خودِ شیرینی!
ناصرخان اکتور سینما

خودِ شیرینی!

نویسنده : محمدناصر حق خواه

خود را شیرین کردن یا خود شیرینی کردن از سری صفات بارز برخی عزیزان ما در اقصی نقاط میهن عزیزمان است که بدین وسیله و با شیرین کردن خویشتن خویش برای مافوق، بالا دستی، رییس، بچه‌های بالا، اونا و یا هر نامی که برایشان برگزینیم از موقعیتی به موقعیت دیگر که لزوما بهتر است و از میزان دریافتی مالی بهتر نسبت به قبل که الزاما بیشتر است و از میزی به میز دیگر که قطعا گنده‌تر است و از منشی به منشی دیگر که قطعا شاخ تر است نقل مکان می‌کنند. می‌‌گویند که می‌تونیم خودمان را شیرین می‌کنیم؛ می‌توانید خودتان را شیرین بکنید! و بدین ترتیب مراتب ترقی را هشت تا یکی طی می‌کنند و به ریش تلخ غیرشیرین‌ها می‌خندند. اما قصیه در امر رسانه و فرهنگ و سینما و تلویزیون کمی فرق دارد. شما غیر از بالادستی واقعی که اقای مدیر فرهنگی یا تهیه‌کننده بسازبفروش است؛  یک مخاطب دیگر هم دارید و آن هم مردم است. حالا سه راه دارید. یا اینکه همان بالایی را بچسبید و خیلی قشنگ و تر و تمیز مناسبت به مناسبت به تلویزیون بیایید یا سریال و فیلم بازی کنید و همان طور دولا دولا از تهیه‌کننده پول‌تان را بگیرید و در برابر رییس‌تان تعظیمی کنید و مردم هم دوست‌تان نداشته باشند و بروید. یا این‌که تیریپ غرور و هنر برای هنر و هنر برای مردم بردارید و بروید. کجا بروید؟ بروید بیرون گود و تماشا کنید که چطور بقیه قراردادهای کلان می‌بندند و کیف دنیا را می‌کنند و شما هم نان و غرور با چاشنی دوست داشتن مردم بخورید. یا اینکه راه سوم را برگزینید. راه سوم الحق و الانصاف بلدی می‌خواهد. راه سوم این‌طوری است که مثلا شما یک برنامه تلویزیونی دارید، حالا مثلا اسمش حالا خورشیده، نه که منظورم رضا رشیدپور باشه. نه دارم کلا میگم. مثلا گفتم اصلا. بعد شما در برنامه تیریپ آدم باحال و طرفدار مردم و انتقادکن بردارید که مثلا با هیچ کس شوخی ندارید و وسط این ژست‌تان و در حالی که مدیر شبکه‌تان را دعوت کرده‌اید که پاسخ‌گوی افکار عمومی باشد و داری از فردوسی‌پور دفاع می‌کنی؛ مدیرت بگوید عادل با ما هماهنگ نکرده بود؛ مثلا شما که خواستی از عادل حرف بزنی یادت هست که ساعت ۶:۳۰ صبح به من زنگ زدی و اجازه گرفتی که در برنامه از عادل بگویی؟  عادل هم باید این‌جوری می‌کرد. خب در این جور مواقع آدمی که راه سوم را برگزیده، می‌ماند که مدیر را ضایع کند و بگوید چنین نکرده، مدیر را بچسبد و مردم را ول کند که در آن صورت دیگر محبوب نیست؛ یا اینکه با لبخندی ماجرا را رد کند و فردا هم کلا تکذیب کند. تا نه سیخ بسوزد نه کباب روی سیخ!

نظرات کاربران
کد امنیتی