خواندن صد کتاب نوشتن يک مقاله!
آشنايي با پدر ويراستاري ايران

خواندن صد کتاب نوشتن يک مقاله!

نویسنده :

الهام ابراهيم‌زاده

همه خوب مي‌دانيم که هر چيز براي ماندگاري نياز به مراقبت دارد. ‌صندوقچه، دفترخاطرات، آلبوم و... هرکس به شيوه‌اي از قسمت‌هاي ارزشمند زندگي‌اش محافظت مي‌کند. زبان يک قسمت از هويت هر انساني است و طبيعتا مثل خود هويت، ارزشمند است. به غير از گويش‌هاي مختلفي که در سراسر کشورمان وجود دارند و نياز به حفاظت دارند، زبان فارسي، امروز به وسيله «فرهنگستان زبان و ادب فارسي» محافظت مي‌شود. البته کار فرهنگستان زبان فارسي به حفاظت خلاصه نمي‌شود؛ تقويت و گسترش زبان فارسي و همين‌طور برآوردن نيازهاي جديد فرهنگي و علمي و اجتماعي و... که ساخت کلماتي جديد را در زبان فارسي مي‌طلبد، حفظ اصالت زبان فارسي و خلاصه اين که فرهنگستان زبان فارسي آزمايشگاه زبان فارسي‌ است که همه ما هر روز به راحتي با آن صحبت مي‌کنيم و مي‌شنويم و مي‌خوانيم و مي‌نويسيم. اديبان و استادان بزرگي در فرهنگستان زبان فارسي حافظ اين قسمت ازهويت ما هستند. جادوي کاغذي اين هفته معرفي استاد «احمد سميعي گيلاني»، يکي از اين بزرگان است.

اگر استاد سميعي را از نزديک ببينيد هرگز باور نخواهيد کرد که ايشان 90 سال سن دارد. زيرا استاد همچنان قبراق و چالاک و سرزنده و دل زنده مددکار همه در فرهنگستان است. کساني که با نگارش زبان فارسي آشنا هستند نام ايشان را به عنوان «پدر ويراستار ايران» شنيده‌اند. به عنوان سردبير نامه فرهنگستان، استاد سميعي تا کنون شايد نزديک به هزار مقاله دايره‌المعارفي و در سطوح دانشگاهي را ويرايش کرده است.

در معرفي استاد احمد سميعي گيلاني در سايت فرهنگستان زبان فارسي persianacademy. ir اين‌طور نوشته شده است:

متولد شهر رشت در سال 1298؛ کارشناسي ارشد زبان‌شناسي همگاني؛ عضو گروه ويرايش و از مترجمان فرهنگ آثار در انتشارات سروش و مشاور علمي پژوهشگاه علوم انساني‌، سردبير نامه فرهنگستان‌، فصل‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسي؛ مدير گروه ادبيات معاصر فرهنگستان زبان و ادب فارسي؛ عضو شوراي عالي ويرايش صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران.

برخي‌ از آثار:

- ترجمه دلدار و دلباخته‌، نوشته ژرژ ساند 1345

- ترجمه خيا‌ل‌پروري‌ها، نوشته ژان ژاک روسو 1345

- تاليف ادبيات ساساني‌ 1355

- ترجمه داتا گنج‌بخش (زندگي‌نامه و تعاليم شيخ ابوالحسن علي‌بن عثمان هجويري‌)، نوشته شيخ عبدالرشيد 1349

- ترجمه چامسکي‌ نوشته جان لاينز 1357

- ترجمه هزيمت يا شکست رسواي آمريکا، نوشته ويليام لوئيس و مايکل له‌دين 1360

- ترجمه ساخت‌هاي نحوي‌، نوشته نوام چامسکي 1362

- تاليف آيين نگارش‌ 1366

- ترجمه ديدرو، نوشته پيتر فرانس 1373

- ترجمه سالامبو، نوشته گوستاوفلوبر 1374

- تاليف شيوه‌نامه دانش‌نامه جهان اسلام‌ 1375

- تاليف نگارش و ويرايش‌ 1378

به گفته استاد، «نوشتن مقاله و تحقيق به خصوص در حيطه ادبيات فارسي شيوه خاص خود را دارد و اين رهنمودها براي علاقه‌مندان به تحقيق و پژوهش بسيار کارگشا خواهد بود.»*

1 ازآن‌جا که ادبيات فارسي ما گنجينه‌اي است از دانش‌هاي گوناگون کلام، فلسفه، فرهنگ ايران باستان، فقه، اصول، معارف اسلامي و... کار يک محقق محدود به ادبيات فارسي نيست. به علاوه سابقه معلومات شاعر و نويسنده در اثرش منعکس مي‌شود. بنابراين به گفته مرحوم فروزانفر با اين‌ که همه فکرمي‌کنند شاهنامه فردوسي فقط مربوط به فرهنگ ايراني و پارسي است، اين طور نيست، شاهنامه پر از معارف قرآني و اسلامي و... است. حالا حافظ و مولانا و... که جاي خود دارند. پس در مورد مقالات تحقيقي در ادبيات فارسي بايد زمينه‌هاي متنوعي را در نظر داشت و در رشته‌هاي متعددي مطالعه کرد. مثلا مقاله‌اي داشتيم که درباره سوگواري و عزا درشاهنامه بود و يک پژوهشگر جوان که خيلي هم کوشاست نمونه‌هايش را در زبان فارسي يافته بود. وقتي مقاله را براي ارزيابي نزد يک اسطوره شناس فرستاديم عنوان کرد که اين مقاله ازجهت ارائه نمونه و تحليلي کوچک مورد قبول است، اما کافي نيست! اين محقق جوان چون با فرهنگ ايران باستان آشنايي نداشته، نتوانسته است ريشه اين مراسم و آداب را پيدا کند. محقق بايد خود را به سبک و شيوه نوشتن شاعر و نويسنده نزديک کند؛ به خصوص در جاهايي که شعرا و نويسندگان وارد انديشه‌ورزي مي‌شوند. ‌مثلا اگر شما اطلاع نداشته باشيد که مولانا به چه مواردي به عنوان منابع مراجعه مي‌کرده است و آن‌ها را مطالعه نکنيد، نمي‌توانيد بفهميد که فلان اصطلاح در شعرش اشاره به چه چيز يا چه کسي است؟

2 محقق بايد زياد بخواند و کمتر بنويسد. در تحقيق، به داده‌هايي نياز است که وسعت معلومات لازم دارد و محقق فقط نمي‌تواند به همان موضوعي که در موردش تحقيق مي کند اکتفا کند. بايد هم بر آن حوزه اشراف پيدا کند و هم آن را با حوزه‌هاي ديگر مقايسه کند. مثل بعضي کتاب‌هاي نظريه‌ پردازان و محققان خارجي که شما ازخواندن آن‌ها حيرت مي‌کنيد! کتاب، صد يا 90 صفحه است اما مي‌بينيد که در قسمت منابع داده‌ها، 300 کتاب را معرفي کرده‌اند. چنين کتابي آن‌قدر خوب است که وقتي آن را مي‌خوانيد دربرابر تحليلش احساس عجز مي‌کنيد و اين به خاطر وسعت معلوماتش است. با معلومات محدود نمي‌شود کار تاليفي انجام داد. اميدوارم که محققان ما نخواهند با دو تا کتاب خواندن، 10 تا مقاله بنويسند. صد تا کتاب بخوانند و يک مقاله بنويسند. همان کاري که پيشينيان‌مان انجام مي‌دادند.

3 عارضه‌اي در حوزه تحقيق ادبيات فارسي وجود دارد که بعضي‌ها سعي مي‌کنند نظريات خارجي را به آثار فارسي تحميل کنند يا فلان مکتب اروپايي را با فلان دوره ادبي فارسي مقايسه کنند! اين‌ها هر کدام حيات فکري و تاريخ ادبي جداگانه‌اي دارند و اين طور نمي‌شود آن‌ها را با هم تطبيق داد. درست است که مقاله يا مطلب تحقيقي بايد چارچوب نظري داشته باشد اما چارچوب نظري واقعا از کجا پيدا مي‌شود؟ جريان‌هاي مخفي‌ در ادبيات ما پيش آمده است که در ادبيات خارجي نبوده است. ادبيات خارجي يک جريان ديگري است که عوامل و مقدمات ديگري داشته است. شايد بعضي آثار فارسي مثل داستان سياوش يا داستان سهراب در شاهنامه، مثلا تمام خصوصيات تراژدي را داشته باشد که همه راه‌ها به روي قهرمان بسته است و رستم هيچ طور نمي‌تواند سهراب را بشناسد، اما اين درست نيست که بخواهيم تمام آثار يک نويسنده خودي را که تحت تاثيرجريان ديگري بوده و فرهنگ ديگري داشته، به نظريه‌هايي نسبت بدهيم که در جريان و فرهنگي متفاوت شکل گرفته‌اند.

نظرات کاربران
کد امنیتی