خانه انجمن زلزله خبر نمی کند
٧١٩
٧٧
ghazale

زلزله خبر نمی کند

زلزله خبر نمی کند

تا حالا شده تجربه زلزله رو داشته باشید؟
عکس العملتون چی بوده؟
کجا بودید؟


٩٢/٠٤/٠٩
نظرات کاربران
کد امنیتی
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
یک بار .در کلاس بودم
wolf
wolf
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
نه
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
وا !!! همین سال پیش یک زلزله اومد سر ظهر بود پس شما گجا بودین؟
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
نه اصلا ... تجربشو نداشتم ...
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
الان زلزله 2 سال پیش مشهد کجا بودی؟
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
آره ... یه بار مشهد زلزله اومده بود ... منم خواب بودم ... وقتی بیدار شدم فهمیدم که زلزله اومده ... دست پاچه شدم ... بلند صلوات فرستادم ... بعد که زلزله تموم شد دوباره با رویی گشاده خوابیدم ...
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
خخخخ برام جالبه که چه طوری دوباره تونستی بخوابی ...
پگاه
پگاه
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
هه هه هه هه!!!
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
زلزله مياد نبايد ذكر بگين فقط اسغفار بايد بگين چون فرشته ها كه مشغول كمك ميخوان بشن حواسشون ميره پي پيگيري ذكر..
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
اره توی کلاس اموزشی کنکور بودم اینقدر درودیداراش خراب بود که اگه یه ریشتربیشتر بودهمه میمردن یه بیست نفر میخواستن از یه درکوچیک ردبشن خودتون تصورکنین تازه پام هم به خاطر همین کبود شد مرگ وجلوی چشمم دیدم
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خب خدا رو شکر زنده این :)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
اره تو خونه بودم داشتم سکته میزدم صلوات میفرستادم .
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
آره...ولی اولش فکر کردم داداشمه که داره بپر بپر میکنه...رفتم زدم تو سرش گفتم بچه بشین انقدر پریدی آدم فکر میکنه زلزلس بعد مامان اومد زد تو سرم گفت:دختر گلم واقعا زلزلس....هیچی دیگه منم مثه جن زده ها رفتم تو حیاط خونمون...
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
:)))
پگاه
پگاه
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
منم یه بار فکر کردم خواهرمو داره میپره منو بترسونه
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
اره ی بار ساعت 2 یا 3 صبح بود من طبق معمول بیدار بودم ی زلزله 3.5 ریشتری اومد فک کنم منم رفتم بابامو بیدار کردم و بهشون گفتم بابامم منو نگاه کرد گفت برو بگیر بخواب...
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
یه بار دیگه هم همین زلزله اخریه 5.5 ریشتری بود که 5 شنبه اومد...من داشتم جیم میخوندم برادرم پایین بود و خواهرزادم تو اتاق خوابیده هیچکس دیگه هم نبود...زلزله که اومد من بلند شدم برم بیرون یاد خواهر زادم افتادم اومد برش داشتم البته قبلش برادرم رو بیدار کردم باهم رفتیم پایین بعد دوباره برگشتیم بالا........
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
برادر رو بیدار نمی کردین دیگه!!!!
نسل چهارم
نسل چهارم
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
خیلی بچه بودمکه مشهد زلزله اومد ما همگی رفتیم زیرزمین!.......یه بارم تهران بودم که با عجله رفتیم بیرون و بعدشم رفتیم تا شب توی پارک موندیم
پگاه
پگاه
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
ماشالله ایمنی!!!!
نسل چهارم
نسل چهارم
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
خونه عمم اینا بودیم.....یه زیرزمین داشت،توپ تکونش نمیداد!!
پگاه
پگاه
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
0_0
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
یه با رتو خونه بودم
پگاه
پگاه
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
منم اره یه دو بار تو خونه بودم
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
همون یک سال و نیم پیش...نیدونم چندم دی بود!مامان بابام خواب بودن/من و داداشم بازی استقلالو نگاه میکردیم...حدود یه هفته قبلش بابام عمل قلب کرده بود!هوای بیرونم سرد!اومدیم دراز کشیدیم که یهولرزیدن شروع شد!چند ثانیه اول تو هنگ بودیم بعد داداشم از پنجره پید تو حیاط منم تو راه بابامو صدا کردمو رفتم در بهارخواب رو که قفل بود باز کردم!تو راه یه پتو واسه بابام و موبایلمو یه روسری واسه خودم برداشته بودم.اومدیم تو حیاط هنوز می لرزید...بعد که تموم شد گریه کردمو به هرکی میشناختم پیام دادم تا از سلامتیشون مطمئن شم... خیلی روز وحشتناکی بود!
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
چه همه عكس العمل نشون دادي!!خوب مغزت كار كرده!موبايل پتو:)هوووم خيلي وحشتناك بود
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خودمم بعدش تعجب کردم!
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
يه بار كه يادمه ساعتاي دو شب بود. خونه يكي از بچه ها بوديم. تازه خوابمون برده بود كه ديدم چند نفر دارن صدام ميكنن. كه پاشو زلزله داره مياد. منم . با چهره اي عصباني كه خوابم بودم گفتم زلزله هست كه هست چرا منو بيدار ميكنين.اخه فكر ميكردم كه دارن شوخي ميكنن. ولي صبح كه بيدار شدم فهميدم راست ميگفتن بد بختا
پگاه
پگاه
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
هه هه هه هه هه
firuze
firuze
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
آره من رو صندلی نشسته بودم داشتم درس میخوندم زلزله اومد همه رفتن تو چهارچوب در من نشسته بودم هار هار میخندیدم میگفتم سال 2012شده دنیا نابود میشه آخ جونهار هار:))
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
منم ! نمیدونم چرا ! از شدت ترس بود خندم یا نه ! ولی خندم گرفته بود !
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
زلزله وقت شناسی بوده!!!وسط درس ....خخخخخخ
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
من رو تختم بودم و فکر کردم داره هواپیما رد میشه شیشه ها میلرزه که با صدای مامانم شیر جه زدم تو حیاطمون
آرتمیس
آرتمیس
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
یه بار زلزله اومد(بچه بودم) داداشم رفت بغل مامانم منم پریدم رفتم زیر میز. یه بارم تو بزرگیام اومد که ا تو اتاقم ا پونزده تا پله پریدم پایین رفتم بخل مامانم
sahar
sahar
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
همین زلزله ی اخیر تنها تجربم در این مورده. با خواهرم پای سیستم نشسته بودیم..دیدم میز داره تکون میخوره.... یهو دیدم کلا همه چی داره تکون میخوره....خلاصه اینقد ترسیده بودیم که اصلا نتونستیم از جامون تکون بخوریم.
روبرت آرزومانیان
روبرت آرزومانیان
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
نه.هنوز نه
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
من خودم که تو خونه بودم با مامان و بابام رفتیم تو چارچوب در ! لامصب وسط فیلم اومد ! آخه کنار تلویزیون بوفه بود ! کل چینیا داشت میلرزید ! اصن یه وضعی بود !
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خداروشکر که از فیلمت افتادی!!خخخخخخخخخخ
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
دوستان این فاطمه ما یه خورده کتک دوس داره ! :|
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
بله---وحشتناک ترینش سال سوم دبیرستان بودم و تهران زندگی میکردیم- ساعتای 6 عصر بود که زلزله اومد اون موقع حمام بودم..تمام وسیله ها ریخت روی زمین ..از زیر زمین صدایی شبیه قطار میومد..نشستم و عجلمو خوندم..مامان طفلکیم هی داد میزد بیا بیرون ...............خدا واسه کسی نیاره خیلی وحشتناک بود.........
sahar
sahar
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
وای این یکی خدایی خعلی وحشتناک بوده!
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
واااي چه وحشتناك خدايي
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
شما می تونیین با مبلغ ناچیزی .خونه یا محل کارتون رو علاوه بر بیمه آتش سوزی بیمه انفجار و زلزله هم کنین. شاید کمتر از 40 هزار تومان!@
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
کشتیمون آرشام.....بذار بمیریم
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
خخخخ شکوفه :))))))))))))) الان مثه تبلیغ کرم حلزون شدیا آرشام :))
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
صد رحمت به تبلیغ کرم حلزون
bye
bye
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
آفرین ! خوب کاری میکنی !
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
حلزون نگين كجايش به جلزون ميخوره؟:)))))
faride
faride
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
وای پارسال که یه زلزله اومد اونموقع من سر جلسه امتحان بودم.اولش فکر کردم پشت سریم داره میزنه به صندلیم که بهش تقلب برسونم بعد دیدم همه جیغ کشیدن فرار کردن منم به اونا نگا میکردم خندم گرفته بود:).مراقبه هم نمیذاشت بریم بیرون میگفت بشینین سر جاتون!!!!!!!!!!!!
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
آی این مراقبای بدجنس !
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
دقيييقا منم نكنه سر يه امتحان بوديم:)) فك كردم داره پشتيم ميزنه بهم مراقبم گفت بشينين
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
آره...همینی که تو مشهد اومد...خوشحال اومدم بالا رفتم تو چهار چوب در....گفتم بذار برای یه بارم که شده امتحان کنیم ببینیم این چهارچوب تاثیری داره....حالا هین زلزله منتظرم کف پام خالی شه برم پایین!!
باران
باران
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
اوه اره تجربه زلزله زیاد . ایندفه اخری که مشهد زلزله اومد چون خواب بودم اصن از جام پا نشدم خخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
بله (0_o) يه چند باري. خونه بودم!خب مشخصه ترسيدم :))))) بعد سريع پريدم آكواريومم رو چك كردم ، نميدونم چرا هربار فك ميكنم يه بلايي سر ماهيام مياد :(
bye
bye
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
شاید شما هم مثل ایمان با ماهی هاتون صحبت میکنی ؟!
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
نکنه اشیا با ارزش رو توی آکواریوم می ندازی؟
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
صحبت ، محبت، اهميت .... من از هيچي برا ماهي يام كم نميذارم! از همه بيشترم پرد تپولومو دوست دارم كه بهشم ميگم، لوپپپپپو :))))) ولي چون سابقه داره كه خودشونو از آكواريوم ميندازن بيرون، ميگم ميترسم :)
bye
bye
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
بله دیگه ! روزی که مشهد زلزله اومد همه فهمیدن ! من اونجا توی مغازم بودم سرمم شلوغ بودا ! زلزله که اومد همه مشتریام فرار کردن :))
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خخخ امان ازین زلزله مشتریا رو می پرونه هااا :)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
طفلی....یکی خسارت بای رو جبران کنه!
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخ ... نه میخواستی واستن ..تو هم بهشون جنس بفروشی :)
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
بله...مشهد در خانه...من در حال برنج پاک کردن بودم...زلزله شد که من فکر کردم خواهرم داره پاشو می کوبه به زمین...بعدم که لوستر تکون خورد و معلوم شد قضیه از چه قراره...خیلی هول شدیم...هی از این ور به اون ور خونه می رفتیم،تا اینکه زلزله تموم شد!
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
:))))))))))
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
:)
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
بعله یه چند باری تجربه شو داشتم.... این آخری .با خانواده همه دور هم جمع بودیم یه چند ثانیه داشتیم تکون میخوردیم.. دیدم هیچ کی هیچی نمیگه .. من داد زدم زلزله!!!... بعد همه رفتیم سمت در خروجی و یه میز گرد تشکیل دادیم که خب به نظرتون الان چی کار کنیم ؟ بریم بیرون یا نه؟ که با اکثریت آرا جلسه تموم شد و ما باز برگشتیم و به زندگیمون ادامه دادیم .خیلی شیک و مجلسی! تازه داییم هم خواب بود.کلی بحث کردیم که آیا بیدارش کنیم یا نه!
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
میزگرد تشکیل دادین؟یاخدا
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
همونی که کله ظهر بود...داشتم کامپیوتر بازی می کردم و اول فکر کردم همسایه بالامونه که داره سروصدا میکنه که یهو مادر گرام داد زدن:فاطمه....زلزله!............بعدش با والدین زیر چارچوب پناه گرفتیم و خلاصه..خعلی باحال بود..اصن یه کیفی داشت...
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
من زیر چارچوب داشتم خودمو(....)میکردم....اونوقت شما حال میکردی...مردم چیقدر شجاعن
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
آره حال داد میگم من داشتم می خندیدم :))))
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
من که رفتم تو حیاط...انقدر خنده دار بودن همسایه هامون....خخخخ...
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
مستر میلاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ها؟نچ نج
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
من زلزله آخري كه اومد سر امتحان انديشه بودم!!اول امتحانم بود فك كردم پشت سريم داره بم ميزنه كه برسونمش بش اولش بعد كه شديدتر شد ترسيدم پاهام رو زمين بود تكوناشو حس كردم تا كلي بعدش پاهام سست بود!!مراقبام نذاشتن پاشيم از سر جلسه گفتن تموم ميشه:))تازه تو زير زمينم بوديم.
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
دست گلشون درد نکنه ..واقعا مراقب بودن ها!
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
ها دیگع:)).......بابام که فلار کرد.....مامی برگشت به گفت: نترس عزیزم.......منم گفتم: بریم یک گوشه وایستیم خوب.......بعدی بند اومد:)
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
الان بابات فرار کرد؟؟؟؟؟؟..خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ.......
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
:))))))))