اندر حکایت مریدان و بسته‌های خاک بر سری
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و بسته‌های خاک بر سری

نویسنده : مهدیه جوادی

روزی مریدان در حالی‌که چهره‌های‌شان شطرنجی بود به دیدار پیرنا و استادنا ابوجارچی ابن جیم خراسانی شتافتندی. ابن جیم را از این حالت مریدان عجب آمدی و از مریدان سبب بپرسید. مریدان جملگی مِن و مِن کنان به دیگری نگریستند و هیچ کدام هیچ نگفتند گویی که دولتمردان را سبب گرانی پرسیده‌اند یا رئیس بانک مرکزی را بهای نهایی دلار! 

ابوجارچی چوبی از آستین درآورد و مریدان با دیدنش چونان بلبل به سخن آمده و گفتند: یا خفن! بسته اینترنت شبانه... هنوز کلام مریدان منعقد نشده بود که ابن جیم نفری یک کشیده نر و ایضا یک کشیده ماده زیر گوش مریدان خواباند و گفت: وای بر شما که بسته اینترنت شبانه داشته‌اید، چه ننگ و چه مصیبتی از این بزرگ‌تر. مریدان گفتند: یا استاد! چرا شلوغش می‌کنی؟ ما که اصلا گوشی نداریم! ابن جیم گفت: پس چرا صورت‌تون شطرنجیه؟ مریدان گفتند: تم امروز شطرنجی بوده! و سپس گفتند: یاخفن! ما از این سبب نزد تو آمدیم که بر ما حمکت سخن معاون وزیر ارتباطیه بازگو کنی که گفته اندک اندک بسته‌های شبانه اینترنت جمع خواهد شد، دلیل آن هم نامناسب بودن این بسته‌ها از منظر فرهنگی برای نوجوانان و جوانان ذکر گشته است. حال بر ما بگو که آیا با حذف این بسته‌ها مشکلات فرهنگی ما حل خواهد شد؟

ابن جیم اندکی درنگ کرد و گفت: خیر! چون آن کار که با بسته شبانه می‌کردند حال با بسته روزانه می‌کنند. مریدان با شنیدن این سخن نعره‌ها زدندی و جامه‌ها دریدندی و سر به بیابان گذاشته تا نصف شب با بسته روزانه در اینترنت سیر کردندی.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها