چطور مفید و به صرفه بخوریم؟
5 قدم و چند نکته در مدیریت مصرف مواد غذایی

چطور مفید و به صرفه بخوریم؟

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

این روزها می‌شود حسابی آه و ناله کرد. می‌شود وقتی به هم رسیدیم درباره قیمت آخرین چیزی که خریده‎ایم صحبت کنیم. می‌شود بالا و پایین بازار را با قبل مقایسه کرد و ناامیدتر شد. این روزها در مترو، اتوبوس، محل کار، جلسات، جمع‌های دوستانه، حتی فروشگاه‌ها آن چیزی که خیلی در موردش صحبت می‌شود تورم است. تورم افسار گسیخته‌ای که قیمت کالاها در آن هیچ ثباتی ندارند، بر زندگی و اعصاب ما فشار مضاعف دارد و این میان همه نیازهای اساسی داریم که نمی‌توانیم از آن صرف نظر کنیم. ما هر روز و هر روز برای تامین مخارج زندگی‌مان با مشکلات بیشتری مواجه هستیم و سبدهای غذایی‌مان روز به روز کوچک‌تر می‌شود و این فشار روی قشر متوسط و ضعیف جامعه کاملا محسوس است، اما ناله کردن تنها راهکار نیست. ناله کردن فقط می‌تواند عصبانیت و خشم ما را به دیگران منتقل کند تا تعداد افراد بیشتری خشمگین شوند. شاید لازم باشد جایی اگر کار مفیدی که به شرایط فعلی کمک می‌کند از دستمان بر می‌آید انجام بدهیم وگرنه به بهبود زندگی‌مان فکر کنیم. به این‌که شرایط الان این است و ما باید در این بحران چه راهکارهایی را پیش بگیریم تا فشار کمتری تحمل کنیم و البته که ناله کردن یکی از راهکارهایی نیست که بتواند ما را از بحران بیرون بیاورد.

 نیازهای بدن‌مان را بشناسیم 
آنچه بدیهی است نیاز بدن به مواد غذایی مختلف است. این‌که ما چگونه می‌خوریم و چه می‌خوریم رابطه مستقیمی با سلامتی‌مان دارد. بدن ما احتیاجاتی دارد  که اگر تامین نشود از خودش عکس‌العمل نشان می‌دهد. مثلا کمبود ویتامین‌های گروه B ریزش مو می‌آورد و پوکی استخوان و افسردگی از علایم کمبود ویتامین D است. خستگی، دردهای مفاصل در پاها، تحلیل عضلانی، ضایعات پوستی و تغییرات روانی مختلف علایم عدم تامین ویتامین C است. شاید این اطلاعات را در کتاب علوم دبستان خوانده باشیم ولی خاطرمان نباشد. اتفاق خوبی است اگر این دست اطلاعات‌مان را به روز کنیم.
درباره خاصیت خوراکی‌ها دقیق شویم
بهتر است قبل از هر چیزی بدانیم که هر ماده غذایی چه ویتامین‌ها و مواد معدنی دارد و کدام نیاز بدن را تامین می‌کند. حالا وقت آن است که اطلاعات بیشتری از بدن خودمان داشته باشیم. این‌که بدانیم چه مقدار از یک ماده غذایی می‌تواند نیاز ما را تامین کند شاید بخش مهمی از برنامه‌ریزی ما باشد. همه می‌دانند که چهار گروه اصلی مواد غذایی داریم که باید در برنامه‌مان گنجانده شود، پروتئین، میوه و سبزی، لبنیات و غلات. اما شاید همه ندانند که از هر کدام از این گروه‌های غذایی چقدر باید مصرف کرد. مثلا دانستن این‌که روزی چند میوه باید بخوریم یا لبنیات چه نقشی باید توی سفره‌مان داشته باشد به این موضوع کمک می‌کند که هوشمندانه مصرف کنیم. 
برنامه هفتگی غذایی داشته باشیم
حالا اگر که دانستیم بدن‌مان چه می‌خواهد و از هر کدام چقدر نیاز دارد چه فایده‌ای دارد؟ وقتی که گوشت کیلویی فلان قدر است و میوه فلان قدر. ما چگونه به نیازهای بدن‌مان فکر کنیم؟ آن هم وقتی که حقوق‌مان ثابت و قیمت اجناس‌ متغیر است و سیر صعودی دارد. شاید حالا وقتش رسیده باشد که دیگر از فاز این‌که امروز چه بپزم خارج شوید. هر روز صبح که بیدار می‌شوید احتمالا اولین سوال که بانوی خانه از خودش می‌پرسد همین است که امروز ناهار را چکار کنم؟ خب با این سوال معلوم است که اولین و دم‌دستی‌ترین چیزی که به ذهن می‌رسد روی گاز قرار می‌گیرد و البته اتفاقی که می‌افتد این است که غذاهای تکراری و پلویی به جای غذاهای متنوع که همه گروه‌های غذایی مورد نیازمان را پوشش بدهند، عرض اندام می‌کنند. مثلا چه اشکالی دارد به جای چند بار در هفته پختن مرغ یک‌بار آن را به ماش پلو یا عدس پلو اختصاص داد تا هم هزینه خانواده کاهش پیدا کند و هم گروه‌های متنوع‌تری در سبد غذایی‌مان قرار بگیرد و هم از خواص حبوبات بیشتر استفاده کنیم. این گونه از آسیب‌های مصرف زیاد یک ماده غذایی هم در امان می‌مانیم. مثلا همه می‌دانند که مصرف زیاد تخم‌مرغ برای کبد مضر است. وقتی برنامه داشته باشیم بر حسب تصادف ظهر کوکو نمی‌خوریم و شب املت که هر دو تخم 
مرغ دارد!
با برنامه به خرید برویم
وقتی خانواده برنامه غذایی مشخصی برای طول هفته‌اش داشته باشد می‌داند که این هفته به چه مواد خوراکی و چه مقداری از آن در خانه نیاز است. این‌که ما عادت کرده‌ایم که از هر چیزی زیاد در خانه داشته باشیم یا حتی گاهی عادت کرده‌ایم نیاز سال یا ماه‌مان را یک باره تهیه کنیم شاید دیگر حالا پاسخ‌گوی درآمد یک خانواده نباشد. خرید بیش از اندازه‌ مصرف که اکثر ما ایرانی‌ها به آن عادت داریم به یک باره جیب سرپرست خانواده را خالی می‌کند و دیگر پولی نمی‌ماند که خانواده بخواهد روی دیگر نیازهای غذایی‌اش فکر کند. خرید هوشمندانه و به اندازه می‌تواند میزان پولی را که برای خرید مواد غذایی کنار گذاشته‌ایم بین خریدهای مختلف سرشکن کند تا از هرچیزی به مقدار مورد نیاز موجود باشد.
اصلاح تفکر: خرید کم
 و اندازه نیاز خجالت ندارد
البته هنوز هم خیلی از مردان ایرانی روی‌شان نمی‌شود که بخواهند چیزی را کم بخرند. آن‌ها معمولا دوست دارند دست پر به خانه برگردند و به قول قدیمی‌ها در را با پایشان باز کنند. البته از آن‌جا که دیگر در همه منازل با آیفون باز می‌شود دیگر آن روش هم کاربرد ندارد و شاید بهتر باشد که روش‌های بهتر وکارآمدتری را در پیش گرفت. یکی از نکاتی که باید به آن توجه داشت همین است که اگر منابع مالی‌مان محدود است سعی کنیم از همه گروه‌های مواد غذایی به مقدار نیاز، در سبد خریدمان داشته باشیم. شاید در گذشته نه چندان دور از این‌که می‌شنیدیم خارجی‌ها میوه را قاچ قاچ یا دانه‌ای می‌خرند خنده‌مان می‌گرفت. چون ما عادت داشتیم میوه را سبدی و هندوانه را دانه‌ای بخریم. اما حالا که شرایط اقتصادی برایمان سخت‌تر شده است شاید بد نباشد برای تنوع وقتی به میوه‌فروشی مراجعه می‌کنیم به تعداد اعضای خانواده گلابی بخریم. چه ایرادی دارد بگوییم آقا من 3 تا موز می‌خواهم یا چهار تا گلابی. این‌طور می‌شود به سبد خرید تنوع بخشید. چه ایرادی دارد به جای یک شقه گوشت 200گرم خرید تا بتوان وعده غذایی آن هفته را با آن درست کرد.
پرخوری را کنار بگذاریم
یکی از عادات بدی که در خانواده‌های ایرانی قابل انکار نیست پرخوری است. این‌که ما لذت خوردن را جزو تفریحات‌مان گذاشته‌ایم و از هر ماده غذایی که دوست داریم هر چقدر بتوانیم مصرف می‌کنیم نه تنها کمکی به ما نمی‌کند بلکه سلامتی‌مان را هم به خطر می‌اندازد. شاید بعضی تصور کنند که اگر در آن واحد سه موز بخورند تمام ویتامین‌های آن جذب بدن می‌شود ولی بعضی هم می‌دانند بدن به اندازه نیاز خودش جذب می‌کند و بقیه دفع می‌شود یا مضر است. اکثر چیزهایی که خیلی دوست داریم گران هم هستند. یکی از گروه‌های غذایی که گران بود و گران‌تر هم شد و شاید دیگر در حال حذف شدن از سبد غذایی بسیاری از خانوارهاست مغزها و آجیل است. البته که همه فواید آن را می‌دانند و همه دوست دارند. اما عادت بدی که ما ایرانی‌ها داریم این است که نمی‌دانیم بدن ما به حدود 200 گرم مغز بادام نیاز ندارد و نمی‌دانیم که همه این مقدار جذب بدن ما نمی‌شود. ما عادت کرده‌ایم یک پیاله جلوی خودمان بگذاریم و تا تمام نشد دست از سرش برنداریم. اما حالا اگر بخواهیم تمام مواد مغذی را دریافت کنیم شاید بهتر باشد که به خوردن دیگر یک تفریح نباشد و مواد غذایی دریافتی‌مان را مدیریت کنیم. مثلا اگر با 7 عدد بادام در روز نیاز بدن ما تامین می‌شود چه نیازی است که صد گرم مصرف داشته باشیم؟ می‌شود به جای قانون صفر و صدی این‌که یا زیاد باشد یا نباشد، به نیاز بدن توجه کرد و یک مجموعه کوچک روزانه از آجیل‌های متنوع (کشمش، نخود،بادام،پسته و..) درست کرد و به همان قناعت کرد تا بتوان اقلام گرانی مانند آجیل را هم در سبد خانوار حفظ کرد.
به این چند نکته هم توجه داشته باشیم
شاید یک مسئله دیگری که به اقتصاد خانواده کمک کند تهیه مواد غذایی در منزل است. مثلا وقتی یک رب در فروشگاه 18 هزار تومان عرضه می‌شود با کمی زحمت می‌توان آن را خانگی تهیه کرد. یا به جای خرید سبزی و پیاز آماده به سبک قدیم رفتار کرد. یا حتی  از تعداد دفعاتی که غذا را در بیرون منزل صرف می‌کنیم کم کنیم و به جای آن گاهی غذای ساده‌ تهیه کنیم و با خود به دامن طبیعت ببریم. یا مثلا وقتی می‌گوییم بدن به پروتئین نیاز دارد فقط به گوشت اکتفا نکنیم. انواع پروتئین‌ها را بشناسیم و از مواد ارزان‌تر در سبد مواد غذایی هم استفاده کنیم و البته موضوعی که می‌شود به آن بیشتر توجه کرد جلوگیری و پرهیز از اسراف است. متاسفانه مقدار غذای دور‌ریز ایرانی‌ها بسیار زیاد است که شاید گرانی و اصلاح اجباری الگوی مصرف بتواند کمی به این امر کمک کند که ما یاد بگیریم به همان اندازه مصرف از مواد غذایی استفاده کنیم تا پسماند ومازاد غذای‌مان را دور نریزیم. 
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها