خانه انجمن خورده جنایت های مدرسه ای
٧٣٩
١٦٧
رادمهر

خورده جنایت های مدرسه ای

خورده جنایت های مدرسه ای

از زرنگی های دوران مدرسه تون بگید.
کارایی که می کردین تا معلم ها را حرص بدین و کارهای خلاف قانونی که انجام می دادین.

٩٢/٠٣/٠٥
نظرات کاربران
کد امنیتی
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
ماصلا به من یکی میاد کار خلاف قانونی انجام بدم؟؟؟؟؟
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
نمیاد؟؟؟
من
من
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
راس میگه مث خودم بچه ی خوبیه
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
باز از خودت تعریف کردی بچه؟؟ پاشو برو عربی تو بخون........
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خخخخخ....سهره جان درگيري هـــا
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
:)))))
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
ب مو ک نمیه از ای کارا
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
واقعــــــــا؟
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
به اون طرز نگا کردنتون که میاد
firuze
firuze
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
آره واقعا معلومه.....چیش.......
mo_so
mo_so
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
نه.هیچ وقت تجربه اش را نداشتم
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
ای بابا....
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
منم
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
از مدرسه فرار کردم و دو نفر که از مدرسه فرار کردن رو لو دادم :D
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
اون نظر که واسه شکوفه ی گیلاس نوشته شد واسه شما بود...
farzaneh.h
farzaneh.h
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
:)) مرسی ولی در مجموع دختر خوبی بودم!
firuze
firuze
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
من جاشون بودم الان اینجا نبودید..............
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خوب......امتحان داشتیم...نخونده بودیم...چار کردیم شیرفلکه گازو باز کردیم ........البت با همکاری بچه ها.....خلاصه فکر کردن خراب شده تعطیلمون کردن...انقدر فاز داد......
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی لطف کردین ممنون....واقعا نظام آموزشی کشور مدیون شماست...
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
فاز داد؟؟؟شما هم خسته نباشین ما فکر می کردیم ته خلاف مدرسه نشون ندادن نمره به پدر و مادر باشه...
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
ايني كه گفتين در مورد من صدق ميكنه:))
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
بابا اتیش.............
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
:))
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
تازه بازم هست روم نمیشه بگم....سال آخر بودیم مثلا خیلی بودیم دیگه..........
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
دوران دبیرستان یادمه به من همیشه به خاطر نوع پوشش و تیپ گیر میدادنطوری که میگفتن برو لباساتو عوض کن بعد بیا!منم خیلی حرصم میگرفت.آخر یه فکری به ذهنم رسید، تصمیم گرفتم اگه اینبار گفتن برو نوع لباساتو عوض ،برم و لباسهای بدتری بپوشم!!!منم همینکارو تا یک هفته ادامه دادم ،طوری که کلاسها خودبخود یه هفته پیچونده شد!در آخر هم یادمه ناظممون بهم گفت:آقای آتشروان همون اوایل بهتر بودی همونطوری بیا!!!!!!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخ
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
چی میپوشیدین؟
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
من کاری نمیکردم
باران
باران
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
چه بچه خوفی
Niva
Niva
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
اصولا من بچه خوبی بودم و هستم.... وای زمان مدرسه که خیلی به ما گیر میدادن!!! کفش رنگ روشن که ممنوع بود.. جوراب نازک ممنوع بود.. خدا نکرده نباید یه وقت شلوار یا مانتوت یه خطی ..دکمه ایی اضافه داشت!!! چی جوری دووم آوردم!!!
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
واقعا چ سختی کشیدین شما اوینی بوده واسه خودش...
nika
nika
٩٢/٠٣/٠٥
١
٠
من مثبت مدرسه بودم نه کارای خلاف قانون انجام میدادم ونه که حرص معلم هارو در میاوردم .............
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خسته نباشین
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
چه دخمل خوبي...به به
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
با همکاری 15 نفر دیگر از بچه های کلاس ، به علت اعتراض به شهریه زیاد ، تخته وایتبرد را از دیوار کنده و از طبق چهارم یک حرکت سقوط آزاد از وایتبرد را به تماشا نشستیم ... چندی بعد هم تمامی ورقه ها امتحانی را به شعله های مهیب آتش سپردیم ... نتیجه هم داد ... شهریه ها برای چهارمی ها نصف شد !!!!
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
شما خیلی جنایت کارین دیگه...
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
آشوبگر(:
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
پس شما ارون قدیما آشوبگر بودین آیا؟؟؟
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
مگه هاشمی نژاد شهریه داره؟؟؟!!!
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
هاشمی نژاد کیه ؟؟؟ من تیزهوشان فردوسم ....
firuze
firuze
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
چقدر بچه آرومی بودبد الهی ..............
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خواااااااااااااااااااااهش فیروزه بانو ....
باران
باران
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
اغتشاااااااااش
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
من اصلا موجودي فوق بشري بودم...دبيرام ميگن يه روز كه غايبي كلاس آرامش داره اصلا:))
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خوش به حالتون
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
صد البته حتما............خخخخخخخخخخخخخخخخخ
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
اينقد كه تو كلاس شيطوني ميكنم:))اصلا آروم نميشينم
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خو میگم چرا تو جیم زیاد شیطونی نمی کنین؟
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خدا شفا بده مستر جواد:))
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
چرا خانوم نیازی؟
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
الان اينجا ميخوام چيكار كنم مثلا؟؟؟؟؟!!!!!!
م-نص
م-نص
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
الکی میگه در حد تیم ملی
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
به شما چه؟؟؟؟
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خوب یه جای دیگه فضولی کنین.......خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
باز از خودت تعریف کردی بچه؟؟ پاشو برو عربی تو بخون........
Paeez
Paeez
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
ما یه گروه پنج نفره بودیم!مخفف فامیلیامون شده بود باربورانت..شهرتی داشتیم ..سرکلاس اروم بودیم در ظاهر اما در باطن کارهای پشت پرده کلاس با ما بود:)دورانی داشتیم خلاصه
s.a
s.a
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
نچ نچ نچ........... :))))))))))))))))))) بچه بد!
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
چه جالب..........کلاس برگزار نمی کنین مایم یاد بگیریم؟؟؟
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
کار خاصی نمیکردیم فقط کلا سارو تعطیل میکردیم ÷یش دانشگاهی خیلی کم رفتیم سر کلاس. خلاق کار سنگین نبودیم
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
اره منم بودم تایید می کنم.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خب از عکس پروفایلم معلومه میشه چه طوری لباس میپوشیدم و تیپم چه شکلی بوده دیگه!
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خخخخ....اره كاملا:))
م-نص
م-نص
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
نه اصلا:))
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
یه بار یه کپسول انداختیم تو بخاری ..دود کرد ..کلاس نیم ساعتی تعطیل شد
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
یه بار 4چرخ دبیر ریاضی پیش و پنجر کردیم
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
همه ی این کارارو به تنهایی انجام میدادید؟
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
چه بنیه ای
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
یه گروه بودیم...طفلی دبیرمون روز اولی بودکه ماشین خریده بود اورده بود مدرسه
م-نص
م-نص
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
ای ای.............نمیدونین چه حالی میداد تخته پاک کن رو تر میکردی و میکردی تو جا گچی و بعد میکشیدی رو تخته سیاه.................یعنی گند میزدی به کل تخته طوری که فقط باید سطل اب برا پاک کردنش میاوردی
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
ما هم میکردیم ازین کارا....ولی حالا تخته وایت بردا رو چیکار کنیم
Milad
Milad
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
آره خیلی حال میداد
م-نص
م-نص
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
اخ چه حالی میداد که کپسول قرص مینداختیم تو بخاری
م-نص
م-نص
٩٢/٠٣/٠٥
١
٠
یه دفه سر کلاس شیشه الکل چپه کردم..........واسه همین عربی رو تجدید شدم:))
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
واز كيلويي؟؟؟
م-نص
م-نص
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
اره نظرات کیلویی برا این انجمن لازمه
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
كمبود امتياز عايا؟
م-نص
م-نص
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
یادش بخیر میز معلم رو طوری میذاشتم که میوفتاد رو پای معلمای بیچاره
م-نص
م-نص
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
از مدرسه فرار میکردم
م-نص
م-نص
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
یاد خر پلیس دوران مدرسه بخیر
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
این انجمن خوراک خود شماست(:
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٥
١
٠
باز کیلویی؟؟؟ کمبود امتیاز آیا؟؟؟؟
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خخخخخ....ايول نظر بالايي
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٣/٠٥
٠
١
رو ماشین معلم مدرسه با کلید خط انداختن بچه ها!من نگهبانی دادم کسی نیاد...
Milad
Milad
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خجالت بکش!
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
نمیکشم!
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
یبار دوستم مریض بود بیمارستان بستری شده بود.امتحان عربی رو نخونده بود.هرچی به معلممون گفت قبول نکرد.طفلکی گریه میکرد.من گفتم پشتم بشین تا خودم بهت برسونم.من اون امتحانو 19 شدم،اون 19.5 !نیم نمره از بغل دستیش تقلب گرفته بود!
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
(:
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
احتمالا مهتاب بانو نبودن؟
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
شک نکن خود خودشه ...
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
نه!مهتاب نبوده.سال سوم دبیرستانم بود.
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
منکه همتون میدونین چقد آرومم و مظلوم(:....فقط سال سوم سر کلاس زمین شناسی خیلی شلوغ میکردیم...مسخره بازی در میاوردیم... خیار می خوردیم یا تخمه....اشک دبیر بنده خدا درمیومد
دختر خاص
دختر خاص
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
کپسول خون ساز خوردم بعد با نقشه از پیش تعین شده یکی هولم داد افتادم خون از دهنم جاری شد(!!!!) بعدشو دیگ خودتون تصور کنید... کلا از این کپسول واسه امتحانام استفاده میکردم!!
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
بابا شما خیلی خلافین دیگه...
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٥
١
٠
دخترا هم انقدر شر بودن آیا ما نمدونستیم
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
عزيييزمي:))
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
کپسول خون ساز؟؟؟؟؟ :\
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
دروغکی؟؟؟..ایول...حیف که من اون موقع این موردو نمیدونستم....
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
واقعا نمی دانستیم با چه مایکل اسکافیلد هایی هم سایت شده ایم...
من
من
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خخخخخخخ
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٥
١
٠
کار خاصی نکردم فقط کلاسمون معروف بود به کلاسی که همه امتحاناشونو کنسل میکنن...تو دفتر مدرسه هم هروقت حرف کم می آوردن از شرارتای کلاس ما میگفتن
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
یه بار همه با هم رفتیم اداره کل آموزش و پرورش علیه دبیرمون...یادمه مدیرمون منو خیلی دعوا کرد
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خداییش تاحالا کاری نکردم که معلما حرص بخورن
Milad
Milad
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
فرار از مدرسه....آتیش زدن جزوه ی معلم(با همکاری دوستان) کلا معلم آزاری به طرز وحشتناک
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
پس لفطا از من دور شوید..........
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
از پنجره مدرسه به یه پنجره دیگه پریدیم..البته بینش یه تراس بود که توش گل کاشته بودن..بعدش که مشخصه..تعهد!
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
آخ جون اين خوراكمه....اول سال يه آقايي اومده بود برا تاريخ اجتماعي همون جلسه اول ازمون پرسيد يه لحظه گوشيش زنگ خورد رفت بيرون همه آدامسامونو برديم چسبونديم رو صندلي فكر كنين 26 تا آدامس تازه من يه بسته آدامس رو كلا خورده بودم دبير اومد نشست رو صندلي اصلا متوجه نشد وقتي خواست پاشه صندلي چسبيده بود بهش كنده نمي شد بنده خدا كت و شلوار نو پوشيده بود....جلسه بعد كه اومد فاتحه شلوارش خونده شده بود ديگه نيومد سر كلاسمون....
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
آفرین ..........خوب زودتر می گفتی ما هم با این دبیر هنر مان این کارو می کردیم.....:))
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
سال دوم راهنمايي راهنمايي يه معلم علومي بود مالكلاس علوم آزمايشگه واسه المپياد خوارزمي ميومد با من و مهسا كار ميكرد كه بريم استاني با موتورم ميومد مدرسه بنده خدا فاميليشو عوض كرده بود گذاشته بود ارشادي ولي ما از لجش ميگفتيم آقاي گفتي....منم كه يه روز حسابي لجم گرفته بود رفتم باد لاستيكاشو خالي كردم خخخخ
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
نچ نچ نچ .........الان ما باید رو اون حساب باز کنیم بیاد بهمون درس بده آخه چرا این کارو کردیننننننننن؟؟؟؟
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
سال اول معلم دينيمون خانم عرفاني بود بچه ها خيلي باهاش شوخي ميكردن در طي همين شوخي ها منم يه بار جلو پايي بهش دادم بنده خدا با سر افتاد زمين از دماغش خون اومد اما بامعرفتي كرد و به دفتر نگفت
s.a
s.a
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
هاااااااااااااااااااا؟!!!!!!!!!!!!!!!! :|
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
بلو گرل؟؟؟؟؟؟؟این تویی واقعن؟؟؟
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
يه معلمي داشتيم وحشتناك از موش ميترسيد بدين سبب تو كمد دفتر كلاسي از اين موشاي ژله اي گذاشتيم وقتي در كمد باز كرد موشو برداشت يه جيغ فرا بنفش زد و از حال رفت.....
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
حالا کی بود؟
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
كفشاي معلم رياضي كلاس اولو كش رفتيم انداختيمش تو دستشويي بنده خدا با دمپايي رفت خونشون البته با بروبچس يه تعهدي هم داديم
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
خخخخخخخخخخخ
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
دوم راهنمايي بوديم معلم رياضيمون ميخواست ازمون امتحان بگيره ماهم ككه اصلا تو فاز انتحان نيستيم فيوز برقو قطع كرديم تا دستگاه كپي كار نكنه به همين راحتي امتحان كنسل شد
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
ولي اگه دبير ما بود ميگفت برگه بذارين سوال يك
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
اره خیلی راحت کنسل شده ها../
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
الان الههياد ميگه واز كيلويي؟؟؟؟اول رهنمايي بوديم ورزش داشتيم با توپ بسكتبال فوتبال بازي ميكرديم يه شوت زدم خورد به پنجره دفتر شيشه شكست تو راه برگشتم با دماغ ناظممون تصادف كرد.......انظباطو اون سال شد 17 الان پيشرفت كردم شده12خخخخخخخخ
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
هه هه هه هه
s.a
s.a
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
قبلا گفتمااااااااااااا........... نگفتم؟ هووووووووووووم...... داشتم میرفتم بالا دیوار دیدم معاونمون داره نیگا میکنه! :| پیش دانشگاهی! :| 2،3 ماه مونده به کنکور! :|
s.a
s.a
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
هووووووووووم! بذار فکر کنم......... بازم پیش! :| صبح زود کلاس داشتیم رفتیم مدرسه! معاونا نبودن! چای داااااااااغ......... نون تااااااااااااازه........ پنیر............. خخخخخخخخخخخ نوش جونمون! :)))))))))))))))
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
منم چون امسال مسئول كتابخونه بودمو معلماي آقا ميومدن كتابخونه ميشستن و براشون هميشه چاي با شكلات،كيك،بيسكويت و ...... ميزاشتن....نوش جونم.......
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
خخخخخ
s.a
s.a
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
حرکات ناموزون هم که......... :| مدرسه دخترونس دیگه! :)))))))))))))))) یه بار که وحشتناااااااااااااااااک شد! از اداره هم اومده بودن! :)))))))))))))))))))))))))) آبرو مدرسمون رفت کلا! :))))))))))))))))))))
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
ایول....ماکه جشن میگرفتیم مثلا 22بهمن بعد کل روزو حرکات موزون با همکاری معلما....کلا مدارس تهران کویته
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
البته ما وقتی برق میرفت حرکات موزون انجام میدادیم تازه یکی از بچه ها شروع میکرد به زوزه کشیدن خداییش خیلی باحال بود
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
خخخخخخخخخ
s.a
s.a
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
تلاش برای پنچر کردن ماشین یه معلمی! :| خداوند ما را ببخشاید! :| دبستانی بودیم! :|
s.a
s.a
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
اعتصاب برا امتحان تاریخ! :| تو حیاط! هنوز فیلمشو دارم! :| سوم دبیرستان! :|
s.a
s.a
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
سوم راهنمایی! :| بعد از آخرین امتحان! اون پشت حیاط! کتاب آتیش زنون داشتیماااااااااااااااا............. :| خداوند ما را ببخشاید! :| البته همه ی کتاب نه هااااااااااا........... صفحه هایی که دوس نمیداشتیم! خخخخخخخخخخخخ
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
دقيقا كاري كه ما الان ميكنيم البته ما اول با هاش فوتبال بازي مكنيم ..ميندازيمش هوا...بعدشم جلو چشم معلمامون آتيشش مزنيم تازه به خود معلما ميگيم بيان ببينن....بعضيام كتابو پاره ميكنن
s.a
s.a
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
کلا بچه خوبی بودم ولی............. :)))))))))))))))) انضباطم همیشه 20 بود! خخخخخخخخخخخخخ
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
همه کاری انجام دادم:)....از کفری کردن دبیر و فرار از مدرسه تا ترقه ترکوندن سر کلاس و رقصD:
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
من که نه ولی باهمکاری همه بچه هاکه کسی نفهمه ترقه میاوردن توی کلاس میزدن
firuze
firuze
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
قرص آهن مینداختیم تو بخاری.........
firuze
firuze
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
در بوفه مدرسه رو روی مامان مدرسه بیچاره بستیم کلیدشم انداختیم تو باغچه تا زنگ تفریح بعد جیغ میزد..................
faride
faride
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
وای چطور دلتون اومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
به شما جایزه نمی دادند واسه دانش آموز اخلاق ... چه قدر شما خوب بودین واقعا
firuze
firuze
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
تو کفش معلما سوزن مینداختیم..............
Milad
Milad
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
شما ها دیگه آخر ظالمایین
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
تو بخاری پوست پرتقال میانداختیم... نقاشی رو تخته سیاه..
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
خداییش خیلی خلاف بود ..........دهنم واز موند....!
sorme
sorme
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
مثلا ترقه میبریم مدرسه!!!ولی معلما رو اذیت نمیکنیم!
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
اینجوری که حال نمیداد ....
sorme
sorme
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
ای بابا!!!ما به همینم راضی هستیم!!!
morteza-d
morteza-d
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
روز اول مدرسه سوم دبیرستان تابلو کلاسا رو باهم عوض کردیم یه ....تو...ی شده بود معلم جبر ریاضیا امده بود کلاس ما یه نیم ساعتی که نشست فهمید چه اتفاقی افتاده یه بارم از طبقه سوم رو ماشین معلممون شیر ریختیم (از پنجره)
morteza-d
morteza-d
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
ی دفه هم تو خابگاه از بعداز ظهر برقارو دست کاری کردیم که شب برق نداشته باشیم تا فردا امتحان شیمی مونو کنسل کنیم یه وضع رویایی شده بود تونور شمع بهمون شام دادن...
من
من
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
تومدرسه ازاین کارانمیکردیم ولی یه بار تو زبانسرا کلاس بایه معلم داشتیم که خیلی ازش بدمون میومدبعد ورداشتیم پیچ های درو شل کردیم،معلمه که درو بازکرد در افتادروش!بعدبااعتمادبه نفس ورداشت درو کنارگذاشت اومد تو گفت:دروهم که خراب کردین!اوفففففف چه معلمی بودها!دیردیردرس میداد میگفتیم تندتنددرس بده میگفت شمانمیکشید!ماهم یه بارسرکلاسش اعتصاب کردیم ،خودمونوزدیم به نفهمی!
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
شما خجالت نمي كشين......من با اون معلم خاطره ها دارم با اين كه معلمم نبوده ........ولي دستتون درد نكنه اما بيشتر از اينا حقشه
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
اره خیلی بهش سخت گذشت اون ترمی که با ما بود..........خخخخخ
من
من
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
بلوگرل فکرکنم اشتبا متوجه شدی،اون مستر اولین ترمی که اومد باماداشت بعدش هم رفت و دیگه پشت سرش رو هم نگاه نکرد!!
R-Rad
R-Rad
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
اینجانب در دوران تحصیل در مدرسه پرونده بسیار..... دارم خودتون فهمیدین! رییس باند بودم چه کارایی که نکردم الان بهشون فک میکنم میگم عجب موجود نترس و شری بودم خلاصه مو به تنم سیخ میشه!!!!!!!!!
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
عاووورین
شناس قدیم و ناشناس جدید
شناس قدیم و ناشناس جدید
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
یه دبیر زبان داشتیم راهی که میومد از دفتر تا سر کلاسو با اب خیس میکردیم( سرامیک بود) چون خیلی با ناز راه میرفت و خوش تیپ و همیشه مرتب بود میخواستیم بندازیش یه بار افتاد لب تابش داغون شد.....از اون جلسه دیگه وقتی میومد کت شو در میاورد ....لبتابشم به ما میگفت بریم بیاریم ....تخته رو خیس میکردیم ...صندلی رو هم خیس میکردیم تخته پاک خیسو میزدیم توی پودر گچ ..............از چیزای خیس خیلی بدش میومد وقتی به تخته پاکون دست میزد یه قیافه ایی میشد از خنده میمردیم.....خدایا ما رو ببخش ...mr ...حلالمون کن
من
من
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
وقتی نقطه ضعفشون رو بدونی راحت میتونی حالشونو بگیری:)))
پری سا
پری سا
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
من در این مورد چیزی نگم بهتره......
باران
باران
٩٢/٠٣/٠٧
٠
٠
خب بگو
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
با اجازه از خلافکارای سایت :))) من تقلب تا دلتون بخواد انجام دادم مسلط به 15 نوع زبان زنده تقلب دنیا هم هستم ! در خزمت شما :))))))))))))
ghazale
ghazale
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
از ذوب کردن لیوانای خلی شیر گرفته تا فحش دادن به پسرای راهنمایی پشت مدرسمون . خرید از مغازه نزدیک مدرسه تا ترقه ( من دست نداشتم) و لگد زدن به ماشین معلما و تا تعطیل کردن امتحانا و اعتراضو خوندن شعر مارا چه به درس زیست شناسی از گاو و الاغ تا خر شناسی جلو دبیر زیستو جونم بگه براتون باز کردن قفل کیف سامسونت دبیر مرد و بازم بگم؟
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
اسپری فلفل ! کلاس چغرافیا! یک صدای پیس ! اشک و گریه! احساس خفگی ! من رو یاد خاطره بدی می اندازه اینا!
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
خخخخخخخ ... عوضش من کلی خندیدم ...خخخخخخ
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/١٤
٠
٠
ما بچه ی خوب و المپیادی و درسخون و مثبت و خوبی هستیم!