یکرنگیم؛ زیر سایه اربعین‌ها
روایت یک پشت خط مانده از بزرگ‌ترین اجتماع مسلمانان دنیا

یکرنگیم؛ زیر سایه اربعین‌ها

نویسنده : اکرم انتصاری

40 روز که نه، ما 1379 سال است که در بند مرامِ حسین(ع) هستیم. زمانه و حال و هوای اربعین‌هایی که می‌گذرد خود شاهد این ادعاست. حال مردم چند صد سال بعد از او، از چهار گوشه جهان راهی یک راه و حقیقت می‌شوند، راهیِ راه حسین(ع). البته این خاصیت عشق است که رنگ‌ها در کنار آن رنگ می‌بازند. در عوض، عشق همه چیز را به رنگ خود در می‌آورد و وحدت، متولد عشق‌هایی از این جنس است. تا به حال پیاده‌روی اربعین روزی‌ام نشده است اما با آن عدد و رقم‌ها که در مستطیل‌های سبز کوچکِ متصل به ستون‌ها نماینده بُعد مسافتند آشنایم، حتما شما هم می‌شناسیدشان. در اربعین آن ستون‌ها را به «عمود»  و آن رقم‌ها را به «عمود چندم» می‌شناسند. مسیر نجف به کربلا در میان چند شاخه راه اصلی و فرعی یکی از راه‌های پیوستن به افرادی است که قدم در راه پیاده روی اربعین گذاشته‌اند. 1452 عمود از اوایل این مسیر تا کربلا و فاصله هر عمود حدود 50 متر است. زمستان گذشته که مسافر عراق بودم از برخی عمودها، موکب‌های به جا مانده و جاده‌ها عکس و فیلم گرفتم تا بماند برای روز مبادا. غافل از این که روز مبادا به حسرتکده و همان چند عکس و فیلم اسبابِ بغضِ هزار باره‌ام را در اربعین بعد فراهم می‌کند. من تشنه راهی هستم که مرا به جماعتِ عظیم پیاده‌روی آدم‌ها برساند. اربعین دیده‌ای در این راه می‌گفت مسیر پیاده‌روی اربعین شبیه «آرمانشهر» است، همان «اتوپیا» به زبان علم و «مدینه فاضله» به زبان اهل دین. دنیایی که روح آن اگر در همیشهِ جهان جاری بود آدم‌ها هیچ وقت رنگ جنگ و خشونت را به خود نمی‌دیدند. اربعین و کربلا تلاقی زمان و جغرافیاست و تلاقی‌ها وحدت آورند. اختلاف نظر و نژاد و سلیقه همیشه ماتِ وحدت است و چیزهایی هست که بی آن‌که متوجهش باشیم اتفاق می‌افتد درست مانند شکوه و یکپارچگی که وحدت با خود می‌آورد و ما بی آن‌که حواس‌مان باشد بخش کوچکی از آنیم. در طواف کعبه و گرد آن گشتن و یک لبیک مشترک میان آدم‌ها، در میانه قنوت‌های شیرین صبح عید فطر و زمزمه «اللهم اهل الکبریا و العظمه...»، در خطبه‌هایِ نماز جمعه‌ای که بوی حق دهد، در سر برآوردن‌های طلوع خورشید جمعه و ندبه سر دادن و حتی در وحدتِ کوچک نماز جماعت‌های مسجدی که یک پیش نماز و دو مقتدا دارد. از شما چه پنهان غمِ چشیدن یکرنگی زیر سایه اربعین و کربلا این روزها دارد تمامم می‌کند، دوست دارم قبل از آن که تمام شوم روزی‌خورِ این تلاقی باشم، باشد که حضرتش بشنود و اجابتم کند. 

نظرات کاربران
کد امنیتی