این سینمای پرچالش
به بهانه 21 شهریور روز ملی سینما درباره دردسرهایی که سینمای ایران دارد

این سینمای پرچالش

نویسنده : محمدناصر حق خواه

دیروز روز سینما بود. روزی که فرصت خوبی است برای آن‌که فقط یک کمی به سینما و چالش‌های پیش رویش فکر کنیم. برای همچین مناسبت و همچین موضوعی باید دقت و حوصله و فضای زیادی اختصاص داد و حالا که مجال کمی داریم خیلی سرراست می‌رویم سراغ اصل موضوع یعنی مکافات‌های سینما در ایران:

 پول‌های کثیف. مدتی است بعضی از آدم‌هایی که درگیر فسادهای اقتصادی بزرگ هستند برای تطهیر خود و همین‌طور پولشویی از طریق تولید آثار سینمایی و سریال‌های شبکه نمایش خانگی ترجیح می‌دهد اثر هنری تولید کنند. ورود این پول‌های کثیف می‌تواند حواشی زیادی برای سینما و شبکه نمایش خانگی داشته باشد. کاش حالا که به‌نظر می‌رسد مسئولان به این موضوع بی‌توجه هستند مخاطب در این فضا بیدار باشد و از هزینه برای چنین آثاری خودداری کند.

 نبود مخاطب جدی. هر چند در ظاهر سینمای ایران آثار چند میلیاردی دارد اما به نسبت قیمت بلیت و جمعیتی که می‌توانند فیلم ببینند و نمی‌بینند در وضعیت خوبی قرار نداریم. این‌که برای پرفروش‌ترین فیلم‌های هر سال بین 4 تا 6 میلیون نفر از 80 میلیون نفر جمعیت کل کشور فیلم را در سینما ببینند یعنی یک هشدار خیلی جدی.

 تاثیرپذیری زیاد فیلمساز از مخاطب. سینما یک ارتباط دوسویه است بین مخاطب و فیلمساز. فیلمساز باید از مخاطب تاثیر بگیرد و برای مخاطب فیلم بسازد اما نه در این حدی که چون کمدی‌های نوستالژیکی مثل «نهنگ عنبر» پرفروش شدند همه به این سمت بروند. در این حالت چه جایی برای حرف تازه و اثرگذاری هنرمند باقی می‌ماند؟ درست است که «هزارپا» یا «مصادره» فیلم‌های پرمخاطبی بودند اما حتی در جزئیاتی مثل بازیگر نقش اول هم یکدیگر را تکرار می‌کردند. بماند که کمدی ساختن هنر می‌خواهد و از عهده هرکسی برنمی‌آید. با این عرضه و تقاضا در این ژانر استعدادهای سینمایی کشور در عرصه‌های مختلف به راحتی هرز می‌روند چون سرمایه‌گذارها فقط برای یک نوع سینمای خاص حاضر به هزینه هستند و اگر هنرمندی در این بازی تسلیم نشود حذف خواهد شد.

 نبود تکنسین سینما. آگهی‌های تبلیغاتی را با برخی فیلم‌های سینمایی مقایسه کنید. هرچند اساساً قاب تلویزیون و سینما متفاوت است و هرکدام هدف متفاوتی هم دارند اما به لحاظ حرفه‌ای آگهی تایم کوتاهی دارد اما به لحاظ تکنیک بصری چندگام از نیازهای سینمای کشور جلوتر است. در سینما برای صرفه‌جویی طراحی صحنه، جلوه‌های ویژه میدانی و رایانه‌ای و خیلی چیزهای دیگر در ساده‌ترین و ارزان‌ترین شکل ممکنش انجام می‌شود برای همین فرم به محتوا جهت می‌دهد و به جایی رسیدیم که در حال حاضر بسیاری از مضامین به خاطر آن‌که در اجرا پرهزینه هستند یا نیاز به عواملی دارند که در سینما حضور کمرنگی دارند از قصه‌ها حذف می‌شود و یک‌سره شاهد فیلم‌های آپارتمانی هستیم. نهایت اتفاقی که در سینمای ایران می‌تواند بیفتد چند ویراژ ساده با خودروست که تیم ارشا اقدسی در حد معمولی رقم می‌زند و نمی‌تواند به رونق سینما و تنوع ژانرها کمکی کرده باشد.

 مشکلات اقتصادی کشور. هزینه تولید فیلم بیشتر شده. سبد خرید و هزینه خانوارها کوچک‌تر شده و در این وضعیت تولید فیلم مستقل سخت‌تر می‌شود. در این شرایط گاهی بد نیست حداقل با نیت حمایت از سینما بعضی از فیلم‌ها را تماشا کنیم تا گردش مالی این صنعت طوری باشد که سینماگران جوان و مستقل که خارج از چارچوب عرضه و تقاضای معیوب سینما فیلم‌های دغدغه‌مند می‌سازند بتوانند به کارشان ادامه بدهند.

 نبود کپی رایت داخلی و خارجی. فیلم‌ها و سریال‌های به روز و جذاب دنیا در کشور ما به راحتی در دسترس هستند با کمترین هزینه. خب این اتفاق بازار سینما و شبکه نمایش خانگی ایران را با معضل مواجه می‌کند. شما وقتی می‌توانید با هزینه اینترنت بابت دانلود بهترین فیلم‌ها را داشته باشید چرا باید پول به آثار داخلی هم بدهید. همین عادت کم‌کم باعث می‌شود ترجیح بدهیم فیلم‌های داخلی را هم دانلود کنیم یا در یک لوح فشرده و بعضاً خیلی فشرده یا ابزاری مثل فلش با حداقل قیمت آن‌ها را خریداری کنیم. متاسفانه از وقتی فیلم‌های سینمایی در سوپرمارکت‌ها توزیع می‌شود، فروشگاه‌های عرضه این محصولات با مشکلات اقتصادی مواجه شدند و برای سود بیشتر ناچار هستند به روش‌هایی مثل فروش نسخه غیرقانونی فیلم‌ها، فروش روی فلش و هارد و دایویکس روی بیاورند و اقتصاد سینما را با بحران مواجه کنند.

نظرات کاربران
کد امنیتی