مردگان متحرک به روزهای اوج برمی‌گردد؟
به بهانه پخش فصل 9 سریال محبوب «مردگان متحرک» که تغییرات مثبتی در آن دیده می‌شود

مردگان متحرک به روزهای اوج برمی‌گردد؟

نویسنده :

فرانک دارابونت نام بزرگی در سینمای جهان است و حدود 9 سال قبل در ادامه موج حضور چهره‌های نامدار سینما در عرصه سریال‌سازی فصل اول «واکینگ دد» یا «مردگان متحرک» را در 6 اپیزود کارگردانی کرد. فضای وهم برانگیز و پسارستاخیزی سریال، اعتبار کارگردان آن فصل و داستانی که کشش لازم را داشت در کنار هشدارهای سریال درباره این‌که در یک جامعه بدون قانون خطرناکترین موجود خود انسان متمدن است باعث شد سریال مورد توجه قرار بگیرد تا جایی که حدود سه هفته قبل فصل نهم آن آغاز شد و به موازات آن سریال «ترس از مردگان متحرک» هم تولید شد تا با خط داستانی مجزا، قصه بقیه نجات یافتگان انتشار ویروس خطرناکی که بشر را به مرده‌ای متحرک و بی مغز تبدیل می‌کند را ببینیم. اما «مردگان متحرک» که تا فصل‌های چهارم و پنجم محبوبیت بالایی داشت کم کم مخاطب خود را از دست داد طوری‌که فصل هفتم را می‌شد پایان کار آن دانست. اما سریال برای فصل هشتم هم تمدید شد و باز هم ناامید کننده بود تا این‌که بالاخره در فصل جدید که به تازگی پخش شده مدیران شبکه و عوامل سریال دست به تغییرات بزرگی زدند. فصل 9 با جهش زمانی 18 ماهه‌ای آغاز می‌شود که از فصل‌های قبل و چالش‌هایش فاصله جدی می‌گیرد. هر چند توضیح بیشتر باعث لو رفتن فضای جدید سریال می‌شود اما همین قدر بدانید که شخصیت محبوب سریال یعنی دریل خط داستانی بهتری دارد و اپیزود اول شیک و تمیز است و البته تا حدودی انرژی را روی معرفی فضای جدید گذاشته است. با این‌که تغییرات جدی در تیم سازنده و خط داستانی دیده می‌شود و حتی سبک فیلمبرداری هم تغییر کرده تا هوای تازه‌ای به ذهن مخاطب دلزده دمیده شود اما بازهم چالش‌هایی هست که امید به موفقیت و پرمخاطب بودن این سریال در فصل یا فصل‌های بعدی را کمرنگ می‌کند. یکی از این چالش‌ها این است که سریال‌های روز دنیا به جز آن‌ها که در فضای تین ایجری یا کمدی‌های سیت کام هستند به سمت نوعی از معناگرایی یا پیچیدگی می‌روند. سریال‌ها برای رقابت با سینما که امکان جلوه‌های ویژه سنگین و پرهزینه را دارد با استفاده از زمان بیشتر و بستر مناسب برای بسط داستان در سریال‌های عمیق و پیچیده که مجالش در سینما کمتر است در حال جذب مخاطب است. اما واکینگ دد حرف‌های مهمش را زده و فرمول داستانش یعنی رقابت برای بقاء هم تکراری شده و از این جا به بعد اگر کسی هم بخواهد سریال را دنبال کند صرفاً به‌خاطر آن است که بداند چه برسر شخصیت‌ها می‌آید. از طرفی فضای ملال‌آور و تاحدی اعصاب خرُدکن فصل 7 و 8 در کل فرصت اعتماد دوباره از فصل 9 را سوزاند و شاید هر چه قدر فصل 9 جذاب هم باشد مخاطبی که رشته ارتباطش با سریال قطع شده دنبال ماجرا را نگیرد. در کنار این مسائل این روزها شاهد مینی سریال‌هایی سرراست و جذاب و در عین حال جمع و جور هستیم مانیاک، پاتریک ملروز، دروغ‌های کوچک بزرگ، الیاس گریس و موارد مشابه آن‌ها داستانی جذاب را با شتاب و ریتمی مناسب طرح می‌کنند و لااقل در فصل اول به سرانجام مطلوب می‌رسانند. در حقیقت این سریال‌ها که معمولاً داستان هر فصل‌شان متفاوت است در هر فصل حدود 8 اپیزود دارند برای همین انتخاب‌های بهتری محسوب می‌شوند. این نوع سریال‌ها در حقیقت شکل بسط داده شده یک فیلم سینمایی هستند و مقطع کوتاهی از زندگی شخصیت‌ها را هم بررسی می‌کنند و با ادامه موفقیت‌شان می‌توانند تهدید جدی برای سریال‌های طولانی مثل مردگان متحرک باشند. سریالی که به رغم محبوبیت، در فصل‌های آخر از حضور غیرضروری شخصیت‌هایی رنج می‌برد که صرفاً کادر را پر می‌کنند و وقت داستان را می‌گیرند و بعد از چند اپیزود حذف می‌شوند. فقدان شخصیت‌های محوری هم به این سریال لطمه زده بود. دریل کمابیش محوریت قبل را نداشت و ریک هم از رهبر گروه تبدیل به شخصیتی بهت زده، منفعل و احساسی شده بود که مخاطب را پس می‌زد. با این اوصاف و در حضور رقبای قدرتمند باید ببینیم «مردگان متحرک» می‌تواند با تغییرات در فصل جدید به روزهای اوج برگردد یا نه؟

نظرات کاربران
کد امنیتی