کافه جیم
پر بحث ها
پربازدید ها
تازه ترین ها
من به تو بدهکارم
Havva

من به تو بدهکارم

وقتی از جنون حرف می‌زنم انتظار ندارم پوزخند نزنی. سنگ صبور پلی می‌شود، سرم را بین دستانم می‌گیرم و چشمانم را می‌بندم. می‌دانی چه می‌شود؟! تمام زنجیرها باز می‌شوند و من فاصله می‌گیرم از آدم‌ها و هر آنچه وصل می‌کند مرا به دنیا. جنون مگر غیر از این است؟! سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت را تصور کن. جاده باشد و شب و مقصدی نامعلوم. جناب چاوشی میخواند و تو زمزمه می‌کنی. تو مبتلا به درمانی، منم دچارِ بیماری. آخ که دلت می‌خواهد صد بار پشت سر هم تکرارش کنی. اشتباه نکن. اینجا نه کسی عاشق است و نه کسی شکست عشقی خورده. این‌ها سطحی‌ترین اتفاقات عصر آهن‌اند. اینجا من به تو فکر می‌کنم؛ به تویی که خودم هستی. چقدر غافل شدم از احوالت. چقدر عوض شده‌ای. آن‌قدر در روزمرگی‌هایم غوطه خوردم که یادم رفت تو هم نفس می‌کشی. می‌دانی؟! من به تو بدهکارم. من یک عالَم توجه، یک عالَم محبت، یک عالم لبخند از ته دل به تو بدهکارم. من به تو ظلم کردم حوا. ظَلمت نَفسی...

٣٩٨
نامه ای برای حسین(ع)
banu69

نامه ای برای حسین(ع)

اگرچه به خودم قول داده‌ام که رابطه‌ی خویش را حتی باجناب‌تان عاقلانه قرار دهم اما این سوال برای من پیش می‌آید که زنی چنین خبیث و معلوم‌الحال وقتی دربارگاه پدر بزرگوارت روبه‌روی ضریحش می‌ایستد چه می‌گوید، چه دارد که بگوید. وقتی روبه‌روی ضریح مطهرت و زیر قبه‌ای که به فرموده‌ی فرزندت، صاحب الزمان"من الاجابه تحت قبه" است؛ می‌ایستد، چطور وجدانش به او اجازه خواهد داد که پدرت، خودت، برادر علمدارت و پسران دلبندت را که مدفون در عراق هستند؛ صدا بزند. بعضی‌ها روایات بخشش همه‌ی گناهان با زیارت کربلا را برایم ردیف می‌کنند اما من سال‌هاست با کتب دینی و معارف و احکام وفقه سر وکار دارم و می‌دانم که این بخشش گناهات مربوط به حق الله است نه حق الناس. پس چگونه است حال پسری آشنا که در شهری کوچک و محله‌ای بسیار کوچک‌تر زندگی می‌کند و با اکثر دختران آن محله، محله‌ها و شهرهای بزرگ و بزرگ‌تر اطراف، رابطه دارد و حتی به محارم خود نیز رحم نکرده و در مواردی نیز عفت و دخترانگی بعضی‌ها را نابود کرده و هرسال اربعین به زیارت مزار مقدستان که جایگاه فرشتگان مقرب است مشرف می‌شود.

٣٣٥