خانه انجمن داستان اسباب بازی‌ها!
١٢٧١
١٧٦
h_jahanshah

داستان اسباب بازی‌ها!

داستان اسباب بازی‌ها!

اسباب بازی محبوب شما در دوران کودکی‌تان چه بود. من یک تفنگی داشتم که خیلی هم دوستش می‌داشتم و البته هنوز هم جسدش را نگه می‌دارم.

٩٢/٠٤/٠٨
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یه کوالای خاکستری که اصلان هم خوشگل نیست...هنوز هم دارمش...گذاشتم برا بچم...!!!
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
:)))
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
خخخخ
bye
bye
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
آره دیگه اقتصادی فکر میکنی ...! D:
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یه دونه اتوبوس هم از بچگیم دارم که گویا مال بچگیه بابام بوده،ارث رسیده به من...اونم خیلی دوسش داشتم از بچگیم...
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
کلا ارث تو خانواده شما شامل اسباب بازی میشه
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
نه...شامل زمین و خونه و ماشینم میشه...
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یه عروسک هستش..یادگار پدربزرگ و مادربزرگ مرحومم..خیلی دوستش دارم...
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
خدارحمتشون کنه
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
روحشون شاد....
a_davoodi
a_davoodi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
وسایل آشپزخونه و بیشتر از همه قابلمه...
firuze
firuze
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من یک عروسک کچل داشتم اسمش سینا گذاشته بودم///هنوزم دارمش گاهی باهام حرف میزد //
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
سینا؟؟؟اسم دیگه ای نبود بزارید رو بنده خدا...؟؟؟
firuze
firuze
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
:((
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
بدبخت هر کی اسم سیناست
korosh
korosh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من ایباب بازی نگه نمیداشتم ثانیه اول طفلکیا فوت میکردند ............... اما بیشتر اجر ساختمانی مورد علاقم بود !!!
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم
Paeez
Paeez
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یه عروسک خیلی خوشگل که گمش کردم...قابلمه و ظرف و ظروفش:)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
قابلمه؟
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
ما با واقعیاش بازی می کردیم انقده حال میداد :)))
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٨
١
٠
من يه قابلمه داشتم ولي خدايييي هميشه يه چيزي توش براي خوردن پيدا ميشدا :) انگور يا انار دون شده، نخود كشمش ، آلوچه ، تخمه ، و ..... خلاصه يك مهمان نوازي بودم كه چي :))))
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٢
٠
همتون بچه بودین قابلمه داشتین ولی اشپزی بلد نیستید:))
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
ديگ به ديگ ميگه روت سياه ! نه كه شمام الان همه فن حريفي؟؟
g.h
g.h
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یه عروسک داشتم که حرف میزد!خالم واسم آورده بود هنوزم دارمش فقط دیگه حرف نمزنه آخه داداشام عادت داشتن روبه روی هم وا میستادن هی پرتش میکردن طرف هم منه بنده خدام هی میرفتم اینور هی میرفتم اونور!!!خلاصه داغون شد!!!! ولی داغونشو هنوز دارم!بعلاوه یه خرگوش و فیل که برا درس حرفه و فن دوره راهنماییم درستشون کردم!!!!
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من یه سگ داشتم فک میکردم خرسه ! هنوزم دارمش انقد نازه کوشولوئه خیلی دوسش داشتم . یکی هم بود که در مرحله بعد بود با دخدر خالم شبیه هم گرفتیم مال من لاله بود مال اون لادن اونم دوس داشتم :)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
اره...مال من پاش تو آفتاب سوخت...
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم کوالا داشتم بهش میگفتم خرسی...
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
١
٠
خخخخخخخخخ....سگ و فک میکردن خرسه:))
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من یه عروسک خرگوش نارنجی داشتم.....یه دونه میمون و یه خرگوش گنده تر با یه دونه الاغ مهربون....انقدر دوسشون داشتم....الن زیر دست و پایه پسرخالمه!:((
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
چطور دلت اومد بدیشون به پسر خالت؟؟؟
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
دیگه کار پدربزرگ گرام بود....
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
تو دهن پسرخالته ! خخخخ :)
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
الان داره الاغ سواری میکنه
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من از کودکی از عروسک خوشم نمی اومد :D ترجیح می دادم گل بازی کنم و نقاشی بکشم، با هر وسیله ای هم که به دستم می رسید توانایی بازی کردن داشتم :D
وصال
وصال
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
دقیقا منم اصلا عروسک دوست نداشتم ولی همش تو باغچه با گل چیزی درست میکردم یادش بخیر .............
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم همینطور بودم...چه کودکی مشابهی...خخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
گل بازي تنها كاري بود كه از انجامش بي نهايت لذت ميبردم :))) مخصوصا وقتي مامانم خونه نبود ومن ميتونستم دور از چشمش با صافي بزرگه خاك الك كنم ويه گل مجسمه سازي مخصوص خودم رو درست كنم :) علاقه وافري هم به درست كردن پل داشتم :) البته با گل رو دروديوار هم شكل مكل ميكشيدم :) هيييييييع ياد اون ايام بخير :)
نسل چهارم
نسل چهارم
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یه گوریل بود که آهنگ میخوند......که برادر بزرگوارم زحمتشو کشیدن...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
آخ برادرا چه بلایی سر اسباب بازیا آوردن ! خخخ
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
آخی......
نسل چهارم
نسل چهارم
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
کلا من هر اسباب بازی که دوست داشتم بعد اینکه به داداشم ارث رسید دخلشون اومد......ینی یههههه دونه سالم نمونده هاااااا....هعی
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
:))
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
آره این گوریلا جالب بود
hamid_roni
hamid_roni
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
چند تا ماشین اسباب بازی با لگو هام و3 تا بازی فکری .... اوخییییی سه چرخه بچگیام هم تو پارکینگ داره خاک می خوره ...
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
سه چرخه تونو نگه داشتین؟مال من تبدیل به دوچرخه شد الانم زیر نور آفتاب پوسیده!
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من سه چرخه و دوچرخم رو دادم به داداشم....(آیکون گریه)
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من يك عروسك (پسر) داشتم كه شبيه افريقايي ها بود سياه با موهاي فرفري.. كه يادمه وقتي با خودم ميبردمش حمام ميشستمش اما سفيد نميشد....
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
آخی...
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
هوم.........
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
خسته نباشی!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
وسایل اشپزخونه
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم داشتم يه عالمه
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من بيشتر ابزار داشتمو ،دستگاه چاپ اسكناس :))))))
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یک عروسکی داشتم اسمش ( هیلدابلاند ) بود هنوز که هنوزه با اینکه داغون شده اما دارمش و خیلی هم دوسش دارم .
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
١
٠
چه اسمه با جدبه ای داشته این عروسکتون...
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
چجوري تو اون سن اين اسمو تلفظ مي كردي:))
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
:-) به جان خودم تلفظش میکردم
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
چه باكلاس :)))) من اسمشون رو زري وپري واين چيزا ميذاشتم :)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
:-) دیگه چه کنم با کلاسیه و هزار درد
R-Rad
R-Rad
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
توپ فوتبال البت من با هر چی غیر اسباب بازی بازی میکردم!!!!!!!!!!!!!!
korosh
korosh
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
تو کلا (وِرچِپَ یی)
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم یه تفنگ دارم
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
داری ؟ :)))) اصن من تفنگ نداشتم :)
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
عروسکام...همشونو نگه داشتم!یه عروسک داشتم اسمشو گذاشته بودم کامران...خیلی دوسش میداشتم!ازینایی بود که کلشون پنبه و پارچه بود و یک صورت عروسکی داشت!
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یه سوال میترا جووون...چرا اسمش رو گذاشته بودی کامران؟؟؟
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
نمیدونم والا!شاید داداشم گفته بوده بذار!عروسکه مال 5 سالگیم بود.
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
کلا از اسباب بازی خوشم نمیومد اما مثه بانو حقیقت اهل نقاشی بودم اونم زیاد....کی دفتر نقاشی پر شده داشتم که الان هیچ کدوم رو ندارم البته اسباب بازی داشتم و اونی که خیلی دوست داشتم ماهی گیری بود یه صفحه ی گرد که می چرخید و ماهیا دهنشون باز و بسته می شد و باید با قلاب میگرفتیشون
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم دفتر نقاشي زياد داشتم ماهيا؟هنوزم هست تو بازار
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
اره هنوزم هست خیلی خوبب و جالب بود
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم قدیما خیلی نقاشی می کردم ولی بعدش کامپیوتر اومد و بعدم اینترنت...دیگه ول کردم نقاشی رو///یادش بخیر ماهیا رو که خریدیم،اولین بار تو مهد باهاشون بازی کردم البته با دوستان...چه دورانی بودا....
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم نقاشي دوست داشتم :) مخصوصا با گچ كف حياط يا روي درو ديوار :))))
bye
bye
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
هی....! توی بچگیا کی بود که به فکرم باشه ؟! میرفتن بازار فقط واسه خودشون خرید میکردن !
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
اي بابا آخي
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
Hod...
bye
bye
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
Why do you run into up and down
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
وسایل خونه سازی ادم هم داشت هنوزم هستن همینطوری داره به خواهرزاده هام به ارث میرسه هروقت میان باهمونابازی میکنن یه عروسک خیلی بزرگم داشتم ولی هیچوقت اسم نداشت
javad agha
javad agha
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من از این قرتی بازی ها از بچگی هم دوست نداشتم من هر چی می خواستم واقعیشو می خواستم مثلا اتوبوس واقعی آرررررررره
a_davoodi
a_davoodi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
ااااااااااااااااا....مثلا عروسک واقعی؟
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
دست شما درد نکنه اینقدر قانع بودی!
javad agha
javad agha
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
خوب من که پسرم عروسک نداشتم ولی عروسکم واقعیش خوبه آررررررررررررررره
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
عروسک واقعی نه!عروس واقعی!خخخخخ!
javad agha
javad agha
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
واقعااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا..........باشه عروس واقعی هلی هلی هلی هلی هلی هلی هلی هلی
bye
bye
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
خواهر ؟!
bye
bye
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یاا... ! خان داداش اومد D:
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
مبارکه :)
javad agha
javad agha
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
اقا واسه ما پاپوش درست نکنین
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
بلیا برادر؟گفتیم واسه این داداش کوچولومون یه آستینی بالا بزنیم...حالا طرف کی هست آقا جواد؟
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
چقدر فکرتون چپ گراست شماها!واقعا که!ما خودمون مخاطب خاص داریم!اینجا دنبال نمیگردیم!بعلع!
bye
bye
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
خوب کاری میکنی خواهرم ! منم پشتتم مثل کوه و هواتو دارم ...! در ضمن اصلا فکر رو اون حرفی که زدی نرفت.
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
هههه!ممنون...می دونستم!محض احتیاط گفتم!
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
این کارش ازاستین گذشته.باید پاچه بالا بزنیم براش:))
javad agha
javad agha
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
اخ جون چقدر خاطر خواه دارم اگه چندتا مثل شما اینجا داشتم شاید 2تا بچه رو تا حالا داشتم آرررررررررررررررره
tanha
tanha
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
اسباب بازی مورد علاقم تفنگ بود! بازی فکری راز جنگل هم داشتم! یادتونه اون کاج سبزا؟ یادمه از این ماشین ریزا که تو پوستر این انجمن هم هست زیاد جمع میکردم!
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
هووووم من يادمه يكم منم داشتم
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من هنوز راز جنگل و رو پولی بچگیم رو دارم...یه بازی هم دام...
s.a
s.a
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
آخ راز جنگل! :))))))))))) من همیشه میباختم! :))))))))))))))))
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
تا همین سال پیش با خواهرم راز جنگل بازی می کردم...الان داغون شده ولی هنوزم داریمش!
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
اینا از خاله هام به ما دو تا ارث رسیده مایم بازی می کردیم :) آخ این فاطمه لوله می شد :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من اصلا از تفنگ خوشم نميومد برعكس با شمشير ميونه خيلي خوبي داشتم :))))
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
يادم نيس حقيقتش..
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من چون همسن خودم همبازي نداشتمو از دو سالگي داداشم آويزونم بود هيچوقت زياد عروسك بازي نميكردم..همش تو كوچه خيابونا بودم..دوچرخخه شايد..
s.a
s.a
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم چون با داداشام بزرگ شدم زیاد عروسک بازی نکردم........... مثلا جزو خاطرات کودکیم، فوتبال بازی کردن تو خونمونه خخخخخخخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من يادم مياد با بچه هاي محل آجر آجر بازي ميكرديم، با اين توپ هفت جلدا :)))) هنوزم وقتي ياد اون دوران ميافتم نيشم شل ميشه. بدرقم بدجنس بودم ;)
s.a
s.a
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یه پاندا بود که خیلی دوسش میداشتم، یه چشمشم کنده بودم خخخخخخخخ تا چند سال قبل داشتمش! یکی دیگه هم ازین عروسکا که دامنشون مثه چتر بود، ازوناااااااا........ که آهنگ میزنن میچرخن! اونم خیلی دوس داشتم، یه اسمی هم روش گذاشته بودم که عمرا اگه اعتراف کنم خخخخخخخ اینم تا 2 تا سال قبل داشتم ولی دیگه کچل شده بود بدبخت! انداختیمش نمیدونم کجا............ :|
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
عروسک دایناسور نداشتی؟؟؟
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
به زور از زیر زبونت می کشیم بیرون حالا ببین خخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من خاطره آنچناني از عروسك بازي به ياد نميارم، فقط يه چيز مبهمي توي ذهنمه اونم اينه كه يه بار (نميدونم حالا رو چه حسابي) عروسكمو به6قسمت تقسيم كردم، هرتيكه شو يه گوشه باغچمون چال كردم! درواقع چيزي كه شفاف يادمه اين بود كه مطمئنم پاي راستشو زير درخت سيب صاحبخونمون دفن كردم :)))))
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
١
٠
ببخشین اسمش چی بوده:))لابد اصغر......خخخخخخخخ
sahar
sahar
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من زیاد اسباب بازی نداشتم...کلی کتاب داستان داشتم که جونم بهشون بند بود..هرکدومشون رو صدبار میخوندم. حتی الان هم همشون رو حفظم
bye
bye
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
فکرشو بکن کتابات یک روز آتیش میگرفتن ...! هه هه
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم کتاب زیاد داشتم ولی همه رو دو سه بار بیشتر نمی خوندم !
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من هم
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
آففففرين(^_^) من كه اصلا تومود مطالعه واين حرفا نبودم فقط شيطنت :))))
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
ایش.....من اصلا کتاب نمیخوندم:))
پگاه
پگاه
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
چی جالب
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من از بچگی عروسک زیاد دوست نداشتم...درواقع با هرچی کنار دستم بود بازی می کردم...بیشتر هم با تسبیح هام(!) ...خداییش خیلی لذت داشت:)
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
آره منم هم ! باهاشون شکل درس می کردم :)))
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
با تسبيح بازي مي كردي؟!!مارو دعوا مي كردن دست به تسبيح ميزديم ميگفتن گناه داره..
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
آره هر موقع میرفتیم خونه پدر بزرگ به خاطر کمبود یا بهتره بگم نبود اسباب بازی با تسبیحا بازی میکردم...خیلی جالب بود
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
منم جوونيام نا ببخشيد بچه گيام يه چندتايي شيرينكاري با تسبيح بلد بود كه خيلي پزشو ميدام :)
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
با تسبیح چه بازی میکردین؟؟؟
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
گناه داره؟فکر نکنم///آره خیلی حال میداد/// مثل انسان تصورشون می کردم...ریشه هاشونم مو در نظر می گرفتم...انگار با 30 تا عروسک دختر بازی می کردم:)))///شیرین کاری؟؟؟میگی ما هم فیض ببریم؟:)))))
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من عاشق ماشین و توپ بودم ولی نداشتم :((
bye
bye
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
اشکال نداره مهم اینه که یک تن سالم داری...
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من داشتم چون داداشم داشت و پسر خالم كلي باهم ماشين بازي مي كرديم..
ar_gholizade
ar_gholizade
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
خیلیا دوس دارن پسر بودن، مثلا یکی از بچه های فامیل که دختر بودو میگفت اسمم علیه!:))
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من که اصلا از ماشین خوشم نمیومد!
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
شما برین با قابلمه ها و عروسکهاتون بازی کنین..............توپ و ماشین مال پسراست
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
ولی تا دلت بخواد من توپ و ماشین داشتم...آخه قبل به دنیا اومدنم همه فکر میکردن پسرم...
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
اسباب بازی زیاد داشتم...خیلی هارو هنوز دارم....اسباب بازی خاصی رو دوست نداشتم تو بازی های بچگونم همه رو دوست داشتم...چون بازی هام همیشه یه حالت اجتماعو داشت با یکی دو تا اسباب بازی سرگرم نمیشدم باید با همه بازی میکردم...برای همی شاید بهترین ها یه عالمه لگو و حیون و آدم و ماشین باشه
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
لگو من هنوزم دوست دارمو دارمو بازي مي كنم باهشون..
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
:))))))) بابا جمعی :)
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
این از همون بچه هایی بوده که خیلی شلوغ میکرده اتاقش رو
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من هنوزم با داداشم لگو بازی میکنم
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
يه نوار كاست داشتم توش چنتا داستان داشت. اونو هنوزم دارمس ولي از تعداد تفنگي كه داشتم امار دقيقي در دست نيست
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
راست میگی(البته ربطی به حرف تو نداره!!)با نوار کاستا دومینو درست میکردم...یا خونه میساختم
ar_gholizade
ar_gholizade
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یه قطار با ریلش داشتم که بعدن ها پسر عموم فاتحشو خوند
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یاد اون قطارا بخیر........
ar_gholizade
ar_gholizade
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یه آتاری دستی و میکرو هم دنیایی واسمون ساخته بود
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
یادشون بخیر
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
آره ها...من یه سگا داشتم...اینقدر باهاش خاطره دارم...
ar_gholizade
ar_gholizade
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
فک که میکنم می بینم اون کامیون 18 چرخای کوچولومو هم پسر عموم خراب می کرد و پشت میز تلویزیون قایم می کرد بعدش که میرفتن می دیدم ای داداو بیداد دوباره یه چیز دیگه خراب کرده!:))
م-نص
م-نص
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من یه هلیکوپتربزرگ داشتم که خیلی باهاش حال میکردم...............یادم نمیاد چکارش کردم
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
بگرد شاید پیدا شد...
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من اون مو قع 3 تا خواهر داشتم نیازی به اسباب بازی نبود
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
:)
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخخ
f_tasnim
f_tasnim
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
من تموم عروسکام! ولی خب...ازونجایی که کلا آدم خرابکاری بودم چیزی از بچگیم ندارم، همه یا چشم ندارن یا پا ندارن/ ولی عروسکام رو خعلی میدوستم
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
مجازات گر! اون زمان انیمیشن Toy Story رو ندیده بودی؟ اگه میدیدی عروسکاتو نمی ترکوندی
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
دوتا عروسک داشتم یکی اسمش نازی جون بود که هنوزم دارمش و مال سیسمونیم بود. خیلی دوسش دارم. یکی هم اسمشو گداشتم غزاله . اینقدر بردم حموم شستمش که طفلک الان دیگه کچل شده خخخخخخخ
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
مگه کلشو سنگ پا میکشیدی؟!!
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
خب موهاش شل بود دیگه
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
راس میگی تقصیر اون بوده...تو که تقصیری نداشتی!!میخواس موهاش سفت باشه
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
آقا دیگه
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٨
١
٠
اصلا این کنسولای بازی بچه هارو نابود کرده...باید یه طرحی را بندازن بریزن تو خونه ها کنسولای بازی رو جمع کنن ،آتیش بزنن(آتیش که مال تریاک بود!)با لودر از روشون رد بشن(اینم که قدیمیه!)آها...بندازن هوا با شات گان تو هوا بزننشون...خیلی باحاله
روبرت آرزومانیان
روبرت آرزومانیان
٩٢/٠٤/٠٨
٠
٠
اسباب بازی من ماشین بود
dashsajad1@gmail.com
dashsajad1@gmail.com
٩٢/٠٤/٠٨
١
٠
من یه لدر و کامیون داشتم باهاش میرفتم با اجر اسباب بازی ها خونه درست میکردم!!!! توی یکی از بازی ها لدرم رو آتیش زدم البته توی حیاط!!!
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
بازیاتو طبیعی میکردی
dashsajad1@gmail.com
dashsajad1@gmail.com
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
بله طبیعی طبیعی بدون محافظت یبار کم مونده یود خونه ی عمه ام رو آتیش بزنم یبارم خرمن گندم!!!!!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
بیشتر ماشینهای کنترلی داشتم...البته خیلی ابتدایش نه اینای که الان هست
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
من هم همین طور
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
من یک عروسک باطری خور داشتم که بچم داشت براش لالایی میخوند...بابام برای تولد 7 سالگیم خریده بود..هنوزم دارمش ولی نمیدونم بازری بذارم کار میکنه یا نه..اخه جای باطریش زنگ زده ولی خودش سالمه ..اسمشم ساراست
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
منم دارم هنوز. مال من هنوزم کار میکنه
پگاه
پگاه
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
من یه سگ داشتم که وقتی چند ماهه بودم عموم(دوست بابام)از امریکا برام اورده بود خعععععععلی دوسش داشتم امسال وقتی از مدرسه اومدم خونه دیدم مامانم دادتش به کسی!!!!
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
عروسکام رو خیلی دوست داشتم و هنوز هم دارمشون
کانگورو به تربیت فرزند خود اهمیت ده
کانگورو به تربیت فرزند خود اهمیت ده
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
بابام یه شب دو تا عروسک خریده بود یکی برای من یکی برای خواهرم صبح که از خواب بیدار شدم هیجان زده شدم سعی کردم اولین حرکت مادرانه ام رو انجام بدم بچه ام رو بردم توی حیات بشورمش تمییز شه موهاش ریخت کچل شد :) عروسک ها خوب بودن ولی همیشه به این فکر میکردم که چرا اسمشون عروس+ ک آخه به خرس هم میگن عروس+ ک!!
s.2
s.2
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
یه خرس گنده دارم که بچه بودم نمیذاشتن بش دس بزنم که کثیف نشه هنوزم بش دس نمیزنم رنگش عوض شده سفید بود خاکستری شده انقد خاک نشته روش
ShErLoCk
ShErLoCk
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
من از همه بیشتر ماشین کنترلی دوس داشتم. یادمه یه بار یکیشون رو بابم با ماشینش لهش کرد!!!! هواسش نبود آخرش هم توسط مامانم مقصر شناخته شد مجبور شد یکی عین همون برام بخره!!!1
faride
faride
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
یه عروسک که بهش میگفتم تپلی مامانم برام خریده بود اندازه یه بچه 1 ساله بود قدش ولی خیلی تپل بود.ولی حیف که ندارمش دیگه:(
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
یه خرسی داشتم که با بقیه ی عروسکام نگهش داشتم.تمیز و مرتب توی کمد.
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
ظروف آشپزخانه بود بیشتر البته با عروسک و..... متأسفانه ندارمشون.... :((((((