فیلم دیدن از روی IMDB
یادداشت

فیلم دیدن از روی IMDB

نویسنده : الهام حبشی

«بازم فیلم هندی؟»، «هر کدوم اینا رو صد بار می‌بینی، نه؟»، «تماشا این چشم بادومی‌ها چه لذتی داره آخه؟». اگر شما هم از طرفداران پر و پا قرص سینمای بالیوود، کره یا چین باشید، حتما به شنیدن این جملات عادت دارید. تا چند سال پیش که هنوز تبادل فیلم با فلش کار مرسومی نبود و اینترنت‌های دایال آپ خانگی هم جان دانلود کردن نداشتند، کلوپ‌های فیلم برای عاشقان سینما تکه‌ای از بهشت به حساب می‌آمدند. آن زمان کلوپ‌ برای من، از حیاتی‌ترین نیازهای زنده ماندن بود. حتی اگر قرار بود به محله جدیدی نقل مکان کنیم، قبل این‌که بخواهم نگران رنگ اتاق، فاصله خانه تا مدرسه و یا حتی دوری از دوستان قدیمی باشم، حواسم پی یافتن آدرس کلوپ جدید می‌چرخید. آن موقع فیلم فقط در کلوپ پیدا می‌شد و هیچ سوپر مارکتی برای خودش بساط فروش فیلم به راه نینداخته بود. هر پنج‌شنبه به همراه پدرم به کلوپ چند کوچه پایین‌تر می‌رفتیم. با آب و تاب آلبوم فیلم‌های هندی را برای هزارمین بار ورق می‌زدم. پسرک CD فروش ناشنوا بود و برای راهنمایی دادن از کاغذ و قلم استفاده می‌کرد و کمی بعد که کاسبی‌اش رونق گرفت، تخت وایت برد خرید. هر فیلم بیشتر از هزارتومان قیمت نداشت و اگر قرار بود آن را کرایه کنیم، شبی 200 تومان برایمان آب می‌خورد. یک دفعه که دیگر داخل آلبوم چیز دندان گیری پیدا نکردم، پسرک آلبوم جدیدی که هیچ وقت ندیده بودمش از زیر میزش بیرون آورد. با حرکات دست، چشم و آواهایی که فهمیدنشان دشوار بود، حالیم کرد که این آلبوم مخصوص مشتری‌های قدیمی است و هر کدام را که انتخاب کنم از داخل هاردش برایم اختصاصی رایت می‌کند. بعد هم ماژیک را برداشت و روی تخته وایت برد نوشت: «سانسور» و رویش یک ضربدر بزرگ کشید. از آن روز به بعد دیگر می‌توانستم تمام فیلم‌ها را با موزیک ویدئوهایشان و صدای واقعی بازیگران محبوبم تماشا کنم. هر روز که در راه مدرسه از مقابل کلوپ عبور می‎کردم، چشمم به پسرک CD فروش و هارد بزرگ روی میزش می‌افتاد. هاردی پر از داستان که خیلی‌هایشان را نشنیده بودم. هرگز به حرف آن‌هایی که هندی دیدن را افت می‌دانند، بهایی نمی‌دادم اما یک نفر حرفی زد که به هیچ طریق نتوانستم مچش را بخوابانم. فیلم‌بین‌تر بود. 100 فیلم برتر IMDB را دیده بود.

سبک فیلم دیدنم را تغییر دادم و این بار به سلیقه IMDB پیش رفتم. برایم سخت و آزاردهنده بودند و اغلب فکرم را مشغول می‌کردند. بازه فیلم دیدن و دانشم از سینما گسترش پیدا می‌کرد. دیگر می‌توانستم از هر کجای دنیا فیلم ببینم، تصاویر سیاه و سفید و قدیمی اذیتم نکند، صامت بودن اعصابم را خرد نکند، از تماشای ژانر ترسناک وحشت‌زده نشوم. حالا برای رسیدن نسخه‌های کم کیفیت فیلم‌های روی پرده لحظه شماری کنم؛ به همان اندازه که می‌دانم در سینما رنگارنگ هندوستان و چشم بادامی‌ها چه می‌گذرد، شناسنامه بهترین‌های IMDB را هم حفظم. هیچ کس حق ندارد به سلیقه شما ایراد بگیرد، اما تا زمانی که در جزیره کوچک علایق انحصاری خودتان بمانید و از دنیای آن سوی مرزها دانشی پیدا نکنید، هر کس به خود اجازه می‌دهد به سلیقه شما پوزخند بزند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

آمار عادل خراب شده؟

٩٧/١٠/٢٧
درباره شخصیت فیروز کریمی که او را نسبت به بقیه متمایز می‌کند

کمدین جدی فوتبال

٩٧/١٠/٢٧
آیا تلویزیون بدون عادل فردوسی‌پور و با محمدحسین میثاقی توانسته تجربه برنامه‌سازی موفقی از شروع جام ملت

بدل عادل

٩٧/١٠/٢٧
آشنایی با کشتی‌گیر پهلوانی که یک قدم تا آرزوی بزرگ خود فاصله دارد

صادق‌زاده یک گام تا «پهلوان باشی»

٩٧/١٠/٢٧
آنتن

سوژه هست ولی کم است!

٩٧/١٠/٢٧
درباره آمار عجیب و غریب « فیروز کریمی» در سرمربیگری تیم‌های مختلف؛

مرد هزار تیم

٩٧/١٠/٢٧
جانونی

آینده‌ای که در تفاله‌های قهوه پیدا می‌شود

٩٧/١٠/٢٧
یادداشت

گل‌های نخوردنی

٩٧/١٠/٢٧
جارچی

جارچی 565

٩٧/١٠/٢٦
یادداشت

ابد و هر روز

٩٧/١٠/٢٧
بیفور ویژه

بیاین با هم تعامل کنیم!

٩٧/١٠/٢٧
ساختنیجات

صرفه جویی اقتصادی با لباس‌های قدیمی

٩٧/١٠/٢٧
پایان نامه

مبانی ویزیتوری یک

٩٧/١٠/٢٧
ناصرخان اکتور سینما

چی از جون تلویزیون می‌خواهید؟

٩٧/١٠/٢٧
شاخ هفته

دوز احساس

٩٧/١٠/٢٧
#توئیتری_ها

#رژیم_گرفتن

٩٧/١٠/٢٧
درباره مسیری که میثاقی تا رسیدن به پرکارترین مجری ورزشی صدا و سیما طی کرد

کی بود؟ چی شد؟

٩٧/١٠/٢٦
نمایشـــــگاه CES با دنـــیایـــی از اختراعــــــات جدید در لاس‌وگــــاس به اتمـــام رسید

#Consumer_electronics_show

٩٧/١٠/٢٧