شايد جايي ديگر
سه واقعه براي بودجه نجومي فوتبال ايران و هزينه‌کرد اشتباه آن

شايد جايي ديگر

نویسنده :

واقعه اول؛
* فوتبال ايران 9 سال است به جرگه ليگ‌هاي حرفه‌اي AFC پيوسته است. حالا ديگر مي‌توانيم سرمان را بالا بگيريم و ادعا کنيم که ليگ‌مان حرفه‌اي است. اما اين‌که تا چه اندازه ليگ‌ حرفه‌اي ما ساختارهاي فوتبال کشورمان را هم حرفه‌اي کرده است، مسئله‌اي است که صريحا بايد به آن پاسخي نااميدکننده داد! در فوتبال ما سالانه آمار خيره‌کننده پول مي‌آيد که بخش عظيمي از آن (80 درصد) هزينه خريد و نقل و انتقال بازيکنان و مربيان مي‌شود. مربياني که شايد چند بازي بيشتر مهمان باشگاه نيستند و بعد به علت عملکرد ضعيف مي‌روند و تمام پول‌شان را تا قران آخر مي‌گيرند. يا بازيکناني که حتي يک ثانيه هم در طول فصل به بهانه مصدوميت براي تيم‌شان نمي‌دوند و ارقام قابل‌توجهي را به خانه مي‌برند. حال سوال اين است که آيا همين پول‌ها را باشگاه‌ها و مديريت کلان فوتبال نمي‌توانند در بخش حرفه‌اي کردن زيرساخت‌هاي فوتبال خرج کنند؟ آيا باشگاه‌ها به جاي هزينه‌کردهاي ميلياردي کاذب براي جذب ستاره‌هاي پوشالي نمي‌توانند بخشي از اين سرمايه را در بخش ساخت ورزشگاه اختصاصي در نظر بگيرند؟ واقعه اول حرفه‌اي شدن دستمزدهاي فوتباليست‌ها و روز به روز نتيجه نگرفتن و حرفه‌اي نشدن باشگاه‌ها و فوتبال ما را به ما يادآور مي‌شود.

واقعه دوم؛
* اما وجه ديگري از ماجرا به مديريت کلان کشور برمي‌گردد. به نظام بودجه‌ريزي و برنامه‌ريزي براي سرفصل‌هاي کاري سازمان‌هاي دولتي! تا به حال با خودتان فکر کرده‌ايد که چه‌طور مي‌شود در يک فصل فوتبال تنها هزينه‌کرد 18 باشگاه ليگ‌برتري چيزي بالغ بر 180 ميليارد تومان (متوسط خرج‌کرد هر باشگاه ليگ‌برتري 10 ميليارد تومان) باشد ولي براي بودجه کتابخانه‌هاي کشور که نبض فرهنگي حرکت فکري هر جامعه‌اي است در سال 89 تنها 50 ميليارد تومان در نظر گرفته شده است؟! يا در بخش مدرسه‌سازي در براي سال 89 يک‌هزار و 400 ميليارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده است! آيا مقايسه اين آمار و ارقام به شما تناقضي معنادار را در توزيع عادلانه پول گوشزد نمي‌کند؟! نهادها و صنايع دولتي با مجوز صرف 5 درصد درآمد يا بودجه، خود وارد صحنه ورزش حرفه‌اي مي‌شوند اما چرا همين چند درصد، هزينه ورزش همگاني کارکنان همان سازمان نمي‌شود؟

واقعه سوم؛
* از بعد ظاهري مقايسه خرج‌کردها در حوزه فوتبال و براي بازيکنان در قياس با بخش‌هاي فرهنگي که بگذريم به بعد اخلاقي ماجرا مي‌رسيم. هزينه چهره شدن برخي افراد که شايد از حيث ميزان سواد و شان اجتماعي هم در مرتبه‌اي پايين‌تر نسبت به برخي اقشار باشند، چه‌قدر است؟ آيا به اندازه هزينه سالانه ساخت چند هزاران مدرسه؟! به نظر شما اگر دستمزدهاي نجومي و بالاتر از واقع بازيکنان فوتبال به بخش‌هاي ديگر ورزش، نه حوزه ديگري، مثل بازيکنان فوتسال يا واليبال اختصاص مي‌يافت نتيجه‌کرد بهتري براي ورزش کشور نداشت؟!

در اين بين قانون بامزه‌اي هم مي‌آيد تا مثلا ماجرا حل شود، فدراسيون قانون وضع مي‌کند که سقف قرار داد يک فوتباليست نبايد متجاوز از 350 يا مثلا 400 ميليون تومان باشد؛ در ادامه هم رئيس فدراسيون علنا اعتراف مي‌کند ما فقط در مورد قرارداد‌هاي ثبت شده وظيفه داريم و اگر يک باشگاه بيشتر از اين مبلغ را به صورت زير ميزي به بازيکنانش پرداخت کرد به ما ربطي ندارد. اين قانون تنها باعث مي‌شود که پول‌ها در خفي رد و بدل شده و سر دولت در اخذ ماليات از درآمد واقعي فوتباليست‌ها بي‌کلاه بماند؛ چرا که مثلا سال قبل رحمتي 666 ميليون تومان گرفته بود و همه مي‌دانستند، طبعا امسال اگر بيشتر نگيرد کمتر نخواهد گرفت و با وضع اين قانون حتما نيمي از قرارداد اين بازيکنان سطح بالا از کانال‌هاي ديگر مثل کارانه، پاداش پاس گل، پاداش پيروزي، پاداش تساوي، حتي کم‌کم پاداش باخت تامين شده و وقتي درآمدي شفاف نباشد ماليات آن هم درست اخذ نخواهد شد.

و اما عمق فاجعه
فوتبال ورزش اول ايران نيست؛ چرا که هيچ‌گاه به اندازه کشتي، وزنه‌برداري و اين روزها واليبال و بسکتبال و حتي فوتسال مقام آسيايي و جهاني نداشته، اما بايد اذعان کرد محبوب‌ترين رشته ورزشي در کشور ماست. با اين همه در نظر بگيريد درآمد يک فوتباليست محبوب را با يک نويسنده محبوب! حق‌التاليف يک کتاب خوب با شمارگان 3 هزار جلد در مواردي به زحمت به يک ميليون تومان مي‌رسد. يک استاد دانشگاه با سابقه، که عضو هيئت علمي هم باشد به ندرت درآمدي بيشتر از 20ميليون تومان در سال خواهد داشت. با اين همه چرا هزينه اين محبوبيت فوتبال اين قدر بالاست و بيشترش از جيب دولت و بيت‌المال؟!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
درباره افول ستاره‌ها در تیم‌های بزرگ و عاقبت نافرجام نقل و انتقالات پر سر و صدا

بمب‌هایی که نترکیدند!

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات