برای چه گریه می‌کنیم؟
یادداشت

برای چه گریه می‌کنیم؟

نویسنده : سید مصطفی حسینی

ماه محرم می‌رسد... سیاه می‌پوشیم... به در و دیوارها پرده سیاه بالا می‌بریم... در مجالس شرکت می‌کنیم و زیارت عاشورا می‌خوانیم و سینه می‌زنیم و اشک می‌ریزیم... کنار خیابان‌ها چای دارچین می‌دهیم و نوحه پخش می‌کنیم... به عاشورا و تاسوعا که برسد علم بلند می‌کنیم و هیات به راه می‌اندازیم... غذای نذری می‌دهیم و می‌خوریم... و دست کم ده روز و گاهی دو ماه کامل را به عزاداری می‌گذرانیم... برای خیلی‌هایمان بخش ثابت و پذیرفته شده‌ای از زندگی ست. به قول شاعر مادران‌مان ما را با حبّ حسین علیه السلام و غم عاشورا، شیر داده‌ و بزرگ کرده‌ و به ثمر رسانده‌اند. با این حال گاهی برایمان روشن نیست که همه اینها قرار است به کجا برسد؟ اصلا هدفی دارد یا خودش به خودی خود فقط ارزش به حساب می‌آید؟ آیا از ما خواسته‌اند که سالی یک بار یک خاطره هزار و خرده‌ای ساله را بالای هزار منبر و به هزار زبان تکرار کنیم که داغ‌مان تازه بشود و به صاحب عزا که مادرشان باشد و فرزند منتظرشان تسلی خاطر بدهیم و... همین؟ که ذخیره قبر و قیامت‌مان بشود؟ اشک‌هایمان را در صندوقچه‌های زرین بریزند و روز قیامت به دستمان برسانند تا نجات بخش‌مان باشند؟ با این حساب آیا، همه این غصه‌ها را می‌خوریم برای خودمان؟! یا برای آن شهیدی که بار رفتن از این دنیا را می‌بست و می‌دانست دختر سه ساله‌اش را باید بین پست‌ترین آدم‌های زمانه‌اش رها کند و خواهرانش بی پناه غیرتمندی، قرار است بیابان‌ها بیابان را با سر و پای برهنه بروند... و با این حال او آماده نشستن تیغ بر گلویش بود؟ و اگر او این همه وارسته بود و ذوب در عمل به تکلیف... که بیش از اینها چنین بود... گریه‌ها و تسلی خاطرهای منِ دنیایی قرار است به چه کار او و مادرش و فرزندش بیاید؟ اصلا داستان عاشورا با این همه سوز و گدازش، داستان چیست؟ مردی که «نه» گفت؟ یا مردی که تسلیم امر پروردگارش بود؟ یا مردی که در بیابانی تشنه و بی دفاع مورد هجوم سپاهی بزرگ قرار گرفت و کشته شد؟ آیا اصلا مهم است که بدانیم به چه گریه می‌‌کنیم؟ یا گریه می‌کنیم فقط به همین حجت که بارها در روایات متعدد توصیه شده و برایش اجر فراوان مترتب است؟ آیا گریه بر اباعبدالله هم مثل دورکعتی بودن نماز صبح است که فارغ از دانستن یا ندانستن حکمتش به آن عامل باشیم؟ یا از جنس دیگریست؟ فهم و درک و دانستن هم در بزرگداشت این مصیبت نقشی دارد یا نه، لعن و سلام بر رفتگان کافیست؟

 

شاید برای خیلی‌ها این سوالات مته به خشخاش گذاشتن باشد... بگویند تعظیم شعائر حسینی نیاز به این همه صغرا و کبرا ندارد. تکلیفش معلوم است و اجرش با صاحبش و اثر ارادت‌ورزی به دستگاه اباعبدا... را کدام شیرپاک خورده ای‌ست که در زندگی‌ش ندیده باشد؟! با این حال وقتی به این فکر می‌کنی که آن کسی که کشته شده یک «امام» بوده و امام موجودی‌ست که برای هدایت بشر آمده، برای اتمام مکارم اخلاق، برای بالا بردن عقول، برای برپا داشتن جامعه به میزان و حکمت و اینها همه یکپارچه درگیری شعور می‌خواهد و غلیان عقلانیت. یک گوشه ذهنت درگیر می‌شود که تعظیم شعائر حسینی شاید همه این‌هایی که می‌کنیم هم هست، اما شاید خیلی بیشتر از این‌ها هم باشد و نکند بی آن‌که دریچه فهمت را به این آفتاب باز کنی، زیر سایه علمش بنشینی و چشم باز کنی و ببینی حسرت فرصت بزرگ رشد پیدا کردن در محرم بیشترین چیزی ست که ذخیره برده‌ای... همین.

نظرات کاربران
کد امنیتی