خانه انجمن آقـــــــــــــــــــــــــآ اجازه؟!
١٠٤٩
١٤٣
sjalal

آقـــــــــــــــــــــــــآ اجازه؟!

آقـــــــــــــــــــــــــآ اجازه؟!

تا حالا کاری کردین که استاد یا معلمتون شما رو از کلاس اخراج کنه؟دلیلش چی بوده؟

٩٢/٠٥/٠٤
نظرات کاربران
کد امنیتی
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٥/٠٤
١
١
نه من بچه خوبی بودم کلن. / ولی اخراج کردم :)
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
اول :)
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
خانوم معلم:))
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
اره که شده همکلاسی ازاری تعدادشم زیاد بوده
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
به قیافت می خوره شر باشی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٤
١
١
نه من بچه بسيار خوبيم.................
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
برعکس من!!!تا دلتون بخواد اخراج شدم از کلاس!یک بار پرونده ام رو هم دستم دادن
7 مقدس
7 مقدس
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
ماشالا به شما!
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
اصن معلومه
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٥/٠٤
٢
١
من فقط سر کلاس زبان 2 تا ترقه انداختم .نمی دونم چرا از کلاس منو انداخت بیرون.دبیرستان
miss bm
miss bm
٩٢/٠٥/٠٤
١
١
یغنی واقعا چرا انداختنت بیرون؟
sorme
sorme
٩٢/٠٥/٠٤
١
١
ایول
sorme
sorme
٩٢/٠٥/٠٤
١
١
ایول
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٤
١
١
واقعا چرا انداختت بيرون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
واقعا چرا انداختنت بیرون؟
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
عجب معلم بی منطقی بوده که انداختت بیرون
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟/
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
نه ننداختنم بیرون
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٥/٠٤
١
١
نه..نچ ....اصن...من همیشه خوب کلاس بودم......
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٠٤
١
١
نه من دختر خوبی هستم
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
معلومه.سپاس:))
miss bm
miss bm
٩٢/٠٥/٠٤
١
١
من بچه خوبی بودم نشده تاحالا. اصولا این بیرون انداختنا مال آقایونه
کیوکو
کیوکو
٩٢/٠٥/٠٤
١
١
من راهنمایی بودم یه دبیرداشتیم کل بچه هاعاشقش بودن من ازش بدم میومد.صدام زد رفتم انشاموخوندم دفترموگرفت یه صفرگنده داد.من رفتم نشستم دفترموکوبوندم رومیز اومد گوشمو کشید انداختم بیرون
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
من چند باری از کلاس بیرون رفتم...اما بیشتر به خاطر انجام ندادن تکلیف بوده...بیشتر هم درس ریاضی
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
مگه ریاضیو باید اصلا انجام داد..خخخ
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
پ نه پ...شما ریاضی بهتون تکلیف نمیگفت؟؟؟خوش بحالت
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
من که تکالیفو هیچ وقت انجام نمیدادم!
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
مثه اینجانب منم هیچوقت تکلیف نمینویسم ولی خب این اعتباره که من دارم.......
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
یه بار دبیرستان نزدیک بود ازکلاس زبان بندازنم بیرون ...درس نخونده بودم ..یادم رفته بود..هیچکس نخونده بود ..ولی خب ..همه رو فرستاد دفتر..گفت فتاح تو نم یخواد بری دفعه اولته
پسر ایرونی
پسر ایرونی
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
یه بار سر کلاس من با دوستم حرف میزدم معلم دوستم از کلاس انداخت بیرون چون از من خوشش میومد.هیچی دیگه بعدش یه کتک درس حسابی خوردم.
s.2
s.2
٩٢/٠٥/٠٤
١
١
از مدرسه اخراج شدم ولی نشده از کلاس اخراج شم :)
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
miss bm
miss bm
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
نه بابا
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
من يه بار كلاس 2دبستان بودم كه معلم خيلي بدي داشتيم به اونايي كه درس ياد نداشتن ميگفت برن بيرون از كلاس منم با خودم گفتم اگه يه روزي به من گفت منم ميگم باشه من ميرم بيرون...كه يه روز همچين حرفي زد بدتر دعوام كرد...
sorme
sorme
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
من دیر رفتم سر کلاس معلممون گفت برو برگه غیبت بیار منم رفتم انگار نه انگار.خیلی ام خوش گذشت بیرون از کلاس بودم!
s.2
s.2
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
منم ازین کارا زیاد کردم فقط یه نمره از انضباطم کم شد
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
امسال هم سر كلاس شيمي بوديم كه ازم درس پرسيدن گفتم ياد ندارم نخوندم گفتن اصلا براچي مياي سر كلاس و اينا ...برو بيرون...منم رفتم بچه ها ديگرم گفتم اجازه بگيرن بيان ديگه بيرون خودمون يه جمعي درست كرديم از كلاس بهتر
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
اصلا چرا از كلاس بيرونمون كنن خودمون كلاسهايي كه دوست نداريم ديگه تا جايي كه جا داره ميپيچونيم
miss bm
miss bm
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
آره فکر خوبیه
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٥/٠٤
٢
٢
دبیرستان سر کلاس دین و زندگی حوصلمون پکید با چندتا از دوستام از پنجره ترقه مینداختیم بیرون (Just for fun) معلمه نفهمید کیه لجش گرفت داد و بیداد کرد بعدم اکیپ مارو کلن انداخت بیرون - باشد که دیگران عبرت بگیرند :D
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٠٤
١
١
سر کلاس دین و زندگی که میترکوندیم کلاسو...تازه بنده خدا برای اولین بار اومد یکیو اخراج کنه نزدیک بود از همه ی ما کتک بخوره....ولی بالاخره گروه مارو پرت کرد بیرون نامرد...البته تقصیر خودش بود!
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
پ جنم نداشته معلمت البته مال مام نداشت همش درس اخلاق میداد و نصیحت میکرد/ اصن سرکار گذاشتن معلمای دین و زندگی ملسه :D
miss bm
miss bm
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
دین و زندگی زنگ همه چی بود الا دینی. چه حالی میکردیم سر کلاس دینی ها. دلم برا معلممون میسوزه. آخــــــــــــــــی چقده حرص میخورد
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٣
:دی...از کدومش بگم؟؟؟البته من کارای زیادی میکنم ولی به صورت مارمولکانه که به گردن بقیه بچه های کلاسمون بیفته...
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
خخخخ...مثل من
miss bm
miss bm
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
این دیگه نامردیه ها.
sorme
sorme
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
کار خوبی میکنید!!!
Niva
Niva
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
نه.. البته دبستان که بودم اصن مsh ق نمینوshتم.... اگه انداخته باshن بیرون به همون دلیل بوده.
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
نع نشده....بچه خوبی بودم من کلا(:
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
هرگز...
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
من نشدم،نشدم....سال سوم دبیرستان سه بار جبر و احتمال منو انداخت بیرون!تقصیر خودش بود خنده دار بود به من چه؟!
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
واقعنام...همه چیز تقصیر معلماس...
maede
maede
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
نه نشده!حتی تذکر واسه اینکه صحبت نکنم هم فکر کنم فقط یه بار اتفاق افتاد!!!
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
تو کل دوران تحصیلم این افتخارو دارم که بگم هر کاری میخواستم کردم بچه هارو هم رهبری میکردم ولی انظباطم از 20 کمتر نشده....آخه سیبیلشونو خوب چرب میکردم...خخخ
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
من سیبیل کسی رو چرب نکردم ولی بد مارمولکی هستم واسه خودم...
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
خوب اون به خاطر اینه که ناظمتون سیبل نداره...خخخخ
miss bm
miss bm
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
مال ما خانوم بودن نمیشد سیبیلشونو چرب کرد
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
دقیقا.................من انضباطم همیشه 19 و 18 و20 بوده...................با اینکه همه کار کردم.......................تمام مسولین مدرسه هام من و میشناختن بسکه بچه باحالی بودم حتی اول دبیرستانی که فقط یکسال اونجا بودم
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
نمره اتضباط اینجانب14!!!!!!!!!!!!مامان بابام کیفور شده بودند!!!!!!!!!!
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٥/٠٤
١
١
من که سال دوم راهنمایی خیلی کم رفتم سر کلاس اما از سال سوم راهنمایی تا سوم دبیرستان از کلاس اخراج میشدم(البته به جای اخراج از مدرسه!)کلا از همون اول با همه ی ناظما رفیق بودم در حد لالیگا و البته متاسفانه حتی دلیل یه دونه از اخراجامو هم نمیتونم بگم...:|
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
پاچه خواریو این حرفا دیگه...اَی اَی اَی
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
:)))))
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
نکنین این کارارو چرا اخراج از کلاس اخه؟؟؟؟
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
مثلا به جاش پیچ گوشتی رو بکنین تو چشم طرف:|
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
پیچ گوشتی بکنیم تو چشم معلممون؟؟؟
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٠٤
١
٣
یه بار زبان پیش معلممون بهم نمره نداد گفت تقلب رسوندی منم همینطور که داست حرف میزد کنار میزش برگه رو پرت کردم زمین رفتم نشستم....منتظر بودم پرتم کنه بیرون ولی با طمئنینه نمره رو داد...خخخخ
miss bm
miss bm
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
اصن باید همین شکلی باشون رفتار کرد. کروکدیلا
Niva
Niva
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٢
خخخخخخخخخ منفی هارو .....خخخخخخخخخخ
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
خخخخخخخخ
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
من يه بار تامرزش رفتم دبيرشيمي كف با عصبانيت مهديه خيلي دوس داري بري بيرون؟؟؟؟؟؟ماهم خفه شديم نشستيم سرجامون،اه جقدر جندش....
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
يه بار ديكه هم واسه تقلب ميخواستن برتم كنن بيرون اخه من رديف وسط ميز اخر ميشستم بعد شاخه هاي تقلبم به همه طرف ميرف كلي بجه ها فيض ميبردن از اخرش هم ١٥نفر از بجه هاي كلاس باهم نمرشوم شد ١٨...
امیرحسین
امیرحسین
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
:))
حانا
حانا
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
تا حالا از کلاس بیرونم نکردن اما خیلی شده راهم ندادن!
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
واس تقلب....و یکبار هم دبیر ادبیاتم منو انداخت بیرون ...فحشم داد تازه....واس اینکه وقتی دیدم 20 شدم زیادی هیجانی شدم :|...تا حالا زیاد بوده از این موردا :|
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
نزدی تو گوشش؟!
7 مقدس
7 مقدس
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
آره یه بار استادمون از کلاس من و جمعی از دوستانمو بیرون کرد!!
سارا
سارا
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
نه بابا حالا شلوغم کنیم نه اینقد
NINA
NINA
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
فک نکنم:)
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
ممنون از نظرات پر بار شما:))
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
من کلا دختر خوبی بودم فقط یه بار اول راهنمایی اونم نه من بلکه بقیه به حرف ناظممون گوش نکردن اونم عصبانی شد برای اینکه مارو برترسونه گفت همه اخراج! یادش بخیر خیلی ها بغض کرده بودن داشتن گریه میکردن
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
من تا حالا اخراج نشدم اصن :)))))))))))))
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
يه بار سرجلسه امتحان ترم اول امتحان عربي داشتيم جون روز قبلش غايب بودم اسممو خوندن كفتن از كلاس بيا بيرون ،خلاصه نذاشتن امتحان بدم بعدشم توي كارنامه عربي خالي بود بغيراز من جندنفر ديكه هم بودن همه شروع كردن به كريه كردن من فقط لبخند ميزدم،يادش بخير،خب واقعا بايد جيكار ميكردم؟؟؟
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
میزدی تو گوش مدیرتون...
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
ما جرات نميكرديم به مديرمون نكاه كنيم جه برسه بزنيم تو كوشش،انقدر كه اين بشر جزبه داشت از صدتا مدير مرد بدتر بود يني جسور ترين بجه ها هم موش بودن جلوش
امیرحسین
امیرحسین
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
زیاد شده مخصوصا واسه درس ریاضی اول دبیرستان که نامرد آخرش نمره قبولی بهم نداد!!!! ولی به یاد موندنی ترینش این بود که وقتی معلم فیزیکمون اومد سر کلاس بدون مقدمه گفتم چه لباس خوشگلی داری اونم منو انداخت بیرون نامرد.............
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
جقدر نامرد....
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
تو دبیرستان حاج تقی نبودی
امیرحسین
امیرحسین
٩٢/٠٥/٠٤
٠
١
ی بارم با بچه ها قرار گذاشتیم همه با هم سرفه کنیم ولی نامردا پشت منو خالی کردن .... بقیش هم با خودتون
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
اتفاقا ماهم يه بار اين قرارو كذاشتيم با اين تفاوت كه قرار كذاشتيم وسط درس دبير رياضي يهو همه سرشونو بذارن رو ميز،اخ عالي بود،اما دبير رياضيمون اهل حال بود اونم كلي خنديد....
R-Rad
R-Rad
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
زیاد نه چون محافظه کارانه عمل میکردم! ولی یه بار لو رفتم معلم میخواست بیرونم کنه همون لحظه معلم ورزشم اومد از معلمم اجازه بگیره که منو ببره واسه یه مسابقه برا همون خیلی تمیز نجات یافتم ولی آخر سر کاری کردم که دیگه کلاسمون نیومد پرسه ی طولانی بود ولی موفق شدم!
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
در ایام مدرسه زیااااااااااااااد. اما در ایام دانشجویی نه، کلا دانشجویی من با دانش آموزی ام زمین تا آسمون فرق داشت. هرچی دانش آموزیم با شیطنت و آتیش سوزوندن گذشت، ایام دانشجویی سنگین رنگین بودم!! بنظرم فضای دانشگاه بسیار با مدرسه متفاوته و من ترجیح میدادم در چنین جوی ، سنگین باشم
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
دقیقا............ادم باید حرمت دانشگاه و نگهداره
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
ماهم يه بار زنك هندسه جون همه از هندسه و معلمش فراري بوديم موقع اذان شد بعد من به دبيرمون كفتم ميخام برم نماز بهم كف تو اكه ميخواي برو فك نكنم كس ديكه اي بخاد باتو بياد نماز بعد رو كرد به بجه ها كفت كسي ميخاد بره نماز؟؟؟؟؟همه بجه هاربجز سه تا بجه درسخون از جاشون بلند شدن اخ قيافه دبيرمون ديدني بود....
firuze
firuze
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
نه من ازون پاستوریزه های زیر پوستی بودم
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
البته کارهای من طوری بود که از کلاس اخراج نمیشدم، در شرف اخراج از مدرسه قرار میگرفتم!! اول اینو بگم که کلا ما دست به دزدی مون خیلی خوب بود (!! خدا مارو ببخشه!) ، و دزدی های متعددی می کردیم! مهمترین دزدی مون برمی گرده به سوم راهنمایی که ده نفری، سوالات یک آزمون مهم رو دزدیدیم از اتاق تکثیر (راهنمایی نمونه دولتی بودم) ،خیلی کار سختی بود و قبلش نقشه ها کشیدیم و کلک ها سوار کردیم تا نهایتا با پرت کردن حواس مسئول تایپ و تکثیر، سوالات آزمونی که قرار بود فرداش در سطح هر سه پایه، برگزارشه رو دزدیدیم. کارمون داشت خوب پیش میرفت و بعد رفتیم نمارخونه سوالات رو یک نگاهی انداختیم. تا اینکه چندساعت بعد بی عقلی دوتا از بچه ها کار دستمون داد و لو رفتیم و هر ده تامون بیچاره شدیم! این آزمون خیلی مهم بود و اهمیتش بود که مارو به این کار واداشت. مدیر مدرسه مون هم در سطح ناحیه معروف بود به سخت گیری و اینکه پادگان درست کرده! خلاصه که همه رو به غلط کردن انداخت! تا یک هفته ما سرکلاس نبودیم. یعنی صبح به صبح میرفتیم مدرسه و بعد نیم ساعت میگفتن بیاین بیرون! میرفتیم و تا خود ظهر بساط بازجویی به راه بود!
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
تا یک هفته کارمون این بود، اصلا خبری از کلاس و درس نبود. مدام افراد مختلف هر کدوم جداگانه میومدن ازمون میپرسیدن که اگه بگیم لحظه دزدی، دقیقا کی سوالات رو برداشت، اخراجمون نمی کنند! و بعد یک هفته که چیزی دستگیرشون نشد، گذاشتند که بمونیم تو مدرسه
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
تو دبیرستان هم چهارشنبه سوری که میشد، من برا بعضی دوستام که داداش نداشتن یا داداششون کوچیک بودن و خلاصه نمی تونستند ترقه تهیه کنند، ترقه می بردم! یعنی اونها بهم میگفتند برامون بیار، منم به داداششم میگفتم که براشون بخره و بعد براشون می بردم. سوم دبیرستان چندروز به چهارشنبه سوری، یک روزی قرار گذاشتیم فرداش یکی چندتا ترقه بیاره و بزنیم و حالشو ببریم، دوستم آورد و زنگ تفریح ترقه هارو از تو پنجره کلاس که طبقه بالا بود، پرت میکردیم تو حیاط. یکی فهمید پنجره کدوم کلاسه. ناظم اومد سروقتمون. زدیم به در حاشا. گفت نه، بو از همین کلاس میاد. اون روز نتونستن بفهمن کار کیا بوده و ناچار از نماینده کلاس تعهد گرفتن برای کل کلاس که اگه بار بعدی تکرار شد، اخراج
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
چندروز بعد، چندروز مونده به عید، یک روز که هیچ کلاسی تشکیل نشد، و فقط کلاس ما مجبور بودیم بریم چون قرار بود صبح تا ظهر زیست داشته باشیم چون خیلی عقب بودیم، من دو تا بسته ترقه برده بودم برا بچه ها برا چهارشنبه سوری شون. صبح بهشون دادم. یکی شون از خوشحالی جوگیر شد و گفت امروز که مدرسه خلوته بزنیم، صبح اول وقت یکی زد، معاون صداشو شنید، خبر آوردن اوضاع پسه، دیگه نزن، اما جو گرفته بودش و دوتا برداشت و باهم زد دوباره!! معاون اومد بالا. گفت کی زده؟ همه حاشا کردن. بعد اومدن دختره رو بردن. از گم کردن دست و پاش وقتی معاون بالا اومد، فهمیدن که اونه. اونم گردن نگرفته بود و حاشا کرده بود. منم که گاو پیشونی سفید، اومدن منو بردن، گفتن کار تو بوده ترقه زدن. اینکارا از تو برمیاد. هرچی میگفتن نه، باور نمی کردن. آخر اتفاقاتی افتاد که فهمیدن کار من نبوده، بیخیال من شدن ولی یک تعهد از اون گرفتن و رفت لای پرونده اش.
Mahdieh.t
Mahdieh.t
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
واي شماها ديكه خيلي ازاد بودين ما كه نه جرات اين كارا رو نداشتيم مدرسه ما كلا خيلي خيلي قانونمنده البت همه مدرسه ها هستن ولي مال ما خيلي زيادتره
Mahdieh.t
Mahdieh.t
٩٢/٠٥/٠٤
٠
٠
واي شماها ديكه خيلي ازاد بودين ما كه نه جرات اين كارا رو نداشتيم مدرسه ما كلا خيلي خيلي قانونمنده البت همه مدرسه ها هستن ولي مال ما خيلي زيادتره
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
نه بابا. من خیر سرم سمپادی بودم و شما حتما میدونید که مدارس تیزهوشان، آنچنان آزادی ای ندارند. راهنمایی هم نمونه دولتی و مدرسه به شدت قانونمند، راهنمایی ازین مدارسی که کارت هایی برامون تعبیه شده بود باید از صبح تا ظهر به مقنعه مون میزدیم !! و روش اسم و فامیل مون نوشته شده بود! (این کارتها برای این بود که اگه کسی کوچکترین خبطی کرد، ناظم بدون اینکه اسمشو بپرسه و فقط از خواندن اسمش رو کارت، بره سراغ دفتر انضباطیش!) بعد کافی بود یک دقیقه این کارته نباشه! بیچاره ات میکردن! فرت فرت نمره انضباط کم میکردن!! اصلا صبح به صبح کارتها رو چک مبکردن، اگه یادت شده بود بیاری، نمیذاشتن بری سرکلاس! این ما بودیم که ما خیلی پررو بودیم و البته کله شق و لجباز ... وگرنه کم نیست یک هفته از صبح تا دو بعدازظهر نذارن بری سرکلاس و بازجویی ات کنن. اونم مدرسه ما که خیلی روی قبولی ما تو تیزهوشان حساب کرده بود و سه روز در هفته تا چهار مدرسه بودیم و کلاس داشتیم و روی تک تک دقایق ما برنامه ریخته بود! تازه روز اول که دزدیه لو رفت، اون کسی رو که سوالها دست اون بود وقتی لو رفتن، تا شش بعدازظهر تو مدرسه نگه داشتن و خودشونم موندن و اشکشو درآوردن و بازجویی میکردن!
mahdieh.t
mahdieh.t
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
كدوم نمونه دولتي؟؟؟
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
شما ديگ كي هستين دزدي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما يك معلم حرفه داشتيم ميگفت زنگ تفريح نياين پيشم ما وقتي سوال مهم داشتيم ميرفتيم چنان حرفي ميزد كه ما سنگ كوب ميكرديم.و نميرفتيم ديگه................شما واقعا چه جور ادم هايين......
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
نمونه دولتی فرزانگان، ناحیه 2، خیابان گنبدسبز . اون زمان مدیرش خانم ش بود که اصولا رفتارهاش انسانی نبود...
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
ره بابا. این فقط یک نمونه از دزدی ها بود. دزدی سوالات بازم داشتیم! سال اول دبیرستان، سوالات امتحان مستمر زیست رو دزدیدیم! (قرار بود هرچی نمره اون امتحان بشه، بشه نمره مستمر ترم). همون سوالها رو جوابهاشو خوندیم و فردا امتحان دادیم. من 20 شدم و یکی 19.5 و دو تا پایین تر. ما تک خور نبودیم! گفتیم بذار نمره هر 4تامون خوب بشه!! بجز دزدی سوالات، تو مدرسه دزدی چیزای دیگه هم داشتیم که دیگه نمی تونم بگم! خیلی ضایعست!!
Vania
Vania
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
اخراج که نه.فقط یه بار دیر رفتیم رامون ندادن.
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
این که کار همیشه ما بود! :دی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
دقيقا يك بار واسه منم همين موضوع پيش اومده.............
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخ..تو کف (وارکرفت) بودم...معلمه اصول اندازه گیری داشت دکمه لول رو توضیح میداد منم گفتم داداش لولش چنده؟یارو انداختم بیرون خخخخخخخخخخخخ یادش بخیر
terme
terme
٩٢/٠٥/٠٥
٢
٠
آره...یه معلم زبان دشتیم که همه ازش بدمون میومد...یه روز خیلی سر صدا کردیم گفت هر کی نمیخواد درس گوش کنه از کلاس بره بیرون...ماهم همه باهم پاشدیم تا دم در حیاط که رفتیم دیدیم اومده دنبالمون میگه این دفعه رو گذشت میکنم...ماهم بهش گفتیم نه خانوم ما بیرون میمونیم! دیدیم یهو مهربون شد گفت برین الان از دفتر میان دعوامون میکنن...
s.a
s.a
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
نع! بچه خوبی بودم همیشه! :)
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
واقعا؟؟؟!!!
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
من بچه خوبي بودم نه تو مدرسه نه تو دانشگاه/ يعني جايي كه احساس خطر ميكنم كلا از اول نميرم سر كلاس
باران
باران
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
نه نشده
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
کل عمرتون بر فناست نمی دونین چه حالی میده
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
اوه..اوه واز انجنای ابرو ریزی گذاشتن:))
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
شما فقط بگو کدوم سال از کلاس ننداختنم بیرون
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
سوم دبیرستان به مناسبت گفتن موز به معلم ریاضی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
اول دبستان به علت خوردن خوراکی در سر کلاس
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
اول دبستان به مناسبت کاشتن بادمجون در صورت یکی از بچه ها.....................
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
اول دبیرستان...خیلی بودش..........واسه درس نخوندن.................کپیف کردن تخته سیاه................تیکه انداختن به معلم...............انداختن میز روی پای معلم.........نمره نیاوردن.......انجام ندادن جریمه ها
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
اقا یک خاطره شاخ یادم اومدم............یک معلم هندسه فوق سوسول داشتیم............جاتون خالیداشتن کلاس ما رو رنگ میردن گفتن کلاس هندسه تو ازمایشگاه برگزار میشه برین اونجا.......رفتیم سر کلاس....من ته ازمایشگاه نشسته بودم....طبق معمول حواسم به همه جا بود جز درس............واقعا جاتون خالی یک کلید برق کوچولو از پشت یک کمد زده بود بیرون....به رفیقم محسن گفتم این چیه گفت نمی دونم بزن ببین چی میشه.....اقا مایم پایه کلید و زدم............یهو هواکش روشن شد.......پرده رو کشید تو خودش چنان صدایی داد که همه گرخیدن.........معلمه روش به تخته بود.........همون جور روش به تخته بود میگفت چیه چیه.........وقتی برگشت ما رو نگاه کنه دیدیم رنگش قرمز شده از ترس داره می لرزه............اقا جاتون خالی مجدد دوباره من و انداختن بیرون
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
یک خاطره دیگه از معلمه هندسه بگم حال کنین...............این معلم ما عادت داشت وقتی سوالای خاصی ازش می پرسیدم روی تخته سوالا رو می نوشت و دو تا دستاش و می چسبوند به تخته و خم میشد میشد سمت تخته و شروع می کرد با خودش حرف زدن و فکر کردن بعد جواب سوال و می داد...............اقا این ما رو یکبار برد پای تخته....ازم سوال پرسید........منم کپی خودش سوال رو نوشتم روی تخته دستام و گذاشتم روی تخته،شروع کردم چرت و پرت گفتن............اینم عصبانی شد من و انداخت بیرون
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
اقا بذارین از این معلم عتیقه یکم بگم................اصلا به انجمنم ربطی نداره ها..........یعنی معلم هندسه داشتیم خوله خول..........شروع می کرد درس دادن.......روی تخته وقتی می نوشت اگر مسئلش توی تخته جا نمی شد می رفت روی دیوار ادامش و می نوشت.......مدیر مون گاهی می اومد بالا و می گفت اخه چرا اینقدر بیفرهنگید که روی دیوار می نویسین..........مایم می خندیدیم می گفتیم معلم هندسه نوشته...............براش یک عکس ادم کشیده بودم بعنوان عکس فیثاغورس بنده خدا نگهداشته بودش هر کلاسی که می رفته اگر بچه ها قضیه رو نمی فهمیدن اون عکس رو بهشون نشون می داده می گفته عکس فیثاغورس اینه:)
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
اقا انداختن که چیزی نیست................اون قضیای بعد اخراج شدنه که باحاله..........میری فوتبال بازی می کنی ....قدم میزنی..............پشت پنجره کلاس مسخره بازی می کنی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
شما اصلا كلاس بودي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يا فقط بيرون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
:)
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٥
١
٠
دوستان بی تعارف می گم.................اخراج از کلاس خیلی حال می ده به شرطی که کارت به دفتر کشیده نشه
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
موافقم
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
آره. ولی من هربار طوری بوده که به دفتر کشیده شده ولی الان جزء خاطرات خوبم هستن. ولی بیشتر خاطرات ذهنم مربوط به اخراج از مدرسه ست و فقط یکی دوبار اخراج از کلاس داشتم.
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٠٥
٠
٠
من یه بار بادوستام معلم فارسیمونو انداختیم بیرون ههههههه!
م-نص
م-نص
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
پاشو داری خواب بد می بینی:)
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
:)
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
من اول ابتدایی بودم مامانم معلمم بود سرکلاس یهویی داد زدم نن جون برو اونور میخوام با حدیثه حرف بزنم!!!!!!!!!!از کلاس انداختم بیرون!!!!!!
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
من يادم نمياد..............................
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
یه دفعه هم سوم بودم بازم مادر گرامی معلمم بود سرکلاس داشتم مسخره بازی در میاوردم گفت پاشو برو دفتر منم با خیال راحت رفتم بیرون اما دفتر نرفتم
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
آره بابا. این فقط یک نمونه از دزدی ها بود. دزدی سوالات بازم داشتیم! سال اول دبیرستان، سوالات امتحان مستمر زیست رو دزدیدیم! (قرار بود هرچی نمره اون امتحان بشه، بشه نمره مستمر ترم). همون سوالها رو جوابهاشو خوندیم و فردا امتحان دادیم. من 20 شدم و یکی 19.5 و دو تا پایین تر. ما تک خور نبودیم! گفتیم بذار نمره هر 4تامون خوب بشه!! بجز دزدی سوالات، تو مدرسه دزدی چیزای دیگه هم داشتیم که دیگه نمی تونم بگم! خیلی ضایعست!!
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
ی دفعه در شرف پرت شدن بودیم ولی الهی شکر زنگ خورد خخخخخخخخخ
Death k!ller
Death k!ller
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
آره زیر دوستم گچ خورد کردم شلوارش کثیف شد اونم گفت منم با 3تا از دوستام رفتیم بیرون :دی