رکوردشکنی هایی که به محبوبیت ختم نشد
آنچه بر دروازه‌بان اول تیم‌ملی کشورمان از تولد تا قبل از شروع بازی با مراکش گذشت

رکوردشکنی هایی که به محبوبیت ختم نشد

نویسنده : مجید حسین زاده

 اگر یک ماشین زمان داشتیم و به 10 سال پیش برمی‌گشتیم و یک جوان را که خودش و خانواده‌اش از لحاظ مالی بی‌نهایت در مضیقه بودند می‌دیدیم، به همه چیز فکر می‌کردیم به جز این‌که او روزی به موفقیت چشمگیری برسد و مایه افتخار شود. با این حال و هرچه بیش‌تر با این جوان آشنا می‌شدیم، مطمئن‌تر می‌شدیم که امکان ندارد به آرزوهایش در فوتبال برسد. او در آن سال‌ها کارگر بود، سرپرست خانواده‌اش بود و حتی پول خریدن کفش ورزشی را هم نداشت و روی کاغذ در بهترین حالت باید دروازه‌بان برتر جام یکی از محلات کشور می‌شد اما سرنوشت، جور دیگری برایش رقم خورد. صحبت از «علیرضا بیرانوند»، دروازه‌بان اول تیم‌ملی کشورمان است، کسی که زندگیش جان می‌دهد برای کتاب‌های موفقیت و برنامه‌های ماه عسل‌‌طور. بیایید خیلی کوتاه به روزگار او قبل از شروع اولین بازی ایران در جام‌جهانی 2018 برویم، درست تا یک ثانیه قبل از سوت شروع بازی با مراکش.

به دنیا آمدن در خانواده‌ای فقیر
در خانواده‌ای به دنیا آمد که از نظر مالی خیلی ضعیف بودند. به همین دلیل مجبور به ترک تحصیل شد تا کار کند و کمک خرج خانواده باشد. در کودکی مجبور بود که علاقه‌اش به فوتبال را از پدرش مخفی کند و یک بار که پدرش متوجه شد چند ساعتی از روز را با پای لخت در خیابان، فوتبال بازی می‌کند از ترس عصبانیت پدرش چند روز به خانه نرفت.
مواجهه با دریای مشکلات
روز و شب‌ها گذشت و 15 ساله شد، یعنی سال 86. شنیده بود که راه موفقیت در زمین سبز فقط و فقط از پایتخت می‌گذرد. دل را به دریای مشکلاتی زد که به طور کامل، پیش‌بینی نشده بود! کمی پول قرض کرد و سوار اتوبوس شد تا برای پیشرفت فوتبالی‌اش از خرم‌آباد به تهران بیاید. کاملا اتفاقی و در اتوبوس، مربی تیم وحدت تهران را دید و درخواستش این‌گونه پاسخ داده شد: «صد و پنجاه هزار تومان پول بده تا از تو تست بگیریم.». این درخواست مالی در حالی به او داده شد که علیرضا حتی کرایه به تهران رفتنش را هم از دیگران گرفته بود.
کارگری کردن به عشق فوتبال
به تهران که رسید به خاطر این‌که جایی برای خواب داشته باشد، کارگر یک کارواش شد. بعد از کارواش به یک پیتزافروشی رفت و شب‌ها تا دیر وقت در آن‌جا کار کرد. حتی در تهران رفتگری هم کرد تا این که مربی جوانان نفت، بازی‌هایش را دید و او را انتخاب کرد. کم‌کم با او قراردادی بسته شد و اجازه دادند تا در نمازخانه باشگاه و گاهی هم در رختکن بخوابد و روزگار سپری کند. او به صورت حرفه‌ای در سال 1390 با نفت تهران قرارداد بست و 5 سال در این تیم آن‌قدر درخشید که از بهترین پرسپولیس دهه اخیر، پیشنهاد دریافت کرد.
آغاز معروفیت اما نه محبوبیت
حضور در لیگ قهرمانان آسیا با نفت و پرتاب‌های بلند با دستش که هر مهاجمی را در موقعیت گل قرار می‌داد و اختصاصی او بود، شانس‌اش را برای دروازه‌بان ثابت پرسپولیس شدن افزایش داد و سال 95 با تیم سرخ‌پوش پایتخت قرارداد بست. علیرضا با پرسپولیس تا مرحله یک چهارم لیگ قهرمانان آسیا رفت، 2 بار قهرمانی لیگ را تجربه کرد و رکوردهای کلین شیتی خارق‌العاده‌ای از خودش در لیگ ایران و حتی لیگ قهرمانان آسیا به جا گذاشت اما هیچ‌گاه محبوب سکوها و طرفداران پرسپولیس نبود. طرفداران پرسپولیس معتقد بودند که بیش‌تر گل‌هایی که بیرانوند می‌خورد، سوتی خود اوست در حالی که او رکورد کمترین گل خورده در یک فصل را در تاریخ پرسپولیس کسب کرد. با این حال و به همین دلایل، فشار زیادی رویش بود و حتی در برهه‌ای تصمیم به خداحافظی از پرسپولیس هم گرفت که با وساطت نزدیکانش منصرف شد.
آمادگی برای حضور در جام‌جهانی
صعود تیم‌ملی کشورمان به جام‌جهانی بدون باخت و حتی بدون گل خورده به جز در بازی آخر، نشانه درخشش خیره کننده عقابی در دروازه داشت که خیلی‌ها دلیل این موفقیت را حضور «سیدجلال حسینی» در قلب دفاع تیم‌ملی می‌دانستند. با این حال و بعد از قرعه‌کشی جام‌جهانی که مشخص شد با تیم‌های بی‌نهایت اسم و رسم‌دار اسپانیا و پرتغال هم‌گروه شده‌ایم، همه مطمئن بودند که کی‌روش در پست دروازه‌بان به بیرانوند اعتماد نخواهد کرد. این پیش‌بینی با دعوت نشدن سیدجلال که هماهنگ‌ترین مدافع با بیرانوند بود، به واقعیت نزدیک‌تر هم شد. در این بین، کری‌خوانی او برای کریس رونالدو که یکی از پربازدیدترین کلیپ‌های شبکه‌های اجتماعی شد با عبارت «چطوری کرییییس؟»، هرچند نشانه اعتماد به نفس بالای او داشت اما طرفداران تیم‌ملی را راضی نمی‌کرد. زمان به سرعت گذشت و رسیدیم به ثانیه‌هایی قبل از شروع اولین بازی تیم‌ملی کشورمان در جام جهانی 2018 و اعلام نام بیرانوند به عنوان دروازه‌بان اول ایران. حالا خوش‌بین‌ترین طرفداران ایران هم از کیسه گل شدن تیم‌ملی در جام‌جهانی به خصوص در برابر تیم‌های اسپانیا و پرتغال تعجب نمی‌کردند اما منتظر سرنوشت بودند. 
نظرات کاربران
کد امنیتی