دست دعا، چشم اميد

دست دعا، چشم اميد

نویسنده :

 از کودکي هميشه اين سؤال را داشتم که: چه دليلي براي خواستن حاجت‌هاي گوناگون از خدا وجود دارد؟ در حالي ‌که خدا بيشتر از خودمان به نيازهاي ما واقف است و گاهي، موقع دعا به اين جمله بسنده مي‌کردم که: «خدايا! آن‌چه بر من نيکو و پسنديده است، عنايت فرما!» بعدها فهميدم بعد از خواندن ادعيه نوراني ائمه معصوم، حاجت طلبيدن، چه حکمتي مي‌تواند داشته باشد. ما دعا مي‌خوانيم تا توجه‌مان به نيازهاي اصلي‌مان جلب شود. پس از آن حاجت مي‌طلبيم تا خود را با خواسته‌هاي‌مان بيش‌تر بشناسيم. مناجات کردن با خدايي که بيشتر از ما به حاجت‌هايمان آگاه است، از طرفي باعث ادامه يک ارتباط خودخواسته با خالق هستي مي‌شود و از طرف ديگر محک و ترازويي است تا ما خودمان را با آن نقد بزنيم و بررسي کنيم. چه بسيار اتفاق افتاده که به نيازهاي اصلي خودمان بي‌توجه بوده‌ايم و از خدا کمترين‌ها را خواسته‌ايم. چه بسا مادرمان مريض بوده و ما از خدا توپ فوتبال طلب کرده بوديم!

شعاري شد؟! الان، حتم مي‌نشيني کنار رفيق‌رفقا و فک‌وفاميل، که فلاني قصد نصيحت کردن ما را داشته! ما همان بهتر که کتاب‌مان را معرفي کنيم.

ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان، ماه‌هايي‌است که خدا خطوط پرسرعت اتصال به آسمانش را به رايگان در اختيار بندگانش قرار داده، بي‌هيچ رنج و زحمت. ماه رمضانش را هم که سنگ تمام گذاشته تا همه حالش را ببرند!

«سيدمهدي شجاعي» اين نويسنده عزيز و بزرگوار، کتابي دارد با نام «مناجات» که پيش از اين، به صورت پراکنده در ماهنامه نيستان، به چاپ رسيده بود. اين کتاب همانند هر کتابي، فصول متعددي دارد که هر يک حال و هواي مخصوص خودش را دارد. يکي در حال و هواي محرم و ديگري در حال و هواي معصومين و حج و احرام و... که پيش از هر دعا، خدا را به گونه‌اي مي‌خواند. اين کتاب به گونه‌اي، نمايه‌اي از تفکرات و آرمان‌هاي شجاعي است. او هر فصل کتابش را با بيتي نغز و زيبا شروع مي‌کند که حلاوت خوانش نوشته‌هايش را دوچندان مي‌کند. شجاعي گاهي در قالب مناجات، ديگراني را که گاه مسئوليت اجتماعي دارند و گاه مسئوليت سياسي، مورد انتقاد قرار مي‌دهد تا مناجاتش به يک نتيجه فردي-الهي محدود نشود. آرزومنديم، اين روزها خداوند، سلامتي‌اش عطا فرمايد.

«خداوندا! به ما آن‌چنان ايماني عنايت کن که خود را اسلام نشمريم و دين معنا نکنيم و نفسانيت خود را با رضايت تو اشتباه نگيريم.

خداوندا! معاني از واژه‌هاي خود دور افتاده‌اند و واژه‌ها معاني واژگون يافته‌اند. معاني را به واژگان بازگردان!

خداوندا! به فرزندان‌مان بينشي عطا کن که ميان اسلام و داعيان مسلماني فرق بگذارند و مکتب را از شاگردان کودن يا دغل‌کار آن تميز دهند.

اي خداي حسن‌بن‌علي‌العسکري! از زمان حضور آخرين امام حاضر، جهان همچنان تاوان بي‌لياقتي‌اش را پس مي‌دهد. به ما لياقت ديدار فرزند عسکري را عنايت فرما.»

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
مینیمال

جورج کلونی وجودم را بیدار کنید

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

شهیدی‌فرد مرد متین و پرتکرار یک دهه گذشته جشنواره فیلم فجر

٩٦/١١/٢٦
چهره هفته

ذکر مولانا رضا رشیدپور

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

لطفا مرا پرزنت نکنید

٩٦/١١/٢٦
درباره ماجرای روی اعصاب مجری‌های تکراری افتتاحیه و اختتامیه جشنواره‌های مختلف یا بهتر بگوییم «بین مجری

اجراهای‌کوچک زنگ‌زده

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

یک خانم بی اعصاب شگفت انگیز

٩٦/١١/٢٦
تلگجیم

تلگجیم 525

٩٦/١١/٢٦
شاخ هفته

برای مهم‌ترین آدمِ زندگی‌ام

٩٦/١١/٢٦
شگرد

هنگام خواب با گوشی چه کنیم؟

٩٦/١١/٢٦
درباره بازیگرانی که در حوزه اجرا هم دستی بر آتش دارند

مایل به مجری

٩٦/١١/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و دلخوری

٩٦/١١/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 525

٩٦/١١/٢٦
کوتاه درباره مهم‌ترین فیلم‌های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

متفاوت و پرسروصـــدا مـثل فـجـر 96

٩٦/١١/٢٦
خاطرات گرشاسبی‌بزرگ

کادوی استاد

٩٦/١١/٢٦
مینی

مینی 525

٩٦/١١/٢٦
آنتن

حمله سوسک‌های لانچیکودار!

٩٦/١١/٢٦
پایان نامه

ادابازی درمانی!

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

من هم معترضم

٩٦/١١/٢٦
واکاوی یک دلیل ساده برای حسرت 16 ساله قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا

نبرد نابرابر

٩٦/١١/٢٦
جانونی

هشدار! مبتلایان به ناراحتی قلبی این متن را نخوانند...

٩٦/١١/٢٦