فصل محرم به روایت کتاب‌ها
یادداشت

فصل محرم به روایت کتاب‌ها

نویسنده : الهام یوسفی

فصل‌های سال برای آدم‌ها معناهای متفاوتی دارند. از میان آدم‌های مختلف، کتاب دوست‌ها برای خواندن و بیشتر خواندن و بهتر خواندن دنبال بهانه‌اند و عوض شدن فصل‌ها بهانه خوبی است. انگار که با آمدن بهار باید کتاب‌های خاصی را دست گرفت که روح بهار داشته باشد، پاییز هم که دیگر بهار خواندن است و آداب خودش را دارد. من هم از سال‌ها پیش عادت کرده‌ام چند هفته قبل از رسیدن فصل جدید، با لذت و حساسیت کتاب‌هایی را از قفسه کتاب بیرون بکشم، بگذارم روی میز و تا آمدن فصل جدید، من و آن کتاب‌ها منتظر ملاقات رسمی‌مان بمانیم. بهار، تابستان، پاییز و زمستان. اما برای من فصل‌ها به این چهارتا محدود نیستند. برای من از سال‌ها قبل فصل دیگری هم وجود داشته... فصل محرم! فصلی که همه چیزهای خاص خودش را دارد، عطر خاص، طعم خاص، صدای خاص و البته در قاموس من کتاب‌هایی خاص برای خواندن. اولین سالی که این فصل را برای خواندن به رسمیت شناختم خوب یادم هست. سال اول دانشجویی‌ام بود که با خودم قرار و مدار محرم‌خوانی گذاشتم. از روز اول محرم شروع کردم به «فتح خون» خواندن، ده فصل برای ده روز، چه سالی بود و چه محرمی! هنوز کتاب فتح خون‌ام پُر است از یادداشت‌‌هایی که حال و هوای آن روزها را برایم زنده می‌کنند، من روضه‌های خودم را در حاشیه کتاب نوشته‌ بودم. راستش«سید مرتضی آوینی» هم روایتگر و روضه‌خوان خوبی بود برای آن ده روز. بعد نوبت فصل‌های بعدی محرم و کتاب‌های دیگر رسید. «پس از پنجاه سال» استاد «سید جعفر شهیدی» را از قفسه قدیمی خانه خاله برداشته بودم، شوهر خاله گفته بود این را حتما بخوان. بی‌راه نگفته بود. پس از پنجاه سال را که خواندم تازه فهمیدم اوضاع از چه قرار است. تازه فهمیدم محرم فقط اشک و آه و روضه نیست، فکر و تحلیل است. «کتاب آه» را هم سال بعد از همسر هدیه گرفتم. روزیِ فصل جدید محرم. دستم که گرفتمش، دیدم می‌توانم یک مقتل درست و حسابی و موثق بخوانم که با معیارهای کتاب‌خوانی من سازگار است. بعد از آن، تا جایی که یادم هست روزها و شب‌های محرم‌ام با این کتاب‌ها پیوند خورده بود: «حماسه حسینی»، «شماس شامی»، «سقای آب و ادب»، «ماه به روایت آه»، «عاشورا شناسی» «نامیرا» کتاب‌های بسیاری که نویسندگانش خوب فهمیده بودند فصل محرم خوراک خواندنی می‌خواهد. سال پیش که «کآشوب» روانه بازار کتاب شد، ما جماعت منتظر کتاب چقدر خوشحال شدیم که یک اثر تازه برایمان به بازار آمده، خوراک تازه‌ای از کلمات برای فصل محرم. آن را از کتاب‌فروشی گرفتم، خواندم و خوشحال‌تر شدم که دیدم هنوز هستند آدم‌هایی که می‌فهمند زمانه جدید، خوراک جدید فکری می‌خواهد. حرف‌ها تکراری می‌شوند اگر همیشه و هماره در همان قالب و شکل و فرم باشند، زمانه جدید حرف تازه می‌خواهد، برداشت تازه و تحلیل تازه. حتی اگر حماسه و مرثیه عاشورا به چهارده قرن پیش برگردد باز هم می‌توان از زاویه تازه به آن نگاه کرد. کاشوب این کار را کرده بود؛ به من و خیلی کتاب‌خوان‌های دیگر امیدواری داد که می‌شود در ایام محرم کتابی را دست بگیریم که روایتگر حال و هوای دیگران، روایتگر روضه‌های خوانده و نخوانده و اشک‌های ریخته و نریخته و تردیدها و جواب‌های احتمالی‌اش باشد. می‌دانم امسال جلد دومش در راه است، خوراک فصل تازه محر‌م‌مان. اما این را هم می‌دانم که کم است، خیلی کم است. در نوع خودش خوب است اما کافی نیست. گاهی فکر می‌کنم نکند روزی بیاید که دیگر کتابی نباشد و اگر هست آن‌قدرها که باید خوب و درست درمان نباشد.

نظرات کاربران
کد امنیتی