم داش بهم اموزش قایق با کاغذ میداد دبیرمون فهمید مارو از کلاس بیرون کرد .هنوز که هنوزه نمیدونم براچی مارو بخاطر این کار فرهنگی از کلاس بیرون کرد...
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
الان کاربر ناشناس شمایین ادمین ماشا؟؟؟
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
دیگه حوصله ی تایپیدن ندارم.
fahime.n
fahime.n
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
یکی از کارای خودم..یه بار تو دبستان که بودم...ناظممون خیلی بهم گیر میداد.خوب حق هم داشت..خیلی شیطون بودم......... یه بار خیلی از دستش کفری بودم.........تو زنگ تفریح یه سوسک پلاستیکی از یکی از دوستام گرفتم انداختمش جلوی ناظممون.....بقیشم خودتون برین دیگه............ اگر بخوام شیطونی های توی دوران راهنماییمو بگم که دیگه ابرو واسم نمیمونه........:)))))))))))
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخ...بیچاره ناظمه
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
شیطون؟؟من؟؟؟من معلما و ناظم و اینا رو دوس داشتم و شیطونی نمیکردم...
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
اره جون خودت.........
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
تیچرز پت ! :)))
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
به جون خودم!
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
شيطوني ها ريز بود اما خيلي حال ميداد .ترقه/وقتي ميخواستن كيفارو بگردن/2در كردن كلاسا......زيادن ديگه ...نميشه گفت يكم شخصيت برام بمونه حداقل
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
سر کلاس ریاضی آینه بردم هعی با اینه نور مینداختم تو صورت معلممون این بنده خدا نمیتونست درس بده اعصابش تیر تو پر شد ناجور.زمستون بود برفم اومده بود شدید ناظممون اومد تو حیاط که حواسش به ما ها باشه ماییم با 6تا از بچه ها گوله برفی درس کردیم هماهنگ باهم از پشت زدیم بهش بعدشم پا گذاشتیم به فرار.دانش آموز محوری داشتیم زیر معلم علوم ریاضی آدامسو سوزن ته گرد گذاشتیم معلم جغرافیم که خودم طی ی عملیات مار پلی رو سرش بادکنک پرآب ترکوندم
zahra
zahra
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
من اوججججججججج شیطنتم که نگو ........ولی زیاد جلوی معلما خودمو نشون نمیدم
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
شیطون که نبودم . فقط پیش دانشگاهی با چند نفر دوست بودن که اونا شیطون بودن منم به تبعیت از اونا همون سال شیطون شدم . وای یادش بخیر چقدر دلم میخواد اون روزا دوباره تکرار بشه .
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
من نه...یعنی به تنهایی نه..ولی دوستام که نقشه میریختن منم قاطی میدم...تا تهشم بودم.........از روشن کردن عود و انداختن تو تمام کلاسای مدرسه حتی دسشویی...از باز کردن شیرگاز اصلی..........از انداختن پرده ها و کشف کجاب کردن جلوی معلمامون..از اب ریختن روی معلمامون........تا خیلی چیزای دیگه
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
پیش دانشگاهی بودیم ازهرفرصتی برای اموزش حرکات موزون استفاده می کردیم...حتی کلاس و اوردن کنار دفتر مدرسه..اما فایده نداشت...یه بار حواسمون نبود دیدیم ناظممونم واستاده دست میزنه....خیلی باحال بود..همه دم دفتر بودیم..به جرم اموزش حرکات موزون
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
دبیرریاضی پیش یه اقایی بود.لطف کرد یه حرفی زد بهمون برخورد..تازه ماشین خریده بود ..ماهم زحمت کشیدیم ...4چرخ رو پنچر کردیم
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
دبیرزبان پیش خیلی کلاس میذاشت برامون...رو کاپوت ماشینش باکلید نقاشی کردیم..چقدرم خوشگل شد
terme
terme
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
شیطون؟؟من و دوستام شیطنتو میذاریم تو جیبمون میریم سیزده بدر...هرکاری از ما بگی بر میاد...از تف کردن رو سر ناظم از طبقه بالا بگیر تا آهنگ گوش کردن سر کلاس دینی و آدامس چسپوندن رو صندلی معلم...خخخخ یه بارم معلما رفته بودن نماز جماعت ما از هر معلمی که بدمون میومد یه لنگ کفش برداشتیم انداختیم تو حیاط پشت درختا...خخخ یادش بخیر
jalal
jalal
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
به هیچ وجه نبودم
sun
sun
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
هی یادش بخیر ی دفه باعپ شدم دوستم ازمدرسه فرار کنه ....
سارا
سارا
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
وای
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
:))))))))))))
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
همرو میزنم
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
اهههههههههههه چرا اینکارو با من می کنین ؟ این چه تیتریه آخه ؟ :(((
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
عجب تیتر خوش بویی )). شیطنت که زیاد بود ، خدا مارو ببخشه )) یادش بخیر یبار مسابقات روباتیک رو با پرتاب کیسه های آب سمت روبات ها نابود کردیم ؛ یکی از اون کیسه هام خورد به شقیقه های آقای ناظم )) که اتفاقا مسن هم بود ))
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
باز تو از این سوالای بی مورد پرسیدی؟؟؟ خب الان اگه بگم که آبروی خودمو خودتو مدرسمو..خانواده و فامیلو..دخترخالمون که اینجاست و جیم......میبرم که کلا!...خخخخخخخخ
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
راستش خیلی زیاد بوده...همه کارم کردیم تا حالا :)...
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
به قول شاعر گفتنی : از کدوم یکیش بگم برات ...؟!؟!؟
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
ای بابا....از شما که **خونی...بعیده که! نچ نچ نچ
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
اولا که از شما خرخون تر نیستم ... دوما اتفاقا منو دست کم نگیر منو دست کم نگیر ...
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
شیطونیام از اول دبیرستان به بعد شروع شد.سال دوم و سوم اوج گرفت.نمیتونم بگم آبروم میره : ))))
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
خدا ازم بگذره...امسال معلم آمارمون رو خیلی اذیت کردیم...مثلا همش ادای تیکه کلاماش رو در میآوردیم...هـــعــــی...چقد دلم براش تنگ شده...
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
نه! من خیلی دخدره خوبی استم!
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
دریا؟؟؟تو؟؟؟؟نه بابا
آروشا
آروشا
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
مند شیطونی زیاد کردم ولی خوش شانس بودم هیچکی نمیفهمید کار من بوده
sorme
sorme
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
سر صف داشتم ناخونامو کوتاه میکردم ناظم مدرسه اومد بالا سرم گفت چیکار میکنی؟با کمال پررویی گفتم دارم ناخونامو کوتاه میکنم!بعد اسممو نوشت تو دفترش.داشتیم میرفتم تو کلاس ناخن ها رو که نگا میکردن ناخنامو نشون ندادم گفتم قبلا اسممو نوشتی!
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
امسال خيللللي بچه شيطوني بودم يه بار دوربين برديم مدرسه بعد شانس گند ما يه كلاس ديگه هم دوربين داشتن و يكي از بچه هاي اون كلاس اونا رو لو داد مدير مدرسه ماهم هوس كرد كل كيفاي بچه هاي مدرسه رو بگرده اقا ما رفتيم دوربين ها رو توي بخاري قايم كرديم بعد خبر دادن توي بخاري و زير بخاري رو گشتن بعد انداختيم توي يه پلاستيك و بعدش هم توي سطل اشغال كه ديدم اي بابا اونم گشتن ناچار رفتيم لوله بخاري رو از وسط دراورديم و دوربينو گذاشتيم توي لوله بخاري ،دوربين مديرمون اومد دم در كه وارد شه كلاسو بگرده يهو بهش تلفن زدن و رفت،اخ ما مرده بوديم....
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
وا....مگه دوربین چیه......ما که همین طور میبردیم کسی چیزی نمیگف....تازه بامدیرمونم عکس گرفتیم!
wolf
wolf
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
منم با گل سرخ موافقم البته بعضی مدرسه ها خیلی سخت گیرن
miss bm
miss bm
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
دلم مدرسه میخواد
miss bm
miss bm
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
بند کفش بچه هارو میبستیم به صندلی - سر کلاس به صورت کلنی غذا میخوردیم -جلو دوربین مدرسه شکلک و ادا در می اوردیم - پشت در کلاس معلمی که دوسش نداشتیم کلی صندلی میچیدیم که نتونه بیاد بیرون. قرص می انداختیم تو بخاری
miss bm
miss bm
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
سر کلاس آمار با کاغذ گلوله های کوچیک درست میکردیم و هر وقت دبیرمون پشتشو میکرد به ما هی از پشت میزدیم بهش.
miss bm
miss bm
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
عمدا واسه ناهار ماهی می اوردیم و میشستیم سر کلاش میخوردیم بعدش که دبیر میومد از بوی گند حالش بهم میخورد
par!sa
par!sa
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
هعی....دلم واسه مدرسه تنگیده..... من و چند تن دیگه جزو اشرار بودیم...هیشوقت دوس نداشتم مامانم بیاد مدرسه... میترسیدم
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
فقط همین قدر بگم که اگه درس ام خیلی خوب نبود وهمیشه نمره هام بیست نبود کسی تو مدرسه راهم نمی داد.سوم راهنمایی کلاس سوم سه بودم کلاسی که هر معلمی اون زنگ با ما کلاس داشت همه ی معلم ها بهش تسلیت می گفتند.!!!!!!!خخخخخخخخخخخخخخخ
A_vav
A_vav
٩٢/٠٥/٢٩
٠
٠
خیلی بچه شیطونی هستم... ;)) یه بار سر کلاس با حضور معلم داشتیم گل کوچک میزدیم هیچی دیگه معلمه دید انداختمون بیرون!!!
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
گل کوچیک؟؟؟
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
خاطرات دوران راهنمایی این که هر وقت شیفت ظهر بودیم میرفتیم ساندویچی/ دوران دبیرستانم که اصلا زیاد مدرسه نمیرفتم که خاطراتی از شیطنتام داشته باشم/ یعنی از دانشگاه بیشتر تعطیل میکردیم یادش بخیر
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخ
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
شیطونی؟؟من و شیطونی؟؟؟نه...اصلا....نه که اصلا ولی خیلی کوشولو بوده،خیلی.........نه الان که فکر می کنم اصلا من شیطونی نکردما.....از امسال باید یه کارایی بکنم.....الان احساس مثبت بودن بهم دست داد............ای وای....خب من مظلومم اصن.ولی نه شیطون باشی خعلی کیف می ده.....دوستان یه چیزی بگین که من رو از این مثبتی دربیاره
wolf
wolf
٩٢/٠٥/٣٠
٠
٠
هر کی منو میبینه میگه تو همیشه اینقدر ارومی؟
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
همین کنار گوشه ها شیطنتی می کردیم
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٠٢
٠
٠
اره بابا.شیطون کلاس بودم من.یه گروه تشکیل داده بودیم کرم میریختیم همش!هه