کافه جیم
پر بحث ها
پربازدید ها
تازه ترین ها
فقط خواستم کمتر زجر بکشی
مهدي اقتدارپرور

فقط خواستم کمتر زجر بکشی

نمی دانم! دکتر هم می‌گفت من از تو با دل و جرات ترم فکر کنم راست گفته من سر جنگ با دنیا را داشتم و تو سر زندگی قصد عقب نشینی هم نداشتم. من عادت داشتم به جنگیدن. فکر کنم توی این دنیا را بهتر از من بفهمی. شاید هم من باید از تو یاد بگیرم. ببخش پریشان حرف می‌زنم. هول کرده‌ام. سخت شده برایم. حس می‌کنم حرف زدن با کسی که قرار بوده بکشمش سخت است. تصمیم گرفته بودم هیچ حرفی نزنم. به روی خودم نیاورم. اما خب... گفتم شاید بزرگ‌تر که شدی روزی دست بر قضا بفهمی من می‌خواستم تو را بکشم آن هم دقیقا زمانی که هیچ حواست نبود. گفتم شاید به دل بگیری. گفتم شاید بخواهی حتی انتقام بگیری. حق داری. تصمیمم بی‌رحمانه بود. اگر هم این‌ها را می‌گویم به خاطر این است که دلخوری آن روزت کمتر شود. اصلا گفتم که خودت که آمدی می‌فهمی نگران چه بودم. به دلم می‌گویم کاش درکم کنی. کاش خودت را بگذاری جای من. من حتی فکر نکن دوستت نداشتم که می‌خواستم بکشمت.

١٠٢٣
کرمانشانگم چنی بی کسی...
g_gimi

کرمانشانگم چنی بی کسی...

عمق فاجعه زلزله را کسی درک می‌کند که خانه‌اش را، مادرش را و فرزندانش را در یک شب از دست داده باشد. غمش پایانی ندارد این شهر مردمان همیشه سوگوار تاریخ ایران. زلزله‌ای با وسعت زیاد در مناطق فقیر و بی‌بضاعت، مردمانی مهربان و دلسوز به گواهی تاریخ. از چه بگویم که قلبم خونین و چشمانم گریان و خاکم بر دهان است. این مناطق همیشه در فقر بوده‌اند. تازه متوجه شدم که حدود نیمی از مردم این دیار در مسکن مهر زندگی می‌کرده‌اند اما چه مسکنی که ساختش با اقلام دسته دو یا سه بوده است، کلی پول داده‌اند و همه هم زیر بار قسطش کمر خم کرده‌اند و تا ابد باید قسطش را بدهند و حال با این زلزله همه چیز را باختند. تابوت‌های بلندی که به نام مسکن به مردم فروختند. از ماست که بر ماست آن پیمانکاران نامرد و مهندسین ناظر از خدا بی‌خبر دستشان به خون این مردم آلوده است. چطور می‌توانند سرشان را روی بالشت بگذارند و بخوابند؟ آن‌ها مسئول اصلی و مقصر اصلی این فجایع اخیر هستند.

٤٦٤